بسیاری از منتقدین ادعا می کنند که اجرای ضد اعتماد از دهه 1980 به طرز خطرناکی تضعیف شده است ، و غالباً تسلط بر غول های فناوری را به عنوان شواهدی از این امر ذکر می کند. برخی دیگر توجه به افزایش غلظت خارج از فناوری را ذکر کرده اند: دو سوم صنایع ایالات متحده بین سالهای 1997 و 2012 متمرکزتر شدند. یک تحقیق در حال ظهور ادعا می کند که اعتماد به شکلی موذیانه تر به عنوان "سهامداران افقی" برگشته است: سرمایه گذاران که سهام قابل توجهی در چندین شرکت رقیب دارند. به عنوان مثال ، مالکیت مشترک قابل توجهی در بین شرکت های هواپیمایی ایالات متحده وجود دارد. بین سالهای 2013 و 2015 ، هفت سهامدار که 60 ٪ از شرکت های هواپیمایی یونایتد را کنترل می کردند نیز 28 ٪ دلتا ، 27 ٪ JetBlue و 23 ٪ از جنوب غربی را کنترل می کردند. این شرکتهای هواپیمایی با هم بیش از نیمی از سهم بازار داخلی دارند. نظریه و شواهد نشان می دهد که سهامدار افقی به رقابت ، مصرف کنندگان و اقتصاد آسیب می رساند.
بسیاری از منتقدین ادعا می کنند که اجرای ضد اعتماد از دهه 1980 به طرز خطرناکی تضعیف شده است ، و غالباً تسلط بر غول های فناوری را به عنوان شواهدی از این امر ذکر می کند. آنها استدلال می كنند كه هر فایده ای از خدمات رایگان Google یا قیمت پایین آمازون به دست آمده توسط چوكولد آنها برای تأمین كنندگان ، در اختیار داشتن كوه های داده های شخصی و موارد دیگر بیشتر است. برخی دیگر توجه به افزایش تمرکز خارج از فناوری را ذکر کرده اند: دو سوم صنایع ایالات متحده بین سالهای 1997 و 2012 بیشتر متمرکز شدند.
اما شکل متفاوتی از انحصار عمدتاً از کانون توجه فرار کرده است. یک تحقیق در حال ظهور ادعا می کند که اعتماد به شکلی موذیانه تر به عنوان "سهامداران افقی" برگشته است: سرمایه گذاران که سهام قابل توجهی در چندین شرکت رقیب دارند. به عنوان مثال ، مالکیت مشترک قابل توجهی در بین شرکت های هواپیمایی ایالات متحده وجود دارد. بین سالهای 2013 و 2015 ، هفت سهامدار که 60 ٪ از شرکت های هواپیمایی یونایتد را کنترل می کردند نیز 28 ٪ دلتا ، 27 ٪ JetBlue و 23 ٪ از جنوب غربی را کنترل می کردند. این شرکتهای هواپیمایی با هم بیش از نیمی از سهم بازار داخلی دارند. نظریه و شواهد نشان می دهد که سهامدار افقی به رقابت ، مصرف کنندگان و اقتصاد آسیب می رساند.
افزایش مالکیت مشترک
شرکت ها به طور سنتی تصور می کنند که صاحبان منحصر به فردی دارند که به همان اندازه که می توانند تلاش کنند تا سهم بازار و سود خود را با از دست دادن رقبای خود افزایش دهند. اما هنگامی که یک شرکت عمدتاً توسط سهامداران کنترل می شود که دارای رقبای شرکت ها نیز هستند ، این صاحبان مشترک سعی می کنند ارزش کل نمونه کارها خود را به حداکثر برسانند - شامل شرکت های رقیب در همان صنایع - به جای ارزش هر شرکت. در غیر این صورت ، هرگونه سود حاصل از یک شرکت تقریباً با ضرر در رقبای خود مطابقت خواهد داشت.
