نحوه طراحی یک استراتژی معاملاتی

ساخت وبلاگ

من یک روش استاندارد را که برای فرآیند ایجاد یک استراتژی معاملاتی استفاده می کنم تصفیه کرده ام. من همیشه با تصویر بزرگ شروع می کنم و تصمیمات فزاینده تری در مورد استراتژی می گیرم.

من با ارزیابی اینکه چه نوع اقدام بازار می خواهم تجارت کنم و چه نوع معامله گر هستم ، شروع می کنم. سپس من به تصمیم گیری در مورد خروج ها پایان می دهم ، و تا چه حد دور می شوم که مدیریت پول خود را متوقف کنم.

چگونه می توانید استراتژی من را با روانشناسی شخصی خود تطبیق دهید؟

شما باید بازار را انتخاب کنید

اولین تصمیمی که باید بگیرید این است که چه نوع بازاری را می خواهید تجارت کنید. اگرچه این ممکن است مانند یک تصمیم آسان به نظر برسد ، در واقع ، این یک قضاوت دشوار است ، زیرا بیشتر معامله گران جدید فقط جنبه سود را در نظر می گیرند. آنها به سادگی سعی می کنند استراتژی را انتخاب کنند که فکر می کنند بیشترین درآمد را خواهد داشت. تمرکز روی پول احتمالاً شما را به تصمیم اشتباه سوق می دهد. این جنبه روانشناختی تجارت هر یک از بازارهاست که مهمترین مورد توجه است. اگر نتوانید از نظر روانشناختی تجارت کنید ، ایجاد یک استراتژی بسیار سودآور معنی ندارد.

بازه زمانی معاملاتی شما چیست؟

شما باید تصمیم بگیرید که آیا شما در نمودارهای روزانه یا هفتگی تجارت می کنید یا تجارت می کنید. داشتن شغل و تجارت در روز بسیار دشوار است. کاملاً غیرممکن نیست ، فقط بسیار دشوار است.

بیشتر مردم می خواهند به طور پاره وقت تجارت کنند و هنوز یک کار روزانه را حفظ کنند. اگر می خواهید این کار را انجام دهید ، بهتر است نمودارهای روزانه یا هفتگی را تجارت کنید. شما فقط می توانید به بازار خارج از ساعات کاری خود نگاه کنید و طراحی استراتژی شما باید این موضوع را در نظر بگیرد.

این استراتژی نباید شما را در طول روز بررسی کنید. من فکر می کنم که فقط مبلغ مشخصی وجود دارد که می توانید از بازارها دریافت کنید و این بستگی به بازه زمانی است که شما برای تجارت انتخاب می کنید.

انتخاب چارچوب زمانی یک تصمیم شخصی است و البته هیچ پاسخ درست یا غلط وجود ندارد. تصمیم نهایی ترجیح شخصی است که تحت تأثیر مالی شما قرار دارد. اما شما باید قبل از شروع به جستجوی شاخص ها ، این تصمیم را بگیرید ، زیرا انتخاب شاخص ها تحت تأثیر انتخاب بازه زمانی قرار دارد.

با این حال گفته قدیمی را به خاطر بسپارید: "اگر" بخرید و نگه دارید "، سرانجام همه چیز خوب خواهد بود. این عبارت را به یاد داشته باشید - "زمان آن در بازار است ، نه زمان بندی بازار."

شما می دانید چه چیزی ، برای اشتراک گذاری استدلال "زمان در بازار" در حال حاضر بسیار نازک به نظر می رسد. نگاهی به نمودار All Ords استرالیایی در زیر:

Australian All Ord

این یک نمودار هفتگی از ژوئن 2007 تا دسامبر 2008 است. به نظر من این باعث می شود استدلال "زمان در بازار" بسیار ضعیف به نظر برسد.

حدس من این است که مدیریت سرمایه گذاری فعال تر برای هر کسی که مایل به بازگشت بهتر از تورم از سهام در طی پنج سال آینده باشد ، مهم خواهد بود.

آنچه من سعی می کنم به آن اشاره کنم این است که تجارت کوتاه مدت یا روز در این نوع بازار بهتر از خرید و نگه داشتن است. اما باید با در دسترس بودن زمان شما مطابقت داشته باشد.

