11 دلیل عدم موفقیت محصولات جدید

ساخت وبلاگ

محصولات عالی همیشه شکست می خورند. دشوار است که بگوییم دقیقاً خرابی محصول مشترک است. برخی از آمارهای مردمی بیش از حد ارزیابی می کنند که 80 ٪ تا 95 ٪ - اکثریت قریب به اتفاق - از پیشنهادات جدید به عنوان خرابی باد می شوند. در حالی که تحقیقات جدیدتر نشان می دهد که این تعداد به 40 ٪ نزدیکتر است ، احتمال عدم موفقیت محصول هنوز خطر بسیار واقعی برای شرکت های تازه کار را نشان می دهد. سهام برای راه اندازی های جدید برای راه اندازی محصولاتی که درآمد کافی برای حفظ تجارت دارند ، بسیار زیاد است - اما دستیابی به آن آسان نیست.

محصولات جدید به دلایل مختلف می توانند شکست بخورند-مناسب بودن بازار محصول ، نیازهای مشتری بی پاسخ یا رقابت سرسخت ، برای نامگذاری چند مورد.

دلیل شماره 1: هیچ بازار محصول مناسب نیست

دستیابی به بازار محصول به این معنی است که شما محصولی را توسعه داده اید که ارزش بازار مناسب برای تجارت خود را ارائه می دهد. وقتی آن را پیدا کردید ، علائمی مانند:

  • افزایش فروش
  • نرخ کم چرن
  • محبوبیت محصول از طریق کلمه دهان در حال رشد است
  • استفاده زیاد در بین مشتریان اصلی شما

بدون تناسب بازار محصول ، بعید به نظر می رسد که با محصول خود موفقیت های زیادی پیدا کنید ، مهم نیست که چقدر خوب کار کند.

من مطمئن هستم که شما به یاد دارید که مایکروسافت در سال 2006 تصمیم گرفت که iPod را به دست بگیرد. این شرکت Zune را راه اندازی کرد ، که قول داد هر کاری را که دستگاه اپل نیز می تواند انجام دهد انجام دهد. با این حال ، علی رغم وعده های عالی ، Zune در بازار شکست خورد.

چرا Zune شکست خورد؟مایکروسافت فقط در حال تعقیب اپل بود و محصولی را ایجاد کرد که هیچ دلیلی برای تغییر مشتریان ارائه نمی داد. کمپین بازاریابی مایکروسافت در مقایسه با اپل مسطح شد و مجموعه ویژگی های Zune به اندازه iPod برای کاربران ارزشمند نبود. درس این اشتباه چیست؟دشوار است بدانید که چگونه بازار به یک محصول و پیام رسانی بازاریابی واکنش نشان می دهد ، از این رو چرا آزمایش این موارد از قبل بسیار مهم است.

هدف قرار دادن بازار اشتباه می تواند منجر به مشکلات مناسب شود ، همانطور که می تواند بازاری را که برای حفظ تجارت شما بسیار کوچک است ، تعقیب کند. شرکت هایی که به طور مرتب درآمد و بازار محصول را به دست می آورند ، این کار را با تطبیق منظم محصول خود انجام می دهند تا متناسب با نیازهای متغیر بازار خود (نه راه دیگر).

دلیل شماره 2: حل مشکل اشتباه

هر محصول موفق باید برای کاربران خود مشکلی را حل کند و با بازگشت به ایده مناسب بازار محصول ، باید کاربران کافی با این مشکل خاص وجود داشته باشد. حل یک مشکل غیر موجود یا نادر ، محبوبیتی را که برای به دست آوردن کشش در بازار لازم دارید ، به دست نمی آورید.

