معضل رمزنگاری آمریکا

ساخت وبلاگ

این سالی است که ارزهای دیجیتال به جریان اصلی رفتند. در مدت زمان فقط سه ماه بهار گذشته ، چین اولین ارز دیجیتالی خود را در برخی از بزرگترین شهرهای خود آزمایش کرد ، هکرها یک خط لوله بزرگ نفتی ایالات متحده را نقض کردند و با موفقیت خواستار باج بیش از 4 میلیون دلار در بیت کوین شدند ، ارزهای رمزنگاری شده به یک رکورد افزایش یافتسرمایه گذاری در بازار بیش از 2 تریلیون دلار ، و جروم پاول ، رئیس فدرال رزرو ایالات متحده ، هشدار داد که ارزهای رمزنگاری شده "بسیار بی ثبات" هستند و "ممکن است خطرات احتمالی را به همراه داشته باشد. وادوادکاربران و سیستم مالی گسترده تر. "

آنچه سالها در واشنگتن به عنوان یک پروژه حیوان خانگی از تکنیک ها و آزادیخواهان ساحل غربی به طور ناگهانی رد شد ، ناگهان به یکی از مهمترین ، اگر کمترین درک ، موضوعات سیاست در دستور کار دولت بایدن تبدیل شد. ارزهای دیجیتال در حال نوآوری فوق العاده ای هستند که پتانسیل کارآمدتر کردن بخش های اقتصادی کل را دارند. اما آنها همچنین تهدیدهای مختلف امنیت ملی و مالی را مطرح می کنند و حتی می توانند نفوذ ایالات متحده را در خارج از کشور کاهش دهند.

یکی از دلایلی که ارزهای دیجیتالی آنقدر به طور بالقوه تحول آور هستند این است که طراحی نرم افزار آنها اغلب نشان دهنده یک نظر سیاست خاص است - دولت باید کنترل کمتری بر پول داشته باشد. پذیرندگان اولیه به طور معمول استفاده خود را از ارزهای دیجیتال با معنای سیاسی و فلسفی تحریک می کردند. و حتی اگر بسیاری از افرادی که امروز بیت کوین خریداری می کنند فقط به دنبال سودآوری هستند ، مقادیر تعبیه شده در کد هنوز هم با هر خرید همراه است. کاهش کنترل دولت از پول دارای مزایای بالقوه مانند کاهش هزینه پرداخت است. اما همچنین می تواند توانایی مقامات برای پاسخگویی به بحران های اقتصادی یا مبارزه با جرایم سایبری و جرم مالی را از جمله سایر خدمات اساسی که شهروندان در سراسر طیف سیاسی انتظار دارند ، تضعیف کند.

پتانسیل عظیم برای صعود و نزولی ، بحث سیاست پیرامون ارزهای دیجیتال را به افراط و تفریط سوق داده است. از یک طرف ، مخالفان ارزهای دیجیتال آنها را عمدتاً به عنوان ابزاری برای امور مالی غیرقانونی می دانند و از دولت خواسته اند تا گسترش خود را مهار کند ، در بعضی موارد تا آنجا که از ممنوعیت سکه های بخش خصوصی حمایت می کند. از طرف دیگر انجیلی هایی هستند که ارزهای دیجیتالی را انقلابی می دانند و برای تعیین سرنوشت خود به بازار خصوصی سوق داده اند.

اما آنچه ایالات متحده به آن نیاز دارد یک چارچوب سیاست های عمومی است که یک رویکرد متعادل را در نظر می گیرد و توانایی نوآوری بازار را بدون قربانی کردن ظرفیت دولت برای انجام کارکردهای اساسی حفظ می کند. به عبارت دیگر ، سیاست گذاران به هر دو فروتنی نیاز دارند تا تشخیص دهند که بازارها در جدا کردن نوآوری مفید از اعتیاد به مواد مخدره و اعتماد به نفس برای اتخاذ حفاظت های مهم بهتر خواهند بود. برای این منظور ، دولت بایدن باید در مناطقی که این ارزها بزرگترین ریسک وثیقه را تشکیل می دهند - یعنی در توانایی دولت برای تعیین سیاست های پولی ، اطمینان از ثبات مالی و مبارزه با امور مالی غیرقانونی ، حفاظت هایی را ایجاد کند. در عین حال ، ایالات متحده باید زمینه را برای راه اندازی دلار دیجیتال یا برکت یک راه حل بخش خصوصی که نقش برجسته دلار در پرداخت های بین المللی را تضمین می کند ، فراهم کند. این رویکرد دو آهنگ می تواند یک مسیر زیرکانه بین افراط های بی ثمر ممنوعیت ارزهای دیجیتال را ترسیم کند و به بازار اجازه دهد تا بدون مانع کار کند.

سیاست گذاران ایالات متحده باید سریع عمل کنند. اخیراً پکن در معدن بیت کوین سرکوب کرده است ، و چین و سایر کشورها با ارزهای دیجیتال حاکمیتی پیش می روند. عدم اطمینان در مورد آنچه ایالات متحده انجام خواهد داد به ابر ریسک نظارتی که در صنعت آویزان است ، افزوده است. هرچه زودتر ایالات متحده اقدامات عقل مشترکی را برای ارائه وضوح سیاست برداشته باشد ، نوآوری زودتر قادر به شکوفایی خواهد بود.

