نقش آشنایی در استنتاج های انتخاب دودویی

ساخت وبلاگ

در تحقیق در مورد اکتشافی تشخیص (Goldstein & Gigerenzer, Psychological Review, 109, 75-90, 2002) دانش اشیاء شناسایی شده بدون در نظر گرفتن میزان آشنایی شی شناسایی شده به عنوان "شناخته شده" یا "ناشناخته" طبقه بندی شده است. در مقاله حاضر، ما یک مدل استنتاج جدید - استنتاج مبتنی بر آشنایی را پیشنهاد می کنیم. ما فرض می کنیم که وقتی سطوح دانش ذهنی (آشنایی) اشیاء شناسایی شده متفاوت است، میزان آشنایی اشیاء شناسایی شده بر استنتاج ها تأثیر می گذارد. به طور خاص، پیش بینی می شود که افراد استنباط کنند که شیء آشناتر در یک جفت دو شی دارای ارزش معیار بالاتری در بعد مورد قضاوت است. در دو آزمایش، با استفاده از یک کار انتخاب دودویی، استنباط های مربوط به جمعیت ها را در یک جفت دو شهر بررسی کردیم. نتایج از پیش بینی استنتاج مبتنی بر آشنایی پشتیبانی می کنند. شرکت کنندگان استنباط کردند که شهر آشناتر در یک جفت پرجمعیت تر است. مدل سازی آماری نشان داد که تفاوت های فردی در استنتاج مبتنی بر آشنایی در حساسیت به تفاوت های آشنایی نهفته است. علاوه بر این، ما دریافتیم که استنتاج مبتنی بر آشنایی را می توان به طور کلی به عنوان یک استنتاج منطقی اکولوژیکی در نظر گرفت. علاوه بر این، هنگامی که دانش نشانه در مورد معیار استنتاج در دسترس بود، شرکت کنندگان استنباط هایی را بر اساس دانش نشانه در مورد جمعیت به جای آشنایی انجام دادند. مفاهیم نقش آشنایی در فرآیندهای روانشناختی مورد بحث قرار می گیرد.

روی یک دست نوشته کار می کنید؟

از رایج ترین اشتباهات اجتناب کنید و دستنوشته خود را برای سردبیران مجلات آماده کنید.

در تحقیقات در مورد قضاوت و تصمیم گیری ، بسیاری از محققان سعی کرده اند تا موارد مختلفی را که مردم در تصمیم گیری و قضاوت از آنها استفاده می کنند ، روشن کنند. به عنوان مثال ، طبق برنامه تحقیقاتی ، برنامه های اکتشافی و تعصب ، افراد اغلب برای حل مشکلات به اکتشافی های مختلف (به عنوان مثال ، در دسترس بودن ، نمایندگی ، لنگر انداختن و تعدیل) تکیه می کنند و این اعتماد می تواند منجر به قضاوت ها و تصمیمات مغرضانه شود (به گیلوویچ مراجعه کنید ،گریفین ، و Kahneman 2002 ؛ Kahneman ، Slovic ، & Tversky 1982 ؛ Kahneman & Tversky ، 2000). این مطالعات ، که بر اشکالات اکتشافی متمرکز شده اند ، تعدادی از شرایط را مشخص کرده اند که تحت آن اکتشافی باعث ایجاد تعصب می شوند. در مقابل ، تحقیقات دیگر عملکرد تطبیقی از اکتشافی خاص را نشان داده است. قابل توجه در میان این موارد به رسمیت شناختن اکتشافی است (گلدشتاین و جیگرنزر ، 2002). اکتشافی شناخت به عنوان یکی از اکتشافات سریع و ناخوشایند پیشنهاد شده است (به Gigerenzer ، Todd و گروه تحقیقاتی ABC 1999 مراجعه کنید). هنگامی که به یک کار انتخاب باینری اعمال می شود ، اکتشافی شناخت به شرح زیر توصیف می شود (گلدشتاین و جیگرنزر ، 2002): "اگر یکی از دو شیء به رسمیت شناخته شود و دیگری نباشد ، استنباط می شود که شیء شناخته شده با توجه به ارزش بالاتری داردمعیار "(ص 76). به عنوان مثال ، مشکل زیر را تصور کنید: "کدام شهر جمعیت بیشتری دارد ، توکیو یا چیبا؟"برای این مشکل ، اکتشافی به رسمیت شناختن پیش بینی می کند که کسی که توکیو را می شناسد اما چیبا نیست ، استنباط می کند که توکیو جمعیت بیشتری دارد.