در سال 1990 ، ماکسول هاوس آماده نوشیدن قهوه شد. فرضیه این محصول ساده بود: ایجاد روشی جدید و راحت برای مشتریان برای لذت بردن از قهوه فوراً ، بدون اینکه واقعاً خود را در خانه یک فنجان بسازند. به نظر می رسد نبوغ ، درست است؟

مشتری می تواند محصول را در سوپر مارکت محلی خود خریداری کند ، آن را به خانه بیاورد ، مایکروویو آن و ... voila ، قهوه آنها آماده بود. پس چرا این مسئله فلاپ شد؟ آنها یک مشکل مشترک را تجربه کردند که بسیاری از رهبران مشاغل (به ویژه کارآفرینان در مراحل اولیه) با آن روبرو شدند: احساس بیش از حد به ایده خود و متقاعد کردند که نیازی به تغییر مسیر نیست. در این حالت ، آنها یک روش پیشرفته را برای مقابله با مشکلی پیش بینی می کردند که نیازی به چنین راه حل پیچیده ای و فشرده منابع نداشت.

معلوم شد که شما نمی توانید قهوه را در بسته بندی اصلی آن مایکروویو کنید. درعوض ، مشتریان مجبور بودند قبل از قرار دادن آن در مایکروویو ، محصول را از بسته بندی داخل لیوان بریزند ... فعالیتی متفاوت از ریختن خود یک فنجان قهوه تازه از قهوه ای نیست. این دقیقاً همان کاری است که مشتریان همچنان انجام می دهند و شرکت را مجبور به رها کردن محصول می کند.

راه حل برای این نوع مشکل صحبت با مشتریان و بازار هدف است. ممکن است با ایجاد محصولی که مشکلی را که تجربه می کنید را حل کند - و این یک مکان عالی برای شروع است. با این حال ، اگر با مخاطبان بزرگتر چک نکنید ، هرگز نمی دانید که این مشکل واقعاً چقدر گسترده است. بازگشت به مشتریان و اعتبارسنجی تصمیمات محصول خود در طی (و حتی بعد از آن) ساخت و ساز کلید ایجاد محصولات ماندگار و بسیار کارآمد است. موفقیت مداوم Keurig نمونه ای عالی از یک شرکت است که یک روش ابتکاری برای حل همان مشکلی که ماکسول هاوس سعی در پرداختن به آن داشت ، پیدا کرد.

دلیل شماره 3: هدف "کامل" به جای "انجام شده"

هنگامی که چیز جدیدی را راه اندازی می کنید ، باید ارزش خود را که می خواهید در برابر بازه زمانی لازم برای تیم خود برای توسعه آن تحویل دهید ، متعادل کنید. در حالی که قرار دادن یک محصول نیمه پخته شده در بازار مطمئناً می تواند منجر به مشکلات شود ، بنابراین می توانید خیلی طولانی منتظر راه اندازی باشید. بهتر است یک ماه را صرف ایجاد و راه اندازی یک محصول ناقص کنید که بازخورد را از آن رقم می زند تا یک چهارم را به نرم افزاری که ممکن است در واقع مشکلی را که می خواهید برطرف نکنید ، اختصاص دهید.

این همان اتفاقی بود که با Google Lively ، پاسخ غول جستجو به Second Life افتاد. پس از توسعه طولانی مدت محصول ، سرانجام Lively در سال 2008 راه اندازی شد ، درست همانطور که رکود اقتصادی شروع به افزایش عوارض خود کرد. در نتیجه ، این شرکت پس از گذشت تنها پنج ماه ، محصول را برای "تمرکز بیشتر روی جستجوی اصلی ، تبلیغات و برنامه های برنامه" کشید.

محصولات جدید (و مشاغل جدید) اغلب به دلیل اینکه وقت و منابع زیادی را صرف تلاش برای ایجاد چیزی "عالی" می کنند به جای رفتن به بازار با یک محصول تکمیل شده که می تواند درآمد کسب کند ، می توانند چیزی را صرف کنند. تا زمانی که محصول بیش از حد مهندسی به بازار وارد می شود ، نیازهای مشتری می تواند تغییر کند ، ممکن است بخش های بازار تکامل یافته باشد ، یا اقتصاد می توانست تغییر کند.

کاملاً طبیعی است که وقتی حداقل محصول قابل استفاده خود را (MVP) راه اندازی می کنید ، کمی شرم آور باشید - در حقیقت ، اگر حداقل کمی نگران این نیستید که اولین راه اندازی شما چگونه پیش می رود ، احتمالاً خیلی طولانی صبر کرده اید تا آزاد شویدمحصول شما.

