یک قانون طلایی برای سرمایه گذاری اجتماعی: چگونه این کار را انجام دهیم

ساخت وبلاگ

Cinzia Alcidi، مرکز مطالعات سیاست اروپا، بروکسل، بلژیک.

فرانچسکو کورتی، مرکز مطالعات سیاست اروپا، بروکسل، بلژیک؛و دانشگاه میلان ایتالیا.

دانیل گروس، مرکز مطالعات سیاست اروپا، بروکسل، بلژیک.

قوانین مالی را می توان به عنوان محدودیت هایی بر روی یک سیاست بودجه ای دولت تعریف کرد که محدودیت های عددی را بر مجموع مالیه عمومی (مانند کسری بودجه، مخارج عمومی و بدهی عمومی) تحمیل می کند. در چارچوب اتحادیه اقتصادی و پولی (EMU)، قوانین مالی با خطر اثرات سرریز منفی ناشی از شوک های سیاست مالی در یک کشور بر سایر کشورهای عضو و در کل منطقه یورو توجیه می شوند.*

چارچوب مالی فعلی اتحادیه اروپا از معاهده ماستریخت سرچشمه می گیرد که در سال 1993 لازم الاجرا شد و معیارهای پیوستن به EMU را مشخص می کند. و قوانین مالی اعمال شده برای اعضای منطقه یورو در پیمان ثبات و رشد (SGP) که در سال 1997 مورد توافق قرار گرفت، مشخص شده است. six-pack")، 2012 (Fiscal Compact) و 2013 ("دو بسته"). از سال 2015، بندهای انعطاف پذیری جدیدی برای توجیه انحراف موقت از اهداف بودجه میان مدت (MTOs) یا مسیر رسیدن به آنها معرفی شدند. اینها عبارتند از: بند شرایط چرخه ای، که نوسانات چرخه ای اقتصاد را به منظور تعدیل تلاش های مالی در نظر می گیرد. بند سرمایه گذاری، که تصریح می کند که هزینه های کشورهای عضو برای سرمایه گذاری های مرتبط با اتحادیه اروپا در محاسبه کسری حساب نمی شود. و بند اصلاحات ساختاری، که هزینه های اصلاحات ساختاری را - در صورتی که "عمده" و "به طور کامل اجرا شوند" - از محاسبات کسری حذف می کند. در نهایت، ارتباطات کمیسیون اروپا (2016) به سمت یک موضع مالی مثبت برای منطقه یورو، سیاست مالی انبساطی منطقه یورو را برای حمایت از تقاضای کل مطرح کرد. 1

دنباله اصلاحات به طور مداوم در راستای آرامش قوانین مالی اصلی و عددی انجام می شود و فرصت هایی را برای راهپیمایی مالی به کشورهای عضو ارائه می دهد. در نتیجه ، قوانین اتحادیه اروپا بسیار پیچیده شده است و با گذشت زمان ، افزایش پیچیدگی با افزایش انتقادات روبرو شده است. پیش از این قبل از وقوع بیماری همه گیر Covid-19 ، تقریباً هیچ کس از قوانین مالی اتحادیه اروپا راضی نبود. کشورهایی که به طور معمول کسری بزرگتر و بدهی بالاتر هستند ، نظم و انضباط این قوانین را برای ارتقاء رشد اقتصادی که باعث بهبود امور مالی عمومی می شود ، محدود می کردند. کشورهای محافظه کار بیشتر از نظر مالی ، بدهی های رو به رشد در کشورهای عضو را به عنوان شواهدی مبنی بر محدود کردن قوانین به اندازه کافی محدود نمی کردند. این کمیسیون غالباً بدون داشتن مشروعیت سیاسی برای انجام این کار ، خود را در موقعیت اعمال یک داوری تا حدودی اختیاری پیدا می کرد. انتقادات در حدود سه بعد چرخیده است. اولین طرح است. تعادل بودجه ساختاری بستگی به شکاف خروجی ، یک متغیر غیر قابل مشاهده دارد و اغلب در معرض تجدید نظر در پستی قابل توجه است که حتی می تواند از تعدیل مالی پایه مورد نیاز قانون مالی اتحادیه اروپا فراتر رود (Darvas et al. ، 2018). در مورد شوک های مداوم ، برآوردهای بیش از حد بدبینانه از تولید بالقوه ، ناشی از شرایط چرخه ای ، می تواند بر تصمیم گیری سیاست مالی در زمان واقعی تأثیر بگذارد. هنگام در نظر گرفتن اطلاعات در زمان واقعی ، این می تواند به یک موضع طرفدار چرخه ، هم در اوقات خوب و هم بد منجر شود (Eyraud et al. ، 2017 ؛ Baes and Casey ، 2019).

دوم ، اجرای محدود قوانین منجر به از دست دادن اعتبار شده است. عدم وجود مکانیسم اجرای مناسب منجر به عدم رعایت قوانین به یک هنجار شده است. به عنوان نمونه ، اگرچه 24 کشور پس از سال 2008 مشمول کسری بیش از حد بودند ، اما هیچ مجازاتی داده نشده است.

سرانجام ، پایداری سیاسی و قابل قبول بودن چارچوب مالی کلی مشکل ساز است. قوانین مالی اتحادیه اروپا بدون شک بیش از حد پیچیده شده است ، تا جایی که مانع داخلی سازی توسط سیاست گذاران و پذیرش آنها توسط عموم مردم شود. ویسر (2018) خاطرنشان می کند که سیستم مبتنی بر قوانین فعلی به دلیل پیچیدگی و افزودن مداوم استثنائات ، تقریباً غیرقابل کنترل شده است. عجیب و غریب به نظر می رسد ، پیچیدگی و افزودنی ها تا حد زیادی نتیجه (منحرف) از قصد رمزگذاری هرگونه وضعیت استثنایی یک کشور عضو بوده و امکان آرامش قوانین را فراهم می کنند ، که در آن زمینه پذیرش یا گاهی اوقات دشوار بودحتی از طرف دولت ملی نیز مخالف است (شکل 1 را ببینید).

شکل 1 بحث سیاست در مورد قوانین مالی اتحادیه اروپا

Policy debate on EU fiscal rules

منبع: شرح نویسندگان.

