آیا تنظیم سرمایه بانکی می تواند به پیشگیری و کاهش رکود مالی کمک کند؟

ساخت وبلاگ

بحران مالی جهانی 09-2008 به طور قابل توجهی میانجی گری مالی را مختل کرد و در نهایت مالیات دهندگان آمریکایی را در معرض زیان ناشی از ورشکستگی بانک ها قرار داد (برنانکه 2018). مقامات نظارتی در سراسر جهان با این سوال که آیا باید الزامات سرمایه اضافی را بر بانک ها تحمیل کنند و اگر چنین است، به چه شکل پاسخ دادند (BCBS 2010a).

تصمیم برای اعمال چنین مقرراتی پیچیده است و شامل مبادلات مهمی است. به عنوان مثال، افزایش حداقل سرمایه مورد نیاز بانک ها ممکن است به کاهش زیان در هنگام ورشکستگی بانک ها کمک کند، اما همچنین می تواند بانک ها را از ارائه اعتبار در زمانی که بسیار کمیاب است محدود کند. در طول بحران های مالی، محدود کردن اعتبار می تواند رکود را تشدید کند و به بهبود اقتصادی آسیب برساند.

معرفی "حافظه های سرمایه ضد چرخه" می تواند به کاهش این مبادلات کمک کند (به کادر 1 مراجعه کنید). این بافرها سرمایه مورد نیازی هستند که در زمان های خوب افزایش و در دوران رکود کاهش می یابند. در مواقع استرس مالی، بانک ها سرمایه بیشتری در اختیار خواهند داشت و نیازی به کاهش وام دهی برای رعایت الزامات نظارتی ندارند.

این یادداشت نقش بافرهای سرمایه ضد چرخه را در هموارسازی عرضه اعتبار در چرخه مالی تحلیل می کند. ما از یک چارچوب تحلیلی استفاده می کنیم که در آن بانک ها تصمیمات وام دهی خود را تنظیم می کنند تا اتکای خود به سرمایه گذاری سهام و بدهی را در طول چرخه مالی متعادل کنند (Schroth 2021). با اعمال این مدل برای داده های کانادا، ما دیدگاه هایی را در مورد بافر سرمایه احتیاطی کلان ضد چرخه کانادا ارائه می کنیم - بافر پایداری داخلی (DSB) - که توسط دفتر سرپرست مؤسسات مالی (OSFI) اداره می شود.

هدف پشت DSB OSFI این است که بانک ها را موظف کند تا در زمان های خوب، بافرهای سرمایه بالاتری را حفظ کنند. تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که این می تواند در کاهش خسارات رفاهی ناشی از چرخه های مالی موثر باشد. برای مثال، مدل ما نشان می دهد که تعیین DSB روی 2. 5 درصد دارایی های موزون ریسک (RWA) در زمان های خوب (بالاترین محدوده برای DSB مشخص شده توسط OSFI) منجر به کاهش حدود 30 درصدی در تلفات رفاهی می شود.

کادر 1: سرمایه بانک و الزامات سرمایه نظارتی

بانک ها به خانوارها و بنگاه ها وام می دهند. آنها این فعالیت های وام دهی را از طریق ترکیبی از سرمایه (صاحب صاحبان سهام) و بدهی تامین می کنند. سرمایه و بدهی طرف بدهی ترازنامه بانک را تشکیل می دهد:

  • سرمایه، وجوه خود یک بانک است - باثبات ترین منبع تامین مالی است.
  • بدهی تأمین مالی خارجی است که تمایل به بلوغ کوتاه مدت دارد.

نقش سرمایه در فعالیت های بانکی

نقش اصلی سرمایه کاهش احتمال خرابی های بانکی است. هنگامی که اختلالات اقتصادی و مالی ارزش دارایی ها را در ترازنامه بانک کاهش می دهد ، سرمایه به عنوان یک بافر عمل می کند. اگر ارزش دارایی بانک از ارزش بدهی های آن پایین تر شود ، پس بانک ورشکسته می شود. این جایی است که سرمایه در حال بازی است.