دلیل شماره 4: جمع آوری بازخورد منظم از مشتریان

بازخورد مشتری کلید توسعه محصولی است که مشکلات آنها را حل می کند. بدون بررسی منظم ، هرگز نمی دانید محصول شما ارزش ارائه می دهد یا خیر. حتی اگر این بازخورد اولیه منفی باشد (که اگر با MVP کار می کنید ، برخی از آن خواهد بود) ، حاوی بینش عملی در مورد چگونگی ایجاد تغییرات افزایشی و بهبود محصول خود به مرور زمان است.

در سال 1970 ، AT& T از دیدگاه خود کور شد و بازخورد منفی را در آزمایشات نادیده گرفت ، که منجر به عدم موفقیت در تصویر شد. مدیران این شرکت معتقد بودند که طی 10 سال از راه اندازی یک میلیون واحد استفاده می شود. درعوض ، پس از سالها تحقیق و آزمایش محصول ، آنها فقط در سه سال به دلیل عدم علاقه مصرف کننده ، آن را از بازار خارج کردند. اکنون می دانیم که مشتریان تماس های ویدیویی می خواهند (ما هر روز از آنها استفاده می کنیم) ، پس چرا PicturePhone شکست خورد؟

همانطور که معلوم است ، کاربران تجهیزات را بسیار حجیم ، کنترل های آن را غیر دوستانه دانستند و تصویر بسیار کوچک برای مشاهده واضح است. قیمت این سرویس برای بیشتر مصرف کنندگان نیز بسیار زیاد بود - و این همه چیزهایی بودند که کاربران در مرحله آزمایشی مطرح کردند.

مقابله با بازخورد منفی می تواند دشوار باشد ، به خصوص اگر شرکت شما کاملاً جدید باشد و شما سعی می کنید رویاهای کارآفرینی خود را به واقعیت تبدیل کنید. کاملاً طبیعی است که بخواهیم از عمل بر روی آن خودداری کنیم یا از جمع آوری آن به طور کلی جلوگیری کنیم. با این حال ، اگر از مشتریان خود برای نظرات صادقانه خود سؤال نکنید ، هرگز نمی توانید با پاسخگویی و سریع محصول خود را تکرار کنید.

بهترین دفاع شما در برابر هزینه های بی پروا و هدر رفتن چرخه های گرانبها ، به طور فعال جمع آوری بازخورد و تأیید اعتبار هر ویژگی جدید و تکرار محصول شما برای درک بهتر کدام ویژگی های محصول بیشترین ارزش را برای کاربران نهایی شما اضافه می کند.

دلیل شماره 5: تکرار خیلی آهسته

به روزرسانی های سریع یکی دیگر از مؤلفه های اصلی یک محصول موفق است. تأکید در اینجا بر "سریع" است - Customer نیاز به تغییر سریع دارد ، و همچنین چشم انداز رقابتی نیز انجام می شود. تنها راه برای ادامه کار حرکت در چرخه های توسعه سریع نرم افزار تکراری است.

تکرار سریع بخشی از چیزی است که باعث موفقیت فعلی آن شده است (که داستانی است که قبلاً در وبلاگ خود در مورد آن بحث کرده ایم). آنچه به عنوان یک ابزار ارتباطی داخلی برای یک شرکت بازی ویدیویی آغاز شد ، مورد آزمایش و ترفند قرار گرفت تا اینکه به ابزار کار Uber-popular امروز تبدیل شد.

زمان بندی برای شرکت های B2B SaaS بسیار مهم است. در حقیقت ، اشتباه کردن یک راه اندازی یک دلیل رایج است که در نهایت استارتاپ ها درهای خود را می بندند. بهترین گزینه شما این است که با ایجاد سریع تغییرات سریع (و حتی راحت تر کردن چیزها) راحت شوید. بهتر است سریع شکست بخوریم و چیزی عملی را از آنچه که به آرامی حرکت می کند بیاموزید و هرگز درک نکنید که چرا محصول شما نتوانسته است کشش کند.