در سال 2019 ، در برابر چنین نارضایتی گسترده ، این کمیسیون بررسی مدیریت اقتصادی را آغاز کرد. این روند به دلیل شیوع بیماری همه گیر و مجدداً در سال 2021 به حالت تعلیق درآمده و در سال 2021 مجدداً به چالش های جدید چارچوب مدیریت اقتصادی ناشی از بحران COVID-19 علاوه بر نقاط ضعف قبلاً مشخص شده در قوانین مالی اتحادیه اروپا نیز رسید.

با این حال ، همه گیر Covid-19 بحث را در مورد اهداف یا محدودیت های مختلف قوانین اتحادیه اروپا تحت فشار قرار داد. بسیاری از پیشنهادات برای اصلاح چارچوب مالی که از زمان وقوع این بیماری همه گیر نقش اصلی یک لنگر بدهی را برجسته می کند ، و یک کلاه هزینه یا معیار بر خلاف تعادل بودجه ساختاری برجسته می شود. 2 آنها غالباً نیاز به سیاست مالی برای تکمیل سیاست های پولی و کمک به بازگرداندن سیاست های پولی مستقل را برجسته می کنند. اما مهمتر از همه ، به نظر می رسد که مرکز توجه به چگونگی اطمینان از پایداری مالی طولانی مدت از کنترل تعادل بودجه به سمت رشد رشد ، به ویژه با تحریک و حمایت از سرمایه گذاری های عمومی تغییر کرده است. استدلال دوم در رابطه با چالش های ناشی از انتقال دیجیتال و سبز به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد و توسط این همه گیر مشهودتر می شود. در حالی که استرس بر "G" SGP (به جای "S") و تلاش برای آشتی دادن قوانین مالی اتحادیه اروپا با سرمایه گذاری عمومی معقول است ، دومی سؤالات مهم را در سطح مفهومی و عملیاتی ایجاد می کند.

بحث در مورد سرمایه گذاری عمومی و قوانین مالی اتحادیه اروپا

سرمایه گذاری های عمومی غالباً پس از آغاز بحران بدهی منطقه یورو در سال 2010 ، قربانی اصلی تلاش های ادغام مالی در نظر گرفته شده است (باربیرو و دارواس ، 2014 ؛ EFB ، 2019). هنوز هم در سال 2019 ، سرمایه گذاری خالص عمومی (تشکیل سرمایه ثابت ناخالص منهای استهلاک سهام سرمایه) در اسپانیا ، ایتالیا ، پرتغال ، یونان و قبرس منفی بود ، در حالی که فقط در کشورهای عضو اصلی بسیار ملایم بود (آلمان ، فرانسه ، بلژیک ،هلند) و در کشورهای عضو مرکزی و شرقی نسبتاً زیاد (هرچند در مقایسه با انگلیس و ایالات متحده به طور قابل توجهی پایین تر است). با این حال ، در ادبیات ، پیوند علیت بین قوانین مالی و کاهش سرمایه گذاری عمومی پس از رکود بزرگ همچنان یک سوال باز است. سرمایه گذاری های عمومی برای ده ها سال روند رو به زوال بوده است ، و فشارهای بازار (افزایش اوراق قرضه حاکم بر امور مالی عمومی) بیش از قوانین ، ممکن است سیاست گذاران را به جای سایر موارد هزینه ، سیاست گذاران را به کاهش سرمایه گذاری سوق دهد. علاوه بر این ، همانطور که توسط گروس و جان (2020) مشاهده شده است ، برای اکثر کشورهای اتحادیه اروپا ، بین کسری و سرمایه گذاری خالص دولت رابطه نزدیکی وجود ندارد. این بدان معناست که با افزایش هزینه های عمومی ، لزوماً ناشی از سرمایه گذاری نیست. حتی اگر علیت بین قوانین مالی و رفتار طرفدار چرخه سرمایه گذاری های عمومی قابل ردیابی نباشد ، اما روند نزولی در سرمایه گذاری های عمومی به طور گسترده ای تصدیق می شود که بهبود رکود اقتصادی پس از رشد را کاهش داده است. در واقع سرمایه گذاری های عمومی تأثیر بیشتری بر رشد اقتصادی نسبت به سایر انواع هزینه های عمومی ، به ویژه در شرایط ضعیف اقتصادی داشته است (موروزومی و ویگا ، 2016 ؛ افونسو و فورسی ، 2010 ؛ چو و همکاران ، 2018).

به طور کلی ، تا همین اواخر ، استدلال ها علیه ایده ارائه خدمات ویژه سرمایه گذاری عمومی در SGP بسیار قوی بود. اول ، امکان "محافظت از سرمایه گذاری" در حال حاضر تا حدودی در SGP از طریق مقررات انعطاف پذیری وجود دارد. در عمل ، همانطور که توسط Darvas و Anderson (2020) مشاهده شد ، بند سرمایه گذاری SGP یک اقدام ناموفق بود. فقط ایتالیا و فنلاند از انعطاف پذیری استفاده کردند و اتاق اضافی برای مانور برای سیاست های مالی ناچیز بود. دوم ، همانطور که توسط هیئت مدیره مالی اروپا مشاهده شده است (EFB ، 2019) ، قوانین دوستانه با سرمایه گذاری می تواند منجر به وام بیش از حد و تضعیف پیوند بین اهداف مالی و پویایی بدهی شود ، با خطرات پایداری دومی. سوم ، سروان (2007) مشاهده می کند که حسابداری خلاق و طبقه بندی مجدد هزینه های غیرمولد به عنوان سرمایه گذاری برای دور زدن قوانین می تواند نظارت و اجرای را به چالش بکشد. سرانجام ، شوارتز و همکاران.(2020) مشاهده کنید که موفقیت سرمایه گذاری های عمومی - حتی در صورت عدم تضعیف نظم و انضباط مالی و پایداری بدهی - به کارآیی هزینه های عمومی بستگی دارد ، که به طور قابل توجهی در کشورهای عضو متفاوت است.

