چرا سرمایه گذاران حرفه ای "بازار را شکستند"؟

ساخت وبلاگ

من تمام صحبت های مربوط به سهام و صندوق های متقابل را که در مکانهایی مانند CNBC یا پول پیدا خواهید کرد ، نادیده می گیرم. من وقت خود را برای خواندن وال استریت ژورنال یا شکار سرمایه گذاری "عالی" نمی گذارم.

درعوض ، من فقط پول خود را در صندوق های شاخص گسترده قرار داده ام که هزینه های کم و هزینه ای را بدون هزینه هزینه می کنند و از آن دور می شوم.

چرا؟من کاملاً راضی هستم که تا حد امکان با بازار سهام و بازار املاک و مستغلات مطابقت داشته باشم. با افزایش بازار کل و بازار املاک و مستغلات با گذشت زمان و پایین آمدن ، ارزش سرمایه گذاری من نیز انجام می شود.

این برخی از افراد را غافلگیر می کند."چرا سعی نمی کنید بازار را شکست دهید؟"یک سوال بسیار رایج است که من می شنوم.

حقیقت اینجاست: اگر این کار آسان - یا حتی ممکن بود - به طور مداوم بازار را مورد ضرب و شتم قرار می داد ، من این کار را می کردم ، اما واقعیت این است که هیچ کس نمی تواند به طور مداوم و به طور قابل پیش بینی هر بازار کافی بزرگ را در طی یک بازه زمانی طولانی ضرب و شتم کند. این فقط کار نمی کند

من به عنوان نمونه می خواهم از بورس سهام استفاده کنم ، اما آنچه در مورد آن می نویسم برای بازار اوراق بهادار یا بازار املاک و مستغلات یا هر راه دیگری برای سرمایه گذاری در جایی که هیچ کس سرمایه کافی برای گوشه یا دستکاری نداردبازار.(بله ، بازارهای کوچکی وجود دارد - برخی از کلکسیون ها و چیزهای دیگر - جایی که افراد می توانند در بازار گوشه و دستکاری کنند ، اما این بازارها خطرات کاملاً متفاوتی را ارائه می دهند (مانند کل بازار در حال از بین رفتن) ، بنابراین ما نمی خواهیم آنها را در اینجا بگنجانیم.)

بنابراین ، چرا سرمایه گذاران حرفه ای - افرادی که زندگی خود را صرف سرمایه گذاری در بورس سهام می کنند - به طور مداوم بازار سهام را شکست می دهند؟آنها دانش و زمان بیشتری نسبت به هر کس دیگری دارند ، بنابراین چرا نمی توانند بهتر از حد متوسط عمل کنند؟

در اینجا به چند دلیل اشاره میکنیم.

آنها "بازار را ضرب و شتم" می کنند اما به شکلی در دسترس سرمایه گذاران انفرادی نیستند

برخی از سرمایه گذاران حرفه ای در مقیاس بزرگ وجود دارند که می توانند بازده بهتری برای پول خود نسبت به کل بازار سهام ارائه دهند. احتمالاً برخی از آنها را شنیده اید ، مانند وارن بافت یا کارل ایکان.

برای آنها ، خرید سهام در بازار آزاد فقط اولین قدم در روند سرمایه گذاری آنها است. آنها تمایل دارند سهام زیادی را در یک شرکت خاص خریداری کنند ، که به آنها صدای یا کنترل قابل توجهی بر مدیریت شرکت می دهد و سپس تجارت آن شرکت را دستکاری می کنند تا از خودشان بهره مند شوند.

آنها ممکن است باعث افزایش کوتاه مدت سهام شوند (بنابراین می توانند آن را بفروشند و یک چرخش سریع کسب کنند). آنها ممکن است این شرکت را مجبور به صدور سود سهام بیشتری کند (بنابراین می توانند پول زیادی را از این طریق جمع کنند). آنها ممکن است باعث شود که تجارت دارایی را با تخفیف بفروشد تا به نفع مشاغل دیگری باشد که شخص کنترل می کند. موارد زیادی وجود دارد که شخص در صورت دستیابی به قدرت کنترل بر یک تجارت بزرگ که فقط خارج از دسترس سرمایه گذار معمولی است ، می تواند انجام دهد.

با انجام این کار ، آنها ممکن است بازده بهتری نسبت به کل بازار سهام کسب کنند ، اما آنها واقعاً "ضرب و شتم بازار" نیستند. در عوض ، آنها فقط مشخصات یک تجارت را برای اهداف خود دستکاری می کنند.