تکرارهای سریع گاهی به معنای انحراف از نقشه راه اولیه محصول شما خواهد بود. این خوب است ، و برای استارت آپ های اولیه بسیار معمول است که محورهای بزرگ را از برنامه اصلی خود دور کنند. نکته مهم این است که در اولویت بندی آن محورها قرار بگیرید که بیشترین ارزش را برای مشتریان شما ارائه می دهد.

اگر مطمئن نیستید که چه تغییراتی را برای اولویت بندی قرار دهید ، مشتریان شما به شما خواهند گفت. سعی کنید از بازخورد به عنوان راهنمایی استفاده کنید و به شما اشاره می کند که تکرارها استراتژیک ترین مزیت را برای موفقیت کلی محصول شما ارائه می دهند.

Building a Product Validation Process

ساختن یک فرآیند اعتبار سنجی محصول

دلیل شماره 6: استفاده از فرضیات نادرست در مورد مشتریان خود

همیشه بلافاصله مشخص نیست که مشتریان شما چگونه از محصول شما استفاده می کنند - و گاهی اوقات ، آنها از آن به شکلی که قصد نداشتید استفاده می کنند. اگر مشتریان شما از محصول شما ارزش دریافت می کنند ، این هنوز هم می تواند یک پیروزی باشد ، و درک عادات کاربر اولین قدم برای ارائه تجربه مورد نظر خود است (حتی اگر این همان چیزی نیست که شما در ابتدا تصور می کنید).

PayPal یک نمونه عالی از چگونگی محور است که متوجه شوید فرضیات شما در مورد مشتریان اشتباه بوده است. هنگامی که آنها در ابتدا محصول خود را توسعه دادند ، بنیانگذاران ماکس لوچین و پیتر تیل قصد داشتند یک سرویس بانکی آنلاین ارائه دهند. کاربران برای پرداخت سریع آنلاین که نیازی به چک یا سفارش پول ندارند ، به این سرویس اعتماد کردند و پی پال متولد شد.

با این حال ، مراقب فرضیات نادرست باشید که اگر از آنها آگاه نیستید ، می توانند مشکلاتی ایجاد کنند. اگر مشتریان شما برای استفاده ناخواسته به محصول شما تکیه می کنند ، فقط زمان لازم است تا اینکه یک رقیب نشان دهد که این عملکرد را هدفمندتر از محصول شما ارائه می دهد. در حقیقت ، پی پال در پاسخ به افزایش رقابت در فضای پرداخت های دیجیتال ، تغییرات نرخ اخیر را ایجاد کرده است.

در مدیریت محصول ، ما در مورد مفهومی به نام شکاف هدف صحبت می کنیم. این شکاف فاصله بین روشی است که مشتری از لحاظ تئوری از یک محصول و نحوه تعامل آنها با آن تحت فشار و محدودیت های زمان واقعی با آن استفاده می کند. شکاف هدف برای برنامه ریزی دشوار است: مشتریان آینده نگر گاهی فرض می کنند که در طی یک نظرسنجی از یک محصول به یک روش استفاده می کنند ، حتی اگر این برای زندگی روزمره آنها واقع بینانه نباشد.

شما می توانید درک کنید که مشتریان شما با صحبت با آنها و در صورت امکان با تماشای تعامل آنها با آن ، از محصول شما استفاده می کنند. تست قابلیت استفاده به شما این فرصت را می دهد تا دقیقاً بدانید که محصول شما در حال حل مشکلات برای پایگاه مشتری شما است. تست های اعتبار سنجی کوتاه همچنین می تواند به شما در تعیین آنچه مشتریان از محصول شما استفاده می کنند کمک کند.

دلیل شماره 7: قیمت گذاری محصول شما اشتباه است

محصولاتی که قیمت آن برای متناسب با بازار نیستند می توانند شکست بخورند. مشتریان محصولاتی را خریداری نمی کنند که قیمت آن بسیار بالا باشد ، اما اگر قیمت خود را خیلی پایین تعیین کنید ، درآمد کافی برای حفظ تجارت خود ایجاد نمی کنید. درست است که استراتژی قیمت گذاری خود را به درستی بدست آورید ، و بسیاری از کارآفرینان فکر می کنند که چگونه می توانند سود خود را از ایده خود دور کنند. برخی از شرکت های با سرمایه گذاری به سرعت از طریق پول نقد می خورند زیرا در نظر نمی گیرند که چقدر برای کسب سود از محصول خود چقدر طول می کشد.

