T سال اوخوب برای غرب بوده است. این اتحاد ناظران را با جبهه متحد خود در برابر تجاوز روسیه شگفت زده کرده است. از آنجا که چین اقتدارگرا از زمان رئیس مائو ، یکی از ضعیف ترین دوره های رشد خود را متحمل می شود ، اقتصاد آمریکا در حال غرق شدن است. موجی از پوپولیسم در سراسر کشورهای ثروتمند ، که در سال 2016 با Brexit و انتخاب دونالد ترامپ آغاز شد ، به نظر می رسد که ممکن است هلال شده باشد.
مرورگر شما از عنصر پشتیبانی نمی کند.
با این وجود به دور از توجه جهان ، دموکراسی های ثروتمند با یک مشکل عمیق و آهسته روبرو هستند: رشد اقتصادی ضعیف. در سال قبل از Covid-19 ، اقتصادهای پیشرفته "تولید ناخالص ملیکمتر از 2 ٪ رشد کرد. اقدامات با فرکانس بالا نشان می دهد که بهره وری غنی در جهان ، منبع نهایی استانداردهای بهبود یافته زندگی ، در بهترین حالت راکد است و ممکن است رو به کاهش باشد. پیش بینی های رسمی حاکی از آن است که تا سال 2027 در هر فردتولید ناخالص ملیرشد در کشور غنی متوسط کمتر از 1. 5 ٪ در سال خواهد بود. برخی از مکان ها مانند کانادا و سوئیس تعداد نزدیک به صفر را مشاهده می کنند.
شاید کشورهای ثروتمند برای رشد ضعیف مقدر شوند. بسیاری از آنها جمعیتی سریع دارند. پس از باز شدن بازارهای کار برای زنان و دموکراتیک آموزش دانشگاه ، منابع مهم رشد خسته می شوند. میوه های فن آوری بسیار کم آواز ، مانند بهداشت مناسب ، اتومبیل و اینترنت ، از بین رفته است. با این حال ، این مشکل رشد قابل غلبه است. سیاست گذاران می توانند تجارت در مرزها را آسانتر کنند و جهانی سازی را تقویت کنند. آنها می توانند برنامه ریزی را اصلاح کنند تا امکان ساخت و کاهش هزینه های ظالمانه مسکن را فراهم کنند. آنها می توانند از مهاجران برای جایگزینی کارگران بازنشسته استقبال کنند. همه این اصلاحات نرخ رشد را افزایش می دهد.

متأسفانه ، رشد اقتصادی از مد خارج شده است. با توجه به تجزیه و تحلیل ما از داده های پروژه مانیفست ، که اطلاعات مربوط به مانیفست احزاب سیاسی را طی چندین دهه جمع آوری می کند ،OECD، گروهی از کشورهای عمدتاً ثروتمند ، تقریباً نیمی از آنها در رشد در دهه 1980 متمرکز شده اند (به نمودار 1 مراجعه کنید). به عنوان مثال ، سیاستمداران مدرن کمتر از پیشینیان خود مزایای بازارهای آزاد را افزایش می دهند. آنها به احتمال زیاد احساسات ضد رشد را ابراز می کنند ، مانند ذکر مثبت از کنترل دولت بر اقتصاد.
هنگامی که آنها در مورد رشد صحبت می کنند ، سیاستمداران تمایل دارند این کار را به روشی ناخوشایند انجام دهند. در سال 1994 ، اشاره ای از گوردون براون ، صدراعظم سایه انگلیس ، به "نظریه رشد درون زا نئو کلاسیک" مورد تمسخر قرار گرفت ، اما حداقل نشانگر تعامل جدی با این مسئله بود. سیاستمداران مانند لیندون جانسون ، مارگارت تاچر و رونالد ریگان سیاست هایی را بر اساس یک تئوری منسجم در مورد رابطه فرد و دولت ارائه دادند.تولید ناخالص ملیكوچكهای كوچك از قهرمانان مدرن ، مانند آقای ترامپ و لیز خرپا ، چیزی بیشتر از ریگانیسم مجدداً مورد استفاده قرار می دهند.