برای یک سطح دارایی معین ، تقسیم سرمایه و بدهی در بدهی های یک بانک. هرچه سهم سرمایه بزرگتر باشد ، وقتی که ارزش دارایی های آن در طی یک بحران اقتصادی کاهش می یابد ، فضای بیشتری برای جذب ضرر و زیان وجود دارد. در عمل ، تنظیم کننده ها همچنین هنگام تعیین میزان سرمایه مورد نیاز برای کاهش احتمال خرابی های بانکی ، ریسک دارایی های موجود در ترازنامه بانکی را در نظر می گیرند. هرچه خطرات بیشتر باشد ، شرایط لازم برای نگه داشتن سرمایه بانکها سخت تر خواهد بود.

نقش مهم دیگر سرمایه بانکی القاء تیم رهبری خود برای مدیریت بهتر خطرات است. به عنوان مثال ، برای هماهنگی مشوق های خود با سهامداران بانک ، مدیران بانک اغلب بخشی از جبران خسارت خود را به عنوان سهام سهام در شرکت دریافت می کنند. به این ترتیب ، مدیران بانکی-که می خواهند ارزش ثروت خود را حفظ کنند-به طور کامل شیوه های مدیریت ریسک را در فعالیت های روزانه بانک تماشا می کنند.

نقش مقررات دولتی در سرمایه بانکی

برای اقتصاد به طور کلی ، تنظیم سرمایه بانکی به درونی کردن خارجی های منفی مرتبط با عدم موفقیت بانکهای بزرگ سیستمیک کمک می کند. عدم موفقیت یک بانک می تواند باعث شود سایر موسسات مالی تحت تأثیر قرار بگیرند و باعث به خطر انداختن سلامت سیستم مالی شوند. برای پرداختن به این بیرونی ، تنظیم کننده ها به طور معمول نیازهای سرمایه بالاتری را به بانکهایی تحمیل می کنند که احتمالاً باعث می شوند سایر بانک ها از بین بروند ، همه چیز دیگر-یعنی به اصطلاح بانک های مهم سیستماتیک . 1

الزامات سرمایه بالاتر بانک ، شدت رکودهای مالی را کاهش می دهد. هرچه بافر ایجاد شده توسط سرمایه بالاتر باشد ، احتمال زنده ماندن از رکود بیشتر است. پس از آن بانک های بازمانده به خوبی برای ادامه اعتبار در مرحله بهبودی قرار می گیرند.

با این حال ، تصمیم تنظیم کننده ها برای تحمیل الزامات بزرگ سرمایه ، تجارت مهمی دارد. این ممکن است منجر به کاهش فعالیت اقتصادی در زمان های عادی شود. بانکهایی که با نیازهای سرمایه بانکی بالاتر روبرو هستند ممکن است تصمیم بگیرند که اندازه دارایی های خود را برای برآورده کردن آنها کاهش دهند. اگر بیشتر مؤسسات مالی این کار را انجام دهند ، می تواند منجر به کاهش کلی در تأمین اعتبار شود - از نظر منفی بر فعالیت اقتصادی تأثیر می گذارد. بنابراین وجود نیازهای سرمایه نظارتی با محدود کردن وام در زمان عادی و کاهش وقوع و شدت رکودهای مالی ، چرخه اعتبار را صاف می کند.

برای کاهش این تجارت ، تنظیم کننده های بانکی می توانند یک بافر سرمایه ضد چرخه را تحمیل کنند. این یک الزام اضافی برای نگه داشتن سرمایه بر اساس شرایط اقتصادی است:

  • در دوره های رونق اقتصادی ، مقامات به سطح بالاتری از سرمایه نیاز دارند ، زیرا بانک ها در موقعیت بهتری برای تولید یا جمع آوری سرمایه قرار دارند.
  • در حین رکود ، مقامات به بانک ها اجازه می دهند سرمایه خود را بدون خطر اقدامات نظارتی محدود به منظور ادامه اعتبار و تسهیل در بهبودی کاهش دهند.