ارزان تر ، سریعتر ، خطرناک تر

ارزهای دیجیتالی در انواع بخش عمومی و خصوصی قرار می گیرند. ارزهای دیجیتالی Sovereign ، مانند یوان دیجیتال چین ، دولت صادر شده است و به دارندگان ادعای مستقیم در بانک مرکزی می دهد. مانند معاملات با ارزهای عادی ، معاملات با ارزهای دیجیتال حاکم توسط یک بانک مرکزی تأیید می شود. به عبارت دیگر ، این ارزها فقط پسوندهای دیجیتالی ارزهای منظم هستند - به جز آنها می توانند بانکهای مرکزی را بیشتر شبیه بانکهای خرده فروشی کنند. بسته به طراحی آنها ، ارزهای دیجیتال حاکمیتی حتی می توانند سپرده گذاران عادی را به طور مستقیم با بانکهای مرکزی داشته باشند و به طور بالقوه می توانند به جای کاهش ، کنترل پول را افزایش دهند.

در عوض ، ارزهای دیجیتالی بخش خصوصی ، به طور کلی به فناوری blockchain غیرمتمرکز برای تسویه حساب بین کاربران متکی هستند. این ارزها شامل ارزهای رمزنگاری مانند بیت کوین و اتر ، که نسبت به دلار ایالات متحده در حال نوسان هستند ، و زیر مجموعه ای از ارزهای رمزپایه به نام "stablecoins" ، مانند سکه USD ، که معمولاً به عنوان USDC شناخته می شود ، و DIEM فیس بوک است که به یک فیاتا متصل می شوند. ارز و طراحی شده برای نوسان ارزش. فناوری blockchain که این ارزها را تحت تأثیر قرار می دهد ، در بسیاری از تغییرات ایجاد می شود ، اما به طور کلی به جامعه کاربران این امکان را می دهد تا به جای تکیه بر یک مقام مرکزی مانند فدرال رزرو ایالات متحده ، معاملات را بر روی یک دفترچه تأیید کنند. به عنوان مثال ، ممکن است تعداد مشخصی از دارندگان سکه قبل از اینکه سکه ها از یک کاربر به کاربر دیگر منتقل شوند ، یک معامله را تأیید کنند ، یا دارندگان سکه ممکن است مجبور به تأیید یک کلید رمزنگاری شوند. صرف نظر از روند دقیق ، کاربران شبکه کار متمرکز یک بانک مرکزی را انجام می دهند.

یکی از پیامدهای انتقال معاملات به خارج از سیستم بانکی این است که ممکن است هزینه معاملات کمتر باشد. از سال 2018 ، ارسال بیت کوین از یک کیف پول دیجیتال به دیگری به طور متوسط حدود 4 دلار هزینه دارد. برای معاملات با سرعت مشابه ، بزرگترین بانکهای آمریکایی مصرف کنندگان را به مراتب بیشتر می پردازند: تقریباً 28 دلار برای انتقال سیم داخلی (گزینه های آهسته تر ، مانند استفاده از خانه پاکسازی خودکار بانک های فدرال رزرو ، هزینه کمتری) و حدود 40 دلار برای انتقال بین المللی. اما سیستم های غیر متمرکز ذاتاً ارزان تر از سیستم های متمرکز نیستند. یک دفترچه متمرکز می تواند به همان اندازه کارآمد و غیر متمرکز اجرا شود. یکی از دلایلی که ارسال بیت کوین ارزان تر از ارسال دلار است این است که بیت کوین از بسیاری از زیرساخت ها و هزینه های مرتبط با سیستم بانکی متمرکز میراث جلوگیری می کند. برخی از این زیرساخت ها ، مانند سیستم های ضد پولشویی ، عملکردی حیاتی دارند. بنابراین ، تا حدی ، هزینه کمتری برای انتقال بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده منعکس کننده هزینه های نظارتی و انطباق پایین تر است که ممکن است دوام نداشته باشد. اما سایر هزینه های مرتبط با سیستم پرداخت میراث ناشی از ناکارآمدی است که می تواند از طریق رقابت از بین برود. اگر چالشی که توسط Cryptocurrencies ایجاد شده است ، سیستم پرداخت میراث را برای کاهش هزینه ها مجبور می کند ، این به وضوح برای ایالات متحده به طور کلی خوب خواهد بود.

علاوه بر ارائه هزینه های پایین تر ، ارزهای رمزپایه باعث ایجاد نسل جدیدی از مدلهای تجاری غیر متمرکز می شوند. به عنوان مثال ، مشاغل ذخیره سازی فایل با استفاده از blockchain به هر کسی که به یک شبکه می پیوندد ، به جای اینکه به Dropbox یا خدمات وب آمازون در وسط تکیه کند ، به هر کسی که به یک شبکه بپیوندد ، می تواند ظرفیت سخت درایو اضافی را مستقیماً به دیگران در شبکه اجاره کند. مشاغل دیگر اجازه می دهند به اشتراک گذاری و درآمدزایی از محتوای رسانه های اجتماعی بدون فیس بوک یا اینستاگرام به عنوان واسطه. و در آنچه به عنوان "امور مالی غیرمتمرکز" شناخته می شود ، blockchain می تواند وام بدون بانک را تسهیل کند. بسیاری از مدل های تجاری ممکن است با جامعه ای از کاربران که یک شبکه را به جای یک شرکت مرکزی مدیریت می کنند ، مجدداً تصور شوند. پیش بینی فن آوری های نوظهور در جایگزینی سیستم های میراث همیشه دشوار است ، اما بازار کار بسیار بهتری را برای تعیین این کار نسبت به دولت انجام می دهد.