اشتباه نکنید - من با این مشکل مشکلی ندارم. هنگامی که شرکت ها تصمیم به شروع فروش سهام شرکت خود می گیرند ، آنها کاملاً خطر ابتلا به کسی را که وارد سیستم می شود و کنترل می کند ، به طور کامل اداره می کنند ، و سرمایه گذاران حق دارند در مورد نحوه اداره یک تجارت و چه نوع مزایای مالی از آن استفاده کنندواد

این فقط روشی است که کاملاً خارج از دست تقریباً همه سرمایه گذاران فردی است. مگر اینکه یک میلیارد دلار برای دستکاری در کنترل یک شرکت بزرگ داشته باشید ، این مسیر واقعاً برای شما باز نیست.

آنها نمی توانند آینده را پیش بینی کنند

هیچکس نمیتواند آینده را پیش بینی کند. هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که یک زمین لرزه ممکن است در جایی رخ دهد و انبوهی از مشاغل یا یک صنعت کامل را ویران کند. هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که چه کسی در بخش تحقیق و توسعه یک شرکت ممکن است چیزی را کشف کند که کل صنعت را لرزاند. این چیزها به سادگی قابل پیش بینی نیست.

به همین دلیل ، ممکن است کسی ایمن ترین سهام جهان را در اختیار داشته باشد اما وقتی شخص دیگری در آن صنعت نوآوری می کند ، این سهام "ایمن" به مخزن می رود. هنگامی که یک فاجعه حمله می کند ، آن سهام "ایمن" به مخزن می رود.

از طرف دیگر ، شخصی که به دلایلی در یک شرکت کوچکتر سرمایه گذاری کرده است ، زیرا CTO دارای یک قاتل بود ممکن است روی شرکتی نشسته باشد که نوآوری کرده است ، یا شرکتی که دفتر مرکزی و مرکز داده خود را در بالای آن نداردیک زمین لرزه بزرگ

اگر سعی می کنید شرط های خود را در برابر همه این موارد محافظت کنید ، آیا می دانید چه اتفاقی می افتد؟سرانجام ، شما فقط با بازار مطابقت دارید. هنگامی که شما تا آنجا که می توانید در برابر هر آنچه که می تواند برای هر شرکتی اتفاق بیفتد ، محافظت کنید ، در نهایت با یک سرمایه گذاری کوچک در همه چیز باد می کنید ، که به طور مؤثر همان چیزی است که صندوق شاخص مبتنی بر گسترده که در بالا توضیح داده شد.

اگر 1000 سرمایه گذار سرمایه گذاری می کنند ، باید به طور تصادفی ده سال پیاپی "بازار را ضرب و شتم کند"

اما در مورد داستان های سرمایه گذاران مانند پیتر لینچ که موفق به ضرب و شتم بازار چهارده سال پیاپی در ضمن مدیریت صندوق ماژلان شد ، چطور؟آیا او اثبات نمی کند که کسی می تواند بازار را به طور مداوم ضرب و شتم کند؟

نه برای پایین آمدن مهارت های لینچ ، بلکه بخش بزرگی از آن شانس است. کسی باید "برنده" شود و اتفاقاً لینچ بود.

بیایید فقط برای یک لحظه فرض کنیم که هرکسی که یک صندوق متقابل را مدیریت می کند بسیار ، بسیار ماهر است - از نظر مهارت برابر است. برخی ممکن است کمی ماهرتر از سایرین باشند ، اما این افراد بیشتر آنقدر تیز هستند که یکدیگر را متعادل می کنند.

با توجه به اینکه همه آنها بسیار ماهر هستند ، همه آنها به طور مؤثر بازار را با هم سوق می دهند. اگر همه افرادی که در بورس سهام سرمایه گذاری می کنند بسیار ماهر هستند ، بورس سهام اساساً مطابق آنچه این بچه ها و Gals به عنوان یک کل جمعی انجام می دهند مطابقت دارد.

با این حال ، همه آنها دارای یک سرمایه گذاری یکسان نیستند. برخی در شرکت یک شرکت سرمایه گذاری می کنند و برخی دیگر در شرکت B و غیره سرمایه گذاری می کنند. هر سرمایه گذار دارای نمونه کارها فردی خاص خود است که چیزی شبیه به سرمایه گذاری دیگران نیست.