بنابراین ، بافر سرمایه های ضد چرخه انگیزه هایی را برای کاهش دارایی های خود برای رعایت مقررات و بدتر شدن رکود ، به بانک های بازمانده ارائه می دهد.

هنگامی که تنظیم کننده های بانکی بافر ضد چرخه را اصلاح می کنند ، خطرات و آسیب پذیری هایی را که اقتصاد و سیستم مالی با آن روبرو هستند ، در نظر می گیرند. برخی از وقایع خطر می توانند تأثیر منفی زیادی بر اقتصاد داشته باشند و سرمایه قبل از وقوع این وقایع باید جمع شود. در کانادا ، دفتر سرپرست مؤسسات مالی مؤلفه ضد چرخه نیازهای سرمایه را اداره می کند ، به نام بافر پایداری داخلی.

سرمایه بانکی و مقررات بهینه اجتماعی

تصمیم یک بانک برای تأمین اعتبار فعالیت های وام خود از طریق حقوق صاحبان سهام یا بدهی بستگی به دو عامل متناقض دارد:

  1. حقوق صاحبان سهام نسبت به بدهی گرانتر است. سهامداران بانکی نسبت به دارندگان بدهی با خطرات بیشتری روبرو هستند و در نتیجه نیاز به بازده مورد انتظار بالاتر دارند. به عنوان مثال ، اگر کیفیت اعتبار وام یک بانک بدتر شود ، دارندگان بدهی می توانند با امتناع از پرداخت بدهی خود ، قرار گرفتن در معرض خود را کاهش دهند. در مقابل ، سهامداران بانکی می توانند با ضرر کامل روبرو شوند.
  2. دارندگان بدهی به سهامداران بانکی نیاز دارند تا در این بازی پوست کافی داشته باشند تا از مشکلات خطر اخلاقی جلوگیری کنند ، مانند سوء استفاده بین منافع سهامداران و اقدامات مدیران بانک. برای اطمینان از اینکه بانک ها با کیفیت کافی وام می گیرند ، باید سهم بزرگی از ترازنامه را نشان دهد. یک مزیت اضافی از سهام بالاتر این است که احتمال اینکه یک بانک در صورت از دست دادن ارزش دارایی خود ، یک بانک ورشکسته شود ، کاهش می یابد.

این دو عامل متضاد یک مشکل چالش برانگیز را برای بانک ها در مدیریت ریسک ایجاد می کند. هنگامی که سهام بانک خیلی کم است ، نگرانی در مورد خطر اخلاقی می تواند بانک ها را به سمت بودجه محدود کند. با این حال ، بانکها می خواهند فقط در صورتی که به احتمال زیاد بتوانند از بودجه محدود شوند ، به سهام پر هزینه متوسل شوند.

از طریق فعالیت های وام خود ، بانک ها به دنبال به حداکثر رساندن ارزش سهامداران خود هستند. در نتیجه ، آنها ممکن است به طور کامل درونی نباشند که چگونه تخصیص منابع خود بر اقتصاد گسترده تر تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، بانکها ممکن است به دنبال بازده وام بالاتری باشند و هزینه پیش فرض های احتمالی را در کل سیستم بانکی و اقتصاد نادیده بگیرند. در نتیجه ، استراتژی بهینه برای بانکهای انفرادی در تخصیص حقوق صاحبان سهام و بدهی ممکن است از دیدگاه جامعه کارآمد نباشد. سهم سرمایه منتخب فقط برای تضمین پرداخت بدهی خود بانک ممکن است بهینه باشد.