انواع بازار

سه نوع عمل بازار وجود دارد: روند ، بدون جهت و بی ثبات. من فکر می کنم یک بازار بی جهت برای تجارت بسیار سخت است ، بنابراین من در مورد بازار بی جهت در اینجا بحث نخواهم کرد. من پیشنهاد می کنم یک بازار گرایش یا یک بازار نوسانات انجام دهید.

شما می توانید یک استراتژی روند را انتخاب کنید ، با دانستن اینکه می خواهید در طی دوره های بدون جهت باید از طریق دوره های اصلاحات تجارت کنید ، یا یک استراتژی نوسانات را انتخاب می کنید که در حالی که منتظر تجارت بعدی هستید ، دوره های طولانی انجام کاری را به شما می دهد. کدام یک برای شما است؟

ما به یک بازار بی ثبات و یک بازار گرایش نگاه خواهیم کرد و استراتژی خود را بر این اساس می سازیم.

بازار بی ثبات چیست؟

یک بازار بی ثبات با پرش شدید قیمت ، بالا یا پایین مشخص می شود. این نوع اقدامات بازار شامل یک تغییر سریع و غیر منتظره در نوسانات است. یک اندازه گیری نوسانات ممکن است تفاوت یا گسترش بین دو میانگین متحرک باشد - گسترش با نوسانات افزایش می یابد. عمل قیمت ، مانند دهانه های شکاف یا افزایش در محدوده روزانه ، همچنین می تواند نشانه ای از افزایش نوسانات باشد.

هر یک از این دو نوع بازار (گرایش و بی ثبات) قابل معامله هستند ، اما با استراتژی های تجاری قابل توجهی متفاوت هستند. بیایید نگاهی به هر نوع رفتار بازار و استراتژی های مناسب برای آن نوع بازار بیندازیم.

استراتژی: بازار بی ثبات

معاملات حاصل از این نوع استراتژی معمولاً کوتاه مدت است و هنگام تجارت این نوع استراتژی ، زمان قابل توجهی از بازار خارج خواهید شد.

استراتژی های نوسانات درصد بالایی از معاملات برنده را ایجاد می کند ، اگرچه این معاملات معمولاً سود کمی در هر تجارت ایجاد می کنند. بازار ارزی (FOREX) یک بازار معمولی است که من به عنوان بی ثبات طبقه بندی می کنم. روند زیر استراتژی ها در بازار فارکس به خوبی کار نمی کنند.

نوسانات بازار امروز بی سابقه است ، اما اگر روش تجارت مناسب داشته باشید ، فرصت بازار نیز وجود دارد. با تجارت CFD ، لازم نیست نگران این باشید که آیا بازار بالا ، پایین یا یک طرفه می رود ، تا زمانی که در مرزهای شما باقی بماند. نوسانات رکورد ارزش زیادی را برای معاملات CFD یا روز ایجاد کرده است ، در حالی که به شما امکان می دهد قیمت اعتصاب محافظه کارانه را تعیین کنید.

این که آیا شما یک تاجر روز تازه کار هستید و چه با تجربه روز ، اکنون این فرصت را دارید که یاد بگیرید که چگونه از شرایط هرج و مرج بازار امروز استفاده کنید و سودهای جذاب را هدف قرار دهید.

با این حال شما باید درک کنید که تجارت یک بازار بی ثبات ، به عنوان مثالمعاملات روز ، ساکن ترین ذهن در بازی است. همه آنها برای گرفتن پول شما هستند. بهترین راه برای شروع معاملات روز به آرامی ، آرام و مسلح با تمام آموزش و بهترین مربیگری که می توانید جمع کنید. به شاخص های بازار خود نگاه کنید و نحوه تعامل آنها را یاد بگیرید.

مقایسه معاملات میان مدت یا بلند مدت با معاملات روزانه مانند مقایسه یک رحم با کانگورو است. نقاط ورود ، نقاط خروج و نسبت پاداش ریسک متفاوت است. وقتی تجارت روز را شروع می کنید به آرامی بروید. سرمایه تجاری خود را حفظ کنید و مهمتر از همه ، بدون برنامه معاملاتی تجارت نکنید.