این بدان معناست که ، در یک سال معین ، نیمی از مدیران صندوق بازار را ضرب و شتم می کنند و نیمی از آنها چنین نمی شوند (اساساً مطابقت کامل با بازار غیرممکن است). برخی از آنها حدس های خوبی درباره آنچه در یک سال خاص اتفاق می افتد ، در حالی که برخی چنین نمی کنند.

همانطور که در بالا اشاره کردم ، هیچ کس نمی تواند آینده را پیش بینی کند. مهم نیست که چقدر خوب هستید ، رویدادهای پیش بینی نشده گاهی به نفع یک شرکت و گاهی به آن آسیب می رسانند ، و این بر ارزش سرمایه گذاری سهام در آن شرکت تأثیر می گذارد.

بنابراین ، در یک سال خاص ، برخی از شرکت ها بهتر از بازار عمل می کنند و برخی از شرکت ها بدتر می شوند. به همین دلیل ، برخی از سرمایه گذاران به طور تصادفی سهام بیشتری را در شرکت های خوب دارند و بازار را شکست می دهند ، در حالی که برخی دیگر به طور تصادفی سهام بیشتری را در شرکت های بد دارند و در آن سال نمی توانند بازار را شکست دهند.

سال بعد ، چه کسی می داند؟کل بازی دوباره شروع می شود. سال بعد مجموعه متفاوتی از برندگان و بازندگان را به همراه خواهد داشت ، زیرا همه در اطراف اوراق بهادار خود تغییر می کنند و شرکت های مختلف رویدادهای غیر منتظره ای متفاوت دارند.

بنابراین ، بیایید بگوییم که ما 1000 سرمایه گذار داریم. در طول سال اول ، نیمی از آنها بازار را شکست می دهند. این 500 برنده می گذارد. در طول دو سال ، نیمی از این بچه ها و Gals دوباره بازار را شکست می دهند ، به این معنی که شما 250 نفر خواهید داشت که در سالها یک و دو بازار را شکستند. پس از سه سال ، 125 نفر در هر سه سال بازار را شکست دادند. سال بعد ، 63 نفر در هر چهار سال بازار را شکست دادند. سال بعد ، 32 نفر در تمام پنج سال بازار را شکست دادند. پس از آن ، 16 نفر ، سپس 8 ، سپس 4 ، سپس 2 ، سپس فقط یک نفر در طی ده سال مستقیم بازار را ضرب و شتم می کند.

آن شخص هنوز ایستاده است ، شخصی که ده سال پیاپی بازار را شکست ، به نظر می رسد مانند یک نبوغ و پول و فرصت ها به سمت آن شخص دیگر گله می کند. با این حال ، به همان اندازه که آن شخص باهوش است ، بخشی از موفقیت خود فقط این است که او توانست یک قورباغه باشد که بدون اینکه در یک رویداد بزرگ غیر منتظره قرار بگیرد ، با خیال راحت در بین ایالتی حرکت کرد.

بله ، در مهارت های مدیران صندوق تفاوت هایی وجود دارد ، اما وقتی می دانید که تقریباً همه افراد وجوه را اداره می کنند فوق العاده ماهر هستند و بازار با رویدادهای تصادفی غیر متوقف شده است و هیچ کس نمی تواند آینده را پیش بینی کند ، شما در پایان بابرندگان و بازندگان نسبتاً تصادفی.

آنها هزینه های بالایی را پرداخت می کنند

اگر یک صندوق متقابل مبلغ سالانه 1 ٪ هزینه را بپردازد ، این بدان معناست که برای یک سرمایه گذار فردی که پول را در آن صندوق قرار می دهد تا بتواند بازار را شکست دهد ، این صندوق باید بیش از 1 ٪ بازار را ضرب و شتم کند.

به عبارت دیگر ، این کافی نیست که یک صندوق فقط به سختی بازار را شکست دهد - این صندوق باید آن را بسیار مورد ضرب و شتم قرار دهد وگرنه سرمایه گذاران فردی دیگر قصد دارند پشت بازار باشند.

بیایید آن را با یک صندوق شاخص ، مانند شاخص کل بازار سهام پیشتاز مقایسه کنیم. این صندوق به سادگی سعی می کند تا حد ممکن با محتوای کل بورس آمریکا مطابقت داشته باشد - در اصل بازار است.

سهام دریاسالار آن صندوق نسبت هزینه 0. 05 ٪ دارد که این مجموع تمام هزینه هایی است که شخصی که در این صندوق سرمایه گذاری می کند هر سال به پیشتاز پرداخت می کند. اگر ما از آن به عنوان یک پایه استفاده کنیم ، این بدان معنی است که شخصی که پول خود را در VTSMX با آن قرار می دهد ، بازار را شکست نمی دهد ، بلکه فقط آن را با یک بیت کوچک - 0. 05 ٪ دقیق می کند.