مکانیسم اساسی اکتشافی شناخت بسیار ساده است ، زیرا به مقدار کمی از اطلاعات ذهنی در انجام استنتاج نیاز دارد. یعنی مردم به سادگی در نظر می گیرند که آیا یک شیء به رسمیت شناخته شده است یا خیر. مطالعات قبلی نشان داده است که مردم در واقع از اکتشافی شناخت در استنتاج استفاده می کنند ، و این استنتاج هایی که بر اساس اکتشافی انجام می شود ، اغلب منجر به نتایج موفقیت آمیز می شود (به عنوان مثال ، گلدشتاین و جیگرنزر ، 2002 ؛ پاچور ، برودر ، و ماروسکی 2008 ؛ پاچور و هرتویگ، 2006 ؛ Reimer & Katsikopoulos ، 2004 ؛ Snook & Cullen ، 2006 ؛ Volz et al. ، 2006).

نقش آشنایی اشیاء شناخته شده در فرآیندهای استنتاج

در اکثر مطالعات قبلی در مورد اکتشافی شناخت ، دانش افراد در مورد اشیاء به عنوان "شناخته شده" یا "ناشناخته" طبقه بندی شده است. بنابراین ، بیشتر تحقیقات بدون در نظر گرفتن تفاوت در میزان دانش در مورد اشیاء شناخته شده ، سطح دانش ذهنی را با روشی همه یا یک و هیچ یک رفتار کرده اند. با این حال ، سطح دانش برای اشیاء شناخته شده می تواند بسیار متفاوت باشد. به عنوان مثال ، اگرچه بیشتر ژاپنی ها نام شهرهایی مانند توکیو و آمستردام را می شناسند ، اما دانش آنها در مورد این دو شهر ممکن است کاملاً متفاوت باشد: معمولاً ، آنها بیشتر از توکیو می دانند تا آمستردام. در چنین حالتی ، اکتشافی شناخت قابل استفاده نیست. به عبارت دیگر ، اکتشافی به رسمیت شناختن نمی تواند چگونگی استنباط را هنگام تشخیص هر دو شیء به حساب آورد. با این حال ، ما معتقدیم که در چنین مواردی ، مردم بر اساس میزان دانش مورد نظر خود از نوعی اکتشاف سریع و ناخوشایند استفاده می کنند. تحقیقات اندک تأثیر سطح دانش را برای اشیاء شناخته شده بر استنتاج بررسی کرده است.

در مطالعه حاضر ، ما سطح دانش ذهنی را برای اشیاء شناخته شده به کار رفته در اینجا نابرابر می دانیم. به طور خاص ، ما فرض می کنیم که سطح دانش ذهنی در درجه های آشنایی متفاوت است. سپس ، آشنایی اشیاء شناخته شده چگونه بر استنتاج تأثیر می گذارد؟مطالعات قبلی نشان داده اند که آشنایی نقش مهمی در فرآیندهای مختلف ایفا می کند. Zajonc (1968) نشان داد که مردم تمایل دارند موارد آشنا را به موارد ناآشنا ترجیح دهند ، که به عنوان اثر قرار گرفتن در معرض صرف شناخته می شود. اگرچه اثر قرار گرفتن در معرض صرف تأثیر آشنایی بر معیار ذهنی مانند داوری های ترجیحی است ، اما آشنایی نیز بر قضاوتهای مربوط به معیارهای عینی ، مانند قضاوت یا ارزیابی های احتمال تأثیر می گذارد. فاکس و لوو (2000) اثر آشنایی را در قضاوت های احتمال نسبی گزارش دادند. آنها نشان دادند كه شركت كنندگان در قضاوت كه حوادث آشنا بیشتر از وقایع كمتر آشنا اتفاق می افتد ، مغرضانه بودند. Alter و Oppenheimer (2008) نشان داد که آشنایی بر روند ارزیابی تأثیر می گذارد. آنها نشان دادند كه شركت كنندگان اشکال آشنا ارز (به عنوان مثال ، صورتحساب استاندارد 1 دلار) را برای داشتن قدرت خرید بیشتر نسبت به ارز ناآشنا ارزیابی می كنند (به عنوان مثال ، یك سكه نادر 1 دلار). این یافته ها در مورد اثرات آشنایی مشاهده شده در کارهای مختلف نشان می دهد که آشنایی نقش مهمی در طیف گسترده ای از فرآیندهای روانشناختی دارد. بر اساس این یافته ها ، ما مدل جدیدی از فرآیندهای استنباط را پیشنهاد می کنیم که ما آن را "استنتاج مبتنی بر آشنایی" می نامیم. ما فرض می کنیم که آشنایی برای اشیاء شناخته شده نقش یک نشانه پروگزیمال را در فرآیندهای استنتاج ایفا می کند. ما پیش بینی می کنیم که وقتی مردم به دو شهر ارائه می شوند و از آنها سؤال می شود ، "کدام شهر جمعیت بیشتری دارد؟" ، آنها استنباط می کنند که شهر آشناتر پرجمعیت تر است.

