* این مقاله نسخه کوتاهی از یک پروژه تحقیقاتی بزرگتر است که بعداً منتشر می شود.
- استناد را بارگیری کنید
- https://doi.org/10.1080/03068374.2022.2029038
- جایگاه
بخش ویژه: روابط سینا و ایران از دیپلماسی آزمایشی تا مشارکت استراتژیک
چرا افزایش چین موفق شد و ایران شکست خورد؟اقتصاد سیاسی توسعه در چین و ایران
- مقاله کامل
- ارقام و داده ها
- استناد
- معیارهای
- مجوز
- چاپ مجدد و مجوزها
- مشاهده pdf pdfview epub epub
خلاصه
بسیاری از تجربیات و شباهت های تاریخی مشترک بین ایران و چین وجود دارد. هر دو به ترتیب میراث امپراتوری ها و تمدنهای طولانی مدت در غرب و شرق آسیا هستند. مانند سایر امپراتوری های بزرگ آسیایی ، ایران و چین با گسترش قدرت های امپراتوری اروپا در اوایل قرن نوزدهم روبرو شدند که در نهایت منجر به جابجایی این امپراتوری های باستانی شد. هر دو کشور با ایجاد انقلاب های مردمی ملی گرایانه و با ایجاد کشورها و هویت های ملت مدرن در نیمه اول قرن بیستم ، با وجود سیستم های مختلف سیاسی ، فرهنگ ها و روابط خارجی ، در برابر فشارهای پیرامونیزاسیون در اقتصاد جهانی مقاومت کرده بودند. هم ایران و هم چین با نوسازی دولتها ، جوامع و اقتصادهای خود از طریق یک استراتژی توسعه کشوره به رهبری دولت ، سعی در فرار از فشارهای بیرونی و عقب ماندگی داخلی اقتصادی و اجتماعی داشتند. این تلاش ها منجر به ظهور چین در اواخر قرن بیستم و ظهور ایران انقلابی پس از اسلامی 1978/79 به عنوان یک کشور مدعی برای هژمونی ایالات متحده (ایالات متحده) در غرب آسیا شد. این پیشرفت دو سؤال اساسی را ایجاد می کند: چرا چین موفق به افزایش قدرت منطقه ای و جهانی صنعتی شد و آیا استراتژی توسعه ایران تاکنون شکست خورده است؟
من استدلال می کنم که دلیل اصلی عدم موفقیت ایران پس از تجدید نظر در هژمون منطقه ای از دو موضوع به هم پیوسته ناشی می شود: (من) عدم موفقیت استراتژی توسعه اقتصادی آن ، که عمدتاً ناشی از (ب) درگیری بیرونی "توهین آمیز" در آن بودمنطقه خود را قبل از یک فرایند موفقیت آمیز موفقیت آمیز. استراتژی توسعه صید ایران ، که مبنای اصلی مادی برای ظهور این کشور است ، پس از انقلاب توسط سیاست خارجی توهین آمیز ، انقلابی و نظامی گرا "مانع شد. این استراتژی ایران را از دسترسی به سرمایه ، اطلاعات و فناوری متمرکز در حوزه اصلی اقتصاد جهانی تحت سلطه ایالات متحده مسدود کرد. بر خلاف ایران ، صنعتی شدن موفقیت آمیز چین ، تا حدودی از طریق نزدیک شدن و اجماع بین رهبران چینی و ایالات متحده و متحدین آن در دهه 1970 هدایت شد. این استراتژی باعث شد چین از روابط تهاجمی انقلابی مائو در روابط خارجی مائو فاصله بگیرد و آن را با روابط خارجی "دفاعی" و مسالمت آمیز در دوره صنعتی شدن آن (2000-2000) جایگزین کند.
