اتحادیه های پولی

ساخت وبلاگ

بنیامین جی کوهن ، دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا

سنت پولی مدتهاست که فرض کرده است که ، در اصل ، هر دولت حاکمیتی را به دست می آورد و ارز انحصاری خود را مدیریت می کند. با این حال ، در عمل ، همیشه استثنائاتی وجود داشته است - کشورهایی که برای پیوستن به یک اتحادیه پولی به نوعی انتخاب شده اند. همه اتحادیه های پولی در آزمون زمان ایستاده اند. در حقیقت ، بسیاری از ابتکارات گذشته مدتهاست که به تاریخ منتقل شده اند. با این حال ، علاقه به اتحادیه پولی همچنان ادامه دارد ، به ویژه با مثال اتحادیه اقتصادی و پولی اتحادیه اروپا (EMU) ، که جایگزین تنوع پول ملی با یک ارز مشترک به نام یورو شده است. امروز ، امکان اتحادیه پولی در بسیاری از نقاط جهان به طور فعال مورد بحث قرار می گیرد.

اتحادیه پولی ممکن است به عنوان گروهی از دو یا چند ایالت که یک ارز مشترک یا معادل آن دارند تعریف شود. اگرچه برخی از منابع این تعریف را گسترش می دهند تا شامل رژیم های پولی فدراسیون های ملی مانند ایالات متحده یا تجمع امپریالیستی مانند امپراتوری قدیمی اترو-مجارستان باشد ، عمل متعارف محدود کردن اصطلاح توافق نامه ها در بین واحدهایی است که به عنوان کاملاً حاکم شناخته می شوندکشورهای تحت قوانین بین المللی. ضدیت اتحادیه پولی ، البته ، یک ارز ملی با یک بانک مرکزی مستقل و نرخ ارز شناور است.

به معنای دقیق این اصطلاح ، اتحادیه پولی به معنای ترک کامل ارزهای ملی جداگانه و تمرکز کامل اقتدار پولی در یک نهاد مشترک واحد است. در واقعیت ، برای تغییر در طراحی در طول دو بعد کلیدی ، راه دور قابل توجهی وجود دارد. این ابعاد مقررات نهادی برای (1) صدور ارز و (2) مدیریت تصمیمات است. ارزها ممکن است توسط دولتهای انفرادی که در یک اتحادیه نرخ ارز به هم گره خورده اند ، صادر شود. از طرف دیگر ، ارزها ممکن است نه با یک ارز مشترک بلکه با پول یک شریک بزرگتر جایگزین شوند - یک چیدمان به طور کلی با دلار پس از دلار ایالات متحده ، پولی که بیشتر برای این منظور استفاده می شود. به همین ترتیب ، اختیارات پولی ممکن است همچنان توسط دولت های فردی به طور حتم اعمال شود یا در عوض ، ممکن است به یک نهاد مشترک بلکه به یک شریک واحد مانند ایالات متحده واگذار شود.

از نظر سیاسی ، اتحادیه های پولی بسته به اینکه آیا حاکمیت پولی ملی به اشتراک گذاشته می شود یا تسلیم می شوند ، به دو دسته تقسیم می شوند. اتحادیه های مبتنی بر ارز مشترک یا اتحادیه نرخ ارز در اثر استخر اختیارات پولی تا حدی. آنها نوعی مشارکت یا اتحاد برابر اسمی هستند. اتحادیه های ایجاد شده توسط دلار ، سلسله مراتبی تر هستند ، یک نوع رژیم رهبر پیروان فرعی.

بزرگترین جذابیت اتحادیه پولی این است که هزینه معاملات را در مقایسه با مجموعه ای از ارزهای ملی جداگانه کاهش می دهد. با یک پول یا معادل آن ، نیازی به تحمل هزینه تبدیل ارز یا محافظت در برابر ریسک مبادله در معاملات بین شرکا نیست. اما همچنین دو ضرر اساسی اقتصادی برای در نظر گرفتن دولت وجود دارد.

