قانون Glass-Steagall به طور مؤثر بانکداری تجاری را از بانکداری سرمایه گذاری جدا کرده و شرکت بیمه سپرده فدرال را از جمله موارد دیگر ایجاد کرد. این یکی از مطالب بحث برانگیزترین طرح های قانونگذاری قبل از امضای قانون توسط رئیس جمهور فرانکلین دی روزولت در ژوئن سال 1933 بود.
رئیس جمهور روزولت قانون شیشه استیگال را در کنار همدستان این لایحه ، سناتور کارتر گلس و نماینده هنری استاگال و دیگران امضا می کند.(عکس: Bettma/Bettma/Getty Images)
قانون اضطراری که طی چند روز از ریاست رئیس جمهور فرانکلین روزولت در مارس 1933 به تصویب رسید ، فقط آغاز روند بازگرداندن اعتماد به سیستم بانکی بود. کنگره نیاز به اصلاح قابل توجهی در سیستم بانکی را که سرانجام در قانون بانکی سال 1933 یا قانون شیشه استاگال آمد ، دید. این لایحه "برای تأمین استفاده ایمن تر و مؤثرتر از دارایی های بانکها ، تنظیم کنترل بین بانکی ، جلوگیری از انحراف ناخواسته وجوه در عملیات سوداگرانه و اهداف دیگر طراحی شده است."این اقدامات توسط سناتور کارتر گلس (D-VA) و نماینده هنری استاگال (D-AL) حمایت مالی شد. گلس ، دبیر سابق خزانه داری ، نیروی اصلی این عمل بود. استاگال ، رئیس آن زمان کمیته بانکی و ارز مجلس ، پس از اضافه شدن اصلاحیه برای اجازه بیمه سپرده بانکی ، از این قانون با شیشه حمایت کرد. 1 در 16 ژوئن سال 1933 ، رئیس جمهور روزولت این لایحه را به تصویب رساند. گلس در ابتدا لایحه اصلاحات بانکی خود را در ژانویه سال 1932 معرفی کرد. این انتقادات و نظرات گسترده ای از بانکداران ، اقتصاددانان و هیئت ذخیره فدرال دریافت کرد. این مجلس در فوریه سال 1932 به مجلس سنا تصویب شد ، اما مجلس قبل از تصمیم گیری به تعویق افتاد. این یکی از ابتکارات قانونی مورد بحث و بحث و گفتگو در سال 1932 بود.
برخی از زمینه ها: در پی سقوط بازار سهام در سال 1929 و رکود بزرگ متعاقب آن ، کنگره نگران این بود که عملیات بانکی تجاری و سیستم پرداخت باعث ضرر و زیان از بازارهای سهام بی ثبات شود. یک انگیزه مهم برای این قانون تمایل به محدود کردن استفاده از اعتبار بانکی برای گمانه زنی ها و هدایت اعتبار بانکی به آنچه که شیشه و دیگران تصور می کردند کاربردهای تولیدی تر مانند صنعت ، تجارت و کشاورزی هستند.
در پاسخ به این نگرانی ها ، مقررات اصلی قانون بانکی سال 1933 به طور موثری بانکداری تجاری را از بانکداری سرمایه گذاری جدا کرد. سناتور گلس نیروی محرکه این ماده بود. اساساً ، بانکهای تجاری ، که سپرده می گرفتند و وام می گرفتند ، دیگر مجاز به نوشتن یا معامله در اوراق بهادار نبودند ، در حالی که بانک های سرمایه گذاری ، که تحت تأثیر اوراق بهادار قرار می گرفتند ، دیگر مجاز به برقراری ارتباط نزدیک با بانک های تجاری مانند همپوشانی نبودند. کارگردانی یا مالکیت مشترک. پس از تصویب این قانون ، یک سال به موسسات داده شد تا تصمیم بگیرند که آیا آنها در بانکداری تجاری یا سرمایه گذاری تخصص دارند. تنها 10 درصد از درآمد کل بانکهای تجاری می تواند ناشی از اوراق بهادار باشد. با این حال ، یک استثناء به بانکهای تجاری اجازه می دهد اوراق قرضه صادر شده از دولت را تحقق بخشند. جدایی بانکداری تجاری و سرمایه گذاری در سال 1933 بحث برانگیز نبود. این عقیده گسترده وجود داشت که جدایی منجر به یک سیستم مالی سالم تر خواهد شد. طی سالها بحث برانگیزتر شد و در سال 1999 قانون Gramm-Leach-Bliley مفاد قانون بانکی سال 1933 را لغو کرد که باعث محدودیت وابستگی بین بانک ها و شرکت های اوراق بهادار شد.
این قانون همچنین مقررات محکم تری از بانک های ملی به سیستم ذخیره فدرال رزرو داده است ، و شرکت های هلدینگ و سایر شرکت های وابسته به بانک های عضو کشور را ملزم می کند که سالانه سه گزارش را به بانک ذخیره فدرال خود و هیئت فدرال رزرو ارائه دهند. علاوه بر این ، شرکت های هلدینگ بانکی که اکثریت سهام هر بانک عضو فدرال رزرو را داشتند ، مجبور بودند در فدرال رزرو ثبت نام کنند و مجوز خود را برای رای دادن به سهام خود در انتخاب مدیران هر شرکت تابعه عضو دریافت کنند.