مطالعات قبلی (Dougherty ، Franco-Watkins ، & Thomas 2008 ؛ Pleskac ، 2007) نشان داد که آشنایی اشیاء شناخته شده نقش مهمی در فرآیندهای استنتاج دارد. Pleskac با استفاده از تئوری تشخیص سیگنال ، اکتشافی شناخت را تجزیه و تحلیل کرد و داگورتی و همکاران. یک مدل محاسباتی از استنباط مبتنی بر آشنایی ساخته و تفاوت بین استنباط اکتشافی و مبتنی بر آشنایی را تجزیه و تحلیل کرد. این مطالعات نقش مهم آشنایی در فرآیندهای استنتاج را نشان داد. با این حال ، مطالعات Pleskac و Dougherty و همکاران. از این نظر محدود هستند که آنها فقط از دیدگاه نظری نقش آشنایی را نشان می دادند. آنها روشن نکردند که چگونه مردم با استفاده از آشنایی با اشیاء ، استنتاج می کنند.

در مطالعات تجربی خود ، Pohl (2006) و Hilbig ، Pohl و Bröder (2009) اظهار داشتند که آشنایی با اشیاء شناخته شده بر استنتاج تأثیر می گذارد. آنها با استفاده از یک کار انتخابی باینری که نیاز به استنتاج جمعیت دارد ، دریافتند که در جفت شهرها که در آن تنها یکی از دو شهر به رسمیت شناخته شده است ، پاورقی 1 شرکت کنندگان تمایل داشتند که استنباط کنند که شهر شناخته شده دارای اندازه جمعیت بیشتری است. یک یافته مهمتر و جالب تر این است که وقتی شرکت کنندگان دانش اضافی در مورد یک شهر شناخته شده داشتند از زمانی که صرفاً یک شهر را به رسمیت می شناختند ، این گرایش برجسته تر شد (یعنی فقط نام شهر را می دانستند). این یافته ها نشان می دهد که آشنایی شهرهای شناخته شده بر استنتاج در مورد جمعیت تأثیر می گذارد. با این حال ، داده های POHL و Hilbig و همکاران. دو موضوع را حل نکرده اند. اول ، در مطالعات خود ، طبقه بندی سطح آشنایی طبقه بندی شده بود - "شناخت صرف" در مقابل "شناخت به علاوه دانش اضافی". یعنی آنها بین سطح دانش اضافی تمایز قائل نبودند. دوم ، هر دو مطالعه اثرات آشنایی را فقط در جفت های شناخته شده/ناشناخته بررسی کردند ، که در آن می توان از اکتشافی شناخت استفاده کرد. هنوز مشخص نیست که آیا آشنایی بر استنتاج های مربوط به جفت های شناخته شده/شناخته شده تأثیر می گذارد یا خیر.

در تحقیق حاضر، نتایج دو آزمایش را با استفاده از وظیفه انتخاب باینری استنتاج جمعیت گزارش می کنیم. هدف ما بررسی جزئیات اثرات آشنایی اشیاء شناسایی شده بر استنتاج بود. در آزمایش اول، ما تحقیقات Pohl (2006) و Hilbig و همکاران را گسترش دادیم.(2009) برای بررسی فرضیه ما در مورد استنتاج مبتنی بر آشنایی. در آزمایش دوم، ما از مقیاسی برای اندازه گیری آشنایی استفاده کردیم که دانه بندی ریزتری نسبت به آزمایش اول داشت. سپس موضوعاتی مانند تفاوت های فردی و عقلانیت زیست محیطی استنتاج های مبتنی بر آشنایی را بررسی کردیم.

