تجزیه و تحلیل اساسی - راهنمای موفقیت

ساخت وبلاگ

یکی از مهمترین عواملی که موفقیت شما در بورس را تعیین می کند ، صحت اطلاعاتی است که تصمیمات سرمایه گذاری شما بر اساس آن بنا شده است. کدام اوراق بهادار برای سرمایه گذاری و زمان خرید یا فروش ، تصمیماتی است که به بهترین وجه پس از انجام یک تحلیل اساسی اساسی از بازار و اوراق بهادار مورد نظر گرفته شده است.

سرمایه گذاران می توانند از روشهای مختلف برای تشخیص روند سرمایه گذاری ، تجزیه و تحلیل ارزش سهام و شناسایی نقاط خروج و ورود استفاده کنند. دو روش متداول مورد استفاده ، تجزیه و تحلیل اساسی و تجزیه و تحلیل فنی است.

این مقاله به چگونگی تجزیه و تحلیل اساسی به شما در مورد سلامت و رشد آینده یک شرکت می پردازد. این به شما کمک می کند تا تصمیم بگیرید که آیا یک شرکت سرمایه گذاری خوبی خواهد بود یا یک سهام برای جلوگیری از آن. این در نهایت به شما در بهبود عملکرد نمونه کارها کمک می کند.

فهرست مطالب

تجزیه و تحلیل اساسی چیست؟

تجزیه و تحلیل اساسی ارزش واقعی امنیت یا ارزش ذاتی را از طریق ارزیابی دقیق از عوامل مهم مالی و اساسی اندازه گیری می کند. اگرچه سرمایه گذاران و تحلیلگران اغلب از آن برای تجزیه و تحلیل سهام استفاده می کنند ، اما می توانید از آن برای ارزیابی انواع دیگر کلاس های دارایی مانند اوراق قرضه و فارکس نیز استفاده کنید.

در تجزیه و تحلیل اساسی ، تحلیلگران و سرمایه گذاران عوامل مختلف اقتصادی اقتصادی مانند صورتهای مالی شرکت ، اثربخشی مدیریت و عملکرد رقابتی را مطالعه می کنند. علاوه بر تجزیه و تحلیل عوامل داخلی ، تجزیه و تحلیل اساسی همچنین به عوامل اقتصادی اقتصادی خارجی مانند اقتصاد ، تولید ناخالص داخلی ، نرخ بهره ، بازارهای مالی ، انتظارات رشد صنعت ، اخبار ، پیش بینی های تحلیلگر و موارد دیگر می پردازد. هنگامی که برخی از این اصول مثبت هستند (برای مثال: بالاتر از نتیجه درآمد مورد انتظار) ، قیمت امنیت به احتمال زیاد افزایش می یابد. برعکس ، وقتی خبر منفی است ، قیمت به احتمال زیاد سقوط خواهد کرد.

تجزیه و تحلیل اساسی با هدف تعیین اینکه آیا قیمت فعلی بازار امنیت بالاتر یا پایین تر از ارزش واقعی آن است. به عبارت دیگر ، چه امنیت به پایان رسیده یا کم ارزش است. هنگامی که ارزش ذاتی بالاتر از قیمت بازار باشد ، امنیت کم ارزش در نظر گرفته می شود. این بدان معنی است که انتظار می رود قیمت آینده آن افزایش یابد ، بنابراین ، ممکن است سهام خوبی برای خرید باشد. با این حال ، هنگامی که ارزش واقعی پایین تر از قیمت فعلی بازار باشد ، امنیت بیش از حد ارزیابی می شود. در این حالت ، بسیاری از سرمایه گذاران سهام را به فروش می رسانند زیرا قیمت آن به احتمال زیاد کاهش می یابد.

به طور معمول ، سرمایه گذاران بلند مدت و سرمایه گذاران ارزش بیشتر از تجزیه و تحلیل اساسی بهره مند می شوند. با این حال ، سرمایه گذاران کوتاه مدت همچنین ممکن است در تجزیه و تحلیل اساسی در ترکیب با تجزیه و تحلیل فنی برای به حداکثر رساندن بازده نمونه کارها خود ، ارزش پیدا کنند. بسیاری از ابزارها ، معیارها و تکنیک ها وجود دارد که می تواند برای انجام تجزیه و تحلیل اساسی و سهام ارزش استفاده شود. تحلیلگران ، سرمایه گذاران و معامله گران عاشق همه کاره بودن هستند و از آن به گونه ای استفاده می کنند که متناسب با نیازهای آنها باشد.