یکی دیگر از موارد مهم این قانون ، شرکت بیمه سپرده فدرال (FDIC) را ایجاد کرد ، که سپرده های بانکی را با استخر پول جمع آوری شده از بانک ها بیمه می کند. این ماده بحث برانگیزترین در آن زمان بود و تهدیدات وتو را از رئیس جمهور روزولت ترسیم کرد. این امر به اصرار استاگال ، که منافع بانکهای کوچک روستایی را در ذهن داشت ، گنجانده شده است. بانکهای کوچک روستایی و نمایندگان آنها طرفداران اصلی بیمه سپرده بودند. مخالفت از بانکهای بزرگی بود که معتقد بودند که آنها به یارانه دادن به بانک های کوچک می رسند. تلاش های گذشته ایالت ها برای ایجاد بیمه سپرده به دلیل خطر اخلاقی ناموفق بوده است و همچنین به این دلیل که بانک های محلی متنوع نبودند. پس از تعطیلات بانکی ، عموم مردم حمایت گسترده ای از بیمه نشان دادند ، بخشی از آن به امید بازیابی برخی از ضررها و بخشی از آن به این دلیل که بسیاری از وال استریت و بانکداران بزرگ را برای افسردگی مقصر دانستند. اگرچه گلس سالها با بیمه سپرده مخالف بود ، اما او نظر خود را تغییر داد و از روزولت خواست كه آن را بپذیرد. یک صندوق موقت در ژانویه سال 1934 مؤثر بود و بیمه سپرده تا 2500 دلار. این صندوق در ژوئیه سال 1934 دائمی شد و حد آن به 5000 دلار افزایش یافت. این حد تا زمان رسیدن به 250،000 دلار فعلی بارها و بارها در طول سالها افزایش یافته است. کلیه بانکهای عضو فدرال رزرو در تاریخ 1 ژوئیه 1934 ، موظف بودند تا این تاریخ سهامداران FDIC شوند. هیچ بانک دولتی تا زمانی که به سهامدار FDIC تبدیل نشود ، واجد شرایط عضویت در سیستم ذخیره فدرال نبود و از این طریق با عضویت لازم توسط بانک های ملی و عضویت داوطلبانه توسط بانک های دولتی به یک موسسه بیمه تبدیل شد. بیمه سپرده هنوز هم به عنوان یک موفقیت بزرگ تلقی می شود ، اگرچه مشکل خطر اخلاقی و انتخاب نامطلوب در هنگام خرابی بانکی دهه 1980 دوباره به وجود آمد. در پاسخ ، کنگره قوانینی را تصویب کرد که الزامات سرمایه را تقویت می کند و بانک هایی را که سرمایه کمتری برای بسته شدن داشتند ، لازم بود.
این عمل تأثیر زیادی در فدرال رزرو داشت. مقررات قابل توجه شامل ایجاد کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) تحت بخش 8 است. با این حال ، FOMC در سال 1933 حق رأی برای هیئت مدیره فدرال رزرو را شامل نمی شد ، که توسط قانون بانکی سال 1935 تجدید نظر شد و دوباره در سال 1942 اصلاح شد تا نزدیک از نزدیک اصلاح شودشبیه FOMC مدرن است.
قبل از تصویب این قانون ، هیچ محدودیتی در حق یک افسر بانکی یک بانک عضو برای وام گرفتن از آن بانک وجود نداشت. وام های بیش از حد به افسران و مدیران بانکی مورد توجه تنظیم کننده های بانکی قرار گرفت. در پاسخ ، این قانون وام های بانکی عضو فدرال رزرو را به افسران اجرایی خود ممنوع کرده و نیاز به بازپرداخت وام های برجسته دارد.
علاوه بر این ، این قانون آنچه را که بعداً به عنوان آیین نامه Q شناخته شد ، معرفی کرد ، که موظف به پرداخت سود در حساب های چک نیست و به سازمان فدرال رزرو داد تا سقف هایی را برای بهره ای که می توان در انواع دیگر سپرده ها پرداخت کرد ، ایجاد کند. دیدگاه این بود که پرداخت بهره در سپرده ها منجر به "بیش از حد" رقابت بین بانکها می شود و باعث می شود آنها در سرمایه گذاری های ناعادلانه و سیاست های وام دهی شرکت کنند تا بتوانند درآمد کافی برای پرداخت بهره کسب کنند. ممنوعیت حسابهای تقاضای علاقه به علاقه توسط قانون اصلاحات Wall Street Dodd-Frank و حمایت از مصرف کننده سال 2010 به طور مؤثر لغو شده است. از 21 ژوئیه 2011 ، موسسات مالی مجاز شدند ، اما لازم نیست ، برای ارائه حساب های تقاضای دارای علاقه.
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
17 بهمن
1401 ساعت: 14:52