معرفی
بسیاری از تجربیات و شباهت های تاریخی مشترک بین ایران و چین وجود دارد. هر دو به ترتیب میراث امپراتوری ها و تمدنهای طولانی مدت در غرب و شرق آسیا هستند. مانند سایر امپراتوری های بزرگ آسیایی ، ایران و چین با گسترش قدرت های امپراتوری اروپا در اوایل قرن نوزدهم روبرو شدند که در نهایت منجر به جابجایی این امپراتوری های باستانی شد. 1 هر دو کشور با ایجاد انقلاب های مردمی ملی گرایانه و با ساختن کشورها و هویت های ملت مدرن در نیمه اول قرن بیستم ، در برابر فشارهای پیرامونی در اقتصاد جهانی مقاومت کرده بودند. علیرغم سیستم های مختلف سیاسی ، فرهنگ ها و روابط خارجی ، چه ایران و چه چین سعی کرده اند با نوسازی ایالات ، جوامع و اقتصادهای خود از طریق یک استراتژی توسعه صید دولتی ، از فشارهای بیرونی و عقب ماندگی داخلی اقتصادی و اقتصادی درونی فرار کنند. واداین تلاش ها منجر به ظهور چین در اواخر قرن بیستم و ظهور ایران انقلابی پس از اسلامی 1978/79 به عنوان "کشور مدعی" 2 به هژمونی ایالات متحده (ایالات متحده) در غرب آسیا شد.
این مقاله به بررسی تأثیرات قرن نوزدهم سیستم جهانی تحت سلطه اروپا بر چین امپراتوری و ایران می پردازد. گسترش قدرت های امپریالیستی اروپا از طریق تسلط تجاری و (نیمه) استعمار، این دو امپراتوری را در معرض فشارهای حاشیه نشینی، پیرامونی، درگیری های داخلی و از دست دادن قلمرو قرار داد که در نهایت به واکنش های انقلاب های اجتماعی، ساختمان های دولت-ملت و دولت ها منجر شد. صنعتی شدن رانده شدهاین تلاش ها منجر به ظهور چین در اواخر قرن بیستم و ظهور ایران به عنوان یک "دولت مدعی" در برابر هژمونی ایالات متحده در خاورمیانه و/یا غرب آسیا پس از انقلاب اسلامی ایران در سال های 1978/1979 شد.. زمانی که دولت ترامپ 3 از توافق هسته ای ایران خارج شد، بازگشت اقتصادی ایران که مدت ها انتظارش را می کشید به دلیل ادامه تحریم ها متوقف شد. دولت ترامپ همچنین بسیاری از تحریم های حیاتی جدید را علیه نهادهای استراتژیک، بخش های اقتصادی و عناصر کلیدی نخبگان حاکم ایران اعلام کرد. ایران پس از بیش از 40 سال انزوا، تحریم ها و تهدیدهای جنگی، هنوز به عنوان یک قدرت منطقه ای شناخته نشده است. این کشور به انزوا عادت کرده است، زیرا هدف آن به چالش کشیدن هژمونی ایالات متحده و تلاش برای ایجاد «نظم ژئوپلیتیک» در خاورمیانه قبل از یک حرکت موفقیت آمیز است. در مورد چین، به طور کلی از روابط خارجی تهاجمی خودداری کرد و پس از یک قرن و نیم مبارزه با فشارهای خارجی، در اوایل قرن بیست و یکم، جمهوری خلق چین (PRC) به دومین اقتصاد بزرگ جهان و صنعتی مدرن تبدیل شد. در حالی که ایران همچنان به دنبال کسب قدرت منطقه ای در غرب آسیا است. چین با تبدیل شدن به دومین اقتصاد بزرگ، استراتژی های خود را برای دنبال کردن روابط خارجی قاطع تر تغییر داده است.
این تحول دو سوال کلیدی را مطرح می کند: چرا چین به عنوان یک قدرت صنعتی منطقه ای و جهانی موفق شد و آیا استراتژی توسعه ایران تاکنون شکست خورده است؟
من استدلال می کنم که دلیل اصلی عدم موفقیت در مورد عدم موفقیت ایران در تبدیل شدن به هژمون منطقه ای از دو موضوع به هم پیوسته است: (من) عدم موفقیت استراتژی توسعه اقتصادی آن ، که عمدتاً ناشی از (ب) درگیری خارجی "توهین آمیز" در آن بودمنطقه خود را قبل از یک فرایند موفقیت آمیز موفقیت آمیز. استراتژی توسعه صید ایران ، که مبنای اصلی مادی برای ظهور این کشور است ، پس از انقلاب توسط "سیاست خارجی توهین آمیز ، انقلابی و نظامی گرا" مانع شد. این استراتژی ایران را از دسترسی به سرمایه ، اطلاعات و فناوری متمرکز در حوزه اصلی اقتصاد جهانی تحت سلطه ایالات متحده مسدود کرد. بر خلاف ایران ، صنعتی شدن موفقیت آمیز چین ، تا حدودی از طریق نزدیک شدن و اجماع بین رهبران چینی و ایالات متحده و متحدین آن در دهه 1970 هدایت شد. این استراتژی باعث شد چین از روابط تهاجمی انقلابی مائو در روابط خارجی مائو فاصله بگیرد و آن را با روابط خارجی "دفاعی" و مسالمت آمیز در دوره صنعتی شدن آن (2000- 1980) جایگزین کند. تغییر و تغییر جهت گیری روابط خارجی چین راه را برای دسترسی چین به سرمایه ، اطلاعات و فناوری لازم برای توسعه اقتصادی موفق و در نهایت افزایش آن فراهم کرد.