اگرچه هیچ روش "استاندارد" برای انجام تجزیه و تحلیل اساسی وجود ندارد ، اما معمولاً از سه مؤلفه اصلی تشکیل شده است: تجزیه و تحلیل اقتصادی ، تجزیه و تحلیل صنعت/بخش و تجزیه و تحلیل شرکت. تجزیه و تحلیل اقتصادی نیاز به درک خوبی از اقتصاد کلان و شاخص های اقتصادی دارد. برای تجزیه و تحلیل شرکت ، دانش مالی اساسی و دانش حسابداری به شما در تفسیر صورتهای مالی یک شرکت و درک روشهای مورد استفاده برای ارزیابی یک شرکت کمک می کند.

دو رویکرد برای تجزیه و تحلیل اساسی

دو نوع تجزیه و تحلیل اساسی ، تجزیه و تحلیل از بالا به پایین و پایین به بالا وجود دارد. کدام روش برای استفاده بستگی به اهداف ، استراتژی و نوع دارایی اساسی دارد.

Infographic that shows the difference the 2 types of fundamental analysis: the top down and the bottom up approach.

رویکرد بالا به پایین

سرمایه گذاری از بالا به پایین رویکردی است که با تجزیه و تحلیل وضعیت اقتصاد و عوامل کلان اقتصادی آغاز می شود. سپس آن را به تجزیه و تحلیل بخش و صنعت و سرانجام تجزیه و تحلیل اساسی یک شرکت خاص تبدیل می کند.

تحلیلگران و سرمایه گذاران ابتدا عوامل کلان اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی ، نرخ بهره ، سطح بیکاری و تورم را برای پیش بینی جهت اقتصاد و روند بازار در نظر می گیرند. سرمایه گذاران پس از نگاه به تصویر بزرگ ، می توانند صنایع و بخش هایی را که به احتمال زیاد از بازار بهتر عمل می کنند ، شناسایی کرده و پرسود ترین فرصت های سرمایه گذاری را ارائه دهند. سرانجام ، تجزیه و تحلیل شرکت های خاص در صنایع پر رونق می تواند آغاز شود. این در نهایت منجر به انتخاب سهام فردی خواهد شد که بیشترین پتانسیل را ارائه می دهند.

از آنجا که رویکرد از بالا به پایین بر تجزیه و تحلیل اطلاعات عمومی در دسترس متمرکز است ، بیشتر سرمایه گذاران جدید و بی تجربه آن را ترجیح می دهند. سایر سرمایه گذاران که رویکرد از بالا به پایین را ترجیح می دهند ، کسانی هستند که فاقد وقت یا علاقه برای انجام محاسبات مالی عمیق لازم برای انتخاب خود سهام شخصی هستند. سرمایه گذاران از بالا به پایین غالباً در صندوق های متمرکز بر صنعت مانند صندوق های متقابل ، ETF و صندوق های شاخص سرمایه گذاری می کنند. یک رویکرد از بالا به پایین راهی عالی برای تنوع بخشیدن به نمونه کارها و محدود کردن ریسک سرمایه گذاری شما است.

رویکرد پایین به بالا

تجزیه و تحلیل اساسی پایین به بالا برعکس تجزیه و تحلیل از بالا به پایین است و با تجزیه و تحلیل در سطح خرد شروع می شود. شما با نگاه کردن به شرکت های انفرادی شروع می کنید و سپس یکی یا چند مورد از آن شرکت ها را بر اساس اصول و ویژگی های خاص انتخاب می کنید.

به عنوان مثال ، شما ممکن است برای شرکت هایی با نسبت قیمت به درآمد کم (نسبت PE) نمایش دهید. نسبت P/E کم اغلب نشان می دهد که سهام کم ارزش است. سپس شما یک ارزیابی عمیق را بر اساس مالی هر شرکت ، مانند رشد درآمد و سایر عوامل اساسی انجام می دهید. عواملی مانند تیم مدیریتی یک شرکت ، رقبا و برنامه کاری آن باید بخشی از ارزیابی باشند. شما حتی ممکن است عوامل خارجی چنین گزارش های خبری و گزارش های تحلیلگران را در نظر بگیرید.

کسانی که طرفدار روش از پایین به بالا هستند ، به دنبال شرکت های قدرتمندی هستند که بدون توجه به عملکرد صنعت یا بازار کلی ، به مرور زمان عملکرد خوبی دارند. سرمایه گذاران پایین به بالا معمولاً استراتژی خرید و نگهدارنده بلند مدت را دنبال می کنند.

