توسط کارول E. اسکات
اگر رنگ پس زمینه را دوست ندارید ، می توانید با برجسته کردن رنگ مورد نظر در جعبه پیمایش در زیر ، آن را تغییر دهید.
آیا یک تجارت باید تعداد واحدهایی را که تولید می کند افزایش یا کاهش دهد؟آیا باید کم و بیش به پول وام گرفته شده اعتماد کند؟پاسخ بستگی به این دارد که چگونه یک تغییر بر ریسک و بازگشت تأثیر می گذارد. اهرم عملیاتی نامی است که به تأثیر درآمد عملیاتی تغییر در سطح خروجی داده می شود. اهرم مالی نامی است که به تأثیر بازده تغییر در میزان تأمین اعتبار دارایی های شرکت با پول وام گرفته شده داده می شود. علیرغم این واقعیت که هم اهرم عملیاتی و هم اهرم مالی مفاهیمی هستند که برای چندین دهه مورد بحث و تحلیل قرار گرفته اند ، در نحوه تعریف و اندازه گیری آنها توسط دانشگاهیان و پزشکان اختلاف قابل توجهی وجود دارد.
در کتاب درسی کالج خود در سال 1969 ، وستون و بریگام به برخی از بازرگانان و زنان امروز گفتند که "هزینه های ثابت بالا و هزینه های متغیر پایین ، درصد بیشتری را در سود هم به سمت بالا و چه رو به پایین می بخشد."[وستون ، 86]
امروز ، در کتاب درسی خود در سال 1995 ، بریگام می گوید ، "اگر درصد بالایی از هزینه های شرکت ثابت باشد و از این رو با کاهش تقاضا کاهش نمی یابد ، این باعث افزایش ریسک تجاری شرکت می شود. این عامل اهرم عملیاتی است."[بریگام ، 425] "اگر درصد بالایی از هزینه های کل شرکت ثابت باشد ، گفته می شود این شرکت دارای درجه بالایی از اهرم عملیاتی است."
در کتاب درسی 1970 خود ، Grunewald و Nemmers به آنها گفتند که "وقتی هزینه های ثابت بسیار بزرگ باشد و هزینه های متغیر فقط درصد کمی از هر دلار از درآمد را مصرف می کنند ، حتی یک تغییر جزئی در درآمد تأثیر زیادی بر سود گزارش شده خواهد داشت."[Grunewald ، 76]
در کتاب درسی خود در سال 1970 ، گیلاس گفت: "اهرم عملیاتی ، پس از آن ، به تأثیر بزرگنمایی شده بر درآمد عملیاتی (EBIT) هر تغییر داده شده در فروش اشاره دارد. و مهمتر ، متناسب تر ، هزینه های ثابت در ساختار کل هزینه ،بیشتر مشخص شده است که تأثیر آن بر EBIT است. "[گیلاس ، 254]
ون هورن در کتاب درسی خود در سال 1971 گفت: "یکی از چشمگیرترین نمونه های اهرم عملیاتی در صنعت هواپیمایی است که بخش بزرگی از کل هزینه ها برطرف شده است."[ون هورن ، 680]
Archer و D Ambrosio در کتاب درسی خود در سال 1972 گفتند که "هرچه نسبت هزینه های ثابت به کل هزینه های کل هزینه بیشتری داشته باشد ، اهرم عملیاتی شرکت بیشتر است." [Archer ، 421]
در کتاب درسی خود در سال 1972 ، شولتز و شولتز ، گفتند: "از آنجا که یک هزینه ثابت با مبلغی که تابعی از یک پایه نوسان (فروش) است مقایسه می شود ، نتایج سود و از دست دادن رابطه متناسب با آن پایه نخواهد داشتاین نتایج در واقع منوط به بزرگنمایی خواهد بود که میزان آن به اندازه نسبی هزینه های ثابت در مقابل دامنه بالقوه حجم فروش بستگی دارد. این موضوع به عنوان اهرم عملیاتی گفته می شود. "[شولتز ، 86]
س = کمیت
P = قیمت در هر واحد
v = هزینه متغیر در هر واحد
f = کل هزینه های ثابت
بلوک و HIRT در کتاب درسی خود در سال 1997 می گویند که اهرم عملیاتی تأثیر هزینه های ثابت را بر شرکت اندازه گیری می کند و میزان اهرم عملیاتی (DOL) برابر است:
| dol = q (p - v) تقسیم شده توسط q (p - v) - f |
درجه اهرم عملیاتی =
در مقاله خود در سال 1997 ، Buccino و McKinley اهرم عملیاتی را به عنوان تأثیر تغییر درآمد در سود یا جریان نقدی تعریف می کنند. آنها می گویند ، هر زمان که یک شرکت بتواند بدون افزایش متناسب در هزینه های عملیاتی ، درآمد خود را افزایش دهد. نقدی که به افزایش درآمد ، مانند بازاریابی و هزینه های توسعه تجارت اختصاص می یابد ، به سرعت است."با هزینه های ثابت بالا مصرف می شود."(این مطمئناً تعریف متفاوتی است!)