با این وجود ، عدم تمرکز فقط نمونه دیگری از فناوری جدید در حال پیشرفت مشاغل است ، همانطور که برخی از تبشیر های رمزنگاری معتقدند. درست است ، شرکت هایی که توسط فناوری blockchain تهدید می شوند ، باید سازگار شوند. اما ارزهای رمزنگاری شده فقط قول جابجایی افراد بخش خصوصی را نمی دهند. آنها می توانند برخی از کارکردهای اساسی دولت را که در هر دو طرف راهرو ارزش دارد ، تضعیف کنند - و در آنجا خطری است که یک چارچوب سیاست عمومی محدود باید به آن بپردازد.

چه کسی عرضه پول را کنترل می کند؟

یکی از بزرگترین خطرات ناشی از ارزهای رمزپایه این است که آنها می توانند توانایی تنظیم سیاست های پولی را تضعیف کنند. اگرچه چنین سناریویی بعید است ، اما یک رمزنگاری مانند بیت کوین می تواند به یک مبادله به اندازه کافی متداول تبدیل شود که بخش معناداری از عرضه پول را فراتر از کنترل فدرال رزرو قرار می دهد. علاوه بر این ، اگرچه ارزهای رمزنگاری شده معمولاً فرمول های از پیش تعیین شده ای برای رشد سکه یا محدودیت در تعداد کل سکه ها دارند ، اما بیشتر گروه های خاصی از تصمیم گیرندگان مانند اکثر دارندگان سکه به این پروتکل ها اجازه می دهند. در نتیجه ، دارندگان سکه ، به جای بانکداران مرکزی ، می توانند تصمیم به افزایش یا کاهش میزان ارز دیجیتال در گردش بگیرند.

تاکنون ، این یک نگرانی نظری است. علی رغم اینکه با عنوان "ارز" شناخته می شود ، بیت کوین و برادران رمزنگاری آن بیشتر به عنوان دارایی سرمایه گذاری در ایالات متحده نگهداری می شوند. کالاها و خدمات در بیت کوین قیمت گذاری نمی شوند ، بنابراین بیشتر دارندگان از آن به عنوان جایگزینی برای دارایی هایی مانند طلا یا سهام استفاده می کنند ، و گاهی اوقات به عنوان پرچین در برابر تورم. یکی از دلایلی که بیت کوین به یک مبادله مبادله تبدیل نشده است این است که سرویس درآمد داخلی گفته است که هر معامله مربوط به ارز دیجیتالی یک "رویداد تحقق" مشمول مالیات است - به این معنی که کاربران باید در مورد ارزش بیت کوین بین آنها مالیات بپردازند. آن را خریداری کرد و هنگامی که آنها از آن برای خرید چیزی استفاده کردند. به عبارت دیگر ، برای اهداف مالیاتی ، بیت کوین مانند سهام رفتار می شود ، که استفاده از آن به عنوان ارز غیر عملی است.

اما حتی اگر IRS دیدگاه خود را تغییر دهد ، بیت کوین و ارزهای رمزنگاری مشابه به دلیل اساسی تر به عنوان واسطه مبادله مورد استفاده قرار نمی گیرند: نوسانات قیمت آنها نسبت به دلار. قیمت بیت کوین فقط در سال گذشته بسیار متفاوت بوده است - از پایین کمتر از 15،000 دلار تا بیش از 60،000 دلار در هر سکه. در نتیجه ، هر کسی که کالاها و خدمات را در بیت کوین قیمت گذاری می کند یا باید این خطر نوسانات را بپذیرد یا به طور مداوم قیمت های خود را برای حفظ قدرت خرید به دلار تغییر دهد.

با این حال ، همه ارزهای دیجیتال با همان موانع برای استفاده گسترده روبرو نیستند. بر خلاف بیت کوین و ارزهای رمزنگاری مشابه ، استابلوک ها ، مانند Diem ، در زمان استفاده بیشتر از همه بی ثبات هستند و نه مشمول مالیات. آنها همانطور که نام آنها پیدا می کند ، پایدار هستند ، زیرا آنها به ارزش یک ارز فیات گره خورده اند - به عنوان مثال ، همیشه 1 دلار ارزش دارد. به همین دلیل ، در هنگام استفاده از Stablecoins در معاملات ، هیچ گونه سودی برای مالیات وجود ندارد ، و همچنین خطر قیمت برای بازرگانانی که کالاها و خدمات خود را در یک پایدار نشان می دهند وجود ندارد.