حال اگر شما یک صندوق متقابل منظم دارید که نسبت هزینه 1 ٪ دارد ، این بدان معنی است که برای مطابقت با این پایه ، باید هر سال با مبلغ قابل توجهی در بورس سهام ضرب و شتم شود. اگر بازار سهام 7 ٪ رشد کند ، صندوق متقابل فقط برای مطابقت با شاخص کل بازار سهام ، باید 7. 95 ٪ رشد کند.

این یک سفارش بلند استمطابقت با بازار بسیار آسان است ، اما ضرب و شتم آن تقریباً با یک درصد کامل بسیار دشوار است. به عبارت دیگر ، این هزینه های خود هستند که یک صندوق را برای "ضرب و شتم بازار" به طور مداوم برای افرادی که در آن سرمایه گذاری کرده اند بسیار دشوار می کند.

آنها "لباس پنجره" را با دام انداختن بازنده های کوتاه مدت به نظر می رسند تا در لحظه خوب به نظر برسند

در این مرحله ، ما می خواهیم کارهایی را که مدیران صندوق های متقابل برای جذب و نگه داشتن مشتری انجام می دهند ، بررسی کنیم ، که این همان خون حیات صنعت صندوق متقابل است.

یکی از ترفندهایی که بسیاری از وجوه دوست دارند از آن استفاده کنند تا نمونه کارها خود را خوب به نظر برساند این است که آنها ده دارایی برتر خود را لیست می کنند و آنچه در سال گذشته آن هلدینگ ها انجام داده اند.

معمولاً ، این لیست ده برتر شگفت انگیز به نظر می رسد ، و به نوبه خود باعث می شود فکر کنید که این صندوق برای ساختن نعناع اولیه است.

این در واقع یک ترفند به نام "پانسمان پنجره" است. نزدیک به پایان یک سال ، وجوه اغلب به دارایی های برتر خود نگاه می کنند و همه چیزهایی را که حداقل بازده خوبی را به دست نمی آورند ، می فروشند. اگر چهارمین هلدینگ بزرگ آنها سال بدی داشته باشد ، به عنوان مثال ، آنها آن را به فروش می رسانند - یا حداقل آن را به اندازه کافی بفروشند تا آن را از لیست "دارایی های برتر" خود ببندند - و آنها از این پول برای خرید چیزی استفاده می کنند کهسال عالی برای ورود به لیست "دارایی های برتر" آنها.

و دقیقاً مانند آن ، لیست آنها از "دارایی های برتر" شگفت انگیز به نظر می رسد. چه کسی می تواند با لیستی که شامل تن سهام های انفرادی است که سال گذشته بازار را ضرب و شتم می کند ، استدلال کند؟

این کلاهبرداری نیست ، اما گمراه کننده است ، به ویژه برای سرمایه گذاران صندلی که کمی تحقیق می کنند اما وقت لازم برای تحقیق عمیق را ندارند. آنها منابع یک صندوق را می بینند و مانند یک دسته از برندگان به نظر می رسند ، پس چرا سرمایه گذاری نمی کنید؟

همچنین ظاهر کلی به نظر می رسد که مدیر صندوق واقعاً می تواند برندگان را انتخاب کند ، در حالی که در واقع ظاهر یک توهم است.

به نظر می رسد آنها روندهایی را دنبال می کنند

اگر یک صنعت یا تجارت خاص به عنوان "داغ" به نظر می رسد ، بسیاری از مردم می خواهند بدانند که آیا صندوق سرمایه گذاری پول خود را در این شرکت "داغ" یا "داغ" سرمایه گذاری می کند ، صرف نظر از اینکه مدیر صندوق واقعاً فکر می کند یا نهاین ایده خوبی است یا نه.

اگر مدیر صندوق نتواند اظهار کند که حداقل برخی از سهام داغ را در اختیار دارند یا حداقل در هر صنعت داغ در هر لحظه پول دارند ، آن مدیر صندوق به نظر می رسد "خارج از لمس" است و به احتمال زیاد برخی از آنها را از دست می دهددلارهای سرمایه گذاری از مشتریان بالقوه و حتی سایر مشتریانی که ممکن است پول خود را بیرون بیاورند و آن را به جای دیگری منتقل کنند.