با وجود محدودیت ها و دیدگاه های مختلف ، معرفی یک قانون طلایی در چارچوب مالی اتحادیه اروپا ، یعنی یک قاعده که یک اقدام خاص (یا کلاس) هزینه سرمایه را از محاسبه برخی از الزامات مالی حذف می کند (خواه این معیار هزینه یا آن باشد. کسری بودجه) به بحث بازگشت. استدلال متداول برای همه پیشنهادات قانون طلایی این است که اگر سرمایه جدید ایجاد کند ، باید به دولت اجازه بدهد بدهد و از این رو برای نسل های آینده ارزش دارد. انواع مختلفی از قانون طلایی مطرح شده است. طبق گفته های Feigl و Truger (2015) ، قانون طلایی باید در مورد سرمایه گذاری های عمومی خالص (همانطور که در حساب های ملی تعریف شده است) اعمال شود ، به استثنای آنها از اهداف مالی. با این کار ، دولتهایی که سهام سرمایه عمومی آنها کاهش می یابد ، برای افزایش هزینه های تولیدی آنها انگیزه می یابد. Bogaert (2016) همچنین پیشنهاد می کند فرمول MTOS را برای عامل سرمایه گذاری خالص عمومی تغییر دهد. به همین ترتیب ، EFB (2020) یک قانون طلایی را پیشنهاد می کند که براساس آن برخی از سرمایه گذاری ها که به نفع اروپا است ، به طور کلی باید از محاسبه کسری معاف باشد. Giavazzi و همکاران.(2021) همچنین یک قانون طلایی را برای ایجاد انگیزه در دو دسته از هزینه های عمومی ، یعنی سرمایه گذاری های عمومی که برای چشم انداز رشد بلند مدت کشور و هزینه هایی که به کالاهای عمومی اروپایی کمک می کند و به نفع نسل های آینده است ، پیشنهاد می کند.

به طور خلاصه ، استدلال های گسترده ای به نفع و بر خلاف قوانین طلایی وجود دارد. در بخش زیر به دسته خاصی از سرمایه گذاری های عمومی ، یعنی سرمایه گذاری اجتماعی می پردازد و چالش مفهومی و اندازه گیری چنین قانونی را نشان می دهد. در حالی که ما توصیه های سیاست گذاری در مورد چگونگی عملیاتی کردن چنین قاعده ای را ترسیم نمی کنیم ، چارچوب مفهومی تعدادی از چالش هایی را که باید به آن توجه شود ، مشخص می کند.

یک قانون طلایی اجتماعی: چگونه می توان آن را مفهوم سازی کرد؟

ایده یک قانون طلایی به تازگی در چارچوب بحث در مورد توافق سبز اروپا مجدداً مورد استفاده قرار گرفته است. در میان دیگران ، دارواس و وولف (2021) پیشنهاد می کنند که یک درمان واجد شرایط برای سرمایه گذاری های سبز از طریق یک قانون طلایی جدید ارائه دهند که سرمایه گذاری خالص عمومی سبز را از محاسبات کسری و بدهی تحت قانون مالی اتحادیه اروپا مستثنی می کند. همراه با سرمایه گذاری سبز ، گاهی اوقات ایده یک قانون طلایی به درمان هزینه های اجتماعی گسترش یافته است. برخلاف سرمایه گذاری های سبز ، برآورد سرمایه گذاری های اجتماعی به طور سنتی به عنوان هزینه های جاری شمرده می شود و نه سرمایه گذاری در Sensu Sensu. با وجود این ، ایده معافیت یا استهلاک هزینه های اجتماعی تحت قوانین مالی موجود مدتهاست که مورد توجه سیاست قرار گرفته است (زولیگ و اشنایدر ، 2015 ؛ همریجک و همکاران ، 2020). 3 با این حال ، پیشنهادات فعلی یا در شناسایی هزینه های اجتماعی برای معالجه خاص یا ناسازگار نیست. چنین دشواری تا حدودی به عدم وجود چارچوب منسجم مربوط می شود که تلاش برای هزینه های عمومی (ورودی) و تأثیرات اجتماعی خاص (نتایج) را پیوند می دهد. برای توجیه معرفی یک قانون طلایی ، ادبیات موجود بر دو سؤال مختلف متمرکز شده است: نحوه اندازه گیری (یعنی نحوه صرف) کارآیی اقتصادی هزینه های اجتماعی عمومی و تأثیر آن بر رشد تولید ناخالص داخلی. و چگونه می توان اثربخشی هزینه های اجتماعی (یعنی چرا خرج کردن ، دستیابی به آنچه را که هدف را به دست می آورد) با تمرکز بر پیشرفت های رفاه افراد و بازده اقتصادی در برنامه های اجتماعی تعیین کنیم. این سؤالات منجر به دو رشته جداگانه ادبیات شده است.

اولین مورد به طور گسترده ای بر ترکیب عملکردی هزینه های عمومی و تأثیر بالقوه آن بر رشد تولید ناخالص داخلی متمرکز شده است. محققان دریافتند که هزینه های عمومی برای آموزش و مراقبت های بهداشتی هر دو با تأثیر مثبت بر رشد تولید ناخالص داخلی همراه است (Gemmell et al. ، 2015 ؛ Dissou et al. ، 2016). از این نظر ، نظریه رشد درون زا (لوکاس ، 1988) تا حد زیادی می یابد که آموزش و پرورش یک سرمایه گذاری در سرمایه انسانی است ، و تحقیقات تجربی نشان می دهد که می توان نرخ بازده خصوصی و اجتماعی از آموزش بسیار بالا را فرض کرد (Psacharopoulos و Patrinos، 2004). در مقابل ، شواهد با توجه به طرح های حمایت اجتماعی سنتی و به ویژه بازنشستگی ها کمتر واضح است. به عنوان مثال ، Docquier و Paddison (2003) تأثیر رشد رشد برای پرداخت بازنشستگی را پیدا می کنند ، که باعث می شود تجمع سرمایه فیزیکی را دلسرد کند. به همین ترتیب ، باربیو و کورند (2013) ، که اثرات طولانی مدت چندین مورد هزینه را بررسی می کنند ، دریافتند که هزینه های حمایت اجتماعی تأثیر معنی داری بر رشد تولید ناخالص داخلی ندارد. بر اساس این یافته ها ، محققان تمایل دارند بین هزینه های اجتماعی تولیدی ، از جمله آموزش و مراقبت های بهداشتی و هزینه های اجتماعی غیر تولیدی ، که بیشتر شامل سیاست های حمایت اجتماعی سنتی است ، تمایز قائل شوند.