نظریه و عمل دولت ، بازار و توسعه
اشکال و روابط بین دولت ، جامعه و بازار در چین و ایران با کشورهای لیبرال و کثرت گرایانه متفاوت است. این چندین سؤال را ایجاد می کند: (1) شکل اقتدار سیاسی و مقررات بازار در چین و ایران چیست؟(2) چگونه می توانیم پیکربندی جامعه و اجتماعی و بازار و بازار و ایران را در مقایسه با مدل لیبرال جامعه و مدل بازار مفهوم سازی کنیم؟(3) نیروهای سیاست ها و توسعه اقتصادی و اقتصادی چین و ایران چیست؟
بر خلاف دیدگاه واقع گرایانه (NEO-) در مورد عملکرد ثابت و دولت ، هیچ شکل ثابت از دولت وجود ندارد ، بلکه ساختاری است که از طریق آن نیروهای اجتماعی و گروه های ذینفع فعالیت می کنند. در سطح جهانی ، مجتمع دولت و مجتمع بازار نهاد اساسی روابط بین الملل را تشکیل می دهد. 4 شکل اقتدار سیاسی از طریق تفاوت در میزان استقلال در رابطه با محیط های داخلی و خارجی ، از جمله سیستم بین دولت و اقتصاد سیاسی جهانی متفاوت است. 5 در جوامع پیشرفته لیبرال ، دولت در توسعه سیاست های اقتصادی و اجتماعی بین سرمایه و نیروی کار ایجاد می کند. در جوامع اقتدارگرا و/یا متمرکز ، چارچوبی از همکاری و تسلط بین دولت و جامعه و سرمایه و کار ، به روشی اقتدارگرایانه تحمیل می شود و منعکس کننده استقلال نسبی دولت از جامعه است. 6
به طور کلی ، ما می توانیم بین دو نوع ایده آل از جامعه جامعه و مجتمع های بازار در روابط بین الملل تمایز قائل شویم: "جامعه لیبرال جامعه ، مجتمع بازار" (LSMC) و "اقتدارگرا" یا "جامعه متمرکز جامعه ، مجتمع بازار"(CSMC). 7 مجتمع جامعه لیبرال جامعه که با یک تمایز نسبی بین طبقه حاکم یا سیاسی و طبقه حاکم مشخص می شود-دومی عمدتاً طبقه سرمایه داری است که علایق آن عمدتاً توسط طبقه حاکم نشان داده می شود. یکی از شرایط ایجاد LSMC ، وجود یک جامعه و بازار قوی و جامعه با استقلال نسبی کلاس ها و گروه های ذینفع-مانند طبقه سرمایه داری ، میانه و کارگر است. ظهور سازمان های مدنی و جامعه مدنی تقسیم شده ، محصول توسعه صنعتی سرمایه داری است. در LSMC ، جامعه مدنی نسبتاً "خود تنظیم کننده" است زیرا مداخله دولت در اطمینان از عملکرد مناسب جامعه مدنی از اهمیت کمتری برخوردار است. 8
از سوی دیگر، در CSMC (مانند چین و ایران)، تمایز بین طبقات حاکم و حاکم ناچیز است.«طبقه دولتی» قدرت خود را از کنترل دستگاه دولتی می گیرد و در جامعه و بازار مداخله می کند. در این پیکربندی، نیروهای اجتماعی خودمختار، عمدتاً یک طبقه سرمایه دار قوی، یا توسعه نیافته یا وابسته به دولت هستند. هیچ کدام نمی توانستند منافع خود را مستقل از قدرت دولتی مطرح کنند. بنابراین، در CSMC، چارچوبی از همکاری بین سرمایه و کار به شیوه ای استبدادی تحمیل می شود که هم استقلال دولت از جامعه و بازار و هم کنترل بر روابط داخلی و خارجی را منعکس می کند. همراه با تمرکز قدرت دولتی، ترویج استراتژی توسعه تحت رهبری دولت (یعنی نوسازی بلندمدت اجتماعی-اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) یکی از نیروهای محرک طبقه دولتی است.