دو کامیون مواد غذایی را در خیابان از یکدیگر در نظر بگیرید که هر دو متعلق به سرآشپزهای مربوطه هستند. اگر یکی از سرآشپزها تصمیم به کاهش قیمت خود گرفت ، آنها مشتریان را از رقیب خود در خیابان دور می کردند و به این ترتیب سود خود را افزایش می دادند. این طبق معمول تجارت است. اما اگر هر دو کامیون مواد غذایی به جای آن متعلق به همان گروه از سرمایه گذاران محلی باشند ، این صاحبان از یک کامیون که قیمت های خود را کاهش می دهد پشتیبانی نمی کنند زیرا این امر به سادگی تجارت را از یک خروجی به دیگری تغییر می دهد ، با سود کل پایین تر به سرمایه گذاران.
شرکت های هواپیمایی در ایالات متحده بسیاری از صاحبان یکسان را به اشتراک می گذارند و اگرچه اثرات رقابت ممکن است سهوائی باشد ، اما نتایج از نظر جهت همانند مثال توضیح می دهد. با یک مجموعه همپوشانی (اما متمایز) از سهامداران ، بنگاهی که سهم بازار را از رقیب متداول خود به دست می آورد ، صاحبان خود را به دست می آورد ، اما از آنجا که آنها همچنین در شرکت رقیب که به تازگی سود را از دست داده اند ، سهام خود را نیز به دست می آورند. صاحبان مشترک کوچکتر از آن خواهند بود که هر شرکت به طور جداگانه متعلق به آن باشد. آنچه برای رقابت مهم است ، بنابراین تأثیر نسبی سهامداران افقی در یک شرکت در مقایسه با سایر صاحبان که انگیزه بیشتری برای افزایش سود این شرکت دارند ، زیرا آنها همچنین در شرکت های رقیب سرمایه گذاری نمی شوند.
در بسیاری از صنایع ، همین سرمایه گذاران نهادی بزرگترین صاحبان بسیاری از شرکت های رقیب هستند. این در مورد بزرگترین بانکهای ایالات متحده و در خرده فروشی دارویی صادق است ، جایی که پیشتاز و بلکروک بزرگترین صاحبان (غیر فردی) CVS ، Alliance Boots Walgreens و Rite Aid هستند (با خیابان ایالتی در دو سه نفر از این سه نفر). در سوپر مارکت ها نیز: Vanguard ، Blackrock ، Capital Research ، Fidelity و State Street پنج صاحب بزرگ Kroger ، پنج از شش صاحب بزرگ Costco و چهار نفر از هفت صاحب بزرگ هدف هستند. سه سهامدار بزرگ اپل نیز سه نفر از چهار صاحب برتر (غیر فردی) مایکروسافت هستند.
در حقیقت ، در بسیاری از این صنایع ، مالکیت مشترک حتی بالاتر از آنچه برای اولین بار به نظر می رسد ، است زیرا برخی از سهامداران بزرگ ، مانند مدیریت دارایی J. P Morgan ، ممکن است بخشی از آن توسط سایر صاحبان نهادی باشند. نمودار زیر نشان می دهد که چقدر مالکیت مشترک در صنایع ایالات متحده بین سالهای 1994 تا 2013 افزایش یافته است. در حقیقت ، احتمال دو شرکت رقیب در S& P 1500 دارای یک سهامدار افقی بزرگ از 16 به 90 درصد افزایش یافته است.

تنوع در مقابل رقابت
این نشان دهنده تغییر کلی تر به سمت استراتژی های سرمایه گذاری منفعل مانند صندوق های شاخص است که به تنوع نمونه کارها متکی هستند. یکی از BlackRock ، Vanguard یا State Street بزرگترین سهامدار در 88 ٪ شرکت های S& P 500 است. آنها سه صاحب بزرگ اکثر شرکت های Dow 30 هستند. به طور کلی ، سرمایه گذاران نهادی (که ممکن است صندوق های فعال و منفعل را ارائه دهند) 80 ٪ از کل سهام S& P 500 را در اختیار داشته باشند. نمایندگی آنها در بین 10 سهامدار برتر شرکتهای آمریکایی از دهه 1990 به سرعت افزایش یافته است.