اول ، شرکای انفرادی هم برای مقابله با اختلالات داخلی یا خارجی ، کنترل عرضه پول و نرخ ارز را از دست می دهند. در برابر بهره وری اتحادیه پولی در سطح خرد اقتصادی ، دولت ها باید هزینه قربانی کردن استقلال سیاست های پولی را در سطح کلان اقتصادی مقایسه کنند.

دوم ، شرکای انفرادی ظرفیت حاصل از یک ارز منحصر به فرد ملی را برای افزایش هزینه های عمومی از طریق ایجاد پول از دست می دهند - یک امتیاز شناخته شده به عنوان Seigniorage. از نظر فنی به عنوان بیش از ارزش اسمی ارز نسبت به هزینه تولید آن تعریف شده است ، می توان Seigniorage را به عنوان منبع جایگزین درآمد برای دولت فراتر از آنچه می تواند با مالیات یا وام گرفتن از بازارهای مالی افزایش یابد ، درک کرد. قربانی امتیاز Seigniorage نیز باید در برابر سود کارآیی اتحادیه پولی مقایسه شود.

جدی بودن این دو ضرر به نوع اتحادیه پولی اتخاذ شده بستگی دارد. در یک اتحادیه از نوع اتحاد ، جایی که اقتدار تسلیم نمی شود بلکه جمع شده است ، کنترل پولی به موسسه مشترک اتحادیه واگذار می شود ، که به اشتراک گذاشته می شود و به نوعی توسط همه کشورهای درگیر اداره می شود. از این رو ضرر هر شریک همزمان نیز سود یکدیگر است. اگرچه ممکن است کشورهای فردی دیگر عرض جغرافیایی زیادی برای عمل یک جانبه نداشته باشند ، اما هر دولت در تصمیم گیری برای این گروه به طور کلی صدا را حفظ می کند. ضررها با دلار بیشتر می شوند ، که با تعریف ، تمام اختیارات پولی را به قدرت غالب منتقل می کند. برخی از معیارهای خاص ممکن است توسط شرکای فرعی حفظ شود ، اما فقط با رضایت رهبر.

ایده اتحادیه پولی در بین کشورهای حاکمیت در قرن نوزدهم ، عمدتاً در اروپا به طور گسترده ای ارتقا یافت ، با وجود این واقعیت که بیشتر ارزهای ملی قبلاً با نرخ ارز ثابت استاندارد طلای کلاسیک از نزدیک به هم گره خورده بودند. طرفداران استدلال می كنند ، در حالی كه هنوز هم سیاست پولی فعال هنوز ناشناخته بود ، می توان سودهای بیشتر را به دست آورد.

"ارز جهانی" شکست می خورد ، 1867

جاه طلب ترین "ارز جهانی" پیش بینی شده براساس سکه های طلای معادل صادر شده توسط سه قدرت بزرگ مالی روز است: انگلیس ، فرانسه و ایالات متحده. همانطور که اتفاق افتاد ، محتوای طلای سکه های فرانسوی در آن زمان به گونه ای بود که یک قطعه 25 فرانک-نه در آن زمان وجود دارد بلکه به راحتی قابل ملاحظه است-اگر به وجود بیاید ، اگر به وجود بیاید ، شامل 112. 008 دانه طلا ، بسیار نزدیک به هر دو حاکمیت انگلیسی است (حاوی 113. 001 دانه) و نیمه عقاب آمریکایی ، برابر با پنج دلار (حاوی 116. 1 دانه). پس چرا ، به دنبال نوعی استاندارد سازی سکه در بین سه کشور برای دستیابی به معادل یک پول واحد نیستیم؟این پیشنهاد یک کنفرانس بزرگ پولی بود که توسط دولت فرانسه برای همزمان کردن با یک نمایشگاه بین المللی در پاریس در سال 1867 حمایت می شد. نمایندگان حدود 20 کشور ، به استثنای انتقادی نمایندگان انگلیس ، با اشتیاق از ایجاد ارز جهانی بر اساس 25 حمایت می کنندقطعه-franc و خواستار کاهش مناسب در محتوای طلای حاکمیت و نیمی از عقاب شد. در پایان ، با این حال ، هیچ اقدامی توسط لندن یا واشنگتن صورت نگرفت و به دلیل عدم حمایت سیاسی پایدار ، این ایده در نهایت از بین رفت.