یک تنظیم مقررات بانکی سالم به تعیین ترکیب مطلوب اجتماعی از سهام بانکی و بدهی و وادار می کند تا هرگونه تأثیر منفی را که به سیستم مالی کلی وارد می کنند ، در نظر بگیرند. تنظیم صدا پس از آن می تواند به دست آورد:

  • نتایج اقتصادی بهتر (به عنوان مثال ، تولید اقتصادی بالاتر و کمتر)
  • یک سیستم بانکی با ثبات تر

شروت (2021) یک چارچوب تحلیلی از بخش بانکی ایجاد کرده است که در آن او رفتار بهینه بانک ها و تنظیم کننده بانکی را الگوبرداری می کند. به طور خاص ، استراتژی مدلینگ وی مبادلات ذکر شده در بالا بین سرمایه و بدهی را که بانک ها هنگام انتخاب ساختارهای سرمایه خود با آن روبرو هستند ، ضبط می کند. این چارچوب همچنین ناکارآمدی های ذاتی در انتخاب های بانکی را نسبت به تخصیص منابع بهینه اجتماعی به خود اختصاص می دهد. نکته مهم این کار این است که هدف برای سرمایه گذاری در زمان عادی باید بالاتر از آنچه بانک ها انتخاب می کنند باشد. این سطح سرمایه بانکی است که از نظر اجتماعی بهینه است.

بافرهای سرمایه ضد چرخه: مورد کانادا

در این بخش ، ما چارچوب تحلیلی شروت (2021) را برای داده های کانادایی اعمال می کنیم و تنظیمات بهینه مقررات فعلی بانکی کلان کانادا را در نظر می گیریم. ما در زمان عادی روی اندازه بافر سرمایه ضد چرخه تمرکز می کنیم. سطح DSB کانادا بین 0 تا 2. 5 درصد RWA. 3 متغیر است

ما ابتدا مدل را برای مطابقت با داده های کانادایی کالیبره می کنیم. سپس به شبیه سازی های مختلفی ادامه می دهیم که در آن به طور متوالی انتهای بالای دامنه DSB را در زمان عادی تغییر می دهیم . 4 برای هر شبیه سازی ، به ما اجازه می دهیم DSB بهینه در چرخه مالی متفاوت باشد.

از این شبیه سازی ها ، ما منافع اجتماعی خالص یک سطح هدف خاص DSB را در زمان عادی از نظر کاهش درصد از دست دادن رفاه از چرخه های مالی اندازه گیری می کنیم. این مدل رفاه را به عنوان ارزش خالص فعلی تخفیف تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) اندازه گیری می کند. DSB منافع اجتماعی خالص ایجاد می کند زیرا دستاوردهای اقتصادی ناشی از رکود مالی کمتر یا شدید مالی از هزینه های فعالیت اقتصادی پایین تر در زمان های خوب فراتر می رود.

بر اساس مدل کالیبره شده ما ، موارد زیر را می یابیم (نمودار 1):

  • بافر سرمایه بهینه: اندازه بهینه بافر سرمایه در زمان عادی 6 درصد از RWA. 5 است که هدف از این سطح ضرر و زیان رفاه خالص را از چرخه های مالی حدود 60 درصد کاهش می دهد.
  • بافر سرمایه بانکی 2019: طبق گفته OSFI ، بزرگترین بانک های کانادا در سال 2019 ، به طور متوسط ، نسبت سرمایه مشترک درجه یک (CET1) حدود 12 درصد را حفظ کرده است. این نسبت 4 درصد بالاتر از الزامات سرمایه نظارتی CET1 OSFI است ، که به این ترتیب تعریف شده است:
    • حداقل نیاز سرمایه 4. 5 درصد RWA
    • یک بافر حفاظت از سرمایه 2. 5 درصد
    • 1. 0 درصدی اضافی برای بانکهای مهم سیستماتیک داخلی