هر دو رویکرد از بالا به پایین و پایین به بالا به تجزیه و تحلیل اساسی ، جوانب مثبت و منفی وجود دارد. که برای شما بهتر است واقعاً یک موضوع شخصی است و به سبک سرمایه گذاری شما بستگی دارد. احتمال دیگر ترکیب هر دو سبک تجزیه و تحلیل اساسی است ، همانطور که بسیاری از سرمایه گذاران انجام می دهند. این کار ساده ای نیست. با این حال ، هنگامی که شما این کار را به درستی انجام می دهید ، معیارهای صحیح را مشخص کرده و آنها را در یک زمینه گسترده تر تجزیه و تحلیل کنید ، ترکیب آنها می تواند منجر به یک نمونه کارها بسیار متنوع با بازده بالا شود.

چه کسی از تحلیل اساسی استفاده می کند؟

تجزیه و تحلیل اساسی با ارزش و سرمایه گذاران بلند مدت بسیار محبوب است. این به آنها کمک می کند تا سهام کم ارزش را با چشم انداز رشد خوب و قیمت نسبتاً پایین شناسایی کنند. تحلیلگران سهام نیز از تجزیه و تحلیل اساسی استفاده می کنند. آنها از آن برای تعیین اهداف قیمت استفاده می کنند و توصیه هایی را به مشتریان خود ارائه می دهند ، می فروشند و توصیه می کنند.

مدیران شرکت ها ، مانند حسابداران مالی و مدیران استراتژیک ، سایر کاربران تجزیه و تحلیل اساسی هستند. آنها به دلایل مختلف از آن استفاده می کنند. به عنوان مثال ، برای تجزیه و تحلیل کارآیی عملیاتی و سودآوری شرکت و مقایسه شرکت در برابر رقبا. به این ترتیب ، آنها می توانند در مورد چگونگی افزایش سهم بازار شرکت برنامه ریزی کنند. یکی دیگر از دلایلی که مدیران از تجزیه و تحلیل اساسی استفاده می کنند ، ارزیابی تصویر برند آن ، بهبود آن و افزایش فروش است.

یکی از بزرگترین طرفداران تحلیل اساسی ، سرمایه گذار افسانه ای وارن بافت است. او از تجزیه و تحلیل اساسی برای کمک به او در انتخاب امیدوار کننده ترین سهام ارزش برای سبد سرمایه گذاری خود استفاده می کند.

ارزش ذاتی چیست؟

ارزش سهام چقدر است؟ساده ترین پاسخ این است که ارزش سهام قیمت فعلی بورس است. قیمت فعلی سهام قیمتی است که سرمایه گذاران مایل به پرداخت سهام هستند. با این حال ، عوامل خارجی مانند حرص و آز ، گزارش های خبری و سایر عوامل اغلب بر قیمت بازار تأثیر می گذارد. این می تواند نوسانات قیمت کوتاه مدت ایجاد کند. بنابراین ، یک سؤال جایگزین برای پرسیدن ؛ارزش واقعی سهام چیست؟به عبارت دیگر ، سهام واقعاً ارزش آن را دارد یا ارزش ذاتی آن چیست؟

Infographic that explains the difference between intrinsic value and market value of an asset.

همانطور که قبلاً ذکر شد ، سرمایه گذاران از تجزیه و تحلیل اساسی برای محاسبه ارزش ذاتی سهام با ارزیابی عوامل مختلف مالی و اساسی استفاده می کنند. تجزیه و تحلیل بنیادی بر اساس چندین فرض استوار است. اول ، براساس این فرض است که قیمت فعلی سهام (ارزش بازار) ارزش واقعی آن را منعکس نمی کند.

فرض دیگر این است که ارزش منعکس شده توسط اصول شرکت احتمالاً نسبت به قیمت فعلی بازار خود به ارزش واقعی سهام نزدیکتر است.

فرض سوم و آخر این است که بورس سهام در دراز مدت اصول سهام را منعکس می کند. این بدان معنی است که قیمت بازار در مقطعی ارزش ذاتی سهام را تنظیم و مطابقت خواهد داد.