توسعه صنعتی سرمایه داری موفق چین، همراه با جاه طلبی های رهبران آن، این تمایل را ایجاد کرد که سهم بیشتری از اقتصاد و منابع جهان را به دست آورد، 10 و در استراتژی خروج و BRI تجسم یافته است. 11 علیرغم چالش های ژئوپلیتیکی تحقق این امر، توسعه صنعتی چین - از جمله صنعتی شدن نظامی و تشکیل نهادهای چندجانبه مانند بانک زیرساخت و سرمایه گذاری آسیایی، سازمان همکاری شانگهای (SCO) و بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و جنوب). آفریقا) - افزایش آن را در سلسله مراتب جهانی ثروت-قدرت تسهیل کرده است. در حالی که چین از حاشیه اقتصاد جهانی خارج شد، موفقیت و ادغام آن در هسته اقتصاد سیاسی جهانی به قیمت کنترل داخلی تمام می شود.
تجربه ایران از صنعتی شدن به رهبری دولت (عمدتا در دهه 1960 و 1970) یک داستان موفقیت در بین کشورهای توسعه آسیا بود. با این حال ، استراتژی توسعه موفقیت آمیز ایران توسط "روابط منطقه ای توهین آمیز ، انقلابی و نظامی گرا" پس از انقلاب ، قطع شد ، که همانطور که گفته شد ، دسترسی به سرمایه ، اطلاعات و فناوری عمدتاً در اقتصاد جهانی تحقیرآمیز ایالات متحده متمرکز شده است. واددر مقابل ، صنعتی شدن موفقیت آمیز چین ، تا حدودی توسط نزدیک شدن و اجماع بین رهبران چینی و ایالات متحده (و متحدین آن) در دهه 1970 انجام شد که چین مجدداً روابط خارجی تهاجمی و انقلابی رئیس مائو را با روابط دفاعی و مسالمت آمیز تغییر داد و از این طریقتسهیل دسترسی به سرمایه ، اطلاعات و فناوری برای توسعه اقتصادی موفق و افزایش نهایی.
موج جهانی صنعتی شدن به رهبری دولت
اقتصاد سیاسی پس از امپریالیستی چینی و ایران صنعتی شدن دولت به رهبری دولت نه منحصر به فرد است و نه استثنایی. با توجه به ظهور و گسترش سرمایه داری صنعتی از اروپا بیش از 250 سال ، CSMC در زمان های مختلف و فضاها به عنوان پاسخی به دو فشار خارجی به سمت استعمار و عقب ماندگی داخلی در ساختارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ظاهر شده است. دیالکتیک این دو عامل باعث شد تا تعداد محدودی از رهبران کشورهای محیطی با تشکیل یک کشور متمرکز و دستیابی به پیشرفت خود به خود متکی ، در برابر پیرامون شدن در اقتصاد سیاسی جهانی نوظهور مقاومت کنند. 12 پس از جنگ جهانی دوم ، برخی از کشورهای آسیایی مانند چین ، ببرهای آسیایی (یعنی هنگ کنگ ، سنگاپور ، کره جنوبی و تایوان) ، ترکیه ، ایران و هند سعی کردند در برابر عقب ماندگی اقتصادی و موقعیت محیطی آنها در سیاسی جهانی تحت سلطه غربی مقاومت کنند. اقتصاد از طریق استراتژی های صنعتی سازی مستقل و مستقل دولت. هیچ کس تحت یک رژیم لیبرال صنعتی نشده است. 13