بی تفاوتی نسبت به رشد صرفاً بلاغی نیست. انگلیس به از دست دادن وسیع تر غیرت اشاره می کند. در دهه 1970 بودجه متوسط شامل اصلاحات مالیاتی به ارزش 2 ٪ ازتولید ناخالص ملیواددر اواخر دهه 2010 ، سیاست های نیمی از تأثیر.مقاله ای که در سال 2020 توسط مرحوم آلبرتو آلسینا ، اقتصاددان دانشگاه هاروارد و همکارانش منتشر شدصندوق بین المللی پولو دانشگاه جورج تاون اهمیت اصلاحات ساختاری (مانند تغییر در مقررات) را با گذشت زمان اندازه گیری کرد. در دهه 1980 و 1990 سیاستمداران در اقتصادهای پیشرفته تعداد زیادی را اجرا کردند و اقتصاد خود را براق تر کردند. با این حال ، در دهه 2010 ، آنها OOMPH خود را از دست داده بودند: اصلاحات عملاً متوقف شده است.

تجزیه و تحلیل ما از داده های بانک جهانی نشان می دهد که پیشرفت در سالهای اخیر هنوز بیشتر شده است و حتی ممکن است معکوس شده باشد (به نمودار 2 مراجعه کنید). دولت آمریكا 12000 آیین نامه جدید را در سال 2021 معرفی كرد كه در سالهای اخیر افزایش یافته است. از سال 2010 تا 2020 محدودیت های تعرفه کشورهای ثروتمند در واردات دو برابر شد. انگلیس به Brexit رای داد و اجرا کرد. سایر کشورها مخالف مهاجرت هستند. در سال 2007 تقریباً 6 میلیون نفر ، از طرف خالص ، به اقتصادهای پیشرفته مهاجرت کردند. در سال 2019 این تعداد فقط به 4 متر کاهش یافت.

دولت ها همچنین با ساخت و سازهای جدید ، چه از مسکن یا زیرساخت ها ، کمتر دوستانه تر شده اند. مقاله ای از Knut عبارتند از: Aastveit ، Bruno Albuquerque و André Anundsen ، سه اقتصاددان ، مسکن آمریکایی را "کشش های عرضه" می دانند - میزان پاسخ ساخت و ساز به تقاضای بالاتر - از زمان رونق مسکن دهه 2000 کاهش یافته است. این احتمالاً منعکس کننده سیاست های سخت تر از زمین و قدرتمندتر استنیمیs. ساخت و ساز مسکن در سراسر جهان غنی تقریباً دو سوم سطح آن در آن دهه است (به نمودار 3 مراجعه کنید).
سیاستمداران ترجیح می دهند درآمد حاصل از رشد را نشان دهند. دولت ها هزینه های بیشتری را صرف رفاه می کنند ، مانند حقوق بازنشستگی و به ویژه مراقبت های بهداشتی. در سال 1979 طبق اعلام دفتر بودجه کنگره ، پنجم پایین درآمد آمریکایی نقل و انتقالات به ارزش کمتر از یک سوم درآمد قبل از مالیات خود را دریافت کرد. تا سال 2018 این رقم بیش از دو سوم بود. طبق گزارشی در سال 2019 ، هزینه های بهداشتی برای هر فرد درOECDبا متوسط نرخ سالانه 3 ٪ رشد می کند و به 10 ٪ می رسدتولید ناخالص ملیتا سال 2030 ، از 9 ٪ در سال 2018.