آزمایش 1

روش

شركت كنندگان

سی و سه دانشجوی کارشناسی (همه زن) از دانشگاه زنان ژاپن برای انجام یک دوره مورد نیاز شرکت کردند.

وظایف و مواد

ما دو کار انجام دادیم: یک کار انتخاب دودویی استنتاج جمعیت، و یک اندازه گیری آشنایی. در کار انتخاب دودویی، دو شهر به شرکت کنندگان ارائه شد و از آنها خواسته شد تا شهر با جمعیت بیشتر را انتخاب کنند. در اندازه گیری میزان آشنایی، از شرکت کنندگان پرسیده شد که آیا هر یک از شهرهایی را که در کار انتخاب باینری استفاده شده اند، می شناسند یا خیر، و اگر شهر را می شناختند، همچنین از آنها پرسیده شد که چقدر در مورد شهر می دانند.

استدلال شده است كه اشیاء كه شركت كنندگان از تجربه واقعی می دانند باید به عنوان محرک در تحقیق در مورد اکتشافی شناخت استفاده شوند زیرا اکتشافی شناخت به عنوان یک استراتژی استنباط برای محیط طبیعی پیشنهاد شده است (به عنوان مثال ، پاچور و همکاران ، 2008 ؛ پاچور وهرتویگ ، 2006). اگرچه تشخیص شیء می تواند به صورت تجربی ایجاد شود (به عنوان مثال ، Bröder & Eichler ، 2006 ؛ Newell & Shanks ، 2004) ، Pachur et al.(2008) این احتمال را نشان داد که تشخیص ناشی از تجربی برای ارزیابی اکتشافی شناخت معتبر نیست. به منظور اطمینان از یک تنظیم آزمایشی معتبر برای کاوش در فرآیندهای استنتاج ، ما دو لیست (یعنی مجموعه های محرک) ساختیم: A و B (جدول 1 را ببینید). پاورقی 2 دو لیست در ساختار متفاوت بودند. در ساخت لیست B ، ما پرجمعیت ترین شهرها را از هر یک از 47 پاورقی 3 بخشدار 3 در ژاپن انتخاب کردیم. سپس ، ما 15 شهر برتر را از این 47 شهر انتخاب کردیم. لیست A به همان روش لیست B ساخته شده است به جز اینکه ما ابتدا دومین شهر پرجمعیت را از هر یک از 32 بخشدار که شهرهای آنها در لیست B. گنجانده نشده بود ، انتخاب کردیم. پاورقی 4 برای ارزیابی چقدر قابل تشخیص این 30 شهر ، 25 کارشناسی ارشداز آنها سؤال شد كه آیا آنها هر یك از 30 شهر را می شناسند یا خیر. میانگین تعداد شهرهای شناخته شده 8. 16 (SD = 3. 18) برای لیست A و 13. 40 (SD = 2. 18) برای لیست B بود. از این نتایج ، ما پیش بینی کردیم که لیست A شامل برخی از جفت های شناخته شده/ناشناخته است که در آن اکتشافی تشخیص می تواند باشدکاربردی. در مقابل ، لیست B حاوی جفت های عمدتاً شناخته شده/شناخته شده است که در آن نمی توان از اکتشافی شناخت استفاده کرد.

روش

شرکت کنندگان با استفاده از رایانه به صورت جداگانه در هر دو کار مورد آزمایش قرار گرفتند. آنها با استفاده از موش در هر دو کار پاسخ دادند. ما وظیفه انتخاب باینری را انجام دادیم و به دنبال آن اندازه گیری آشنایی انجام شد. ما ترتیب کار را برطرف کردیم ، زیرا گلدشتاین و جیگرنزر (2002) و پاچور و هرتویگ (2006) گزارش دادند که ترتیب چنین کارهایی (یعنی کار استنباط ، آزمون تشخیص) تأثیر معنی داری در پاسخ شرکت کنندگان ندارد. پاورقی 5