    نمودار 1: مزایای اجتماعی خالص از بافر سرمایه اضافی بانکی

    توجه: الزامات سرمایه نظارتی در این نمودار به عنوان حداقل نیاز سرمایه 4. 5 درصد ، یک بافر حفاظت از سرمایه 2. 5 درصد و 1. 0 درصد هزینه برای بانکهای مهم سیستمیک مهم تعریف شده است. تمام این درصد ها به عنوان سهم دارایی های دارای ریسک ریسک بیان می شوند. OSFI مخفف دفتر سرپرست مؤسسات مالی است. نوار 2. 5 ٪ انتهای بالای محدوده بافر پایداری داخلی OSFI را نشان می دهد. نوار 4 ٪ اشاره می کند که بافر سرمایه CET1 بانک مشاهده شده در سال 2019 را نشان می دهد. و نوار 6 ٪ بافر سرمایه را نشان می دهد که حداکثر ثبات مالی را فراهم می کند. منبع: محاسبات نویسندگان

    به طور کلی، در چارچوب مدل سبک ما از بخش بانکی، افزایش سطح بالای DSB از 2. 5 به 6. 0 درصد RWA، این پتانسیل را دارد که مزایای اضافی غیر ضروری را از نظر ثبات مالی به ارمغان آورد.

    همانطور که در بالا ذکر شد، بانک های کانادایی قبلاً به طور متوسط سرمایه بیشتری از حداقل مورد نیاز OSFI در اختیار داشته اند. بانک ها ممکن است ترجیح دهند سرمایه بیشتری را به دلایل مختلف نگهداری کنند، مانند:

    • کاهش هزینه های مالی آنها
    • داشتن انعطاف بیشتر در به کارگیری سرمایه برای استفاده از فرصت های تجاری
    • همگام شدن با همتایان جهانی

    این عمل می تواند مکانیسم های نظارتی دیگری را نیز منعکس کند که ما به صراحت مدل سازی نمی کنیم.

    صرف نظر از دلیل، به نظر می رسد رویکرد فعلی بانک ها به مدیریت سرمایه بیشتر مزایای ثبات مالی ناشی از نگهداری بافرهای اضافی سرمایه را به همراه دارد. علاوه بر این، تغییر سطح بالای محدوده DSB ممکن است پیامدهای دیگری برای سیستم مالی داشته باشد که مدل سبک ما از بخش بانکی آن را در نظر نمی گیرد.

    نتیجه

    از نقطه نظر سیاست، مدلی که برای ارزیابی DSB استفاده می کنیم، تصمیم سرمایه را به عنوان یک ملاحظات احتیاطی کلان ارائه می کند. تصمیمات سرمایه ای سرمایه را برای رفاه اقتصادی مبادله می کنند:

    • در زمان های خوب، سرمایه بیشتر باعث کاهش فعالیت های اقتصادی می شود.
    • در زمان های بد، سرمایه با اجازه دادن به بانک ها برای ادامه تامین مالی فعالیت های وام دهی خود، کاهش تولید ناخالص داخلی را محدود می کند.

    این یک مبادله مهم است که باید در تنظیم بافرهای سرمایه ضد چرخه در نظر گرفت. چنین بافرهایی حمایت قابل توجهی برای وام دادن در دوران بد با هزینه اندک برای فعالیت های اقتصادی در دوران خوب فراهم می کنند - تا زمانی که در زمان های خوب به سرعت ساخته شوند و پس از روزهای بد به آرامی بازسازی شوند.

    تحلیل ما نشان می دهد که بافرهای سرمایه نظارتی، مانند DSB، می تواند در کاهش ضررهای رفاهی ناشی از چرخه های مالی موثر باشد. بانک ها در کانادا رویکرد محتاطانه ای به مدیریت سرمایه دارند، تا حد زیادی برای برآوردن الزامات نظارتی تعیین شده توسط OSFI.

    با ارائه یک چشم انداز اقتصاد کلان، رویکرد مدل سازی ما مکمل کار اضافی انجام شده توسط بانک و OSFI برای شناسایی آسیب پذیری های سیستم مالی است. به هر حال، یک سیستم مالی باثبات و کارآمد برای حفظ رشد اقتصادی و بالا بردن استانداردهای زندگی در کانادا ضروری است.