به عنوان مثال ، اگر سهام در حال حاضر 150 دلار معامله می شود ، اما چندین تحلیلگر اساسی معتقدند که سهام دارای ارزش واقعی بالاتری است ، عادلانه است که فرض کنیم ارزش ذاتی بیش از 150 دلار دارد. معمولاً سرمایه گذاران میانگین مقادیر ذاتی تحلیلگران را برای تعیین ارزش ذاتی مورد استفاده خود می گیرند. به عنوان مثال ، 3 تحلیلگر 3 مقدار ذاتی مختلف را محاسبه کرده اند. 175 دلار ، 185 دلار و 195 دلار. به طور معمول ، یک سرمایه گذار فرض می کند که ارزش ذاتی سهام 185 دلار است. تحلیلگران از روشهای مختلفی برای ارزیابی و محاسبه ارزش ذاتی سهام استفاده می کنند. بنابراین ، کاملاً قابل درک است که آنها با مقادیر ذاتی مختلف ارائه می شوند.

هدف سرمایه گذار یافتن سهام با اصول خوب و پتانسیل رشد بالا با قیمت تخفیف است. سرمایه گذاران سپس سهام خود را نگه می دارند تا زمانی که معتقدند به ارزش ذاتی خود رسیده است ، در این مرحله آنها آن را با سود می فروشند.

انواع تحلیل اساسی

تجزیه و تحلیل بنیادی هر چیزی را که مربوط به قدرت و رفاه یک شرکت باشد ، پوشش می دهد. به طور معمول ، اولین مواردی که به ذهن متبادر می شود ، تعداد سختی مانند درآمد ، سود و درآمد برای هر سهم است. با این حال ، سایر عوامل ملموس ، مانند سهم بازار و شناخت برند ، هنگام تجزیه و تحلیل سلامت یک شرکت نیز بازی می شوند. بنابراین ، اصول شرکت به دو دسته ، عوامل کیفی و کمی تقسیم می شود.

تحلیل کیفی

تجزیه و تحلیل اساسی کیفی شامل داده های مربوط به شخصیت یا کیفیت شرکت است. اندازه گیری این نوع داده ها دشوار است زیرا نامحسوس است. در اینجا برخی از عوامل اساسی اساسی یک شرکت وجود دارد:

مدل کسب و کار - یک مدل تجاری چارچوبی از نحوه برنامه ریزی یک شرکت برای کسب درآمد با محصول یا خدمات خود در یک بازار خاص است. این چارچوب مشخص می کند که شرکت چه کاری انجام می دهد و هدف آن چیست. این مدل تجاری همچنین شامل گزاره ارزش شرکت ، ساختار هزینه و معیارهای کلیدی است.

مزیت رقابتی-مزیت رقابتی متمایز یک شرکت و توانایی آن در حفظ مزیت رقابتی خود ، موفقیت بلند مدت خود را تعیین می کند. این از سهم بازار و سودآوری خود محافظت می کند. مشاغل با مزیت قانع کننده نسبت به رقابت معمولاً سرمایه گذاری های خوبی هستند. نمونه هایی از مزایای رقابتی ویژگی های منحصر به فرد محصول است که کپی کردن آن دشوار است و فناوری هایی که از حق ثبت اختراع محافظت می شوند. نگه داشتن یک مزیت رقابتی معمولاً بازده آینده ای را برای سهامداران تضمین می کند.

حاکمیت شرکت ها - حاکمیت شرکت ها سیستم سیاست ها ، قوانین و شیوه های موجود در سازمان را تشریح می کند که نحوه کارگردانی و مدیریت یک شرکت را نشان می دهد. این روابط بین مدیران ، مدیریت و ذینفعان را نشان می دهد. سرمایه گذاران به طور معمول به دنبال شرکت هایی هستند که به اصول زیر پایبند باشند: پاسخگویی ، شفافیت ، انصاف و مسئولیت. بسیاری از سرمایه گذاران روی شرکت هایی که ارتباط سهامداران شفاف هستند تمرکز می کنند.

مدیریت - بسیاری از سرمایه گذاران بر این باورند که تیم مدیریت یک شرکت یکی از مهمترین ملاحظات هنگام سرمایه گذاری در سهام است. حتی اگر مدیریت قادر به اجرای برنامه نباشد ، بهترین مدل تجاری نیز می تواند شکست بخورد. با این حال ، ارزیابی مدیریت معمولاً کار آسانی نیست. یکی از راه های بررسی مدیریت ، تحقیق در مورد زندگی نامه های عضو تیم و عملکرد آنها در موقعیت های قبلی آنها است.

بسیاری از عوامل کیفی دیگر وجود دارد که سرمایه گذاران هنگام تجزیه و تحلیل اصول یک شرکت باید در نظر بگیرند. برخی از این موارد شامل رشد و مقررات صنعت ، تسلط بر بازار ، ثبت اختراعات ، تشخیص برند ، چرخه های تجاری و غیره است.