گسترش ، پیرامونی و مقاومت در اروپا در چین و ایران
تجزیه امپریالیستی چین در اقتصاد جهانی اروپایی محور هنگامی آغاز شد که اروپایی ها در اوایل قرن نوزدهم فعالیت های حمل و نقل و بازرگانان بومی را اختصاص دادند. 14 از اواخر قرن نوزدهم تا سال 1949 ، قیمت سنگینی که چین برای مقاومت در برابر چنین تهدیدی وجودی برای بقای خود پرداخت می کرد ، شامل میلیون ها قربانی ، تخصیص منظم مناطق بزرگ قلمرو آن ، باتلاق یک جنگ داخلی وحشیانه بین ناسیونالیست وجبهه های کمونیستی و از دست دادن رسمی تایوان. با این وجود ، در سال 1949 ، رئیس حزب کمونیست چین (CCP) ، مائو زدونگ ، با شکوه اعلام کرد که مردم وی سرانجام پایان قاطع "قرن تحقیر" را به دست دشمنان داخلی و خارجی آورده اند. از این رو ، با تأسیس PRC ، CCP خود را پیشتاز و ناجی عالی ملت چین اعلام کرد. در نتیجه ، بیش از سه دهه ، تماس های ناسیونالیستی با قدرت سیستم سیاسی رسمی و ایدئولوژی جدید کاملاً گرفتار شد.
به همان اندازه ، از اواسط قرن نوزدهم به بعد ، ایران با گسترش قدرتهای امپراتوری اروپا (به ویژه انگلیس و روسیه) روبرو شد که شروع به تأثیر قابل توجهی نظامی ، سیاسی و اقتصادی بر اقتصاد سیاسی این کشور کردند. 15 رقابت بین روسیه و انگلیس از دادگاه پارس دعوت کرد تا در تعادل اعمال بین دو دشمن خود شرکت کند. گسترش اروپا سرانجام منجر به پیرامون امپراتوری پارس و ادغام سیستم اقتصادی آن در سیستم جهانی سرمایه داری شد ، 16 که نشانگر تجزیه اقتصاد محلی و تابع اقتصاد جهانی سرمایه داری ، رشد تجارت خارجی و تخصص در آن بودتولید مواد اولیه.
انقلاب و صنعتی شدن از بالا در چین (1950-به جلو)
در چین ، مقاومت موفقیت آمیز در برابر محیطی ، یک استراتژی صنعتی و نوسازی "جذب" و از بالا را امکان پذیر کرد. این امر شامل نوسازی اجتماعی و اقتصادی و سیاسی به رهبری دولت از طریق الگوهای اقتدارگرا از بسیج سیاسی و سلطه است. ژو انی ، PRC Premier (1954-1954) گفت: "فقط هنگامی که چین صنعتی است ، آیا چین واقعاً می تواند در جهان بایستد ، بلند و افتخار کند."17
پیش از این ، کلاس ایالتی چین دو هدف داشت: (1) با تشکیل یک کشور ملت متمرکز قوی و (2) برای توسعه یک جامعه مبتنی بر شهری و صنعتی (نیاز به تعمیرات اساسی جامعه مبتنی بر کشاورزی چین ، این کشور را برای ادغام و تأمین امنیت کشور (2) برای تحکیم و تأمین امنیت کشور (2) برای تحکیم و تأمین امنیت کشور (2)) برای مقاومت در برابر محیطی. این فرایند تحول توسط دولت به دلیل ناتوانی جامعه در بسیج نیروهای تولیدی و صنعتی آغاز شد. این شرایط را برای جهش بزرگ به جلو (1958-1962) تشکیل داد که در آن مائو تلاش کرد تا اقتصاد