اتحادیه پولی لاتین

با این حال ، دو سال قبل از کنفرانس 1867 ، دولت فرانسه موفق به دستیابی به توافق برای ابتکار عمل محدود تر - اتحادیه پولی لاتین (LMU) شد. با پیوستن به بلژیک ، ایتالیا و سوئیس به همراه فرانسه ، LMU برای استاندارد سازی سکه های طلا و نقره موجود در هر چهار کشور در نظر گرفته شده بود. یونان متعاقباً در سال 1868 به شرایط LMU پایبند بود ، هرچند که تا سال 1876 به عضویت رسمی نشد. از نظر عملی ، مشارکت پولی در بین این کشورها حتی در نتیجه تصمیمات مستقل بلژیک ، یونان ، ایتالیا شروع به همبستگی کرده بود، و سوئیس برای الگوبرداری از سیستم های ارزی خود در مورد فرانسه. هر ایالت تصمیم گرفت یک واحد اساسی را با ارزش فرانسوی-که در واقع فرانک در بلژیک و سوئیس نامیده می شود-با واحدهای فرعی معادل تعریف شده مطابق با سیستم اعشاری با الهام از فرانسه ، اتخاذ کند. با این حال ، از دهه 1850 ، مشکلات نوع قانون جدی گرشام در نتیجه تفاوت در وزن و ظرافت سکه های نقره ای که در هر کشور در گردش است ، ایجاد شده است. LMU استانداردهای یکنواختی را برای سکه های ملی ایجاد کرد و با ایجاد مناقصه قانونی پول هر عضو در سراسر اتحادیه ، به طور مؤثر منطقه وسیع تری را برای گردش یک عرضه هماهنگ سکه های خاص ایجاد کرد. در ماده ، اتحادیه رسمی نرخ ارز ایجاد شد که اختیار مدیریت ارزهای شرکت کننده با هر دولت جداگانه باقی مانده است.

به عنوان یک گروه ، اعضا با تعهد متقابل بانکهای مرکزی خود مبنی بر پذیرش سکه های یکدیگر در حد و بدون محدودیت ، از سایر کشورها متمایز شدند. با این حال ، بلافاصله پس از تأسیس آن ، از اواخر دهه 1860 ، LMU به دلیل گلوت جهانی تولید نقره در معرض فشار قابل توجهی قرار گرفت. استهلاک ناشی از نقره در نهایت منجر به تعلیق سکه های نقره ای توسط همه شرکا شد ، و به طور موثری LMU را از یک استاندارد دو فلزی تبدیل کرد و به آنچه "استاندارد طلای لنگ" گفته می شود. با این وجود ، این ترتیب موفق شد تا زمان تجزیه عمومی روابط جهانی پولی در طول جنگ جهانی اول ، در کنار هم قرار بگیرد. LMU به دنبال تصمیم سوئیس مبنی بر عقب نشینی در سال گذشته ، به طور رسمی حل نشد.