طی یک سال گذشته ، ارزش کل Stablecoins از حدود 10 میلیارد دلار به بیش از 100 میلیارد دلار افزایش یافته است. و این واقعیت که سیستم عامل های بزرگی مانند فیس بوک در پشت این ارزها هستند ، باعث می شود که آنها به عنوان یک واسطه مبادله ، به استفاده گسترده بپردازند. این امر لزوماً برای توانایی فدرال فدرال برای تعیین سیاست های پولی خطری ایجاد نمی کند ، تا زمانی که سیستم عامل های StableCoin مبلغ دلار ثابت را در حساب ذخیره برای هر stablecoin که در حال گردش است واریز می کند. اما اگر یک Stablecoin برای دستیابی به استفاده گسترده و سپس تغییر نیاز ذخیره خود از ، مثلاً 1 دلار در هر سکه به ده سنت ، عرضه پول می تواند به طور معناداری افزایش یابد. چنین تصمیمی نه توسط فدرال رزرو اتخاذ می شود بلکه توسط هر گروه مجاز به تغییر پروتکل Stablecoin - یک انجمن حاکم خصوصی یا برخی از دارندگان سکه ، به عنوان مثال است. این امر نه تنها تصمیمات مهم سیاست های پولی را از دست دولت خارج می کند ، بلکه به طور بالقوه می تواند به قدرتهای خارجی اجازه دهد تا به عنوان مثال با دستیابی به اکثریت آن دسته از پایدار ، بر عرضه پول ایالات متحده تأثیر بگذارند.

چنین امکاناتی از راه دور باقی مانده است ، اما در دنیایی که پیش بینی چگونگی توسعه فناوری دشوار است ، سیاست گذاران باید اقدامات پیشگیرانه ای انجام دهند تا از فرسایش ارزهای دیجیتال در بخش خصوصی جلوگیری کنند تا کنترل فدرال فدرال را بر سیاست های پولی از بین ببرند. به طور خاص ، آنها باید اجرای قوانین مالیاتی را افزایش دهند ، از جمله مواردی که نیاز به پرداخت مالیات بر سود سرمایه در معاملات cryptocurrency دارند ، به طوری که غیر استابلوکین ها به عنوان دارایی جذاب تر از یک واسطه مبادله هستند. تلاش کنگره برای درج زبان گزارش صحیح گزارش مالیات رمزنگاری در قوانین اخیر گام خوبی در این راستا است. سیاست گذاران همچنین باید نیاز داشته باشند که استابلوها همیشه نسبت ذخیره ثابت را حفظ کنند ، به طوری که حتی در صورت دستیابی به استفاده گسترده ، از توانایی فدرال رزرو در تعیین سیاست های پولی جلوگیری نمی کنند.

قوانین نامشخص ، مقامات نامشخص

پاول در اوایل سال جاری ، علاوه بر پیچیده کردن سیاست های پولی ، ارزهای رمزنگاری شده می توانند در سیستم مالی خطرات ایجاد کنند. آنها در بازارهای ثانویه ، چه از طریق پیشخوان و چه از طریق صرافی که به طور گسترده در دسترس عموم است ، تجارت می کنند ، اما رژیم نظارتی پیرامون آنها مشخص نیست. یکی از منابع سردرگمی این است که آیا ارزهای رمزپایه اوراق بهادار هستند ، که تحت صلاحیت کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) یا کالاهایی قرار دارند که تصریح کمیسیون معاملات آینده کالا (CFTC) است. وکلا در این سؤال متفاوت هستند ، و عدم اطمینان قابل توجهی در صنعت وجود دارد که در صورت وجود رژیم نظارتی ، در صورت وجود ، در مورد کدام ارز اعمال می شود. یک بازار 2 تریلیون دلاری به وضوح بیشتری نسبت به این نیاز دارد.

حتی اگر یک رمزنگاری در صلاحیت CFTC به وضوح سقوط کند ، مجموعه دوم ابهامات باقی می ماند. CFTC می تواند بازارهای آتی را برای ارزهای رمزپایه مانند بیت کوین تنظیم کند ، اما قدرت محدود تری دارد - فقط توانایی مجازات کلاهبرداری و دستکاری - در مورد بازارهای نقدی. به عنوان مثال ، همین مبادله ممکن است تجارت در هر دو بازار آتی و نقدی برای بیت کوین را تسهیل کند ، اما CFTC فقط بر اساس سابق دارای اقتدار نظارتی خواهد بود. مرجع نظارتی فدرال غایب ، بازارهای نقدی می توانند در هر 50 ایالت تحت مقررات مختلف قرار بگیرند ، که هم برای مصرف کنندگان گیج کننده است و هم برای رقابت آمریکا بد است. کارآفرینان اگر مجبور شوند 50 رژیم قانونی مختلف را در آنجا رعایت کنند ، اما فقط یک رژیم واحد در سایر کشورها در ایالات متحده کار کمتری انجام می دهند.

تنظیم کننده های فدرال ممکن است بسته به تفاوت های ظریف ارزهای دیجیتال فردی ، بتوانند راه های خلاقانه ای برای اثبات صلاحیت پیدا کنند. اما از آنجا که بازارهای نقدی برای ارزهای دیجیتال می توانند از طریق شکاف نظارتی بین SEC و CFTC از بین بروند ، کنگره باید اطمینان حاصل کند که شخصی دارای اقتدار نظارتی روشن است. کنگره نیازی به دست سنگین ندارد. تنظیم کنترل قیمت برای متوقف کردن حدس و گمان ، کار دولت نیست. اما کنگره باید به سرعت عمل کند.