بگذارید نگاهی به برخی از شاخص هایی که از آنها استفاده می کنم نگاهی بیندازیم.

من از حجم ، 3 میانگین متحرک (MA) ، MACD و نشانگر تصادفی استفاده می کنم.

به طور کلی ، من از نمودار 5 دقیقه ای با مجموعه MA در 18 ، 39 در 50 دوره استفاده می کنم. MA18 و 39 اصلی ترین من هستند ، در حالی که من 50 را به عنوان نشانگر روند خود نگه می دارم. من همچنین در نمودار حجم ، MACD و تصادفی دارم.

هنگام تجارت CFD ، من دامنه روزانه خود را طبق نشانگر تعصب خود تنظیم کردم ، همانطور که در وب سایت CFD من بیان شده است. سپس من به دنبال معاملات احتمالی در تعدادی از نمودارهای موجود در لیست تماشای خود هستم. من به دنبال روند و نوسانات هستم.

اگر این روند در حال افزایش باشد ، من به دنبال فرصتی برای طولانی شدن هستم ، اگر روند در حال پایین آمدن باشد ، من به دنبال کوتاه شدن هستم. همیشه منتظر یک ردیابی باشید ، شاخص های MACD و تصادفی را تماشا کنید. در این بحث ، من در طولانی مدت تمرکز خواهم کرد ، اما شما می توانید از تکنیک مخالف استفاده کنید تا کوتاه بروید.

بگذارید فرض کنیم که ما یک صعب العبور داریم و چند شمع آخر بازسازی را نشان می دهد. نشانگر تصادفی خود را تماشا کنید. اگر این نشان داده شده است ، منتظر بمانید تا آن را روشن کنید. همچنین MACD خود را تماشا کنید. همچنین باید شروع به ظاهر شدن کند. در صورت امکان ، شمع ها باید کم نوسان روشن را نشان دهند.

کم نوسان حداقل به سه دوره (میله در نمودار نوار) نیاز دارد. کم نوسان هنگامی شکل می گیرد که کمترین دوره از دوره قبل از آن و دوره بعد از آن پایین باشد. نوسان بالا برعکس است. این تشکیل می شود که یک دوره بالاتر از دوره قبل و بعد از آن بالاتر باشد. شما نمی توانید بگویید که یک نوار خاص در نمودار کمترین میزان سهام خواهد بود تا زمانی که سهام دوره ای را تجربه کند که در آن به پایین تر ادامه ندهد. بنابراین ، در ساده ترین تعریف خود ، کمترین نوسان تا زمانی که یک دوره اتفاق بیفتد ، ایجاد نمی شود که در آن سهام کمتری برای این حرکت ایجاد نمی کند.

این باید نقطه ورود شما را برای طولانی شدن تعیین کند.

خروجی ها تا حدودی بصری تر هستند ، به خصوص پس از سود. من به طور کلی هنگام چرخش زیاد از من خارج می شوم ، وقتی MACD شروع به خاموش شدن می کند یا وقتی نشانگر تصادفی شروع به پایین آمدن می کند. من خوشحالم که به جای اینکه اجازه دهم به یک ضرر تبدیل شوند ، با سودهای کوچک خارج شدم.

معاملات روزانه بخشی از مکانیکی و بخشی بصری است. شما باید تمام وقت تماشا کنید ، از دست دادن توقف دنباله خود را تنظیم کنید و در صورت امکان سود کسب کنید.

من معتقدم که این یکی از سخت ترین راه های تجارت است ، اما در یک بازار بی ثبات ، همچنین می تواند یکی از سودآورترین باشد.

حال به ما اجازه دهید چگونگی تعیین استراتژی برای یک بازار روند را بررسی کنیم

آیا باید از نمودارهای هفتگی یا روزانه استفاده کنیم؟

نمودارهای هفتگی تجارت بسیار دشوارتر است زیرا نظم و انضباط بیشتری طول می کشد. برای تجارت نمودارهای هفتگی ، باید آخر هفته ها تصمیمات خود را بگیرید و تا آخر هفته آینده هیچ تغییری نکنید. برای اکثر معامله گران ، انجام این کار بسیار دشوار است. تسلیم شدن در برابر وسوسه و جابجایی از دست دادن توقف یا توقف مدیریت پول بسیار آسان است ، یا می خواهید سود خود را حفظ کرده و زودتر از بازار خارج شوید.

