سرمایه گذاری در سهام - معیارها

ساخت وبلاگ

معامله در سهام سهام می تواند در شریعت با توجه به شرایط زیر قابل قبول باشد:

1. تجارت اصلی شرکت نقض شریعت نمی کند. بنابراین ، دستیابی به سهام شرکت هایی که خدمات مالی را در اختیار بهره قرار می دهند ، مانند بانک های معمولی ، شرکت های بیمه یا شرکت های درگیر در برخی از مشاغل دیگر که توسط شرع تأیید نشده اند ، مجاز نیست. گوشت خوک ، گوشت حرام ، یا درگیر در قمار ، فعالیت های کلوپ شبانه ، پورنوگرافی و غیره

2. اگر تجارت اصلی شرکت ها حلال است ، مانند خودرو ، نساجی و غیره. بلند کردن صدای خود در برابر چنین فعالیتهایی در جلسه عمومی سالانه شرکت.

3. اگر برخی از درآمد حاصل از حسابهای دارای بهره در درآمد شرکت گنجانده شده باشد ، نسبت چنین درآمدی در سود سهام پرداخت شده به سهامدار باید در امور خیریه داده شود و نباید توسط وی حفظ شود. به عنوان مثال ، اگر 5 ٪ از کل درآمد یک شرکت از سپرده های دارای بهره خارج شده باشد ، باید 5 ٪ از سود سهام در امور خیریه داده شود.

4- سهام یک شرکت فقط در صورتی که شرکت صاحب برخی از دارایی های غیرقانونی باشد ، قابل مذاکره است. اگر تمام دارایی های یک شرکت به صورت نقدینگی باشد ، یعنی در قالب پول ، آنها را نمی توان خریداری یا فروخته شد به جز با ارزش ، زیرا در این حالت سهم فقط پول را نشان می دهد و پول را نمی توان به جز در مواردی معامله کرد.

نسبت دقیق دارایی های غیرقانونی یک شرکت برای ضمانت مذاکره در مورد سهام آن چه باید باشد؟دانشمندان معاصر در مورد این سوال دیدگاه های مختلفی دارند. برخی از محققان بر این عقیده هستند که نسبت دارایی های غیرقانونی باید حداقل 51 ٪ باشد. آنها استدلال می كنند كه اگر چنین دارایی ها كمتر از 50 ٪ باشد ، بیشتر دارایی ها به صورت مایع هستند و بنابراین ، تمام دارایی های آن باید بر اساس اصل حقوقی به صورت مایع رفتار شود:

اکثریت سزاوار این هستند که به عنوان کل یک چیز رفتار شوند.

برخی دیگر از محققان اظهار داشته اند که حتی اگر دارایی غیرقانونی یک شرکت 33 ٪ باشد ، سهام آن را می توان به عنوان قابل مذاکره دانست.

دیدگاه سوم مبتنی بر فقه حنفی است. اصل مکتب حنفی این است که هر زمان که یک دارایی ترکیبی از دارایی های مایع و غیرقانونی باشد ، بدون در نظر گرفتن نسبت قسمت مایع آن می تواند قابل مذاکره باشد. با این حال ، این اصل مشمول دو شرط است:

اولا ، قسمت غیرقانونی ترکیب نباید در مقدار نادیده گرفته باشد. این بدان معنی است که باید به نسبت قابل توجهی باشد.

ثانیا ، قیمت این ترکیب باید بیشتر از مقدار مقدار مایع موجود در آن باشد. به عنوان مثال ، اگر سهم 100 دلار نشان دهنده 75 دلار ، به علاوه برخی از دارایی های ثابت باشد ، قیمت سهم باید بیش از 75 دلار باشد. در این حالت ، اگر قیمت سهم به عنوان 105 ثابت باشد ، به این معنی است که 75 دلار در ازای 75 دلار متعلق به سهم است و مانده 30 دلار در ازای دارایی های ثابت است. برعکس ، اگر قیمت آن سهم به عنوان 70 دلار ثابت باشد ، مجاز نخواهد بود ، زیرا 75 دلار متعلق به سهم در این مورد در برابر مبلغی است که کمتر از 75 است. این نوع مبادله در تعریف است"ریبا" و مجاز نیست. به همین ترتیب ، اگر قیمت سهم ، در مثال بالا ، به عنوان 75 دلار ثابت باشد ، مجاز نخواهد بود ، زیرا اگر فرض کنیم 75 دلار از قیمت در برابر 75 دلار متعلق به سهم است ، هیچ بخشی از قیمتمی توان به دارایی های ثابت متعلق به سهم نسبت داد. بنابراین ، بخشی از قیمت (75 دلار) باید در ازای دارایی های ثابت سهم فرض شود. در این حالت ، مبلغ باقیمانده برای قیمت 75 دلار کافی نخواهد بود. به همین دلیل معامله معتبر نخواهد بود. با این حال ، از نظر عملی ، این صرفاً یک امکان نظری است ، زیرا تصور کردن شرایطی که قیمت یک سهم از دارایی های نقدینگی آن پایین تر باشد ، دشوار است.