اتحادیه پولی اسکاندیناوی

یک ترتیب مشابه در شمال اروپا نیز پدیدار شد - اتحادیه پولی اسکاندیناوی (SMU) ، که در سال 1873 توسط سوئد و دانمارک تشکیل شد و دو سال بعد توسط نروژ پیوست. اتحادیه پولی اسکانداناوی نیز یک اتحادیه با نرخ ارز بود که برای استاندارد سازی سکه های موجود طراحی شده بود ، اگرچه برخلاف LMU ، SMU از ابتدا بر اساس استاندارد طلای مونومتری بنا شده بود. این اتحادیه Krone (Crown) را به عنوان یک واحد حساب یکنواخت تأسیس کرد ، با ارزهای ملی اجازه گردش کامل را به عنوان مناقصه قانونی در هر سه کشور مجاز می کند. همانطور که در LMU ، اعضای SMU با تعهد متقابل مبنی بر پذیرش ارزهای یکدیگر به صورت برابر و بدون محدودیت ، از افراد خارجی متمایز شدند. همچنین مانند LMU ، پذیرش متقابل در ابتدا فقط به سکه های طلا و نقره محدود می شد. با این حال ، در سال 1885 ، این سه عضو فراتر رفتند ، موافقت كردند كه یادداشت ها و پیش نویس های بانكی یکدیگر را بپذیرند ، بنابراین باعث تسهیل آزاد كردن تمام ارز كاغذی و در نتیجه ناپدید شدن كل قیمت های ارز در میان سه پول می شوند. در اواخر قرن ، SMU به عنوان یک واحد واحد برای کلیه اهداف پرداخت ، عمل کرده بود ، تا زمانی که روابط با تعلیق تبدیل و شناور ارزهای فردی در آغاز جنگ جهانی اول مختل نشود. در طول و بعد از جنگ برای بازگرداندن حداقل برخی از عناصر اتحادیه ، به ویژه پس از بازگشت اعضا به استاندارد طلا در اواسط دهه 1920 ، این توافق سرانجام پس از بحران مالی جهانی سال 1931 کنار گذاشته شد.

اتحادیه پولی آلمان

تلاش های مکرر برای استاندارد سازی سکه ها و همچنین توسط کشورهای مختلف آلمان قبل از اتحادیه سیاسی آلمان انجام شد ، اما با موفقیت کمتری. توافق نامه های اولیه ، پس از شروع Zollverein (اتحادیه گمرک منطقه آلمان) در سال 1834 ، ظاهراً اتحادیه پولی آلمانی را تأسیس کرد-از نظر فنی ، مانند LMU و SMU ، همچنین یک اتحادیه با نرخ ارز-اما در واقع منطقه را به دو کامل تقسیم کرداتحادهای ارزی متمایز: یکی شامل اکثر ایالت های شمالی ، با استفاده از تالر به عنوان واحد پولی اساسی خود. و دوم شامل ایالت ها در جنوب ، بر اساس فلورین (همچنین به عنوان Guilder یا Gulden نیز شناخته می شود). اتصال آزاد سکه ها در هر دو گروه تضمین شده بود اما نه به طور موقت: نرخ ارز بین دو واحد حساب در یک تالر برای 1. 75 فلورین (به طور رسمی ، 14: 24. 5) به جای یک به یک ثابت شد. علاوه بر این ، ایالت ها علاوه بر واحدهای اساسی خود ، در سکه های غیر استاندارد نعنا آزاد باقی مانده اند ، و بسیاری از کشورهای مهم آلمان (به عنوان مثال ، برمن ، هامبورگ و شلسویگ هولشتاین) تصمیم گرفتند که به طور کلی در خارج از توافق نامه بمانند. همچنین با پیمان سکه کوتاه مدت وین با اتریش در سال 1857 به امضا رسید که هنوز یک ارز سوم ، فلورین خود اتریش ، به این ترکیب اضافه شده است و با ارزش کمی بالاتر از واحد آلمان جنوبی به هم اضافه شده است. به دنبال شکست اتریش در جنگ 1866 استرو-پروس ، اتحادیه پولی اتریش و آلمانی کمتر از یک دهه بعد حل شد. سرانجام ادغام تمام ارزهای کشورهای آلمان سرانجام پس از ادغام آلمان مدرن ، تحت رهبری پروس ، در سال 1871 به دست نیامد.