فراتر از سؤالات حوزه قضایی ، ارزهای رمزنگاری نیز نگرانی های ثبات مالی را افزایش می دهند. به عنوان مثال ، چند قانون حاکم بر مدیریت ذخیره یا نقدینگی برای stablecoins است. در نتیجه ، دارندگان سکه ها ممکن است در تبادل سکه های خود برای دلار مشکل داشته باشند و ممکن است خطر بیشتری نسبت به آنچه که متوجه می شوند فرض کنند. به عنوان مثال ، Stablecoin Tether محبوب ، در ابتدا ادعا كرد كه سکه های آن توسط دلار حمایت می شود ، اما بعداً فاش كرد كه ذخایر خود را در انواع دارایی های خطرناک سرمایه گذاری كرده است ، در کمال تعجب بسیاری از دارندگان سکه.

تا زمانی که این ارزها به طور گسترده ای نگهداری نشوند ، چنین خطراتی فقط توسط دارندگان سکه های فردی تحمل می شود. اما اگر وثیقه زیربنایی یک سیستم عامل مهم سیستماتیک مختل شود ، ممکن است یک کار بر روی ارز رخ دهد و بر ثبات چندین بازار تأثیر بگذارد - سناریویی که وقتی اقتصاد در حال حاضر مشکل را تجربه می کند ، بیشتر می شود. این مشکلات قابل حل است که سیاستگذاران در مورد آنها بحث می کنند ، و چارچوب های نظارتی موجود ، مانند مواردی که بازارهای پول را اداره می کند ، می تواند تا حدی برای ارزهای رمزنگاری پذیرفته شود. اما تاکنون ، واشنگتن چند قدم در این راستا برداشته است.

امور مالی غیرقانونی

شاید فوری ترین خطر ناشی از ارزهای رمزپایه ناشی از ناشناس بودن آنها باشد. ایالات متحده اجازه نمی دهد تعداد زیادی دلار برای جابجایی ناشناس و الکترونیکی حرکت کند. این امر مستلزم آن است که بانک ها و مشاغل انتقال پول ، مانند Weste Union ، شناسایی اطلاعات را جمع آوری کرده و برخی از دقت لازم را برای معاملات پرخطر انجام دهند. نقل و انتقالات مشکوک و بیش از 10،000 دلار باید به شبکه اجرای جرایم مالی ، دفتر وزارت خزانه داری ایالات متحده اختصاص داده شده به مبارزه با امور مالی غیرقانونی گزارش شود. این آیین نامه مجرمان مالی را از کار خود خارج نکرده است ، اما آنها موانع زیادی برای آنها ایجاد کرده اند. چمدان های پول نقد دست و پا گیر و پرخطر است و پرداخت های الکترونیکی برای ناشناس سازی دشوار است.

بر خلاف حساب های بانکی ، بیشتر دفترچه های ارز دیجیتال نیازی به اطلاعات شناسایی فراتر از یک کلید رمزنگاری ندارند. این امر باعث می شود فعالیت های غیرقانونی بسیار ساده تر شود ، حتی اگر می توان جریان های ناشناس را بر روی یک دفترچه blockchain ردیابی کرد که گهگاه بهبودی از مجرمان را تسهیل می کند. بیشتر معاملات ارزهای دیجیتال - تقریباً بین 60 تا 99 درصد ، بسته به نحوه اقدامات - برای اهداف قانونی ، اما جذابیت ارزهای رمزپایه برای مجرمان آشکار است: تقریباً همه حملات باج افزار ، از جمله مورد در اوایل سال جاری در نفت ایالات متحدهخط لوله ، پرداخت تقاضا به ارز دیجیتال ، و پولشویی ها ، تروریست ها ، قاچاقچیان مواد مخدر و فرار کنندگان مالیاتی نیز از این فناوری استفاده می کنند.

قوانین بانکی ایالات متحده به دولت اجازه می دهد تا اطلاعاتی را برای برخی از حساب های ارز دیجیتال به شناسایی اطلاعات بپردازد ، اما فقط در موسسات مالی ، مانند Coinbase پلت فرم تبادل ارز ، که در حال حاضر اقدامات لازم را برای شهروندان خوب شرکت ها انجام می دهند. دولت صلاحیت کمتری دارد که نیاز به شناسایی کاربرانی که ارز خود را مستقیماً در یک درایو شست - به عنوان مثال یا به شکل دیگری از کیف پول دیجیتال "بدون استفاده" - در یک درایو شست - نگه می دارند. برخی از شرکت های خصوصی در حال توسعه فناوری هستند که به شناسایی کاربران حسابهای ناشناس کمک می کند ، اما تا زمانی که قوانین بانکی اجازه ناشناس بودن را بدهند ، فقط کارهای زیادی وجود دارد که می توانند انجام دهند. ردیابی معاملات ارز دیجیتال در سراسر کشورها و از طریق کیف پول های قبلاً بلااستفاده ، بدون استفاده بسیار دشوار است.