بیشتر مردم به فکر تجارت نمودارهای هفتگی نیستند. تجربه من این است که هنگام پیروی از معاملات روند ، پول زیادی وجود دارد که باید نمودارهای هفتگی تجارت را انجام دهید ، فقط به این دلیل که تعداد کمی از معامله گران قادر به انجام این کار هستند. برای کسب درآمد در بازارها ، باید قدم بزنید که معامله گران متوسط سرمایه گذاری نمی کنند. نمودارهای هفتگی یکی از این مکان ها است. با این حال ، چه شما نمودارهای هفتگی یا روزانه را در آن قرار دهید ، این استراتژی بسیار شبیه است. جزئیات قیمت بیشتری در نمودار روزانه وجود دارد ، اما همچنین سر و صدای قیمت بیشتری دارد.

مجموعه ای برای تجارت چیست؟

بگذارید به برخی از شاخص هایی که می توانیم از آنها استفاده کنیم نگاه کنیم. برای یک بازار روند ، تجارت برای میان مدت یا طولانی مدت ، ترجیح می دهم از میانگین های متحرک نمایی (EMA) 150 ، 50 و 20 دوره استفاده کنم. می خواهم خاطرنشان کنم که اگر قیمت زیر EMA 150 روزه باشد ، به ندرت وارد تجارت می شوم.

راهنمای دیگری که من استفاده می کنم حجم است. حجم نشان دهنده علاقه سایر بازرگانان و حرکت در بازار است.

من مطمئن هستم که بیشتر معامله گران میانگین استراتژی متقاطع متحرک را در حرفه تجاری خود آزمایش کرده اند. یک معامله گر متوسط به این استراتژی نگاه خواهد کرد و معتقد است که تنها چیزی که باید آزمایش شود ، اگر دو یا چند میانگین متحرک از آن عبور کنند.

معامله گران جدید با طول های مختلف برای میانگین آزمایش می کنند. همانطور که قبلاً گفتم ، من ترجیح می دهم از میانگین های متحرک نمایی (EMA) 150 ، 50 و 20 دوره استفاده کنم.

هنگامی که آنها هیچ کاری را برای رضایت خود پیدا نمی کنند ، مفهوم استراتژی متوسط را به طور کامل دور می کنند و به سمت چیز دیگری حرکت می کنند. آنها به دنبال آن شاخص مقدس مقدس هستند که امیدوارند فوراً آنها را موفق کند.

همه ما در آنجا بوده ایم و همه ایده های بسیار خوبی را دور ریخته ایم. دور انداختن یک ایده ، بیشتر از این ، یک اشتباه است. من معتقدم که در بیشتر موارد ، هر شاخصی را می توان در یک استراتژی سودآور ایجاد کرد. بله ، من هر شاخصی گفتم. هنگامی که ما میانگین های متحرک را دور می کنیم ، معمولاً یک اشتباه است زیرا میانگین حرکت به خودی خود فقط نیمی از روند توسعه استراتژی را نشان می دهد.

نیمه دوم یک استراتژی ، نیمی که اکثر معامله گران کاملاً نادیده می گیرند ، همان چیزی است که من آن را "نقطه ورود" می نامم. من دقیقاً در مورد این دو اصطلاح و نحوه استفاده از آنها صحبت خواهم کرد. آنها با هم می توانند چیزی را به سادگی به عنوان یک متقاطع متوسط در حال حرکت به یک تکنیک معاملات جدید امیدوار کننده تبدیل کنند.

برای تدوین و اجرای یک استراتژی موفق ، ما به یک تنظیم و سیگنال ورودی نیاز داریم. تنظیم مجموعه ای از شرایطی است که قبل از در نظر گرفتن موقعیت در بازار لازم است. این شامل نشانگر یا گروهی از شاخص ها است که به ما می گویند آماده ورود به فریادها شویم. تنظیمات شما را به بازار نمی رسانند. آنها به سادگی شما را آگاه می کنند که تجارت ممکن است.

