توافق چین و ایران و نوآوری انقلاب ایران

ساخت وبلاگ

Photo by THOMAS PETER/AFP via Getty Images

اعلامیه مشارکت جامع استراتژیک (CSP) ، یک توافق اقتصادی 25 ساله اقتصادی و توسعه بین چین و ایران ، بلافاصله به گفتمان تشدید کننده در مورد رقابت های ژئواستراتژیک ایالات متحده و چین افزود. با این وجود ، نگاهی دقیق تر به پیامدهای آن نشان می دهد که ممکن است در دستیابی به برخی از اهداف ایالات متحده با ایران ، به ویژه نوسازی رژیم مفید باشد.

بسیاری از سیاستمداران ایرانی سریعاً CSP را به عنوان هشدار دهنده برای ایالات متحده توصیف کرده اند ، و تحلیلگران ایالات متحده به همین ترتیب آن را به عنوان ابزاری برای چین برای تقویت نفوذ خود در منطقه به تصویر کشیده اند. در حالی که رسانه های خلیج فارس استدلال می کردند که این آخرین نشانه عدم انکار آمریکا از منطقه است ، اما درباره تأثیر احتمالی CSP بر پویایی داخلی در ایران گفته شده است.

این توافق نامه ، لقب "معامله قرن سه ماهه" ، به سختی جدید است ، که نخستین بار توسط رئیس جمهور شی جینپینگ در سفر خود به ایران در سال 2016 پیشنهاد شده است. علاوه بر این ، از آن زمان تاکنون با مخالفت مداوم برخی از عناصر در ایران روبرو شده است. به طور خاص ، بحث های زیادی در مورد بخش های ناشناخته این توافق نامه صورت گرفته است که ظاهراً شامل استفاده احتمالی چین از تاسیسات نظامی ایران ، همکاری های نظامی آینده با ایران ، لیزینگ احتمالی جزایر ایران در خلیج فارس و همچنین سرمایه گذاری در زیرساخت های حمل و نقل ایران ، از جملهبنادر آناین واقعیت که دولت ایران متن کامل این توافق نامه را فاش نکرده است ، همچنان به جذب کنجکاوی در خارج از ایران و برخی مقاومت ها در درون خود ادامه می دهد.

با نگاهی به CSP از نقطه نظر گفتمان رقابت استراتژیک ایالات متحده و چین ، این امر به تأثیر تحریم های حداکثر ایالات متحده بر تجارت نفتی ایران یا فروش سلاح های ایران متمرکز می شود و تمایل دارد آنچه را که احتمالاً نکته اصلی است ، از دست بدهد: این که چین در حال تلاش استورود ایران به "خانواده" کمربند و جاده (BRI) ، و بنابراین تشویق حس "عادی سازی" بین ایران و سایر اعضای خانواده BRI در منطقه برای تسهیل در حرکت کالاها و معاملات مالی.

انتظار می رود همکاری جدید ایران با چین دوباره آن را به سیستم تجارت جهانی وصل کند ، که ایران را وادار می کند تا همانطور که چین انجام داده است ، رویکرد بازار محور تری را اتخاذ کند و در نهایت ممکن است بر گفتمان انقلابی فعلی آن تأثیر بگذارد.

ادغام مجدد اقتصادی ایران از طریق مشارکت در BRI احتمالاً یک انگیزه اجتماعی و اقتصادی جدید برای تمرکز مجدد منافع اقتصادی خود بر رونق و توسعه به جای حفظ اهداف انقلابی خود ایجاد می کند. این تمرکز احتمالاً بر اقتصاد، تجارت و توسعه زیرساخت ها بخشی از خواسته های گسترده تر مردمی است که به طور نامحسوس اما قاطعانه اقتدار دولت ایران و سازمان های انقلابی آن را از بین برده است. در این زمینه، CSP به رژیم ایران یک راه نجات بالقوه در نقطه ای که فشارها افزایش می یابد، ارائه می کند. چنین جهت گیری می تواند منجر به تغییر اولویت های سیاست داخلی به جای خارجی شود، بنابراین خواسته ای را برآورده کند که در سال های اخیر بسیاری از ایرانیان را به خیابان ها آورده است.

مدل تک حزبی چین، که اکنون شامل ریاست مادام العمر آقای شی است، از مدت ها پیش مورد علاقه ایرانیان نیز بوده است. با این حال، به نظر می رسد که این نوسازی اقتصادی است که نیاز به تغییرات بیشتر در سیاست دارد و می تواند ایران را به طور بالقوه به بازارهای جهانی و تقاضای آن ها نزدیک تر از امروز کند. این احتمالاً مستلزم آن است که ایران گفتمان انقلابی دینی خود را کمرنگ کند و به جای آن گفتمان انقلابی اقتصادی را معرفی کند. به طور مشابه، رهبران مذهبی ایران ممکن است مجبور شوند با این واقعیت کنار بیایند که انقلاب بعدی باید یک انقلاب اقتصادی باشد، با طرحی مانند "چشم انداز 2030" عربستان سعودی یا "چشم انداز 50 سال آینده" امارات متحده عربی که باز خواهد شد. ایران به ظرفیت های جدید اقتصادی. ایران می تواند در دست چین راهی برای آغاز فرآیند آزادسازی اقتصادی بدون چالش های همزمان پذیرش اصلاحات سیاسی موازی ببیند - چیزی که ایران مدت هاست در نظر گرفته است.