تنها اتحادیه پولی واقعاً موفق در اروپا قبل از EMU در سال 1922 با تولد اتحادیه اقتصادی بلژیک-لوکسمبورگ (BLEU) ، که بیش از هفت دهه در آن در حال اجرا بود تا زمان ترکیبی از EMU در سال 1999 ، پس از قطع روابط سنتی آن در حال اجرا بود. با حضور Zollverein آلمانی پس از جنگ جهانی اول ، لوکزامبورگ تصمیم گرفت که خود را از نظر تجاری و مالی با بلژیک پیوند دهد و با یک اتحادیه اقتصادی جامع از جمله ادغام سیستم های پول جداگانه آنها موافقت کند. منعکس کننده نابرابری قابل توجه شرکا (جمعیت بلژیک تقریباً سی برابر لوکزامبورگ) ، فرانک بلژیکی تحت Bleu بزرگترین بخش پول لوکزامبورگ و بلژیک را تشکیل داد و به تنهایی از وضعیت کامل به عنوان مناقصه قانونی در هر دو کشور برخوردار بود. علاوه بر این ، فقط بلژیک یک بانک مرکزی در مقیاس کامل داشت. فرانک لوکزامبورگ توسط یک موسسه متوسط تر ، موسسه پولی لوکزامبورگ صادر شد ، در عرضه محدود بود و فقط در خود لوکزامبورگ به عنوان مناقصه قانونی خدمت می کرد. علیرغم وجود نهادهای رسمی تصمیم گیری مشترک ، لوکزامبورگ تا حد زیادی به عنوان زائد سیستم پولی بلژیکی وجود داشته است تا اینکه هر دو کشور در ایجاد یورو به شرکای اتحادیه اروپا خود پیوستند.

تجزیه پولی

اروپا در قرن بیستم همچنین از تجزیه چندین اتحادیه پولی ، معمولاً به عنوان محصول جانبی مخالفت سیاسی یا انحلال دیدن کرده است. یک نمونه مشهور پس از جنگ جهانی اول رخ داد که امپراتوری اترو-مجارستان توسط پیمان ورسای پراکنده شد. تقریباً بلافاصله ، با روشی ناگهانی و کاملاً هرج و مرج ، ارزهای جدید توسط هر ایالت جانشین - از جمله چکسلواکی ، مجارستان ، یوگسلاوی و در نهایت حتی کوچک شدن خود اتریش - معرفی شد تا تاج قدیمی اتریشی را جایگزین کند. نمونه های قابل مقایسه نیز اخیراً ، پس از پایان جنگ سرد ، به دنبال تکه تکه شدن در امتداد خطوط قومی هر دو فدراسیون چکسلواکی و یوگسلاوی ارائه شده است. دیدنی ترین سقوط منطقه سابق روبل پس از شکستن اتحاد جماهیر شوروی هفت دهه در اواخر سال 1991 بود. از زیر آوار روبل کمتر از ده ها ارز جدید پدید آمده است که جای خود را در جهان ببردصحنه.

در خارج از اروپا ، ایده اتحادیه پولی عمدتاً در زمینه روابط استعماری یا سایر وابستگی ها ، از جمله ترتیب اتحاد و هر دو نوع اتحاد و دلار ، ترویج شد. اگرچه بیشتر رژیم های امپریالیستی پس از شروع استعمار پس از جنگ جهانی دوم ، به سرعت به نفع ارزهای ملی تازه ایجاد شده رها شدند ، اما تعداد معدودی به شکل اصلاح شده تا به امروز زنده مانده اند.