رشته دوم ادبیات در عوض بر پیوند بین خروجی های اجتماعی (به عنوان مثال مشارکت در آموزش و آموزش) و بازده فردی از نظر اشتغال بیشتر ، افزایش بهره وری و کاهش فقر متمرکز شده است. ادبیات گسترده شواهد تجربی در مورد مزایای مهم اجتماعی آموزش (از اوایل کودکی تا دانشگاه) و آموزش ارائه داده است. هکمن (2006) در کار اصلی خود نشان می دهد که چگونه مشارکت در آموزش و مراقبت در اوایل کودکی ، مهارت های شناختی را به همراه توجه ، انگیزه ، خودکنترلی و جامعه پذیری تقویت می کند که پس از آن به نتایج آموزشی بهتر و اشتغال بالاتر تبدیل می شود. به همین ترتیب ، دستیابی به تحصیلات عالی ، به ویژه آموزش عالی و مشارکت در آموزش حرفه ای و یادگیری بزرگسالان با تأثیر مثبت بر مشارکت و بهره وری نیروی کار همراه است (کمیسیون اروپا ، 2014 ، 2018). دسترسی به آموزش و آموزش برای کودکان و نوجوانان-به ویژه از طرف خانوارهای کم درآمد-به شکستن پیوند منفی بین نابرابری با درآمد بالا و تحرک درآمد کمک می کند. به همین ترتیب ، مشارکت یادگیری بزرگسالان با حداکثر 10 ٪ دستمزد بالاتر همراه است (OECD ، 2019) و ممکن است از هزینه های بیکاری ، عدم فعالیت یا مشکلات بهداشتی جلوگیری کند ، که تمایل به پایین تر برای شهروندان تحصیل کرده بالاتر است (Cedefop ، 2017).

براساس این یافته ها ، دانشمندان مختلف به نفع یک درمان واجد شرایط برای سرمایه گذاری های آموزشی در SGP استدلال کرده اند. با این حال ، در حال حاضر اجرای این کار به روشی قانع کننده دشوار است. دلایل چند برابر است.

اول ، همانطور که توسط Vesper (2007) مشاهده شده است ، برای اینکه چنین قانونی عملیاتی شود ، باید تعریف دقیقی از هزینه آموزش مربوطه ارائه شود. این ساده نیست. ادبیات مربوط به کارآیی هزینه های عمومی از هزینه های آموزش در سطح کل استفاده می کند. جدول 1 نشان دهنده تجزیه هزینه های آموزشی عمومی است که به طور سنتی با بازده مثبت اقتصادی در رشد تولید ناخالص داخلی همراه است. این متغیرها شامل هر دو مخارج فعلی (حقوق معلمان و غیر تدریس کارمندان ، خدمات پیمانکاری و خریداری شده و سایر منابع مانند سوخت ، برق ، ارتباطات از راه دور و هزینه های سفر) و مخارج هایی هستند که می توانند به عنوان کمک به تشکیل سرمایه ، مانند زیرساخت ها و می توانند رفتار کنند. فعالیت های تحقیق و توسعه. عملیاتی شدن یک قانون طلایی برای هزینه های آموزش باید در نظر بگیرد که تعریف هزینه باید سرمایه گذاری در نظر گرفته شود.

جدول 1 هزینه موسسات آموزشی براساس دسته بندی در کشورهای عضو منتخب ، 2018
ارزش (میلیون یورو) سهم سرمایه و هزینه فعلی (٪)
هزینه سرمایه هزینه فعلی از کدام هزینه سرمایه هزینه فعلی از کدام
پرداخت پرسنل سایر هزینه های فعلی پرداخت پرسنل سایر هزینه های فعلی
بلژیک 1،302. 8 27،908. 0 24،087. 0 3،821. 10 4 96 86 14
دانمارک 1،120. 4 16،537. 5 13،392. 6 3،144. 90 6 94 81 19
آلمان 12،506 150،404. 9 117،243. 8 33،161. 00 8 92 78 22
اسپانیا 2،930. 2 54،768. 0 42،877. 1 11،890. 80 5 95 78 22
فرانسه 10،914. 0 128،805. 1 104،074. 5 24،730. 60 8 92 81 19
ایتالیا 2،308. 8 77،339. 3 55،481. 0 21،858. 30 3 97 72 28
هلند 4،177. 0 38،035. 8 29،797. 3 8،238. 50 10 90 78 22
لهستان 2،508. 5 23،668. 6 17،669. 2 5،999. 40 10 90 75 25
کشور پرتغال 623. 4 9،698. 0 7،750. 2 1،947. 90 6 94 80 20
فنلاند 1،118. 8 12،792. 1 7،752. 6 5،039. 50 8 92 61 39
سوئد 1،392. 2 30،621. 1 20،922. 8 9،698. 30 4 96 68 32

توجه: پرداخت پرسنل شامل جبران خسارت معلمان و سایر پرسنل پشتیبانی آموزشی ، اداری و حرفه ای است.

منبع: توضیحات شخصی بر اساس Eurostat (traind_uoe_fini01).

دوم ، برای سازگاری با قانون طلایی ، سرمایه گذاری خالص آموزش و پرورش باید به روشی برای استهلاک اندازه گیری شود. با این حال ، چگونه می توان آن را عملیاتی کرد ، ساده نیست. اورهارت (2002 ، 2003) یکی از اولین دانشمندانی است که با استفاده از توسعه جمعیت شناختی در آلمان برای کمیت استهلاک سرمایه گذاری سرمایه انسانی سعی در مفهوم سرمایه گذاری خالص در آموزش و پرورش دارد. وی نشان می دهد که سرمایه گذاری خالص در آموزش و پرورش ، که به عنوان تفاوت بین سرمایه گذاری ناخالص در آموزش و استهلاک در دارایی های آموزشی تعیین شده است ، تنها حدود 5 ٪ از سرمایه گذاری ناخالص در آموزش و پرورش در آلمان غربی را تشکیل می دهد. 95 ٪ باقیمانده به عنوان سرمایه گذاری مجدد برای پوشش تقاضای جایگزینی جمعیتی زیاد مورد نیاز است. در مقابل ، ویل (2011) به نتیجه گیری های کاملاً متفاوتی می رسد. در واقع ، او از این فرض شروع می کند که هزینه کارکنان برای آموزش پرسنل می تواند یک سرمایه گذاری از دیدگاه اقتصادی در نظر گرفته شود زیرا این امر می تواند سرمایه انسانی را افزایش دهد. وی با نرخ استهلاک 10 ٪ ، نتیجه می گیرد که "دانش از آموزش عمومی حداقل ده سال به طول می انجامد و 90 ٪ هزینه سالانه برای کارمندان غیر اداری را می توان به عنوان سرمایه گذاری خالص دانست" (ویل ، 2011 ، 6). در برابر دشواری برای اندازه گیری میزان هزینه های آزمایشگاه ها ، ساختمان های مدرسه یا دانشگاه یا حتی حقوق معلمان به طور مؤثر در تشکیل سرمایه انسانی کمک می کند ، گروس و جان (2020) با تمرکز بر نتیجه ، رویکرد متفاوتی را برای اندازه گیری سرمایه انسانی پیشنهاد می کنند ، ونه ورودی پولی که برای این منظور به کار رفته است (برای اطلاعات بیشتر به کادر 1 مراجعه کنید).