PDA اپل نیوتن به دلایلی از کار افتاد. اگرچه برخی از ناظران دلیل اصلی شکست این محصول را تشخیص ضعیف دست خط می دانند، قیمت بالای 700 دلار کمک قابل توجهی کرد. این هزینه برای بسیاری از مصرف کنندگان در آن زمان بسیار بالا بود، و در چند سال آینده پس از عرضه نیوتن، جایگزین های ارزان تری در دسترس قرار گرفت.

مدل محبوب فریمیوم چالش قیمت گذاری دیگری را برای استارت آپ ها ارائه می دهد. متقاعد کردن مشتریان برای باز کردن کیف پول خود و تغییر از یک نسخه رایگان نرم افزار شما به محصول پرچمدار پولی، گاهی ساده تر از انجام دادن است. اگر نسخه رایگان نرم افزار شما ارزش درک شده کافی را به کاربران ارائه دهد، آنها انگیزه ای برای تغییر به نسخه پریمیوم نخواهند داشت. در همین حال، در حالی که منتظر کاربران رایگان هستید تا به مشتریان پولی تبدیل شوند، کسب و کار شما ممکن است با کمبود منابع مواجه شود.

اگر قیمت گذاری شما مانع موفقیت محصول شما می شود، وقت آن است که خود را تنظیم کنید. شما می توانید به رقبای خود نگاه کنید تا ایده ای در مورد آنچه بازار حفظ خواهد کرد. همچنین، به خاطر داشته باشید که واقعاً چقدر هزینه برای ایجاد محصول شما صرف می شود. استراتژی های زیادی برای قیمت گذاری محصول شما وجود دارد، و اگر رویکرد فعلی شما کارساز نبود، تغییر مسیر مشکلی ندارد.

دلیل شماره 8: تحقیقات کافی در مورد بازار یا صنعت وجود ندارد

محصولات موفق در خدمت نیازهای بازار و صنعت هستند. اگر اطلاعات مربوط به بازار هدف یا صنعت کلی خود را از دست بدهید، توسعه محصول مناسب برای شما دشوار (شاید غیرممکن) خواهد بود.

تحقیقات بازار یک گام اساسی برای راه اندازی یک محصول جدید موفق است. در واقع، شرکت مشاوره مک کینزی «تلفیق بینش های بازار» را یکی از مهم ترین گام ها برای عرضه موفق محصول معرفی کرد. درک اینکه به چه کسی خدمات می دهید، البته برای ایجاد یک محصول ارزشمند بسیار مهم است، اما همچنین بر نحوه جایگاه و بازاریابی محصول خود در صنعت خود تأثیر می گذارد.

اینستاگرام به عنوان یک استارت آپ، به لطف تحقیقات عمیق در مورد تجزیه و تحلیل محصول و رفتار کاربر، با موفقیت در چرخش قرار گرفت. وقتی اینستاگرام شروع به کار کرد، Burbn نام داشت و در میان لیست بلندبالایی از ویژگی های دیگر، به کاربران آیفون اجازه می داد در مکان های مختلف چک کنند و عکس های سوء استفاده های خود را به اشتراک بگذارند. مشخص شد که Burbn برای کاربران بسیار پیچیده است - اکثر مردم مجموعه کامل ویژگی های برنامه را نادیده گرفتند و تنها به ویژگی اشتراک عکس آن اعتماد کردند.

تحقیقات اینستاگرام در مورد رفتار کاربران یک یافته مهم را کشف کرد: بازار رسانه های اجتماعی یک برنامه ساده اشتراک گذاری عکس را از دست داده بود. بدین ترتیب اینستاگرام متولد شد.