کنگره برای محدود کردن اثرات مضر ناشناس بودن ، به ویژه با ممانعت از نقل و انتقالات ناشناس بزرگ رمزنگاری که در سیستم بانکی غیرقانونی خواهد بود ، باید قوانینی تصویب کند. با این حال ناشناس بودن همه بد نیست ، و سیاست گذاران می توانند آن را تحت شرایط خاصی حفظ کنند. به عنوان مثال ، در کشورهای اقتدارگرا ، تأیید شناسه باعث می شود که دولت ها بتوانند مخالفان خود را ردیابی کنند و دارایی های خود را به طور بالقوه تصرف کنند. بنابراین سیاستگذاران باید علاقه به ترویج آزادی در خارج از کشور را در برابر لزوم اطمینان از امنیت در خانه متعادل کنند. یکی از راه های انجام این کار ، کنار گذاشتن الزامات شناسه برای معاملات ارز دیجیتال زیر 10،000 دلار است. چنین استثنائی به اکثر خانواده ها اجازه می دهد تا از دارایی های خود به طور معناداری محافظت کنند - پس انداز متوسط یک خانواده آمریکایی زیر 10،000 دلار است و برای خانواده های بیشتر کشورهای استبداد بسیار کمتر است - در حالی که خرید سلاح های گران قیمت با ارزهای دیجیتال یا سخت تر استباج شش و هفت رقمی را تقاضا کنید. چنین استثنائی همچنین می تواند ناشناس بودن را برای معاملات روزانه کوچکتر ، مطابق با استفاده از پول نقد فراهم کند.

یکی از موانع محدود کردن ناشناس ماندن ، عدم وجود یک مقام متمرکز برای نظارت بر تأیید شناسه است. با توجه به ماهیت آنها ، ارزهای دیجیتال غیرمتمرکز در برابر این نوع نظارت مقاومت می کنند. اما تفکر خلاق احتمالاً می تواند بر این چالش غلبه کند. به عنوان مثال ، مبادلات ارز دیجیتال یا سایر شرکتهای خصوصی می توانند لیستی از کیف پول هایی را که کاربران آنها تأیید شده است ، حفظ کنند و برنامه های اجرای این ارزها می توانند به طور خودکار کاربران را در برابر چنین لیستی بررسی کنند. با این حال ، سیاست گذاران باید درجه ای از فروتنی را حفظ کنند ، و در مورد نحوه تنظیم یک صنعت سریع در حال تحول بیش از حد تجویز نشوند. اگر سیاستگذاران به تأیید شناسه نیاز داشته باشند ، بازار راه حل هایی را پیدا می کند که با عدم تمرکز سازگار باشد و این اختلال را به حداقل برساند.

سیاستگذاران نیز باید در مورد اجرای قانون خلاقانه فکر کنند. نیاز به تأیید شناسه می تواند در نهایت برخی از کاربران ارز دیجیتال را به سمت سکه های به اصطلاح ناشناس یا به مبادلات و کیف پول های خارج از کشور فراتر از صلاحیت ایالات متحده هدایت کند. سکه های پیشرفته ناشناس ، مانند مونرو ، ردیابی دشوارتر است ، زیرا علاوه بر عدم تأیید شناسه ، آنها جزئیات سایر معاملات از جمله مبلغ و آدرس کیف پول را مبهم می کنند. از آنجا که مارک های آنها بسیار نزدیک به ناشناس بودن هستند ، این سکه ها احتمالاً کمتر از قوانین تأیید شناسه پیروی می کنند و بنابراین احتمال بیشتری برای جذب کاربران غیرقانونی دارند. با این حال ، چنین نتیجه ای لزوماً بد نخواهد بود ، زیرا این امر به مقامات می دهد که امور مالی غیرقانونی مکانی را برای تمرکز تلاش های خود ردیابی کنند. اکثریت قریب به اتفاق کاربران ارزهای دیجیتال کاری غیرقانونی انجام نمی دهند ، و بسیاری از آنها احتمالاً نیازهای شناسه مشابه موارد مورد نیاز برای سپرده های نقدی یا سهام را می پذیرند ، همانطور که در استفاده گسترده از سیستم عامل های تنظیم شده مانند Coinbase مشهود است. کاربرانی که از این شرایط استفاده می کنند و معاملات خود را به سکه های ناشناس تبدیل می کنند ، چیزی مفید برای اجرای قانون را نشان داده اند.

گسترش ارزهای دیجیتال دریایی مشکلی است که G-7 و G-20 می توانند از طریق نوع هماهنگی که قبلاً در مورد سایر مسائل مالی انجام می دهند ، مقابله کنند. در حقیقت ، ارزهای دیجیتال در حال حاضر موضوعی برای بحث هستند که این گروه های چند جانبه ملاقات می کنند ، و تعدادی از کشورها تمایل به سرکوب استفاده از ارزهای دیجیتال برای فعالیت های غیرقانونی نشان داده اند. ایالات متحده باید به طور فعال در شکل گیری این بحث ها شرکت کند و سایر کشورها را به سمت تصویب مقررات مشابه آنچه در خانه اتخاذ می کند ، برای جلوگیری از خرید مجرمان از خرید مجامع استفاده کند.

یک دلار دیجیتال

دسته نهایی خطرات ناشی از ارزهای دیجیتال ژئوپلیتیکی است. با توجه به رشد ارزهای دیجیتالی خصوصی و مشکل پرداختهای آهسته و گران ، اکثر بانکهای اصلی جهان در نظر دارند که ارزهای دیجیتال حاکمیتی را که به عنوان "ارزهای دیجیتال بانک مرکزی" نیز شناخته می شوند ، راه اندازی می کنند. در برابر این پس زمینه ، ایالات متحده در صورتی که دلار دیجیتالی خود را راه اندازی نکند ، باید خطرات مربوط به نقش بین المللی دلار را در نظر بگیرد.