این همه بد نیست. سرمایه گذاران نهادی بسیار رشد کرده اند زیرا آنها به صرفه جویی در مقیاس کوچک این فرصت را می دهند تا در صندوق های متنوع با اقتصاد مقیاس سرمایه گذاری کنند. در واقع ، سهامداران افقی در ابتدا با افزایش سرمایه گذاران نهادی به دنبال تغییرات قانونگذاری و مالیاتی در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 که حسابهای پس انداز بازنشستگی ایجاد کرده اند ، رشد کردند. BlackRock و Vanguard "تنها تجسم جدید" از افزایش طولانی مدت استراتژی های متنوع سرمایه گذاری هستند. اما داشتن تنوع کامل نمونه کارها ، نمایندگی سهامداران و رقابت غیرممکن است.
طرف تلنگر لازم برای تنوع نمونه کارها ، افزایش مالکیت مشترک است. اگرچه تئوری پیش بینی اثرات منفی سهام های افقی حداقل به سال 1984 است ، اما اخیراً تحقیقات قابل توجهی وجود دارد که بیان می کند که چگونه مالکیت مشترک منجر به اقدامات ضد رقابتی می شود ، شواهد تجربی تأیید کننده را ارائه می دهد و پاسخ های سیاسی را ارائه می دهد.
مشوق های ضد رقابتی برای مدیران و بودجه
صاحبان مشترک شرکتهای رقیب وقتی شرکت ها با کاهش قیمت یا گسترش خروجی رقابت می کنند ، سود نمی برند. در حقیقت ، آنها حتی ممکن است "رقابت" را بین بنگاه های موجود در سبد سرمایه گذاری خود "نرم" کنند. برای شروع ، پتانسیل تلاشهای فعال برای رقابت در رقابت وجود دارد ، مانند تشویق امضای توافق نامه های ضد رقابتی یا انتقال اطلاعات حساس بین دو رقیب متداول. البته ، این نوع تبانی در حال حاضر احتمالاً تحت شیوه های ضد اعتماد فعلی تحت پیگرد قانونی قرار می گیرد. نگرانی بیشتر تبانی غیر عمدی از طریق ارتباطات حاکمیت شرکت ها ، جریان اطلاعات بین بنگاه ها و صاحبان و انگیزه های کاهش رقابت که مالکیت مشترک به وجود می آورد ، بدون هیچ گونه هماهنگی یا ارتباط بین شرکتهای ظاهراً رقیب است.
بیایید به تعامل بین سهامداران شرکتهای بزرگ و مدیرانی که در واقع آنها را اداره می کنند ، نگاهی بیندازیم. مدیران برای رای دادن به ابتکارات شرکتی و انتخاب مجدد خود به سهامداران نیاز دارند. برای تحقق هر دو ، مدیران هوشمند میانگین وزنی سود سهامداران خود را از طریق سبد سهام متنوع سهام خود به حداکثر می رسانند. به این ترتیب ، آنها آراء سهامداران را به دست می آورند که سود آنها را با افزایش ارزش شرکت مدیر و سایر شرکت های نگهداری شده توسط آن سهامدار افزایش می دهد. این امر قابل توجه خواهد بود اگر مدیران بنگاه با توجه به منابع مختلف مسئولیت پذیری شرکت ها مانند مشوق های جبران خسارت اجرایی ، تصرف ، مسابقات کنترل ، بازارهای کار و ارتباطات مستقیم ، به منافع سود سهامداران پیشرو خود توجه نکنند.
بنابراین ، سهامداری افقی به رقابت آسیب می رساند ، زیرا ، همانطور که Einer Elhauge از دانشکده حقوق هاروارد استدلال کرده است ، "مشوق های هر بنگاه شخصی برای کاهش قیمت یا گسترش تولید با افزایش هزینه ها [به سهامداران و در نتیجه مدیران] برای از بین بردن فروش از رقبا را کاهش می دهد."تصور این مسائل با سرمایه گذاران مستقیم (مانند صندوق های تامینی فعال) که به طور معمول دارای دارایی های متمرکز تر و در نتیجه توانایی بیشتر در تأثیرگذاری در شیوه های یک شرکت یا صنعت هستند ، آسان است.