راشور در مقاله خود در سال 1997 می گوید که اهرم عملیاتی مثبت در نقطه ای اتفاق می افتد که درآمد بیش از کل هزینه های ثابت است.
به نظر می رسد یکنواختی بیشتر در تعریف اهرم مالی وجود دارد."اهرم مالی" ، می گویند بلوک و هیرت ، میزان بدهی مورد استفاده در ساختار سرمایه شرکت را نشان می دهد. از آنجا که بدهی تعهد ثابت پرداخت بهره را دارد ، ما این فرصت را داریم که نتایج خود را در سطوح مختلف عملیات بزرگنمایی کنیم.[بلوک ، 116]
به گفته وستون و بریگام در سال 1969 ، میزان اهرم مالی به عنوان درصد تغییر درآمدهای موجود برای سهامداران مشترک مرتبط با تغییر درصد درآمدی قبل از بهره و مالیات محاسبه می شود.
طبق گفته بریگام در سال 1995 ، "میزان اهرم مالی (DFL) به عنوان درصد تغییر درآمدهای هر سهم [EPS] تعریف شده است که ناشی از تغییر درصد معینی در درآمد قبل از بهره و مالیات (EBIT) است ، و به صورت محاسبه می شودبه شرح زیر است: "
| DFL = تغییر درصد در EPS تقسیم بر درصد تغییر در EBIT |
این محاسبه یک شماره شاخص را تولید می کند که اگر به عنوان مثال 1. 43 باشد ، این بدان معنی است که افزایش 100 درصدی EBIT منجر به افزایش 143 درصدی درآمدهای هر سهم خواهد شد.(اگر بازده بر اساس هر سهم یا براساس سهام کل محاسبه شود ، از نظر ریاضی هیچ تفاوتی ایجاد نمی کند ، همانطور که در حل معادله EPS لغو می شود.)
وضوح در مورد اهرم عملیاتی و مالی مهم است زیرا این مفاهیم برای مشاغل مهم هستند. همانطور که کنراد لورتی در مقاله ای مشاهده می کند ، مشاغل کوچک و متوسط اغلب با استفاده از روشهای کمی پیشرفته و پیشرفته شرکتهای بزرگ از آن استفاده می کنند. خوشبختانه ، او مشاهده می کند ، نمودار ساده یکنواختی ساده و تفسیر آسان است. با این حال می تواند مقدار قابل توجهی از اطلاعات را ارائه دهد. جبر لازم برای محاسبه اهرم عملیاتی و مالی نیز بسیار پیچیده نیست. متأسفانه ، این در چندین مورد وجود دارد. درک همه به همان اندازه آسان یا به همان اندازه مفید نیست.
برای آشکار ساختن چیزی که در توصیف معمولی از اهرم عملیاتی اشتباه است ، از نمونه ای بسیار ساده در جداول 1 و 2 استفاده می شود. فرض می شود که ویجت کار ، شرکت هزینه های 5000 دلار و هزینه های متغیر برای هر واحد 1. 00 دلار را ثابت کرده است. از طرف دیگر ، برادران Bridget هزینه های 2،000 دلار و هزینه های متغیر را برای هر واحد 1. 60 دلار ثابت کرده اند. هر دو بنگاه فروش قیمت برای هر واحد 2. 00 دلار است. در جداول 1 و 2 (در زیر) نشان داده شده است که درآمد و هزینه آنها برای تولید حداکثر 25،000 واحد خروجی است.
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
7 اسفند
1401 ساعت: 15:32