این خطر اغلب به عنوان نگرانی که یوان دیجیتال چین می تواند وضعیت ذخیره دلار را تهدید کند ، بسیار باریک است. پکن هیچ راز در مورد تمایل خود برای افزایش سهم پرداخت های بین المللی در یوان با هزینه دلار ندیده است. مو چانگچون ، رئیس ارز دیجیتال در بانک مرکزی چین ، در مورد تمایل چین به کاهش "دلار سازی" در اقتصاد بین المللی به طور علنی صحبت کرده است. و حزب کمونیست چین مطمئناً داده ها و قابلیت های نظارتی را که یوان دیجیتال به دولت اقتدارگرا می دهد ، ارزیابی می کند. در کنار پروژه سرمایه گذاری گسترده زیرساخت های خود ، که به عنوان ابتکار کمربند و جاده شناخته می شود ، در نظر گرفته می شود ، جاه طلبی چین برای استفاده از یوان دیجیتال برای پروژه قدرت اقتصادی مشخص به نظر می رسد.

با این حال ، ایالات متحده باید جاه طلبی های پکن را در برابر توانایی های خود وزن کند. چین با معایب ساختاری ، از جمله نرخ ارز مدیریت شده و عدم شفافیت اقتصادی روبرو است و این باعث می شود که ارزهای دیجیتال حاکمیت خود را به زودی وضعیت ذخیره دلار را تهدید کند. برخی از یوان دیجیتال را در آغوش می گیرند ، و برخی دیگر ممکن است القا شوند یا مجبور شوند از آن به عنوان شرط انجام تجارت با چین استفاده کنند - کاری که واشنگتن باید برای نگه داشتن پکن آماده شود. اما با احتیاط از کنترل سرمایه و حقوق مالکیت ضعیف تر در چین ، بیشتر مردم به احتمال زیاد قبل از اینکه دلار برای یوان دیجیتال را در مقیاسی که وضعیت ذخیره دلار را تهدید می کند ، طولانی و سخت فکر می کنند. به عبارت دیگر ، عوامل واقعی دنیای واقعی که از نظر تاریخی ارز فیات چین را محدود کرده اند ، ارز دیجیتالی آن را نیز محدود می کند.

یک خطر مهمتر اما عمدتاً نادیده گرفته از یوان دیجیتال این است که می تواند به پکن کمک کند تا تحریم ها را تسهیل کند. به عنوان مثال ، یکی از راه های ایالات متحده ، فروش سلاح ها را به کره شمالی متوقف می کند ، تحمیل تحریم های ثانویه است که مانع از انجام کار آمریکایی ها نه تنها با ارتش کره شمالی بلکه با هر نهاد خارجی که با ارتش کره شمالی معامله می شود. از آنجا که هیچ بانکی نمی تواند دسترسی به سیستم مالی ایالات متحده را از دست بدهد ، تقریباً هیچ کس پرداخت هزینه های نظامی پیونگ یانگ را تسهیل نمی کند. یوان دیجیتال می تواند راهی در مورد سیستم بانکی کره شمالی فراهم کند. اگر یک شرکت خارجی که هیچ شغلی در ایالات متحده انجام نمی دهد ، می خواهد به یک نهاد نظامی کره شمالی بفروشد ، هر دو طرف می توانند با بانک مرکزی چین حساب کنند و پول می تواند از طریق بانک مرکزی بدون دست زدن به هر بانک تجاری ، از طریق آنها جریان یابد و اجتناب کند. نیش تحریم های ایالات متحده. راه اندازی یک دلار دیجیتال برای رفع این تهدید کار کمی انجام نمی دهد.

اگرچه ایالات متحده باید نسبت به خطرات ناشی از یوان دیجیتال کاملاً چشمگیر باشد ، به ویژه که می تواند تحریم های ایالات متحده را تضعیف کند ، تهدید برای سیستم بین المللی مبتنی بر دلار بسیار گسترده تر از چین است. پرداخت های بین المللی بسیار آهسته و گران است. آنها از طریق وصله ای از سیستم های مختلف ملی جریان می یابند و چندین بانک تجاری را در فرایندی که هزینه و زمان را اضافه می کند ، لمس می کنند. یک سیستم جدید ساخته شده با یک اقتصاد جهانی در ذهن می تواند به وضوح کارآیی را بهبود بخشد ، این یکی از دلایلی است که بسیاری از کشورها در نظر دارند ارزهای دیجیتالی بانک مرکزی را اتخاذ کنند. اگر بانک های مرکزی موافقت خود را برای دسترسی مستقیم به حساب خارجی ها ، اتخاذ استانداردهای مشترک یا حتی فناوری سهم داشتند ، پرداخت های بین المللی می تواند یکپارچه تر و مقرون به صرفه تر از سیستم فعلی وابسته به دلار شود ، از این طریق به تدریج نقش بین المللی دلار را از بین می برد.