کادر 1 یک رویکرد مبتنی بر نتیجه برای اندازه گیری سرمایه گذاری سرمایه انسانی

گروس و جان (2020) یک معیار ساده از سرمایه انسانی را پیشنهاد می کنند، یعنی نسبت جمعیت (سن کار) که به سطح معینی از صلاحیت رسمی رسیده اند. بنابراین، یک شاخص خام از تشکیل سرمایه انسانی می تواند در راستای خطوط زیر ساخته شود: برای هر طبقه بندی اصلی ISCET (انجمن بین المللی تکنسین های گواهی شده الکترونیک)، تعداد معینی از سال های تحصیل در مدرسه برای رسیدن به آن سطح مورد نیاز است (نه سال برایپایین تر از متوسطه، 12 برای متوسطه و 16 برای تحصیلات تکمیلی عالی). برای هر کشور، نویسندگان تعداد افراد (در سن کار) با این سه سطح صلاحیت رسمی (0-2 = کمتر از متوسطه، 3-4 = متوسطه، 5-8 = تکمیل شده ثالث) را در نظر می گیرند و تعداد آنها را ضرب می کنند. افراد با تعداد سال های مورد نیاز برای رسیدن به آن سطح. نتیجه یک شاخص خام از سالهای تحصیل در کل جمعیت در سن کار است.

این شاخص «استهلاک» سرمایه انسانی از طریق خروج از نیروی کار ذکر شده در بالا را در نظر می گیرد. آنها عوامل پیچیده ای مانند استهلاک سرمایه انسانی به دلیل تغییرات تکنولوژیکی را که ممکن است برخی از مهارت ها را زائد کند، در نظر نمی گیرند. این «استهلاک» مستمرتر ممکن است با یادگیری بزرگسالان جبران شود، اما اندازه گیری خروجی هزینه ها و مهارت های مجدد دشوارتر است. پس از ساخت شاخص، نویسندگان سیر تحول این شاخص کلی سرمایه انسانی را در طول زمان در چهار کشور اتحادیه اروپا (ایتالیا، اسپانیا، فرانسه و آلمان) دنبال می کنند.

نتایج دو روند کلی را نشان می دهد:

1. با در نظر گرفتن کل دوره از شروع EMU، آلمان کمترین افزایش سرمایه انسانی را داشته است، اما همچنین کشوری بود که با بالاترین سطح شروع کرد. اسپانیا کشوری است که بیشترین درصد افزایش را دارد و در 20 سال گذشته 40 درصد افزایش سرمایه انسانی را ثبت کرده است.

2. اگر فقط پنج سال گذشته را در نظر بگیریم، تصویر به طور قابل توجهی تغییر کرده است. به طور کلی، انباشت سرمایه انسانی به طور قابل توجهی کاهش یافته است، و تفاوت های مهمی در تکامل در بین کشورها مشاهده می شود. از سال 2014، آلمان بیشترین افزایش سرمایه انسانی را داشته است و ایتالیا کاهش یافته است زیرا افزایش تعداد تحصیلات عالیه بیش از کاهش کلی جمعیت در سن کار جبران شده است. اسپانیا و فرانسه همچنان به پیشرفت خود ادامه می دهند، اما با سرعت بسیار کمتری نسبت به قبل.

سوم ، رویکرد فعلی به کارآیی هزینه های عمومی از فرض (ضمنی) شروع می شود که تعریف کارآیی محدود به منابع صرف شده برای آموزش است. با این حال ، با این کار ، به نظر می رسد از این واقعیت غافل می شود که ، به ویژه هنگام تجزیه و تحلیل هزینه های عمومی در سیاست های اجتماعی ، فرد با چندین ورودی پولی و غیر پولی سر و کار دارد (برای یک مرور کلی به گیمنز و همکاران ، 2017 مراجعه کنید). دومی شامل طیف وسیعی از متغیرهای نهادی (یعنی خصوصیات ساختاری سیستم آموزشی ، مانند ساعات آموزشی در سال ، نسبت معلمان و دانش آموزان و غیره) است که ثابت می شود بر خروجی های آموزشی (به عنوان مثال نمرات PISA) و در نتیجه نتایج اقتصادی و اجتماعی تأثیر می گذارد.(به عنوان مثال Afonso و St. Aubyn ، 2006 ؛ Agasisti ، 2014 ؛ Dutu and Sicari ، 2016) مراجعه کنید. همچنین توسط ادبیات ، متغیرهای نهادی (اندازه گیری کیفیت و طراحی) به طور قابل توجهی بر در دسترس بودن ، دسترسی ، قیمت مناسب و همچنین کیفیت مقررات خدمات اجتماعی تأثیر می گذارد ، بنابراین بر خروجی های اجتماعی و نتایج رفاهی تأثیر می گذارد. به عنوان نمونه ، ادبیات به طور گسترده ای عوامل مؤثر بر قیمت مناسب و در نتیجه دسترسی به خدمات آموزش و مراقبت در اوایل کودکی (ECEC) را مورد بررسی قرار داده است. آنچه پدیدار می شود این است که یک سیستم تحت هدایت عرضه ، جایی که دولت به طور مستقیم تأمین کنندگان را تأمین می کند ، فضایی را برای والدین در سراسر گروه های اقتصادی اقتصادی برای دسترسی به مراقبت از کودکان از طریق بودجه مستقیم باز می کند (Javoik ، 2014 ؛ Leitner ، 2003). در مقابل ، یک رویکرد اولیه تقاضا ، جایی که والدین به طور مستقیم کمک مالی دریافت می کنند ، و قوانین عملیاتی توسط ارائه دهندگان برای به حداکثر رساندن سودآوری تعیین می شود ، با افزایش هزینه های والدین ، شکاف توانایی مراقبت از کودک را ایجاد می کند (برنان و همکاران ، 2012). این باعث افزایش هزینه های والدین می شود ، با تأثیر منفی به ویژه برای والدین کم درآمد (Capizzano و Adams ، 2004) و مادران مجرد (هنک و کرینفلد ، 2000) با چشم انداز درآمد محدود. و در نهایت منجر به هزینه های عمومی با راندمان پایین می شود.