آنالیز کمی

تجزیه و تحلیل بنیادی کمی به طور کلی به داده ها و اعداد سخت متکی است که به طور معمول در صورتهای مالی یک شرکت یافت می شود. نمونه ای از تجزیه و تحلیل کمی مقایسه درآمد سه ماهه اول یک شرکت با درآمد سه ماهه اول خود در سال قبل است. مثال دیگر تجزیه و تحلیل قیمت سهام یک شرکت طی 10 سال گذشته است.

صورتهای مالی یک شرکت مهمترین مؤلفه های تحلیل اساسی کمی است. این اظهارات اطلاعات مربوط به عملکرد مالی شرکت و سلامت کلی شرکت را فاش می کند. اطلاعات مورد استفاده در تجزیه و تحلیل کمی به طور کلی در یکی از سه صورت مالی زیر یافت می شود: ترازنامه ، صورت درآمد و بیانیه جریان نقدی.

ترازنامه

ترازنامه یک رکورد جامع از بدهی ها ، دارایی ها و سهامداران یک شرکت در یک نقطه خاص از زمان است. این عکس فوری از آنچه یک شرکت متعلق به آن است ، مدیون و مبلغ سرمایه گذاری شده توسط سهامداران خود در یک نقطه خاص از زمان ارائه می دهد. ترازنامه می تواند به شما در درک وضعیت مالی یک شرکت کمک کند و به این ترتیب به شما در تعیین ارزش واقعی یک شرکت کمک می کند.

ترازنامه دارای دو بخش است. یک طرف نمایانگر دارایی های یک شرکت است و طرف دیگر بدهی ها و سهامداران آن را نشان می دهد.

دارایی = بدهی + سهامداران سهامداران

دارایی های یک شرکت منابعی است که یک شرکت از جمله ماشین آلات ، پول نقد ، ساختمانها و موجودی در اختیار دارد. بدهی ها بدهی را نشان می دهد ، در حالی که حقوق صاحبان سهام نشان دهنده سهم سهامداران در تجارت است و شامل درآمد حفظ شده است. درآمد حفظ شده درآمد سال گذشته است که توزیع نشده است اما به این تجارت بازگردانده شده است.

صورت حساب درآمد

بیانیه درآمد عملکرد یک شرکت را در یک دوره زمانی معین اندازه گیری می کند. صورتهای درآمد به طور معمول سه ماهه و سالانه منتشر می شود و حاوی اطلاعاتی در مورد سود ، حاشیه سود ، هزینه ها و درآمد حاصل از فعالیت های تجاری یک شرکت است. شما می توانید صورتهای درآمدی را بر اساس یک سال به سال و سه ماهه به چهارم تجزیه و تحلیل کنید تا درک خوبی از عملکرد یک شرکت و عملکرد آن در مقایسه با همسالان خود داشته باشید.

سرمایه گذاران باید به هزینه های بالا ، استهلاک ، هزینه های تأمین مالی و سایر موارد خط که سودآوری یک شرکت را از بین می برد ، توجه کنند. صورتهای درآمد به سرمایه گذاران کمک می کند تا درک کنند که آیا این شرکت قادر به رشد درآمد خود خواهد بود یا خیر.

گزارش گردش پول نقد

بیانیه جریانهای نقدی سابقه ورود و جریان پول نقد و جریان را در یک بازه زمانی خاص ارائه می دهد. سه فعالیت اصلی که در بیانیه جریانهای نقدی گنجانده شده است ، از سرمایه گذاری (CFI) ، پول نقد از تأمین مالی (CFF) و جریان نقدی عملیاتی (OCF) پول نقد (CFI) ، پول نقد (CFF) است. بسیاری از سرمایه گذاران توجه زیادی به صورتهای جریان نقدی دارند زیرا دستکاری آنها سخت است. به همین دلیل است که سرمایه گذاران از آنها به عنوان یک معیار مطمئن تر از عملکرد یک شرکت نسبت به صورتهای درآمد استفاده می کنند زیرا صورتهای درآمد گاهی توسط حسابداران خلاق "تقویت می شوند".

نسبت مالی

تجزیه و تحلیل اساسی کمی نیز به استفاده از نسبت های مالی بسیار متکی است. تجزیه و تحلیل نسبت به طور معمول شامل داده های صورتهای مالی مورد استفاده در محاسبات برای اندازه گیری سلامت و چشم انداز کلی شرکت است.