برخی از کارشناسان استدلال می کنند که سرمایه گذاران نهادی ، به ویژه صندوق های شاخص ، انگیزه کمی برای تأثیرگذاری بر شرکت ها برای رفتار ضد رقابت ندارند زیرا هزینه های مستقیم و غیرمستقیم متحمل شده در هنگام تأثیرگذاری بر یک شرکت برای افزایش ارزش خود از پاداش های آنها (هزینه سالانه که به ارزش بازار پرداخت می شودصندوق فهرست). اما این تقریباً بدون هزینه برای صندوق های شاخص برای تأثیرگذاری بر یک شرکت برای رفتار ضد رقابت از طریق رای گیری در مورد امور عمومی مدیریت شرکت که برای همه شرکت ها در سبد سهام خود اعمال می شود ، نیست. علاوه بر این ، بنگاه های مشاوره پروکسی با ارائه خدمات تحقیق و رأی دادن به خدمات مدیریت و حتی هدایت رای گیری خود ، تلاش هایی را که برای سرمایه گذاری در شرکت ها انجام می دهند ، کاهش می دهند.
شرکت های پروکسی همچنین می توانند شاخص ها را از هزینه های غیرمستقیم تلاش های خود محافظت کنند (تشدید مدیران شرکت ها و باعث می شوند که آنها دارایی های بازنشستگی شرکت خود را به سمت صندوق های دیگر منحرف کنند) ، زیرا این شاخص ها به سادگی از راهنمایی های پروکسی پیروی می کنند. سرانجام ، مشوق های لابی برای رفتار ضد رقابتی حتی برای بودجه فعال نیز بیشتر است که سهم بسیار بیشتری از سهام های افقی است. و گرچه مدیران پول در یک سرمایه گذار نهادی به دنبال یک سبد نسبتاً کوچک هستند ، اما حق رای سهامداران کلیه وجوه در خانواده صندوق سرمایه گذار نهادی معمولاً به طور مشترک اعمال می شود."افزایش و ادغام مدیریت دارایی واسطه" قدرت سهامداران صاحبان بزرگ متنوع را افزایش داده و مشوق های رقابتی شرکت های نمونه کارها را کاهش می دهد.
مضرات مالکیت مشترک
سهامداری افقی به وضوح عواقب منفی برای رقابت دارد. اما آیا خسارت ها بیشتر می رسد؟از دهه 1980 سیاست ضد اعتماد به یک هدف متمرکز شده است: رفاه مصرف کننده. ترس از مضرات اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی از قدرت اقتصادی متمرکز در فقه ضد اعتماد به سؤالاتی در مورد چگونگی تأثیر مصرف کنندگان کاهش یافته است.
مطالعات متعددی شواهد تجربی واضحی نشان داده اند که سهامداران افقی ضد رقابتی منجر به افزایش قیمت مصرف کننده می شوند. یک مطالعه زمینی نشان داد که میزان شرکت هواپیمایی که در یک مسیر خاص قرار دارند معمولاً متعلق به قیمت بلیط در این مسیرها است (کنترل عوامل مخدوش احتمالی). قیمت بلیط به دلیل مالکیت مشترک از 3 ٪ به 12 ٪ افزایش می یابد. به همین ترتیب ، مالکیت مشترک در بین بانک ها در یک ایالت خاص با هزینه های بالاتر و پایین تر نرخ بهره سپرده همراه است. افزایش سهام افقی بین یک مارک دارویی فعلی و ورود به بازار عمومی ، 12 ٪ بیشتر از این که شرکت ها موافقت می کنند به شرکت عمومی بپردازند تا از بازار بماند ، که منجر به بازده بالاتر برای این کشور می شود زیرا قیمت ها بالا مانده است.
یکی از پیامدهای این امر افزایش نابرابری اقتصادی است. قیمت های بالاتر منجر به بازده بالاتر به سرمایه برای شرکت های رقیب افقی می شود ، که عمدتاً به نفع آمریکایی ها بیشتر از توزیع درآمد که به طور نامتناسب سهام دارند ، سود می برند. با این حال ، همه جامعه هزینه های کالاها و خدمات کمتری را در اختیار دارند. این بدان معنی است که "ذینفعان بالقوه رفتار ضد رقابتی-سرمایه گذاران-اغلب ثروتمندتر از مصرف کننده هایی هستند که قیمت های بالاتری را پرداخت می کنند."در حقیقت ، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده است ، افزایش مالکیت مشترک از سال 1985 تا 2015 همزمان با افزایش نابرابری ثروت است. این روابط خیلی دور از ذهن نیست. از این گذشته ، اقدامات معمولی سهم در بازار با افزایش نابرابری همراه است. بخش های ایالات متحده که در آن غلظت بیشترین کاهش در سهم نیروی کار سود بنگاه ها را افزایش داده است.