چهارم ، همانطور که توسط Feigl و Truger (2015) و Truger (2015) مشاهده شده است ، از نظر اقتصادی ، یک قانون طلایی باید شامل تمام هزینه های دولت باشد که در دوره های آینده مزایایی (یعنی نتایج مطلوب) داشته باشد. چنین مزایایی به طور سنتی از نظر رشد تولید ناخالص داخلی یا کاهش هزینه های آینده با بازپرداخت قابل توجهی همراه بوده است. با این حال ، وقتی صحبت از هزینه های اجتماعی می شود ، به نظر می رسد رشد تولید ناخالص داخلی تنها یکی از نتایج مطلوب است. در واقعیت ، افزایش نرخ اشتغال ، و فقر و کاهش نابرابری نتایج به همان اندازه مهم است. از این نظر ، مطالعات بسیار کمی به طور سیستماتیک بازده اجتماعی هزینه های اجتماعی عمومی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند ، و یافته ها تا حدودی متناقض است. Hemerijck و همکاران.(به عنوان مثال ، 2016) بر تأثیر کلان و خرد کمی از سیاست های ECEC و سیاست های فعال بازار کار بر اشتغال و فقر تمرکز کنید. با توجه به سابق ، نویسندگان نتوانند همبستگی بین هزینه های ECEC و افزایش نرخ اشتغال پیدا کنند ، در حالی که همبستگی با نرخ فقر به طرز حیرت انگیزی مثبت است. به طور خاص ، تجزیه و تحلیل کمی نشان می دهد که هزینه های ECEC می تواند اثرات متوسط اما نامطلوب متی ایجاد کند ، در حالی که طبقه متوسط به طور نامتناسب از این سرمایه گذاری اجتماعی سود می برد. Bakker and Van Vliet (2019) که بر سرمایه گذاری اجتماعی و تأثیر اشتغال تمرکز می کنند ، تأیید می کنند که هیچ تخمین ضریب آماری معنی داری برای سیاست های اولیه کودکی حاصل نمی شود. به طور مشابه ، برای تلاش برای آموزش ، آنها به طور کلی نتوانند اثرات آماری قابل توجهی بدست آورند.

کانتون و همکاران.(2018) از اثربخشی به عنوان رابطه بین بازده آموزشی و نتایج سطح بالاتر (مانند بهره وری ، رشد اقتصادی یا رفاه) اشاره می کند. با تکیه بر چنین چارچوب تحلیلی و همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است ، آنها از نظر کارآیی هزینه های عمومی در دستیابی به خروجی های آموزشی ، که توسط نمرات PISA و دستیابی به آن اندازه گیری می شود ، در کشورها تنوع قابل توجهی پیدا می کنند. آنها نتیجه می گیرند که تقویت شکل گیری سرمایه انسانی در اتحادیه اروپا لزوماً در مورد هزینه کردن پول عمومی بیشتر برای آموزش نیست ، بلکه هزینه های آن را با کارآمدتر هزینه می کند.

شکل 2 چارچوب برای تجزیه و تحلیل کارآیی هزینه های عمومی برای آموزش

Framework for analysing the efficiency of public spending on education

منبع: اقتباس از کانتون و همکاران.(2018).

به طور خلاصه ، بر اساس شواهد تجربی فعلی ، ایجاد یک قانون طلایی برای عملیاتی سرمایه گذاری اجتماعی همه چیز ساده است. حتی با محدود کردن انتخاب سیاست های اجتماعی به هزینه های عمومی آموزش (از جمله آموزش و مراقبت در اوایل کودکی) ، نمی توان یک درمان واجد شرایط تحت SGP را به طور کامل توجیه کرد. بخشی از مشکل مطمئناً مربوط به یک موضوع بالادست است ، یعنی عدم وجود یک چارچوب منسجم برای تجزیه و تحلیل کارآیی و اثربخشی هزینه های عمومی برای آموزش.

نتیجه گیری

این مشارکت ، مروری بر تکامل بحث سیاست در مورد اصلاح قوانین مالی اتحادیه اروپا و تغییر اخیر به سمت ایده یک قانون طلایی را ارائه می دهد. ما بیشتر به ایده یک قانون طلایی اجتماعی نگاه می کنیم و چالش های مفهومی و روش شناختی (اندازه گیری) را که چنین ایده ای مستلزم آن است ، برجسته می کنیم. این یک داوری در مورد شایستگی یک قانون طلایی اجتماعی نیست ، بلکه تلاش برای شناسایی انتقادی موضوعاتی است که باید برای ارائه چنین پیشنهادی معتبر و عملیاتی شود.

بر اساس بررسی جریانهای مختلف ادبیات ، که به طور معمول به هم وصل نمی شوند ، یافته اصلی این است که ارزیابی معقول از کالاهای اجتماعی برای واجد شرایط بودن برای درمان ویژه در SGP باید حول و دو شاخص نتیجه اقتصادی و اجتماعی باشد. این بدان معناست که ارزش یک سرمایه گذاری اجتماعی برای نسل های آینده لزوماً نباید با رشد تولید ناخالص داخلی بلکه با اشتغال بیشتر و بهره وری بالاتر افراد و همچنین نرخ فقر پایین تر اندازه گیری شود (یا حداقل). این یک انحراف اساسی از ادبیات سنتی کلان اقتصادی است ، که یک دیدگاه کل را به خود اختصاص می دهد و هزینه های آموزش را به عنوان یک سرمایه گذاری سرمایه انسانی می داند ، که به نوبه خود انتظار می رود رشد احتمالی تولید ناخالص داخلی را افزایش دهد.

* این مقاله تا حدودی بر روی یک مطالعه مداوم درخواست شده توسط گروه سبزها/EFA در پارلمان اروپا ساخته شده است.