را به سمت جمع آوری روستایی سوق دهد. ارزیابی مجدد انتظارات در مورد افق صنعتی سازی چین در سال 1961 در میان شوک این آزمایش فاجعه بار رخ داد ، و دوره ای از تعدیل اقتصادی بحث های سیاسی را به وجود آورد که منجر به مبارزات انقلاب فرهنگی مائو شد. چین ، از اوایل دهه 1970 ، همچنین تعامل با اقتصادهای غربی را افزایش داد و ایده های توانبخشی اقتصاددانان اصلاح طلب دهه 1960 ، رهبران با تجربه مانند دنگ شیائوپینگ و مقاماتی که قبلاً از آن خارج شده بودند. دنگ شیائوپینگ استدلال کرد که "قوانین عینی اقتصادی" باید سیاست اقتصادی را رهبری کند. از این پس ، بقای CCP به دستیابی به توسعه سریع اقتصادی بستگی داشت. 18
دسامبر سال 1978 شاهد راه اندازی اصلاحات بود که در ابتدا به سیاست های روستایی وصل شد. به دلیل گرسنگی که در طول جهش بزرگ به جلو تجربه شد ، 19 کمون در سال 1981 از بین رفت و سیستم مسئولیت خانوار دوباره معرفی شد. محصولات مازاد بیش از حد کووتا با قیمت های بالاتر از مقادیر تعیین شده توسط دولت فروخته شد. شرکت ها می توانند بودجه وام بگیرند و در مناطق تعیین شده به دنبال شرکای سرمایه گذاری مشترک خارجی باشند. پنج منطقه ویژه اقتصادی (گوانگدونگ ، فوجیان ، پکن ، تیانجین و شانگهای) صلاحیت مذاکره با مشاغل خارجی را به دست آوردند. اهداف سیاست اصلاحات (شتاب توسط تور جنوبی دنگ شیائوپینگ در سال 1992) برای دستیابی به توسعه سریع اقتصادی ، باز کردن اقتصاد چین به جهان خارج ، بهبود کارایی اقتصادی ، ایجاد تنوع از نظر مالکیت و افزایش مصرف و استانداردهای زندگی بود. این اصلاحات با هدف شکستن از چارچوب برنامه ریزی شده اقتصاد و تنظیم سیاست هایی برای پاسخگویی به خواسته های زیر.
تأثیر جهانی صنعتی شدن چین
انتقال چین از یک کشاورزی عمدتاً کشاورزی به یک جامعه صنعتی با به اصطلاح "اقتصاد بازار سوسیالیستی" تحت رهبری CCP ، پایه و اساس تحرک صعودی سرزمین اصلی چین را به عنوان یک کشور مدعی در پس از جنگ جهانی دوم آسیا ایجاد کرد. ظهور یک قدرت بزرگ خارجی برای Pax Americana ، پس از شکست ژاپن ، تجربه جدیدی برای ایالات متحده و آسیای شرقی است.
از زمان قطع روابط خود با اتحاد جماهیر شوروی ، مبارزات جهانی چین علیه "امپریالیسم اجتماعی تجدید نظر" (اتحاد جماهیر شوروی) (اتحاد جماهیر شوروی) و آمریکای سرمایه داری در هرج و مرج داخلی و انزوای سیاسی تا دهه 1970 به پایان رسید که روابط سینو-آمریكا عادی شد ، همچنین شروع به رقابت آمریكا بر سر دسترسی آمریكا بر سر دسترسی آمریكا بر فراز دسترسی آمریكا می كند. به بازار چینبر این اساس ، PRC شروع به شرکت در اقتصاد سیاسی جهانی و دیپلماسی مهم قدرت کرد.