مستعمرات انگلیس

تمهیدات نوع اتحاد در حوزه های استعماری هر دو انگلیس و فرانسه ، دو قدرت بزرگ امپریالیستی قرن نوزدهم پدیدار شد. اولین کار بریتانیایی ها بودند که پس از برخی آزمایشات موفق به ایجاد مجموعه ای از مناطق مشترک ارز ، هر کدام از طریق مکانیسم هیئت ارزی با پوند استرلینگ گره خورده بودند. با داشتن یک هیئت ارز ، نرخ ارز کاملاً به پوند چسبیده بود و برای هر مسئله جدید پول استعماری ، پشتوانه کامل استرلینگ لازم بود. ارزهای مشترک برای اولین بار در غرب آفریقا (1912) و آفریقای شرقی (1919) و بعداً برای دارایی های انگلیس در جنوب شرقی آسیا (1938) و کارائیب (1950) ایجاد شد. در آفریقای جنوبی ، یک منطقه معادل در دهه 1920 بر اساس پوند آفریقای جنوبی (بعداً رند) تأسیس شد ، که تنها مناقصه قانونی در سه دارایی در نزدیکی انگلیس ، Bechuanaland (بعداً بوتسوانا) ، باسوتولند انگلیس (بعداً لسوتو) شد. و سوازیلند ، و همچنین در جنوب غربی آفریقا (بعداً نامیبیا) ، مستعمره سابق آلمان که توسط آفریقای جنوبی تحت یک قانون لیگ ملل اداره می شد. از تنظیمات مختلف انگلیس ، فقط دو مورد هنوز هم به نوعی وجود دارند.

کارائیب شرقی

یکی در کارائیب است ، جایی که میراث پولی انگلیس به طرز چشمگیری بادوام بوده است. هیئت ارزی بریتانیا کارائیب ابتدا در سال 1965 به اداره ارزهای کارائیب شرقی و سپس بانک مرکزی کارائیب شرقی در سال 1983 تبدیل شد و یک ارز ، دلار کارائیب شرقی را صادر کرد تا به عنوان مناقصه قانونی برای همه شرکت کنندگان خدمت کند. در اتحادیه ارزی کارائیب شرقی (ECCU) شش میکروستات مستقل آنتیگوا و باربودا ، دومینیکا ، گرنادا ، سنت کیتس و نوویس ، سنت لوسیا و سنت وینسنت و نارنجی ها به علاوه دو جزیره که هنوز وابستگی های انگلیس هستند ، قرار دارند.، Anguilla و Montserrat. در شبکه گسترده ای از سایر توافق نامه های مرتبط در بین همان دولت ها (بازار مشترک کارائیب شرقی ، سازمان کشورهای کارائیب شرقی) تعبیه شده است ، ECCU از زمان استقرار رسمی خود در سال 1965 بدون مشکل جدی عمل کرده است.

آفریقای جنوبی

مورد دیگر در آفریقای جنوبی است ، جایی که پیوندهای قبلی به تدریج رسم شده اند ، ابتدا در سال 1974 به عنوان منطقه پولی رند ، بعداً در سال 1986 تحت عنوان منطقه پولی مشترک (CMA) ، هرچند ، به طور قابل توجهی ، بدون مشارکت بوتسوانا غنی از الماس ،که ترجیح داده است به پول ملی خود اعتماد کند. CMA به عنوان یک اتحادیه پولی محکم بر اساس RAND ، یک شکل محلی از دلار سازی که منعکس کننده تسلط اقتصادی آفریقای جنوبی بر منطقه است ، آغاز شد. اما با گذشت زمان ، میزان سلسله مراتب به طور قابل توجهی کاهش یافته است ، زیرا سه شریک جوان باقی مانده احساس رشد خود را از هویت ملی ادعا کرده اند. به خصوص از دهه 1970 ، این ترتیب به اتحادیه نرخ ارز آزاد تبدیل شده است زیرا هر یک از شرکای آفریقای جنوبی ارز ملی متمایز خود را معرفی کردند. یکی از آنها ، سوازیلند ، حتی تا آنجا پیش رفته است که وضعیت حقوقی رند را در مرزهای خود پس گرفته است. علاوه بر این ، گرچه هر سه همچنان به عنوان پول خود به RAND می چسبند ، اما آنها دیگر به مقررات مانند هیئت ارز در مورد ایجاد پول محدود نیستند و اکنون ممکن است در اصل نرخ ارز آنها را به خواست مختلف تغییر دهد.