نسبت های مالی مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل سهام بنیادی

تجزیه و تحلیل اساسی شامل تجزیه و تحلیل اصول شرکت برای یافتن ارزش واقعی آن و چشم انداز رشد آینده آن است. ابزارهای مختلفی وجود دارد که می توانید برای تجزیه و تحلیل سودآوری و عملکرد آینده یک شرکت استفاده کنید. بخش اصلی تجزیه و تحلیل بنیادی تجزیه و تحلیل نسبت است.

Infographic that shows 5 popular financial ratios used by stock investors and their preferred values.

در اینجا برخی از متداول ترین نسبت های مالی که تحلیلگران و سرمایه گذاران برای سنجش اصول یک شرکت از آنها استفاده می کنند:

نسبت P/E

شما می توانید با تقسیم قیمت سهم شرکت بر روی درآمد آن برای هر سهم (EPS) ، نسبت قیمت به درآمد را محاسبه کنید. این به شما نشان می دهد که چند دلار باید برای 1 دلار درآمد بپردازید. به طور معمول ، نسبت P/E پایین تر به معنای یک فرصت سرمایه گذاری خوب است ، در حالی که نسبت P/E بالا نشانگر سهام بیش از حد است. با این حال ، گاهی اوقات ، نسبت P/E بالا خوب است زیرا ممکن است به این معنی باشد که سرمایه گذاران انتظار نرخ رشد بالایی در آینده را دارند و قیمت بالایی توجیه می شود. نمونه ای از این می تواند نسبت بالا P/E سهام فناوری باشد.

علاوه بر این نشان می دهد که آیا قیمت سهام بیش از حد ارزش گذاری شده یا کم ارزش است ، نسبت P/E همچنین به سرمایه گذاران اجازه می دهد تا سهام را در همان بخش یا گروه صنعت و حتی در معیار مانند شاخص S& P 500 مقایسه کنند. نسبت P/E یک نقطه شروع عالی برای شناسایی سرمایه گذاری های بالقوه است.

نسبت EPS

این نسبت ایده ای از سودآوری مشاغل ارائه می دهد. درآمد هر سهم نشان می دهد که چه مقدار سود به هر سهم برجسته اختصاص می یابد. نسبت بالاتر نشان دهنده عملکرد و سودآوری بهتر و از این رو یک فرصت سرمایه گذاری بهتر است. شما می توانید EPS را به راحتی با تقسیم درآمد شرکت بر اساس تعداد سهام برجسته محاسبه کنید. خوشبختانه بسیاری از وب سایت های مالی این شماره را منتشر می کنند ، بنابراین لازم نیست آن را محاسبه کنید.

نسبت میخ

نسبت رشد درآمد قیمت نشانگر است که به شما نشان می دهد که برای هر واحد از رشد درآمد مورد انتظار چقدر می پردازید. نسبت PEG را می توان با تقسیم نسبت P/E یک شرکت با نرخ رشد درآمد آن در یک دوره زمانی خاص محاسبه کرد. سرمایه گذاران غالباً آن را نسبت به نسبت P/E ترجیح می دهند زیرا PEG فقط به درآمد تاریخی نگاه نمی کند بلکه تخمین می زند که چقدر احتمال دارد که با گذشت زمان ارزش کسب کند. بهتر است فقط از آن برای شرکت هایی با نرخ رشد بالا و نسبت های بالا P/E استفاده کنید. این شرکت می تواند شرکت هایی را با درآمد نسبتاً محدودی امروز کشف کند که ممکن است در واقع کاندیداهای سرمایه گذاری قوی باشند که پتانسیل رشد آینده در نظر گرفته شود.

به طور معمول ، سهام با نسبت PEG بین 0 تا 1. 0 کم ارزش در نظر گرفته می شود و سهام با نسبت PEG بالاتر از 1. 0 بیش از حد ارزیابی می شوند. میزان نتیجه نسبت PEG نشانگر سهام بیش از حد یا کم ارزش از نظر صنعت و نوع شرکت متفاوت است.

نسبت D/E

نسبت بدهی به سهام به شما می گوید که یک شرکت برای تأمین مالی فعالیت های خود چقدر بدهی استفاده می کند. به عنوان مثال ، اگر یک شرکت نسبت D/E 2. 0 داشته باشد ، برای هر 1 دلار در سهام 2 دلار بدهی دارد. بیشتر سرمایه گذاران ترجیح می دهند در شرکت هایی با نسبت D/E کم سرمایه گذاری کنند زیرا هرچه بدهی کمتری یک شرکت داشته باشد ، ریسک کمتری خواهد داشت.