با این حال به همان اندازه که این خطر واقعی است ، ایالات متحده نباید وحشت کند. به استثنای چین ، بیشتر کشورها در مراحل اولیه توسعه ارزهای دیجیتال بانک مرکزی قرار دارند و ایالات متحده مشغول بحث و گفتگوهای بین المللی با هدف تعیین استانداردها برای فناوری اساسی است - به این معنی که قادر به شکل گیری آن استانداردها خواهد بود. علاوه بر این ، فدرال رزرو در حال حاضر در حال بررسی امکاناتی برای فناوری است که می تواند یک دلار دیجیتالی را امکان پذیر کند ، از جمله با همکاری با موسسه فناوری ماساچوست. حتی اگر این یک دلار دیجیتالی را اتخاذ نکند ، ایالات متحده ممکن است بتواند ارز دیجیتال یا ارزهای بخش خصوصی یا ارز را برکت دهد که می تواند پرداخت های بین المللی کم هزینه را تسهیل کند. به عنوان مثال ، یک Stablecoin به درستی تنظیم شده ، بسته به نحوه توسعه چشم انداز بین المللی ، ممکن است نیاز به نقل و انتقالات کارآمد دلار را برآورده کند.

ایالات متحده همچنین باید پیامدهای سیاست داخلی یک دلار دیجیتال را در نظر بگیرد. دسترسی مستقیم به حسابهای فدرال رزرو به عموم مردم می تواند ادغام تقریباً پنج درصد آمریکایی هایی را که در حال حاضر در سیستم مالی این کشور ناپایدار هستند ، آسانتر کند. اما اگر دولت در مورد تصمیمات مربوط به هزینه های فردی بینش داشته باشد ، یک دلار دیجیتالی نیز می تواند نگرانی های مربوط به حریم خصوصی را ایجاد کند ، یا در صورت وعده سپرده ها در ازای انطباق با یک سیاست اجتماعی بحث برانگیز ، می تواند منجر به دستیابی بیش از حد دولت شود. علاوه بر این ، حسابهای فدرال رزرو می تواند باعث شود بانک ها سپرده را از دست بدهند ، از توانایی آنها در وام و آسیب رساندن به رشد اقتصادی کاسته می شوند.

روش هایی برای کاهش این خطرات وجود دارد ، مانند استفاده از واسطه های بخش خصوصی که اطلاعات مربوط به هزینه را با واشنگتن به اشتراک نمی گذارند ، آنچه را که دولت می تواند از طریق حساب های فدرال رزرو انجام دهد یا اندازه حساب های فدرال را محدود کند ، محدود می کند. با این حال ، ایالات متحده مجبور است این ملاحظات داخلی را با لزوم اطمینان از اینكه معاملات بین المللی دلار از فن آوری كارآمد ، انعطاف پذیر و قابل تعامل با فناوری كه توسط سایر بانکهای مرکزی توسعه می یابد ، متعادل كند. این امر می تواند از طریق یک دلار دیجیتالی یا یک جایگزین مناسب برای بخش خصوصی ، مانند stablecoin حاصل شود. اما برای تأمین نقش جهانی دلار ، که برای ده ها سال ثبات را برای ایالات متحده و متحدانش فراهم کرده است ، واشنگتن باید تغییر جهانی به سمت ارزهای دیجیتال بانک مرکزی را تنظیم کند.

یک مسیر به جلو

اگر ارزهای دیجیتال همچنان مورد توجه قرار گیرند، بحث در مورد نحوه تنظیم آنها فقط بلندتر می شود. یافتن راه میانه برای واشنگتن آسان نخواهد بود. از آنجایی که ارزهای دیجیتال حوزه های سیاستی بسیاری را تحت تأثیر قرار می دهند، سیلوهای تصمیم گیری عادی دولت ایالات متحده را کاهش می دهند و پتانسیل بیشتری را برای مشکلات بوروکراتیک ایجاد می کنند و یک رویکرد ناهماهنگ و تکه تکه را به خطر می اندازند. در داخل قوه مجریه، نهادهای مختلفی از جمله وزارت خزانه داری، SEC، CFTC، فدرال رزرو، وزارت دادگستری و وزارت امور خارجه در این موضوع سهم دارند. در کنگره، چندین کمیته مختلف به ارزهای دیجیتال علاقه دارند، از جمله کمیته های بانکداری، مالی، کشاورزی و روابط خارجی.

برای ایجاد یک مسیر بین سازمانی رو به جلو، دولت بایدن باید به طور منظم یک گروه در سطح بالا مشابه گروه کاری رئیس جمهور در مورد بازارهای مالی را تشکیل دهد که شامل وزیر خزانه داری، رئیس فدرال رزرو، رئیس SEC و رئیس CFTC است، امادادستان کل و وزیر امور خارجه یا معاونان آنها. کنگره همچنین می تواند یک کارگروه دو حزبی را برای اجماع بین کمیته ها تشکیل دهد.

اکثر آمریکایی ها می خواهند دولتشان بتواند به رکود اقتصادی واکنش نشان دهد، از بی ثباتی مالی گسترده جلوگیری کند، و با تروریسم و انواع دیگر جنایت ها مبارزه کند. اما بیشتر آنها نیز مایلند از پتانسیل های نوآورانه فناوری های جدید مانند ارزهای دیجیتال بهره مند شوند. هر دوی این موارد فقط با نرده های محافظ عقل سلیم و در نهایت از طریق یک دلار دیجیتال یا یک جایگزین بخش خصوصی به درستی تنظیم شده قابل دستیابی هستند. تصمیم گیری در مورد کنترل دولت بر پول باید نه تنها توسط توسعه دهندگان نرم افزار، بلکه توسط نمایندگان منتخب که در برابر مردم آمریکا پاسخگو هستند، شکل بگیرد.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 16:40