سهم چین از جمعیت جهان ، سیستم برنامه ریزی نشانگر و نرخ رشد آن وضعیت قدرت و صعود آن را سیمان کرده است. در حالی که کشورهای اواخر صنعتی در ظرفیت اجتماعی و سیاسی خود برای جلب توجه متفاوت هستند ، کشورهایی که سرمایه و فناوری موجود را در فرآیند تولیدی قرار می دهند و نرخ رشد برتر را به ناچار در سیستم جهانی صعود می کنند. گاهی اوقات فراموش می شود که دوران اعتماد به نفس مرحله اولیه یک انقلاب صنعتی ، به ویژه از نظر آموزش ، مراقبت های بهداشتی و تحرک نیروی کار بین حومه شهر و شهر بود. نقش دولت در توسعه صنعتی چین در بسیج کار و سرمایه بسیار مهم است. محوری از کشاورزی تا صنعت با آشفتگی داخلی و سیاست های حمایت گرایی همزمان است. 20 پذیرش سرمایه گذاران خارجی در مراحل اولیه صنعتی سازی حاکی از دولتی است که قادر به ایجاد شرایط برای دسترسی به بازار داخلی است."حلقه بزرگ بین المللی" (که از دهه 1980 آغاز شد) توسط تدریجی در مناطق ویژه اقتصادی در مناطق ساحلی آغاز شد. 21
برای ایمنی چین و در نتیجه صنعتی سازی بسیار مهم تهیه سلاح های هسته ای بود. از آنجا که هژمونی ایالات متحده در طول جنگ سرد با دو کشور مدعی در زمین ماسه ای اوراسیا روبرو شد ، موضع ژئوپلیتیکی دریایی ایالات متحده قادر به محافظت از پایگاه خانگی خود نبود. نزول نسبی قدرت اقتصادی و نظامی ایالات متحده در نیاز ایالات متحده برای حمایت از یک کشور مدعی علیه دیگری منعکس شده است. از آنجا که ایالات متحده یک شخص خارجی سرزمینی به اوراسیا و تاریخ آن است ، موقعیت محوری آن در سه گانه به آن اجازه می داد تا یک کشور مدعی را بر دیگری انتخاب کند. دوتایی Nixon-Kissinger از مزیت محلی PRC در برابر اتحاد جماهیر شوروی استفاده کرد و یک مورد از مکمل استراتژیک را تشکیل داد. PRC عضو دیپلماسی سه گانه شد.
ایالات متحده از سال 1971 کسری تجاری مداوم داشت. این بخشی از این امر منجر به غنی شدن چین و سرمایه آمریکا غنی از آمریکا شد که در اواسط دهه 1990 مکمل اقتصادی ایجاد کرد. در آن زمان ، چین به کارگاه جهان برای محصولات مصرف کننده انبوه و کالاهای سرمایه ای تبدیل شده بود-دوره ای که اکنون تقریباً پس از گرفتن فن آوری چین به گذشته اعزام شده است.
یکی از دلایل کاهش نسبی ایالات متحده ، انقلاب صنعتی در شرق آسیا است که با گرایش چین در جایگزینی ایالات متحده به عنوان بزرگترین اقتصاد نشان داده شده است. در حال حاضر ، چین بزرگترین معامله گر در جهان است و تجارت خارجی از تقریباً 10 میلیارد دلار آمریکا (1978) تا 2. 5 دلار آمریکا (2019) رشد می کند. 22
با این حال ، اندازه به تنهایی یک اقدام معیوب برای موفقیت در بستن شکاف قدرت قدرت است. باید بهره وری سرمایه و نیروی کار را که در سرانه تولید ناخالص داخلی منعکس شده است ، در نظر بگیرد. از این نظر ، قدرتهای غربی و اقتصادهای نوظهور جهان از هم جدا هستند. 23
با این وجود ، اندازه کل برای ، از جمله موارد دیگر ، استفاده از انرژی ، قوانین تجارت و شیوه های تجاری در سراسر جهان و همچنین بسیج منابع برای حمایت از اقدامات خارجی مهم است. قدرت نظامی با افزایش تجارت اسلحه PRC و همچنین ظرفیت نظامی آن نشان داده شده است. 24
در جدول 1 داده های مربوط به نرخ رشد متوسط تولید ناخالص داخلی (سرانه) ، FDI و تجارت بر اساس تحقیقات توسط Song Jin 25 و محاسبه شده توسط دفتر ملی آمار چین (CNBS) ارائه شده است. سونگ جین در مورد توسعه صنعتی چین بحث می کند و از جمله دیگر ، تغییرات در سیاست مهاجرت و افزایش کار ماهر به عنوان عوامل مؤثر را ذکر می کند. علاوه بر این ، وی خاطرنشان می کند که در حالی که هزینه های نیروی کار کم باقی مانده است ، کارگران چینی هنوز از طریق افزایش درآمد از این روند بهره مند می شوند. تحول موفق صنعتی در دهه 1980 و 1990 در رشد چشمگیر جریان تولید ناخالص داخلی ، تجارت و FDI چین منعکس شده است ، با این که دوره 1995-2007 به دلیل سیاست های چین در جهت مناطق ویژه اقتصادی و ادغام در چارچوب WTO استثنایی است.
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
9 اسفند
1401 ساعت: 15:01