با توجه به این شرایط ، خرید و فروش سهام در شریعت مجاز است. یک صندوق عدالت اسلامی می تواند بر این اساس تأسیس شود. مشترکین این صندوق به عنوان شریک زندگی در شرع رفتار می شوند. تمام مبالغ اشتراک یک استخر مشترک را تشکیل می دهد و برای خرید سهام شرکت های مختلف سرمایه گذاری می شود. سود می تواند از طریق سود سهام توزیع شده توسط شرکت های مربوطه یا از طریق قدردانی از قیمت سهام ، جمع شود. در مورد اول یعنی در جایی که سود از طریق سود سهام به دست می آید ، بخش خاصی از سود سهام ، که مربوط به نسبت سود حاصل از شرکت است ، باید در امور خیریه داده شود. صندوق های معاصر اسلامی این روند را "تصفیه" خوانده اند.

دانشمندان شریعت دیدگاههای مختلفی در مورد اینکه آیا "تصفیه" در صورت لزوم سود از طریق سود سرمایه (یعنی با خرید سهام با قیمت پایین تر و فروش آنها با قیمت بالاتر) ضروری است. برخی از محققان بر این عقیده هستند که حتی در مورد سود سرمایه ، روند "تصفیه" ضروری است ، زیرا قیمت بازار سهم ممکن است عنصر بهره موجود در دارایی های شرکت را منعکس کند. دیدگاه دیگر این است که در صورت فروش سهم ، هیچ تصفیه لازم نیست ، حتی اگر منجر به افزایش سرمایه شود. دلیل این امر این است که هیچ مبلغ مشخصی از قیمت را نمی توان برای بهره دریافت شده توسط شرکت اختصاص داد. بدیهی است که اگر تمام الزامات فوق از سهام حلال مشاهده شود ، بیشتر دارایی های شرکت حلال هستند و ممکن است بخش بسیار کمی از دارایی های آن با درآمد بهره ایجاد شود. این نسبت کوچک نه تنها ناشناخته است ، بلکه در مقایسه با بخش عمده ای از دارایی های شرکت نیز نادیده گرفته می شود. بنابراین ، قیمت سهم در واقع بر خلاف بخش عمده ای از دارایی ها است ، و نه در برابر چنین نسبت کمی. بنابراین کل قیمت سهم ممکن است فقط به عنوان قیمت دارایی های حلال در نظر گرفته شود.

اگرچه این دیدگاه دوم بدون زور نیست ، اما دیدگاه اول احتیاط تر و دور از شک و تردید است. به ویژه ، در صندوق سهام عدالت آزاد تر است ، زیرا اگر تصفیه در مورد تقدیر انجام نشود و شخص واحد خود را از صندوق خود در زمانی که هیچ سود سهام توسط آن دریافت نمی کند ، بازپرداخت می کند ، هیچ مقدار تصفیه نخواهد داشتاز قیمت آن کسر شود ، حتی اگر قیمت واحد ممکن است به دلیل قدردانی در قیمت سهام سهام موجود در صندوق افزایش یافته باشد. برعکس ، هنگامی که شخصی پس از دریافت برخی از سود سهام در صندوق ، واحد خود را بازخرید می کند و میزان تصفیه از آن کسر شده است و ارزش خالص دارایی را برای هر واحد کاهش می دهد ، در مقایسه با شخص اول قیمت کمتری کسب می کند.

در مقابل ، اگر تصفیه هم در سود سهام و هم در سود سرمایه انجام شود ، با توجه به کسر مبالغ تصفیه ، همه دارندگان واحد با هم برخورد می شوند. بنابراین ، نه تنها عاری از شک و تردید نیست بلکه برای همه دارندگان واحد برای انجام تصفیه در سود سرمایه نیز عادلانه تر است. این تصفیه ممکن است براساس میانگین درصد سود حاصل از شرکتهای موجود در نمونه کارها انجام شود.

مدیریت صندوق ممکن است به دو روش جایگزین انجام شود. مدیران صندوق ممکن است به عنوان موداریب برای مشترکان عمل کنند. در این حالت ، درصد مشخصی از سود سالانه که به صندوق تعلق می گیرد ممکن است به عنوان پاداش مدیریت تعیین شود ، به این معنی که مدیریت فقط در صورت کسب صندوق سود سهام خود را بدست می آورد. اگر در صندوق سود نداشته باشد ، مدیریت سزاوار چیزی نخواهد بود. سهم مدیریت با افزایش سود افزایش می یابد.

گزینه دوم برای مدیریت این است که به عنوان نماینده مشترکین عمل کنید. در این حالت ، ممکن است به مدیریت برای خدمات خود هزینه ای از پیش داده شود. این هزینه ممکن است به صورت مبلغ یا به عنوان پاداش ماهانه یا سالانه تعیین شود. به گفته دانشمندان شریعت معاصر ، هزینه نیز می تواند براساس درصد ارزش دارایی خالص صندوق باشد. به عنوان مثال ، ممکن است توافق شود که مدیریت در پایان هر سال مالی 2 ٪ یا 3 ٪ از ارزش دارایی 11 صندوق 11 را بدست آورد.

با این حال ، در شریعت لازم است قبل از راه اندازی صندوق ، هر یک از روشهای فوق را تعیین کند. روش عملی برای این امر افشای در دفترچه صندوق است که مبنای پرداخت هزینه های مدیریت را بر اساس آن پرداخت می کند. به طور کلی فرض بر این است که هرکسی که در صندوق مشترک باشد با شرایط ذکر شده در دفترچه موافق است. بنابراین ، نحوه پرداخت مدیریت مطابق با همه مشترکین مورد توافق قرار می گیرد.

منبع: مجدداً با مجوز مهربان شیخ محمد تقیب عثمانی منتشر شد.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 6 اسفند 1401 ساعت: 18:47