CFA Franc Zone آفریقا

در اتحادیه پولی امپراتوری فرانسه تا سال 1945 وارد نشد ، هنگامی که دولت تازه بازسازی شده در پاریس تصمیم به تحکیم ارزهای متنوع بسیاری از وابستگی های آفریقایی خود به یک پول گرفت ، Le Franc des مستعمرات Françaises d'Afrique (CFA Francs). پس از آن ، در اوایل دهه 1960 ، با استقلال به حوزه های آفریقایی فرانسه ، فرانک قدیمی استعمار جایگزین دو ارز منطقه ای جدید شد که هر یک از آنها با هوشمندی نامگذاری شده برای حفظ نامگذاری CFA Franc: برای هشت عضو فعلی اتحادیه پولی آفریقای غربی ، LEFranc de la Communauté Financière de L'Afrique ، صادر شده توسط بانک مرکزی کشورهای آفریقای غربی ؛و برای شش عضو منطقه پولی آفریقای مرکزی ، Le Franc de la Coveration Financière Africaine ، که توسط بانک کشورهای آفریقای مرکزی صادر شده است. این دو گروه با هم شامل Communauté Financière Africaine (جامعه مالی آفریقا) هستند. اگرچه هر یک از این دو ارز فقط در منطقه خود مناقصه قانونی است ، این دو به طور معادل تعریف شده اند و همیشه به طور مشترک تحت نظارت وزارت دارایی فرانسه به عنوان بخش های جدایی ناپذیر یک اتحادیه پولی واحد اداره می شوند ، که به عنوان CFA FRANC شناخته می شودمنطقه

قدرتهای امپریالیستی در جای دیگر ، برخی از نسخه های یک رژیم از نوع دلار را ترجیح می دهند ، و استفاده از ارزهای خود را در دارایی های استعماری برای تقویت روابط وابستگی-هرچند که تعداد کمی از این ترتیب سلسله مراتبی از ورود استعمار جان سالم به در برد. تنها استثنائات اصلی در بین کشورهای کوچکتر با روابط ویژه با ایالات متحده یافت می شود. برجسته ترین ، این موارد شامل پاناما و لیبریا ، دو ایالت است که وجود خود را مدیون ابتکارات ایالات متحده هستند. بلافاصله پس از به دست آوردن استقلال خود در سال 1903 با کمک واشنگتن ، پاناما به جای پول خود ، بازپرداخت آمریکا را به عنوان ارز ملی خود به تصویب رساند. در شیوه مشابه در طول جنگ جهانی دوم ، لیبریا - ملتی که توسط بردگان سابق آمریکا تأسیس شده است - این دلار را تنها مناقصه قانونی خود قرار داد و جایگزین سکه استعماری آفریقای غربی انگلیس شد که قبلاً بر عرضه پول محلی حاکم بود. سایر دلارهای طولانی مدت شامل جزایر مارشال ، میکرونزی و پالائو ، میکرواستات های اقیانوس آرام که همگی توسط ایالات متحده تحت عنوان امانتداری سازمان ملل اداره می شدند. اخیراً ، این دلار جایگزین ارزهای محلی ناکام در اکوادور در سال 2000 و در السالوادور در سال 2001 شد و هنگامی که این ایالت استقلال خود را در سال 2002 به دست آورد ، توسط تیمور شرقی به تصویب رسید.