چالشی برای آمریکا

بنابراین ، CSP بدون در نظر گرفتن جنبه های امنیتی توافق بین ایران و چین ، برای ایالات متحده چالش می کند. به نظر می رسد که چشم انداز ایجاد یک پیوند تجاری مستقیم بین ایران و چین به نظر می رسد که ایالات متحده را مجبور به افزایش شدت تحریم ها در ایران و چین کند و یا راه دیگر را بپیوندد و به جای تلاش ، "حداکثر فشار" بر ایران را تسریع کند و تسریع کند. برای افزایش فشار به چین برای رعایت. کاهش تحریم ها بر روی ایران به ایالات متحده اجازه می دهد تا با ایران در مورد برنامه جامع اقدام مشترک با ایران مجدداً درگیر شود و مانع از تبدیل شدن به تنها شریک تجاری ایران با این امکان شود که اروپایی و سایر کشورها بتوانند نفت ایران را بخرند و با تهران تجارت کنند. در واقع ، این می تواند مجدداً ادغام ایران را به سیستم تجارت جهانی تسریع کند. از نظر ژئواستراتژیکی ، ایالات متحده در نهایت ممکن است آزادسازی اقتصادی ایران را به عنوان یک علاقه مشترک با چین ببیند.

نتایج فوری چنین تغییراتی می تواند کاملاً آشفته باشد. ایران می تواند کاری را انجام دهد که دولت اوباما 1. 7 میلیارد دلار پول نقد خود را منتشر کرد ، که برای حمایت از پروکسی های خود در سراسر جهان ، تأمین بودجه ایجاد موارد جدید در عراق و افزایش افراد قدیمی در یمن بود.

این استدلال هنوز معتبر است که در صورت وجود چنین چالش های کوتاه مدت ، تأثیر طولانی مدت تغییر جهت گیری اقتصادی ایران و ادغام مجدد می تواند به رژیم ایران این فرصت را بدهد که هنگام راه اندازی "نوسازی سوسیالیستی خود ، خود را به روشی مشابه با چین اختراع کند."ابتکار عمل و زندگی دوم را برای رژیمی که منسوخ شده بود تضمین کرد.

چنین تحولی به یک رهبر بینایی نیاز دارد ، که مسلماً از کالیبر رئیس جمهور اصلاح طلب چین دنگ شیائوپینگ است ، و به دور از آن نیست که چه کسی در محافل سیاسی فعلی ایران ممکن است چنین مانتویی را به عهده بگیرد. با این وجود ، CSP به احتمال زیاد نیاز به ظهور چنین چهره هایی دارد که می تواند ایران را به عنوان یک بازیگر منطقه ای اقتصادی اختراع کند و لفاظی جزایر فعلی را جایگزین کند که ایران را به صورت منطقه ای و بین المللی خفه کرده است.

این رویکرد ممکن است بسیار دور از ذهن به نظر برسد و در کوتاه مدت می تواند چالش برانگیز باشد. با این حال ، در طولانی مدت ، مسلماً این روش جدید برای پرداختن به ایران را ارائه می دهد که با رویکرد فشار معامله ای ایالات متحده متفاوت است و احتمالاً نزدیک به رویکردی که امارات متحده عربی با ایران در زمان محمد خاتامی و اکبر رافسانجانی انجام داده است. معرفی برنامه پنج نقطه ای برای امنیت خود در خاورمیانه نشان می دهد که رویکرد آن به ایران ممکن است جامع تر و احتمالاً برای ادغام اقتصادی ایران در منطقه ضروری باشد.

به نظر می رسد که رویکرد دیپلماتیک جدید چینی به خاورمیانه مبهم و غیر خاص است ، می تواند یک رویکرد جدید برای پرداختن به چالش های مزمن ایران ارائه دهد.

محمد بهارون مدیر کل مرکز تحقیقات سیاست های عمومی دبی است. تمام دیدگاههای بیان شده خودش است.

موسسه خاورمیانه (MEI) یک سازمان مستقل ، غیر حزب ، غیر انتفاعی ، آموزشی است. این امر به سمت وکالت درگیر نمی شود و عقاید دانشمندان آن خودشان هستند. MEI از کمکهای مالی استقبال می کند ، اما تنها کنترل تحریریه را بر کار خود حفظ می کند و انتشارات آن فقط نظرات نویسندگان را منعکس می کند. برای لیستی از اهدا کنندگان MEI ، لطفاً روی او کلیک کنید.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 21 اسفند 1401 ساعت: 19:28