سیاست به طور فزاینده ای یک مسابقه تسلیحاتی است و وعده های بیشتری برای مراقبت های بهداشتی و حمایت اجتماعی دارد. دانیل کالاهان ، یک اخلاق شناس می نویسد: "سی یا 40 سال پیش به این نتیجه رسید که افراد مسن نامزدهای خوبی برای پیوند عضو ، دیالیز یا رویه های جراحی پیشرفته نبودند.""این تغییر کرده است."ثروت بیشتر این امر را فعال کرده است. با این حال ، سیاستمداران به ندرت می پرسند که آیا یک دلار اضافی برای مراقبت های بهداشتی بهترین استفاده از پول نقد است. بریتانیایی ها در دهه 90 خود مراقبت های بهداشتی و اجتماعی را دریافت می کنند که حدود 15000 پوند (17،000 دلار) در سال ، حدود نیمی از انگلیس هزینه می کندتولید ناخالص ملیبرای هر نفرآیا باید بودجه ها سال به سال افزایش یابد تا تقاضای رو به رشد را برآورده کند ، حتی اگر قیمت تأمین مراقبت نیز افزایش یابد؟اگر بله ، حد مجاز است؟
ممکن است مردم هزینه های مراقبت های بهداشتی و حقوق بازنشستگی را بدیهی بدانند. اما با نزولی همراه است. تعداد بیشتری از افراد در منطقه ای کار می کنند که بهره وری به دست می آید ، و بنابراین پیشرفت در سطح کلی زندگی ، القاء آن دشوار است. افراد مسن کاملاً مناسب برای دریافت مستمری از کار خارج می شوند. بودجه این امر به مالیات یا کاهش بالاتر در جای دیگر نیاز دارد. از اوایل دهه 1980 هزینه های دولت در سراسرOECDدر مورد تحقیق و توسعه ، به عنوان سهمی ازتولید ناخالص ملی، حدود یک سوم سقوط کرده است.
بخش اعظم هزینه های اضافی در مواقع بحران به وجود می آید. سیاستمداران به طور فزاینده ای نگران جلوگیری از بروز اتفاقات بد به افراد یا جبران آنها در هنگام انجام هستند. سیستم عظیم ضمانت های اعتباری ، مهلت های اخراج و بخشش بدهی که در طول بیماری همه گیر معرفی شده بود ، ورشکستگی ها و پیش فرض ها را متوقف کرد. این رادیکال بود ، اما همچنین انتهای نازک گوه بود.
به عنوان مثال ، در آمریکا ، دولت فدرال بدهی های احتمالی عظیمی را به عهده گرفته است. این مقدار بیشتر از سپرده های بانکی مردم را تضمین می کند. وام های دانشجویی را می بخشد. این برنامه طیف گسترده ای از پشتوانه های ضمنی و صریح از همه چیز را از فرودگاه ها تا بزرگراه ها ارائه می دهد. ما قبلاً تخمین زده ایم که عمو سام به دلیل بدهی بیش از شش برابر آمریکا در حال قلاب استتولید ناخالص ملیوادامسال دولت های اروپایی برای ارائه حمایت مالی از خانوارها و بنگاهها در طول بحران انرژی قاره ، خودشان سقوط کرده اند. حتی آلمان ، به طور معمول با نظم و انضباط در اروپا ، بودجه 7 ٪ از بودجه را اختصاص داده استتولید ناخالص ملیبه این منظور.
هیچ کس تشویق نمی کند وقتی یک شرکت ورشکسته می شود یا کسی در فقر قرار می گیرد. اما دولت وثیقه باعث می شود اقتصادها سازگار تر شوند و در نهایت با جلوگیری از تغییر منابع از غیر تولیدی به مصارف تولیدی ، رشد را محدود می کنند. در حال حاضر شواهدی وجود دارد که نشان می دهد که کمک های مالی در طول این بیماری همه گیر ، بنگاه های "زامبی" بیشتری ایجاد کرده است - آنهایی که نگرانی های خود را انجام می دهند ، اما ارزش اقتصادی کمی ایجاد می کنند. بدهی های ضمنی عظیم دولت ها همچنین به معنای هزینه های بالاتر در زمان دردسر است که این امر روند مالیات بالاتر را تقویت می کند.