در اینجا چند نمونه از روند تنظیم زیر آورده شده است:

  • یک EMA در حال حرکت سریع در حال عبور از یک EMA در حال حرکت آهسته است
  • قیمت نزدیک یا خارج از یک کانال ، به عنوان مثالبولینگر یا کانال انحراف استاندارد
  • قیمت های رسیدن به خط فوقانی یا پایین یک پاکت متوسط متحرک
  • افزایش ناگهانی حجم

شاخص ها و شرایط بی شمار دیگری وجود دارند که می توانند به عنوان تنظیمات مورد استفاده قرار گیرند. در تحلیل نهایی، شما فقط با خلاقیت خود محدود شده اید.

هنگامی که قوانین تنظیم خود را تعریف کردیم، می توانیم قوانین ورود خود را ایجاد کنیم.

ایجاد قوانین ورود

با معامله فقط راه اندازی ها، دقت و سود بیشتر استراتژی را که از راه اندازی و ورود استفاده می کند، از دست می دهید. اگر مجموعه های معاملاتی به خودی خود کار می کردند و سودآور بودند، تجارت آسان بود و همه معامله گران ثروتمند می شدند.

ورودی سیگنالی است که تاجر قرارداد را در بازار خریداری می کند. این تکنیکی است که یک معامله گر باید برای گرفتن موقعیت در بازار پس از رعایت قوانین تنظیم استفاده کند.

انتخاب ورودی به نوع تنظیمی که طراحی کرده اید بستگی دارد. بسته به نوع استراتژی که برای معامله انتخاب می کنید، ورودی ها باید متفاوت طراحی شوند.

برای ورود به معامله دو قانون وجود دارد که باید رعایت شود.

قانون اول مستلزم این است که قیمت ها قبل از ورود به بازار در جهت مورد انتظار حرکت کنند. اگر تنظیم ما نشان دهنده یک موقعیت طولانی باشد، قبل از اینکه ما راحت باشیم، نیاز داریم که عمل قیمت به روشی مشخص بالا برود. ما می خواهیم که عمل قیمت تنظیم را تأیید کند و ما را مجبور به گرفتن موقعیت کند.

به عنوان مثال، اجازه دهید فرض کنیم که در تعطیلات امروز ما یک سیگنال طولانی به ما داده است. ممکن است برای تأیید اینکه بازار در حالت صعودی قرار دارد، به یک شکست بالاتر از سقف امروز نیاز داشته باشیم. با این شکست به عنوان شرط ورود، ما اکنون نیاز به اقدام خاصی در بازار در جهت راه اندازی قبل از اینکه در معرض خطر گرفتن موقعیت در بازار باشیم، هستیم.

ممکن است تصمیم بگیرید که سفارش خرید را در صورتی که قیمت آن تعداد امتیازی بالاتر از بسته شدن روز قبل باشد، سفارش دهید. این شما هستید که تصمیم می گیرید پس از راه اندازی، نقطه ورود شما چیست.

تنها محدودیت برای ایجاد ورودی های قابل اجرا، خلاقیت شماست. به طور بالقوه تکنیک های زیادی وجود دارد که ورودی های جالبی ایجاد می کند.

قانون دوم شما را ملزم می کند که در صورت رعایت نقطه ورود، وارد معامله شوید. شما نباید در ورود شک کنید.

مبادله مفهوم راه اندازی و ورود و اطمینان از اینکه قوانین را رعایت می کنید نتایج بسیار بهتری در مقایسه با معاملات تنظیم یا ورودی به تنهایی به دست می دهد. استفاده از هر دو راه اندازی و ورودی با هم، عملکرد و سودآوری یک استراتژی را افزایش می دهد.

برای شما آرزوی موفقیت در تجارت دارم.

این ورودی تحت دوره ثبت شده است. می توانید پاسخ هایی را که به این ورودی داده می شود از طریق فید RSS 2. 0 دنبال کنید. می توانید از سایت خودتان پاسخ یا پیگیری بنویسید.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : پنجشنبه 18 اسفند 1401 ساعت: 15:00