نسبت ROE

بازده سهام (ROE) یک شاخص مالی محبوب است. شما می توانید آن را با تقسیم سهام سهامداران یک شرکت بر اساس درآمد خالص آن محاسبه کنید. این معمولاً به عنوان درصد بیان می شود و اندازه گیری می کند که یک شرکت در هنگام استفاده از حقوق سهامداران خود چقدر کارآمد است. هرچه نسبت بالاتر باشد ، شرکت کارآمدتر خواهد بود.

نسبت P/B

نسبت قیمت به کتاب (P/B) ارزش بازار سهام را در مقایسه با ارزش کتاب خود نشان می دهد. شما می توانید با تقسیم قیمت سهام یک شرکت بر اساس ارزش کتاب آن برای هر سهم ، ارزش P/B را محاسبه کنید. ارزش کتاب را می توان در صورتهای مالی یک شرکت یافت و به طور معمول سه ماهه گزارش شده است. نسبت P/B بالاتر از 1 نشان می دهد که بازار معتقد است که سهام سریعتر از آنچه ارزش کتاب خود نشان می دهد رشد خواهد کرد. نسبت های بالا P/B در سهام با رشد بالا متداول است.

بتا (β)

بتا سهام اندازه گیری نوسانات بازده آن نسبت به بازار است. هرچه بتا بالاتر باشد ، نوسانات بیشتر می شود ، اما همچنین پتانسیل بازده بیشتر می شود. وقتی بتا بین 0 تا 1 باشد ، سهام نسبت به بازار بی ثبات است و وقتی بتا بیشتر از 1 باشد ، سهام از بازار بی ثبات تر است. وقتی بتا پایین تر از 0 باشد ، این نشان دهنده همبستگی منفی بین سهام و بازار است.

عملکرد سود

این شاخص نشان می دهد که درصد یک شرکت سالانه به سهامداران خود در سود سهام در هر دلار سرمایه گذاری شده پرداخت می کند. با تقسیم سود سهام سالانه هر سهم بر کل ارزش سهم ، می توانید سود سهام را پیدا کنید.

تفاوت بین تجزیه و تحلیل اساسی و تحلیل فنی

از تجزیه و تحلیل بنیادی و تجزیه و تحلیل فنی برای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار برای تصمیم گیری های آگاهانه سرمایه گذاری استفاده می شود. با این حال ، این دو روش کاملاً متفاوت هستند و هر کدام دارای نقاط قوت و کاربردهای خاص خود هستند.

تجزیه و تحلیل اساسی به صورتها و نسبت های مالی یک شرکت ، چشم انداز رشد آن ، تیم مدیریت ، عملکرد ، انتشار مطبوعات و سایر عوامل اساسی خاص برای شرکت می پردازد. هدف آن یافتن دارایی های کم ارزش و نگه داشتن آنها برای طولانی مدت است. به عبارت دیگر ، شما می توانید از تجزیه و تحلیل اساسی برای شناسایی دارایی ها با مقادیر ذاتی که پایین تر از ارزش های فعلی بازار آنها هستند استفاده کنید. سپس برای بلند مدت این دارایی ها را نگه دارید تا اینکه ارزش بازار آنها به همان سطح ارزش ذاتی آن افزایش یابد ، در این مرحله باید دارایی را با سود بفروشید.

تجزیه و تحلیل بنیادی یک استراتژی سرمایه گذاری مورد علاقه برای سرمایه گذاران ارزش و سرمایه گذاران بلند مدت است که برای بازنشستگی پس انداز می کنند. اگرچه تجزیه و تحلیل اساسی برای سهام ، اوراق قرضه و مشتقات مناسب است ، اما برای سایر انواع اوراق بهادار خوب کار نمی کند.

از طرف دیگر ، تجزیه و تحلیل فنی بر روند قیمت و حجم اخیر متمرکز است. برای پیش بینی حرکات قیمت آینده برای یافتن بهترین لحظه برای ورود و خروج از بازار مفید است. معامله گران علاقمند به حرکات قیمت کوتاه مدت به طور کلی این تجزیه و تحلیل را در نمودارها انجام می دهند. تحلیلگران فنی به اصول شرکت تکیه نمی کنند ، بلکه در عوض ، آنها برای پیش بینی رفتار قیمت سهام آینده یک شرکت به شاخص های مختلف فنی و الگوهای نمودار تکیه می کنند. تجزیه و تحلیل فنی برای همه کلاس های دارایی مناسب است.