چرا غرب از رشد دور شده است؟یک پاسخ احتمالی مربوط به جمعیت پیری است. افرادی که کار نمی کنند ، یا نزدیک به پایان زندگی کار خود هستند ، تمایل دارند که کمتر به ثروتمندتر شدن علاقه مند شوند. آنها از چیزهایی که مستقیماً به نفع آنها هستند ، مانند هزینه های مراقبت های بهداشتی ، پشتیبانی می کنند ، اما با کسانی که تنها پس از رفتن ، مانند مهاجرت یا خانه سازی ، مزایایی ایجاد می کنند ، مخالف هستند. حضور آنها در انتخابات بسیار زیاد است ، بنابراین دیدگاه های آنها وزن دارد.
با این حال ، جمعیت غربی ها برای دهه ها پیر شده اند ، از جمله در دهه 1980 و 1990 اصلاح طلب. بنابراین تغییر در محیطی که در آن سیاست ایجاد می شود ممکن است نقشی داشته باشد. قبل از رسانه های اجتماعی و اخبار نورد 24 ساعته ، اجرای اصلاحات دشوار آسان تر بود. بازندگان از یک سیاست - شغلی که در معرض رقابت بیشتر از خارج از کشور قرار دارد ، می گویند - اغلب انتخاب کمی جز رنج در سکوت داشتند. در سال 1936 فرانکلین روزولت ، در مورد مخالفان با معامله جدید خود صحبت کرد ، به اندازه کافی احساس راحتی کرد تا از نفرت مخالفان خود استقبال کند. در حال حاضر افراد متجاوز راه های بیشتری برای شکایت دارند. در نتیجه ، سیاست گذاران انگیزه بیشتری برای محدود کردن تعداد افرادی که از دست می دهند محدود می کنند و در نتیجه آنچه بن آنسل از دانشگاه آکسفورد "تصمیم در سراسر کشور توسط کمیته" می نامد ، انجام می شود.
سطح بالای بدهی نیز اتاق مانور سیاستگذاران را محدود کرده است. در سراسرg7 گروه از کشورهای ثروتمند و قدرتمند ، بدهی خصوصی با معادل 30 درصد امتیاز افزایش یافته استتولید ناخالص ملیاز سال 2000. حتی کاهش اندک در جریان نقدی می تواند سرویس بدهی را سخت تر کند. این بدان معناست که سیاستمداران وقتی هر کاری اشتباه می شود به سرعت مداخله می کنند. تمرکز آنها این است که نمایش را در جاده نگه می دارد-با تکرار بحران مالی جهانی 2007-09-به جای پذیرش درد امروز به عنوان قیمت آینده ای روشن تر.
کاملاً آنچه غرب را در جهت جدید سوق می دهد ، مشخص نیست. هنوز هیچ نشانه ای از تغییر وجود ندارد ، فراتر از تلاش های اشتباه آقای ترامپ و خانم خرپا. آیا یک بحران مالی دیگر کار را انجام می دهد؟آیا تغییر باید منتظر بماند تا دیگر بچه گانه ها در اطراف نباشند؟هر چه پاسخی داشته باشد ، تا زمانی که رشد سیاست گذاران غربی سرعت نگیرد ، باید امیدوار باشد که دشمنانشان به اشتباه ادامه دهند.
برای تجزیه و تحلیل تخصصی بیشتر از بزرگترین داستانهای اقتصاد ، امور مالی و بازارها ، ثبت نام در . cs-1opcn9. css-1opcn9 . efr6q1o0+*
این مقاله در بخش مالی و اقتصاد نسخه چاپی تحت عنوان "مشکلات جهان اول" ظاهر شد
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
28 بهمن
1401 ساعت: 17:49