همچنین شواهد محکمی وجود دارد که نشان می دهد مالکیت مشترک جبران خسارت اجرایی و سرمایه گذاری شرکت ها را کاهش می دهد. سهامداران افقی وقتی مدیران مشوق های ضعیفی برای افزایش سود شرکت خود و هزینه های پایین تر دارند ، سود را به حداکثر می رسانند ، زیرا این امر با هزینه شرکت های رقیب متداول به وجود می آید. نتیجه این است که جبران خسارت اجرایی بیشتر مبتنی بر عملکرد کل صنعت یک شرکت است تا خود شرکت.
سهامداری افقی همچنین "شکاف تاریخی بزرگ بین سرمایه گذاری شرکت ها و سود" را هدایت می کند. این شکاف در صنایع متمرکز بزرگتر است و در هر صنعت ، شکاف انتفاعی سرمایه گذاری توسط بنگاه هایی با سطح سهامداری افقی بالا هدایت می شود. کاهش سرمایه گذاری شرکتها با افسردگی اشتغال و دستمزدها ، که به طور نامتناسب به غیر بهداشتی آسیب می رساند ، به نابرابری کمک می کند. سرانجام ، هیچ دفاع کارآیی احتمالی وجود ندارد. سهامداری افقی بر خلاف ادغام استاندارد منجر به افزایش کارآیی برای بنگاه ها نمی شود ، زیرا عملیات برای ایجاد اقتصاد مقیاس ترکیب نمی شوند. مزایای مالکیت مشترک برای سهامداران و صندوق های سرمایه گذاری است.
اقدام علیه سهامداران افقی
چندین سیاست برای مقابله با مضرات سهام افقی ارائه شده است. آژانس های ایالات متحده مسئول ضد اعتماد تاکنون ابراز علاقه خود را در پیگرد قانونی هرگونه سهام افقی ابراز کرده اند ، اگرچه کمیسیون تجارت فدرال در ماه دسامبر جلسه دادرسی را برای مطالعه موضوع برگزار کرد. برخی از مطالعات نسبت به تأثیرات مضر مالکیت مشترک توسط گروه های تأمین مالی صنعت تقویت شده است ، اما به طور موثری رد شده اند.
قانون فعلی ضد اعتماد با ممنوعیت کسب سهام که ممکن است به طور قابل ملاحظه ای رقابت را کاهش دهد ، مبنایی را برای پیگرد قانونی سهام افقی فراهم می کند. برخی معتقدند که هر سهامدار افقی محاسبه شده برای صنایع بسیار متمرکز باید برای تأثیر آنها بر قیمت مصرف کننده مورد بررسی قرار گیرد. برخی دیگر فکر می کنند که دولت باید در صورت محدود کردن دارایی های فعال خود از یک شرکت به یک سهام کوچک یا مالکیت سهام تنها یک شرکت در هر صنعت ، سرمایه گذاران را "بندر امن" از دادرسی ارائه دهد. این اجازه می دهد تا وجوه شاخص ایستاده آزاد که متعهد به انفعال خالص هستند ، از نظر اندازه محدود نباشند. یک پیشنهاد کمتر شدید (اما که به قانون جدید نیاز دارد) این است که مزایای مالیاتی را که توسط صندوق های بازنشستگی که در صندوق های متقابل با تعداد قابل توجهی از سهام در بیش از یک شرکت در یک صنعت سرمایه گذاری می شوند ، از بین ببرید. این صندوق ها هنوز هم می توانند پرتفوی سرمایه گذاری متنوعی ارائه دهند ، اما فقط در صنایع به جای شرکت های رقیب در یک صنعت.
این پیشنهادات سیاست گذاری شایسته توجه اساسی است. یک جنبش محبوب ضد اعتماد یک بار در ایالات متحده آمریکا با موفقیت اعتماد شرکت ها را شکست داد ، بنابراین امیدوار است که اقدام معنی دار علیه انحصارگران رستاخیز امکان پذیر باشد.
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
28 بهمن
1401 ساعت: 10:58