اتحادیه پولی اروپا

دراماتیک ترین قسمت در تاریخ اتحادیه های پولی ، البته EMU است ، از بسیاری جهات یک تعهد بی نظیر - گروهی از کشورهای کاملاً مستقل ، همه شرکای اتحادیه اروپا ، که داوطلبانه توافق کرده اند که ارزهای ملی موجود را با یک پول تازه ایجاد شده جایگزین کنند، یورو. یورو برای اولین بار در سال 1999 به صورت الکترونیکی (یک ارز "مجازی") معرفی شد ، با یادداشت ها و سکه های زیر در سال 2002. علاوه بر این ، حتی با حفظ حاکمیت سیاسی ، دولت های عضو رسماً تمام حاکمیت پولی را به یک مقام مشترک مشترک ، اروپایی واگذار کرده اندبانک مرکزی. اینها وابستگی های سابق در خارج از کشور مانند اعضای ECCU یا منطقه CFA Franc منطقه نیستند ، و ترتیباتی را که در زمان استعمار سرچشمه گرفته بود ، ارث می کند. آنها اقتصادهای شکننده ای کوچک مانند اکوادور یا السالوادور نیستند ، و حاکمیت پولی را به یک ارز قبلاً اثبات شده و محبوب مانند دلار تسلیم می کنند. در عوض ، اینها حالات دیرینه ای است که شامل برخی از بزرگترین اقتصادهای ملی در جهان است که در یک آزمایش غول پیکر با نسبت های بی سابقه درگیر هستند. بنابراین جای تعجب نیست که EMU علاقه فزاینده ای به اتحادیه پولی در بسیاری از مناطق جهان را تحریک کرده است. علیرغم عدم موفقیت بسیاری از ابتکارات گذشته ، آینده می تواند سرمایه گذاری های مشترک مشترک در بین کشورهای حاکم را مشاهده کند.

بارتل ، رابرت جی. "اتحادیه های بین المللی پولی: تجربه قرن Xixth."مجله تاریخ اقتصادی اروپا 3 ، شماره. 3 (1974): 689-704.

بوردو ، مایکل و لارس جونونگ. درسهایی برای EMU از تاریخ اتحادیه های پولی. لندن: انستیتوی امور اقتصادی ، 2000.

کاپی ، فارست."اتحادیه های پولی در دیدگاه تاریخی: آینده برای یورو در سیستم مالی بین المللی."در ایده های آینده سیستم پولی بین المللی ، ویرایش شده توسط میشل Fratiai ، دومینیک سالواتوره و پائولو ساونا ، 77-95. بوستون: ناشران دانشگاهی Kluwer ، 1999.

کوهن ، بنیامین جی. "فراتر از EMU: مشکل پایداری."در اقتصاد سیاسی اتحاد پولی اروپا ، چاپ دوم ، ویرایش شده توسط باری ایشنگین و جفری A. فریدن ، 179-204. Boulder ، CO: Westview Press ، 2001.

کوهن ، بنیامین J. جغرافیای پول. ایتاکا ، نیویورک: انتشارات دانشگاه کرنل ، 1998.

د سکو ، مارچلو."همکاری های پولی و مالی اروپا قبل از جنگ جهانی اول."Rivista di Storia Economyica 9 (1992): 55-76.

Graboyes ، Robert F. "EMU: Foreruers و دوام."بانک مرکزی فدرال رزرو ریچموند بررسی اقتصادی 76 ، شماره. 4 (1990): 8-17.

حمادا ، کویچی و دیوید پورتر. L'Intégration Monétaire Dans Une Perspiew Historique. "Revue d’Conomie Financière 22 (1992): 77-92.

هلینر ، اریک. ساخت پول ملی: ارزهای سرزمینی در دیدگاه تاریخی. ایتاکا ، نیویورک: انتشارات دانشگاه کرنل ، 2003.

پرلمن ، م. "در جستجوی اتحادیه پولی."مجله تاریخ اقتصادی اروپا 22 ، شماره. 2 (1993): 313-332.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 4 اسفند 1401 ساعت: 14:53