باز هم ، این همه در مورد جذب سرمایه گذاران جدید و نگه داشتن سرمایه گذاران در صندوق است. سرمایه گذاران حرفه ای که وجوه را مدیریت می کنند برای کسب درآمد باید سرمایه گذار در آن صندوق داشته باشند. بدون آن مشتری ، آنها از هزینه ها درآمد کسب نمی کنند و پولی برای سرمایه گذاری ندارند.

آنها وقت خود را صرف بازاریابی و فروش می کنند ، نه فقط سرمایه گذاری

اگر مدت طولانی CNBC را تماشا می کنید ، متوجه خواهید شد که این شبکه دارای یک مجموعه ثابت از مدیران و تحلیلگران صندوق در آنجا است که در مورد هر سهام در حال حاضر داغ است و دیدگاه خود را در مورد آن سهام ارائه می دهند ، معمولاً در یک "داغ" انجام می شودفرمت در جایی که آنها تشویق می شوند نظرات تیز و سرگرم کننده داشته باشند.

هیچ یک از اینها به این شخص کمک نمی کند به هیچ وجه مدیر صندوق مؤثر باشد. مطمئناً ، این باعث می شود تلویزیون جالب توجه باشد ، اما زمان و مهارت های صرف شده برای مجری سرگرم کننده در تلویزیون و ارائه "گرمای داغ" در سهام کاملاً جدا از کار تحلیلی سخت بودن مدیر صندوق خوب است.

همین مسئله هر زمان که مصاحبه ای را با مدیر صندوق یا مقاله ای از مدیر صندوق مشاهده کنید یا بخوانید یا می شنوید. این به طور مؤثر بازاریابی است. آنها کاری را انجام نمی دهند که در واقع برنامه ریزی سرمایه گذاری آنها را پیش می برد. آنها صرفاً در تلاشند تا سرمایه گذاران جدید را به صندوق خود جذب کنند.

باز هم ، این چیز بدی نیست - آنها باید این کار را انجام دهند. حقیقت این است که سرمایه گذاران حرفه ای - کسانی که پول دیگران را برای زندگی سرمایه گذاری می کنند - تمام وقت خود را صرف سرمایه گذاری نمی کنند. آنها وقت خود را صرف بازاریابی و فروش می کنند.

افکار نهایی

وقتی همه این عوامل را با هم نگاه می کنید - تصادفی سرمایه گذاری ها ، هزینه های بالا ، نیاز به بازاریابی - واقعاً جای تعجب دارد که هر سرمایه گذار حرفه ای برای هر دوره زمانی بازار را ضرب و شتم می کند. چه آن را به شانس و یا مهارت نسبت دهید (من می گویم این یک ترکیب است) ، سابقه آهنگ پیتر لینچ فقط وقتی همه این موانع را که در راه او بود ، در نظر می گیرید ، ذهن را آزار می دهد.

همچنین به همین دلیل است که من به مراتب خوشحال تر در یک صندوق شاخص بسیار کم هزینه هستم که فقط در همه چیز به طور خودکار سرمایه گذاری می کند تا اینکه پول خود را به یک صندوق متقابل که توسط یک سرمایه گذار حرفه ای اداره می شود ، وارد کند.

سرمایه گذار حرفه ای به هیچ وجه شخص بدی نیست. همانطور که در بالا توضیح داده شد ، او فقط اتفاق می افتد که در حال حاضر چندین اعتصاب علیه آنها داشته است. آنها آلباتروس هزینه های بالایی را در اطراف گردن خود دارند. آنها باید روندهای داغ را دنبال کنند و ترفندهای بازاریابی را برای جذب مشاغل بیشتر انجام دهند. آنها همچنین کاملاً در برابر ناشناخته ها محافظت نمی شوند - در واقع ، اگر آنها نمی خواهند هر بار توسط صندوق های شاخص مورد ضرب و شتم قرار بگیرند ، نمی توانند باشند.

سرمایه گذاران حرفه ای و مدیران صندوق ها اغلب از ابتدا ، عرشه را در برابر آنها جمع می کنند ، حداقل از منظر سرمایه گذاران انفرادی مانند خودمان که ممکن است به آن افراد اجازه دهند پول ما را مدیریت کنند. من ترجیح می دهم واسطه ها را به حداقل برسانم ، به دنبال هزینه های پایین و تنوع عظیم باشم و خودم سوار بر بازار شوم.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 7 اسفند 1401 ساعت: 18:56