  • 1 فراتر از این اقدامات قانونی ، کمیسیون به طور مرتب یک کد رفتار دقیق و یک مكوم واد دقیق را در SGP به روز و گسترش می دهد ، كه مشخصات بیشتری در مورد اجرای قوانین مالی ارائه می دهد.
  • 2 به هیئت مدیره مالی اروپا (2021) در میان دیگران مراجعه کنید.
  • 3 رویکرد "قانون طلایی" به سیاست مالی که در اینجا به آن اشاره می کنیم با رویکردی که با "قانون طلایی" وات (2012) همراه است ، متفاوت است ، که تمرکز اصلی آن حساب خارجی است نه سطح بدهی و کسری در هرس. نقطه شروع وات (2012) عدم تعادل حساب جاری در EMU است. وی استدلال می کند که میزان رشد دستمزد اسمی باید پایین تر از آن باشد که این فرمول در کشورهای کسری نشان داده شده و در کشورهای مازاد بالاتر است تا کشورها را به تعادل بازگرداند."قانون طلایی" اتحادیه پولی پس از آن خواهد بود: رشد دستمزد اسمی در هر کشور برابر با رشد بین مدت ملی بهره وری است ، به علاوه نرخ تورم هدف بانک مرکزی ، به علاوه/منهای اصلاح رقابت در کشورهای مازاد/کسری. وات همچنین خاطرنشان می کند که برای جلوگیری از رشد منفی دستمزد منفی (یعنی کاهش پرداخت) در کشورهای کسری و خطر تورم تجمعی (بر خلاف ضد انعطاف پذیری نسبی) ، استفاده از کف در این قاعده معقول است.

منابع

Agasisti ، T. (2014) ، کارآیی هزینه های عمومی برای آموزش: مقایسه تجربی کشورهای اتحادیه اروپا ، مجله اروپایی آموزش و پرورش ، 49 (4) ، 543-557.

Afonso ، A. and D. Furceri (2010) ، اندازه دولت ، ترکیب ، نوسانات و رشد اقتصادی ، مجله اروپایی اقتصاد سیاسی ، 26 (4) ، 517-532.

Afonso ، A. and M. St. Aubyn (2006) ، راندمان متقابل کشور ارائه آموزش متوسطه: تجزیه و تحلیل نیمه پارامتری با ورودی های غیر اختیاری ، مدل سازی اقتصادی ، 23 (3) ، 476-491.

Bakker ، V. and O. Van Vliet (2019) ، سرمایه گذاری اجتماعی ، نتایج اشتغال و سیاست و مکمل های نهادی: یک تحلیل مقایسه ای در 26 کشور OECD ، مقاله MPRA ، 96140.

Barbiero ، O. and B. Couede (2013) ، برآوردهای جدید اقتصاد سنجی از اثرات رشد طولانی مدت مناطق مختلف هزینه های عمومی ، مقالات کار وزارت اقتصاد OECD ، 1100.

Barbiero ، F. and Z. Darvas (2014) ، در بیماری و بهداشت: محافظت و حمایت از سرمایه گذاری های عمومی در اروپا ، مشارکت سیاست Bruegel ، 2014/02.

Baes ، S. و E. Casey (2019 ، 17 ژوئن) ، قوانین بودجه منطقه یورو در مورد هزینه ها باید از تله طرفدار چرخه ، Voxeu جلوگیری کنند.

Bogaert ، H. (2016) ، با ادغام یک حسابداری مناسب از سرمایه گذاری های عمومی ، ثبات و پیمان رشد را بهبود بخشید: یک تلاش جدید ، مقاله کار برنامه ریزی فدرال ، 1-16.

برنان، D.، B. Cass، S. Himmelweit و M. Szebehely (2012)، بازاریابی مراقبت: منطق و پیامدها در رژیم های مراقبت نوردیک و لیبرال، مجله سیاست اجتماعی اروپا، 22 (4)، 377-391.

Canton، E.، A. Thum-Thysen and P. Voigt (2018). تفکرات اقتصاددانان در مورد سرمایه گذاری سرمایه انسانی: هزینه های عمومی برای آموزش در کشورهای عضو اتحادیه اروپا چقدر کارآمد است؟، مقاله بحث اقتصاد اروپا، 081.

Capizzano، J. و G. Adams (2004)، کودکان در خانواده های کم درآمد کمتر در مراقبت از کودکان مرکز محور قرار می گیرند، مؤسسه شهری، 16.

Cedefop (2017)، سرمایه گذاری در مهارت ها نتیجه می دهد: هزینه اقتصادی و اجتماعی بزرگسالان کم مهارت در اتحادیه اروپا، مقاله تحقیقاتی Cedefop.

چو، تی، جی. هلشر و دی. مک کارتی (2018)، تأثیر مخارج دولت مولد و غیرمولد بر رشد اقتصادی: تحلیل تجربی در اقتصادهای با درآمد بالا در مقابل اقتصادهای با درآمد پایین تا متوسط، اقتصاد تجربی، 58، 2403-2430.

دارواس، زی، پی. مارتین و ایکس راگو (2018)، قوانین مالی اروپا مستلزم یک بازنگری اساسی است، مشارکت سیاست بروگل، 18.

دارواس، زی و جی اندرسون (2020)، زندگی جدید برای یک چارچوب قدیمی: طراحی مجدد مخارج اتحادیه اروپا و قوانین مالی طلایی، مطالعه پارلمان اروپا.

دارواس، زی و جی. ولف (2021)، یک پیمان مالی سبز: سرمایه گذاری آب و هوا در زمان تحکیم بودجه، مشارکت سیاست بروگل، 18.

دیسو، ی.، اس. دیدیک و تی یاکاوتساوا (2016)، هزینه های دولت برای آموزش، انباشت سرمایه انسانی و رشد، مدل سازی اقتصادی، 58، 9-21.

Docquier، F. and O. Paddison (2003)، قوانین مزایای تامین اجتماعی، رشد و نابرابری، مجله اقتصاد کلان، 25(1)، 47-71.

دوتو، آر و پی سیکاری (2016)، کارایی مخارج عمومی در OECD: معیارهای مراقبت بهداشتی، آموزش و مدیریت عمومی، مقالات کاری گروه اقتصاد OECD، 1278.

کمیسیون اروپا (2014)، پرونده اقتصادی برای آموزش، مقاله پیشینه تهیه شده توسط خدمات کمیسیون برای اطلاع رسانی در مورد بحث سیاستی شورا در 12 دسامبر 2014.