محدودیت های تحلیل اساسی

اگرچه تجزیه و تحلیل اساسی ابزاری عالی برای یافتن سهام کم ارزش است ، اما محدودیت هایی دارد. سرمایه گذاران باید از این محدودیت ها آگاه باشند و استراتژی خود را مطابق با تصمیمات سرمایه گذاری تنظیم کنند. در اینجا برخی از محدودیت های اصلی تجزیه و تحلیل اساسی آورده شده است.

وقت گیر-تجزیه و تحلیل اساسی اغلب وقت گیر است زیرا شامل تحقیقات عمیق در مورد بهزیستی یک شرکت است. به همین دلیل است که تجزیه و تحلیل اساسی فقط برای سرمایه گذاران بلند مدت کار می کند. سرمایه گذاران با زمان محدود ممکن است تجزیه و تحلیل از بالا به پایین را از رویکرد پایین به بالا ترجیح دهند.

پیچیده - برای تعیین اینکه آیا یک شرکت سرمایه گذاری خوبی خواهد بود ، شما باید هر شرکت را به طور مستقل ارزیابی کنید. ارزیابی شرکت های خاص در صنایع می تواند بسیار پیچیده شود زیرا صنایع مختلف به تکنیک های مختلف ارزیابی نیاز دارند. این می تواند روند را دشوار کند و شانس نتایج مبهم را افزایش دهد.

وابستگی بیش از حد به داده های گذشته-تجزیه و تحلیل اساسی از داده های تاریخی برای پیش بینی رشد آینده یک شرکت استفاده می کند. این واقعیت که تجزیه و تحلیل بنیادی سهام کم ارزش را پیدا می کند ، تضمین نمی کند که ارزش ذاتی آن در آینده افزایش یابد.

داده های کاذب یا مغرضانه - تجزیه و تحلیل اساسی مبتنی بر داده ها و اطلاعات عمومی در دسترس است که مستقیماً از طریق شرکت ارائه می شود. این احتمال وجود دارد که تحلیلگران این داده ها را در طول تحلیل خود "تفسیر کنیم" یا اینکه مدیریت داده ها را به نفع آنها دستکاری می کند. این می تواند به اطلاعات نادرست منجر شود و منجر به تصمیمات سرمایه گذاری شود که بازده هایی را که ممکن است انتظار داشته باشید ، ایجاد نمی کند.

فرضیات نادرست - هنگامی که شما چشم انداز یک شرکت را بر اساس نرخ رشد فرض شده یا نرخ بهره پروژه می کنید ، این فرضیات باید صحیح باشد. اگر انتظارات شما خیلی زیاد یا غیرقابل تحقق باشد ، کل سرمایه گذاری می تواند یک شلوغی باشد.

نتیجه

تجزیه و تحلیل اساسی یک مؤلفه مهم ابزار ابزار سرمایه گذار است. هدف اصلی آن ارزیابی کیفیت یک سرمایه گذاری و تعیین ارزش منصفانه یک شرکت است. تحلیلگران سهام از آن برای ارائه توصیه هایی به مشتریان خود استفاده می کنند و سرمایه گذاران از آن برای به حداکثر رساندن عملکرد نمونه کارها خود استفاده می کنند.

تجزیه و تحلیل اساسی شامل ارزیابی عوامل کیفی و کمی شرکت ، صنعت تجزیه و تحلیل صنعت/بخش و تجزیه و تحلیل اقتصادی است. تجزیه و تحلیل صورتها و نسبت های مالی یک شرکت ، رقابت ، بهره وری مدیریت و چشم انداز رشد همه بخشی از تجزیه و تحلیل اساسی است. تمرکز اصلی آن پیدا کردن سهام و شرکت های قدیمی است که به طور قابل توجهی زیر "واقعی" یا ارزش ذاتی خود تجارت می کنند.

تجزیه و تحلیل اساسی بیشتر از سرمایه گذاران بلند مدت بهره می برد. با این حال ، سرمایه گذاران کوتاه مدت می توانند در صورت استفاده در ترکیب با تجزیه و تحلیل فنی ، از این استراتژی بهره مند شوند.

شما می توانید هر دو نوع تجزیه و تحلیل را متناسب با سبک سرمایه گذاری ، افق زمانی و نوع امنیت خود متناسب کنید. با تجزیه و تحلیل اوراق بهادار از هرچه بیشتر زوایای مختلف ، مطمئناً شانس خود را برای شناسایی سرمایه گذاری با بزرگترین پتانسیل بازگشت بهبود می بخشید.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 20:34