موفقیت اینستاگرام در صورتی که بنیانگذاران کوین سیستروم و مایک کریگر با مردم بررسی نکردند تا دریابند که چگونه آنها واقعاً از محصول خود استفاده می کنند. بدون آن مرحله ، آنها ممکن است بیش از حد متمرکز بر ارائه ویژگی هایی باشند که کاربران واقعاً نمی خواستند یا به آن احتیاج ندارند.

اگر دائماً با مشتریان خود صحبت می کنید ، بینش هایی را کشف می کنید که می تواند به شما کمک کند اطمینان حاصل کنید که محصول شما متناسب با نیازهای بازار هدف شما است.

دلیل شماره 9: سرمایه گذاری در زمینه های اشتباه تجارت خود

وقتی تازه کار را شروع کرده اید ، معمول است که بودجه تنگ و زمان محدودی برای اختصاص دادن به محصول خود داشته باشید. تحت این محدودیت ها ، هنگام تصمیم گیری در مورد کدام حوزه های کسب و کار شما ، باید بیشتر مراقب باشید و کدام یک از آنها می توانند تا بعداً منتظر بمانند.

به عنوان مثال ، ممکن است نیازی به پول زیادی را به یک رعد و برق بازاریابی اختصاص دهید ، به عنوان مثال ، اگر از قبل اتصالات صنعت عمیق و وزوز دهان به دهان دارید. بودجه شما ممکن است با استخدام توسعه دهندگان توانمند و انجام نظرسنجی ها و مصاحبه های منظم مشتری برای جمع آوری بازخورد آنها بهتر سرمایه گذاری شود.

در سال 2007 ، Joost قول داد شبکه تلویزیونی همتا به همسالان آینده باشد و به نظر می رسید که شروع به پرواز کند. متأسفانه ، Joost با معماری ، پخش کننده ، کتابخانه محتوا مشکلات مختلفی داشت ... شما آن را نامگذاری می کنید. تیم آنها نتوانستند این مسائل را برطرف کنند ، و در نتیجه ، هرگز از بین نرفت. دو سال پس از راه اندازی آن ، هرچه از آن باقی مانده بود به Adconion فروخته شد.

درس؟کمبود منابع و پشتیبانی داخلی می تواند مانع تلاش شما برای تولید محصولی شود که نیازهای مشتری را برآورده کند.

استارتاپ های اولیه اغلب سریع قدم می زنند و کمی غیرقابل پیش بینی هستند-مانند راه اندازی محصول جدید. شما و تیم خود می توانید با ماندن قابل انعطاف پذیری و تمایل به محوری با اندک ، به آن غیرقابل پیش بینی تکیه دهید. اغلب بهتر است که مسیر را تغییر دهید و اشتباه کنید ، تا زمانی که سریع این کار را انجام دهید و یاد بگیرید که دفعه بعد چگونه این کار را بهتر انجام دهید.

دلیل شماره 10: مشکلات مربوط به رقابت شما

B2B SaaS به شدت رقابتی است ، و از این امر خارج از کشور دلیل متداول است که استارتاپ های جدید شکست می خورند - به همان اندازه که 20 ٪ از استارتاپ ها به دلیل یک بازار شلوغ بسته شده اند.

این امکان وجود دارد که حتی اگر با یک چالش به ظاهر غیرقابل تحمل روبرو هستید ، محور باشد. توییتر این کار را با موفقیت انجام داد. این شرکت که در ابتدا با نام ODEO شناخته می شد ، یک سکوی پادکست را ایجاد کرده بود در حالی که بنیانگذاران و کارمندان با آنچه اکنون به عنوان توییتر در حاشیه می شناسیم ، دست و پنجه نرم می کردند. پس از انتشار اپل پشتیبانی پادکست در iTunes ، امیدهای اودو برای گوشه و کنار بازار پادکست در حال رشد از بین رفت. بنابراین این شرکت به ارائه یک بستر رسانه های اجتماعی خرد می دهد-بخشی که آنها هنوز هم امروز بر آن حاکم هستند.