کمیسیون اروپا (2016)، به سوی یک موضع مالی مثبت برای منطقه یورو، ارتباطات، COM(2016) 727 نهایی.

کمیسیون اروپا (2018)، ناظر آموزش و پرورش 2018، دفتر انتشارات اتحادیه اروپا.

هیئت مالی اروپا (2019)، ارزیابی قوانین مالی اتحادیه اروپا با تمرکز بر قوانین شش و دو بسته.

هیئت مالی اروپا (2020)، گزارش سالانه.

Ewerhart ، C. (2002) ، الگویی از چارچوب عملیاتی Eurosystem برای اجرای سیاست های پولی ، سری مقاله کار ECB ، 197.

Ewerhart ، C. (2003) ، سیاست اختصاصی بهینه در عملیات اصلی بازپرداخت یوروسیستم ، سری کاغذ کاری ECB ، 295.

Eyraud ، L. ، V. Gaspar and T. Poghosyan (2017) ، سیاست مالی در منطقه یورو ، مقاله کار صندوق بین المللی پول ، 17/18.

Feigl ، G. and A. Truger ، (2015) ، قانون طلایی سرمایه گذاری عمومی. محافظت از راهپیمایی مالی و زیرساخت های عمومی ، خلاصه سیاست ETUI ، 12.

Gemmell ، N. ، R. Kneller and I. Sanz (2015) ، آیا ترکیب هزینه های دولت برای سطح تولید ناخالص داخلی طولانی مدت اهمیت دارد؟ ، بولتن آکسفورد از اقتصاد و آمار ، 78 (4) ، 522-547.

Giavazzi ، F. ، V. Guerrieri ، G. Lorenzoni and C. Weymuller (2021) ، با تجدید نظر در چارچوب مالی اروپا.

Giménez ، V. ، C. Thieme ، D. Prior and R. Tortosa-Austina (2017) ، مقایسه بین المللی سیستم های آموزشی: تجزیه و تحلیل زمانی در حضور خروجی های بد ، مجله تجزیه و تحلیل بهره وری ، 47 (1) ، 83-101

Gros ، D. و M. Jahn (2020) ، مزایا و اشکال "قانون هزینه" و همچنین "قانون طلایی" در چارچوب مالی اتحادیه اروپا ، مطالعه پارلمان اروپا.

آیا هنک ، ک. و م. کیرینفلد (2000) ، آیا در دسترس بودن مراقبت از کودکان در اشتغال مادران تأثیر می گذارد؟یافته های آلمان غربی ، مقالات کار MPIDR ، 2000-003.

هکمن ، جی. (2006) ، شکل گیری مهارت و اقتصاد سرمایه گذاری در کودکان محروم ، علوم ، 312 (5782) ، 1900-1902.

Hemerijck ، A. ، R. Huguenot-Noel ، F. Corti and D. Rinaldi (2020) ، سرمایه گذاری اجتماعی اکنون! به گزارش FEPS ، پیشبرد اروپا اجتماعی از طریق بودجه اتحادیه اروپا.

Hemerijck ، A. ، B. Burgoon ، A. Di Pietro and S. Vydra (2016) ، ارزیابی هم افزایی سرمایه گذاری های اجتماعی (ASIS) ، پروژه ای برای اندازه گیری بازده سیاست های اجتماعی ، گزارش DG Empl ، کمیسیون اروپا.

Javoik ، A. (2014) ، [پوستر] طبقه بندی های واقعیت افزوده در بازاریابی ، سمپوزیوم بین المللی IEEE 2014 در واقعیت مختلط و افزوده-هنر ، رسانه و علوم انسانی ، Ismar-Amh.

Leitner ، S. (2003) ، انواع خانوادگی: عملکرد مراقبت از خانواده در دیدگاه مقایسه ای ، جوامع اروپایی ، 5 (4) ، 353-375.

لوکاس ، R. (1988) ، در مورد مکانیک توسعه اقتصادی ، مجله اقتصاد پولی ، 22 ، 3-42.

Morozumi ، A. and F. Veiga (2016) ، هزینه های عمومی و رشد: نقش پاسخگویی دولت ، بررسی اقتصادی اروپا ، 89 (ج) ، 148-171.

OECD (2019) ، گرفتن مهارت ها در بزرگسالان کم مهارت در یادگیری.

Psacharopoulos، G. و H. Patrinos (2004)، بازگشت به سرمایه گذاری در آموزش: به روز رسانی بیشتر، اقتصاد آموزش، 12(2)، 111-134.

شوارتز، جی.، ام. فواد، تی. هانسن و جی. وردیر (2020)، به خوبی خرج شده است: چگونه حکمرانی زیرساخت قوی می تواند به اتلاف در سرمایه گذاری عمومی پایان دهد، صندوق بین المللی پول.

Servén، L. (2007)، قوانین مالی، سرمایه گذاری عمومی و رشد، مقاله کاری تحقیقات سیاست، 4382، بانک جهانی.

Truger، A. (2015)، اجرای قانون طلایی برای سرمایه گذاری عمومی در اروپا، Materialien zu Wirtschaft und Gesellschaft، 138، AK Wien.

Vesper, D. (2007), Staatsverschuldung und öffentliche Investitionen. Studie im Auftrag der Hans-Böckler-Stiftung, IMK Policy Brief.

Watt, A. (2012)، نقش تعیین دستمزد در معماری جدید حاکمیت اقتصادی اتحادیه اروپا پس از بحران، در ریاضت راه حل نیست!، FEPS، 97-118.

ویزر، تی (2018، 22 مه)، قوانین مالی و نقش کمیسیون، وبلاگ بروگل.

ویل، اچ. (2011)، نظرات رشد هزینه ها در راستای رشد بالقوه تولید ناخالص داخلی و "قاعده طلایی"، خلاصه سیاست IMK.

زولیگ، اف و جی. اشنایدر (2015)، چه نقشی برای سرمایه گذاری اجتماعی در حکمرانی اقتصادی جدید منطقه یورو؟، خلاصه سیاست EPC.

© نویسنده(های) 2022

دسترسی آزاد: این مقاله تحت شرایط مجوز بین المللی Creative Commons Attribution 4. 0 (https://creativecommons. org/licences/ by/4. 0/) توزیع شده است.

بودجه دسترسی آزاد ارائه شده توسط ZBW مرکز اطلاعات اقتصاد لایبنیتس.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 18 اسفند 1401 ساعت: 15:18