در کار انتخاب باینری ، شرکت کنندگان با دو نام شهر در صفحه رایانه ارائه شدند. آنها یکی از دو شهر را برای نشان دادن استنتاج خود انتخاب کردند. هنگامی که شرکت کنندگان دکمه تصمیم را روی صفحه فشار دادند ، این پاسخ ثبت شد. تا زمانی که دکمه تصمیم را فشار ندادند ، می توانند پاسخ آنها را تغییر دهند. در انتخاب یک شهر ، شرکت کنندگان تشویق شدند که هرچه سریعتر و با دقت پاسخ دهند. پس از فشار دادن دکمه تصمیم ، نام های ارائه شده در شهر ناپدید شد. سپس با فشار دادن دکمه "بعدی" آزمایش بعدی (یعنی جفت شهر بعدی) را آغاز کرد. این روش برای همه جفت های شهر تکرار شد. نیمی از شرکت کنندگان وظیفه انتخاب باینری را برای جفت های لیست اول انجام دادند ، و پس از آن از لیست B ، با 10 دقیقه شکست در بین. شرکت کنندگان باقیمانده دستور مخالف را دریافت کردند. هر شرکت کننده با تمام ترکیبات (یعنی 105 جفت) برای هر دو لیست ارائه شد.

در اندازه گیری آشنایی ، شرکت کنندگان در هر آزمایشی با یک نام شهری در صفحه رایانه ارائه شدند. وقتی شرکت کنندگان شهر را نمی شناختند ، دکمه ای را با عنوان "تشخیص داده نشده" روی صفحه فشار دادند. هنگامی که آنها شهر را می شناختند ، آنها میزان آشنایی را با استفاده از مقیاس رتبه بندی نظم و منعکس شده توسط چهار دکمه مرتب شده افقی گزارش دادند. این مقیاس با عنوان "فقط نام را بدانید" در انتهای چپ و "در مورد شهر بسیار می دانید" در انتهای راست افراطی. هنگامی که یک شرکت کننده حکم آشنایی را در یک محاکمه معین به پایان رساند ، آنها دکمه تصمیم را روی صفحه فشار دادند تا دادگاه فعلی را خاتمه دهند. سپس با فشار دادن دکمه "بعدی" آزمایش بعدی را آغاز کرد. این روش برای 30 شهر تکرار شد. آشنایی با استفاده از چهار نقطه ثبت شد (1 = فقط نام را به 4 می دانید = در مورد شهر چیز زیادی می دانید). همراه با نمره 0 برای "تشخیص داده نشده" ، این مقیاس 5 امتیاز (0-4) رتبه بندی آشنایی را به همراه داشت.

نتایج و بحث

ما با توجه به پاسخ شرکت کنندگان در مورد اندازه گیری آشنایی ، آشنایی عملیاتی را برای یک شهر تعریف کردیم. در بعضی موارد ، هر دو شهر در یک جفت به رسمیت شناخته نشدند. ما فرض کردیم که پاسخ به این جفت ها با حدس زدن تصادفی انجام شده است ، و بنابراین ما آنها را از تجزیه و تحلیل خارج کردیم. پاورقی 6

شهرهای شناخته شده در دو لیست و توزیع رتبه های آشنایی

میانگین تعداد شهرهای شناخته شده در لیست A 10. 27 (SD = 2. 45) بود. این بدان معنی است که لیست A شامل برخی از جفت های شناخته شده/ناشناخته است. در مقابل ، برای لیست B ، 29 از 33 شرکت کننده همه 15 شهر را به رسمیت شناختند ، و شرکت کنندگان باقیمانده 14 شهر را به رسمیت شناختند. همانطور که انتظار می رفت ، این نشان می دهد که تعداد کمی از جفت های شناخته شده/ناشناخته از لیست B. ایجاد شده اند. شکل 1 توزیع رتبه بندی لیست های A و B را نشان می دهد. تعداد نقاط داده در این شکل 3،465 (33 شرکت کننده توسط 105 جفت) برای هر یک استاز لیست ها ، و نسبت پنج رتبه بندی محاسبه شد.

توزیع رتبه های آشنایی برای لیست های A و B در آزمایشات 1 و 2

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 28 بهمن 1401 ساعت: 16:24