اگر سهم بازار شما توسط یک محصول جدید به چالش کشیده شده است ، شما چند گزینه در مورد نحوه پاسخگویی دارید:

  • بفهمید که چه عملکردی ارزشمند از محصول موجود نیست و آن را به شما اضافه می کند (اما مطمئن باشید این چیزی است که مشتریان واقعاً می خواهند)
  • تعیین کنید که کاربران در مورد محصول شما چه چیزی را دوست دارند و بر روی آن بخش از مشتریان فداکار تمرکز می کنند

در هر مسیری که طی کنید ، سعی کنید مطمئن باشید که نوآوری می کنید و فقط کپی کردن رقابت نیست.

دلیل شماره 11: اعدام ضعیف

بنابراین بسیاری از موارد به خرابی محصول جدید کمک می کند: طراحی بد ، تجربه کاربر ضعیف ، اجرای شیب دار ، خزش ویژگی و عدم کنترل کیفیت. مایکروسافت به تنهایی نمونه های مختلفی از چگونگی تأثیر ضعیف بر عملکرد محصول آنها در بازار دارد.

bob bob Microsoft ، علاوه بر این UI که قصد داشت رایانه های شخصی را دوستانه تر و مبتدی تر کند ، به فناوری هایی که بیشتر کاربران در آن زمان ندارند اعتماد می کند-و این منجر به عملکرد مناسب این محصول شد. تکرار محصول اصلی آنها ، ویندوز ویستا ، از قدرت زیادی استفاده کرد که بیشتر کاربران آن را غیرقابل استفاده دانستند. ویستا همچنین هنگام استفاده از اینترنت ، از جمله صفحات بارگذاری آهسته و گرافیک های مفقود شده ، تعداد زیادی از مشکلات را ایجاد کرد. این یک دستور العمل برای شکست بود. جای تعجب نیست که چهار ماه پس از راه اندازی ، مایکروسافت به دل اجازه داد تا رایانه هایی را با نسخه قدیمی ویندوز از قبل نصب کند.

این دشوار است که بدانید تیم شما بخشی از استراتژی محصول شما را با موفقیت اجرا نکرده است ، به خصوص وقتی که وقت و فداکاری زیادی در کار خود ریخته اید. با این حال ، یادگیری آن درس های سخت اولین قدم برای تکرار و اصلاح اشتباهات اولیه شماست. حتی اگر راه اندازی محصول جدید شما به سطح موفقیت آمیز که امیدوار بود دست نیاورد ، خیلی دیر نیست که به این مشکل بپردازید و دوباره امتحان کنید. مایکروسافت آموخت که چگونه می تواند در برخی از مشکلات ویستا در تکرارهای بعدی سیستم عامل خود بهبود یابد.

درک کنید که چرا محصول شما ناکام است

قبل از اینکه بتوانید مشکل محصول خود را برطرف کنید ، باید دلیل عدم موفقیت آن را درک کنید. اگر مطمئن نیستید که چه چیزی در پشت شکست اولیه بود ، با مشتریان خود صحبت کنید. از آنها از طریق نظرسنجی ها یا مصاحبه های یک به یک از آنها بخواهید که جنبه های محصول شما از انتظارات آنها کم شده است ، و به تجزیه و تحلیل محصول خود نگاه کنید تا دریابید که کاربران چگونه رفتار می کنند.

رویکرد رفع مشکل بسته به آنچه در پشت راه اندازی اولیه شکست خورده شما وجود دارد متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال ، اگر عملکرد محصول شما بسیار عالی باشد ، اما با تجربه کاربر شما چیزی اشتباه است ، رفع مشکل ممکن است به آسانی ساده سازی فرآیند ورود به سیستم شما باشد.

بهترین گزینه شما قبل از عدم موفقیت محصول جدید ، با مشتریان و کاربران آینده نگر صحبت کردن است. این به شما کمک می کند تا مشکلات احتمالی را زود تشخیص دهید تا بتوانید سریع تکرار کنید و ارزش بیشتری را نسبت به رقبای خود ارائه دهید. آیا می خواهید بیشتر بدانید؟راهنمای جدید ما را بارگیری کنید که چرا محصولات شکست می خورند.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 24 بهمن 1401 ساعت: 18:48