    یادداشت های پایانی

    1. 1. برای اطلاعات بیشتر در مورد درمان سرمایه برای بانک های مهم سیستمی، به «ظرفیت جذب کل ضرر (TLAC)» دفتر سرپرست مؤسسات مالی مراجعه کنید[←]
    2. 2. برای اطلاعات بیشتر در مورد بافر ثبات داخلی، به وب سایت دفتر سرپرست موسسات مالی مراجعه کنید.[←]
    3. 3. کمیته بازل بانک تسویه های بین المللی در مورد نظارت بانکی خاطرنشان می کند که «مقامات ملی می توانند طیفی از ابزارهای احتیاط کلان اضافی، از جمله یک بافر بیش از 2. 5 درصد را در صورتی که در زمینه ملی آنها مناسب تشخیص داده شود، اجرا کنند» (BCBS 2010b)..[←]
    4. 4. ما روش کالیبراسیون در Schroth (2021) را با پرونده کانادایی تطبیق می دهیم.[←]
    5. 5. از آنجایی که برای حل عددی مدل به بهینه سازی ناپارامتری تکیه می کنیم، نمی توانیم نتایج را برای مقادیر بالای 6 درصد DSB گزارش کنیم. با توجه به اینکه راه حل بهینه در مدل با DSB 6 درصد مطابقت دارد، مقادیر DSB بالاتر از این سطح، مزایای اجتماعی خالص کمتر از 60 درصد را به همراه خواهد داشت.[←]
    6. 6. مدل ساده سازی واقعیتی است که بخش بانکی با آن مواجه است. این بر بسیاری از مفروضات استوار است و یک چشم انداز کلان از این بخش دارد. کالیبراسیون مدل با هدف بازتولید رفتار متوسط بانک ها در مواجهه با شوک های مختلف انجام می شود. نکته قابل توجه ویژه، ما کالیبراسیون هزینه سرمایه ای که بانک ها با استفاده از سرمایه واقعی بانک ها برای سرمایه عمومی مورد نیاز (هر دو ارائه شده توسط OSFI) و برای یک فرکانس مشاهده شده معین از بحران های مالی (برآورد شده از داده های پانل بین المللی) با آن مواجه هستند، استنباط می کنیم.. در واقع، بانک ها مستقیماً هزینه سرمایه خود را مشاهده می کنند. در نتیجه این مفروضات، نسخه های سیاستی که مدل پیشنهاد می کند باید مکمل قضاوت تخصصی مقامات نظارتی باشد (و نه جایگزین آن) و بنابراین باید با احتیاط اتخاذ شود.[←]

    منابع

    1. برنانکی، بی. 2018. «اثرات واقعی بحران مالی». مقالات بروکینگ در مورد فعالیت اقتصادی، پیش نویس کنفرانس BPEA، 13 تا 14 سپتامبر.
    2. کمیته بازل در نظارت بانکی (BCBS). 2010 a."بازل III: یک چارچوب نظارتی جهانی برای بانک ها و سیستم های بانکی انعطاف پذیرتر."بازل، سوئیس: بانک تسویه حساب های بین المللی.
    3. کمیته بازل در نظارت بانکی (BCBS). 2010b."راهنمای مقامات ملی که بافر سرمایه ضد چرخه ای را اداره می کنند."بازل، سوئیس: بانک تسویه حساب های بین المللی.
    4. Schroth, J. 2021. "سیاست احتیاط کلان با بافرهای سرمایه". مجله اقتصاد پولی 118: 296 311.

    سلب مسئولیت

    یادداشت های تحلیلی کارکنان بانک کانادا، مقالات کوتاهی هستند که بر موضوعات موضوعی مرتبط با شرایط اقتصادی و مالی کنونی تمرکز دارند و به طور مستقل از شورای حاکم بانک تهیه شده اند. این کار ممکن است از ارتدوکس سیاست رایج حمایت کند یا به چالش بکشد. بنابراین، نظرات بیان شده در این یادداشت صرفاً متعلق به نویسندگان است و ممکن است با نظرات رسمی بانک کانادا متفاوت باشد. هیچ مسئولیتی در قبال آنها نباید به بانک نسبت داده شود.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 12:31