1. افزایش نرخ پس انداز واقعی به گونه ای که منابعی که به تولید کالاهای مصرفی اختصاص داده می شود باید به منظور تشکیل سرمایه آزاد شود.
2. وجود یک سیستم مالی خوب به گونه ای که منابع موجود توسط سرمایه گذاران خصوصی برای تشکیل سرمایه بدست آید.
3. خود عمل سرمایه گذاری به گونه ای که از منابع در واقع برای تولید کالاهای سرمایه استفاده می شود.
1. نرخ پس انداز:
پس انداز در هند به سه گروه طبقه بندی می شود:
من. پس انداز خانوار ؛
II. پس انداز شرکت ؛وت
iiiپس انداز دولت.
ما در زیر این دسته از پس انداز و عوامل تعیین کننده آنها بحث می کنیم:
من. پس انداز خانوار:
پس انداز خانوار شامل پس انداز کلیه خانوارها و افراد ، اعم از شرکت های روستایی و شهری و شرکت های غیر شرکتی ، مشارکت و نهادهای غیرانتفاعی مانند اعتماد خیریه است. خانوارها وقتی تمام درآمد خود را صرف کالاهای مصرفی نمی کنند ، پس انداز می کنند. هنگامی که افراد یا خانوارها پس انداز می کنند ، منابع تولید کالاهای مصرفی را آزاد می کنند. منابع (کارگران ، سرمایه ، منابع طبیعی ، مواد و غیره) بنابراین برای تولید کالاهای سرمایه ای منتشر می شود.
سطح پس انداز در یک کشور به قدرت پس انداز و اراده پس انداز بستگی دارد. پس انداز خانوارها یا به صورت دارایی های مالی مانند سپرده های بانکی ، سهام ، اوراق قرضه ، صندوق مشروط ، بیمه نامه زندگی ، گواهینامه های پس انداز ملی و غیره یا به صورت دارایی های فیزیکی مانند کالاهای مختلف سرمایه ، خانه ها و غیره است.
سطح سرانه درآمد و توزیع درآمد:
قدرت صرفه جویی یا صرفه جویی در ظرفیت یک اقتصاد عمدتاً به سطح درآمد سرانه و توزیع درآمد ملی بستگی دارد. هرچه سطح درآمد سرانه بیشتر باشد ، میزان پس انداز بیشتر خواهد بود. کشورهایی که سطح بالاتری از درآمد سرانه دارند می توانند بیش از کشورهایی که سطح پایین درآمد دارند ، صرفه جویی کند. به همین دلیل است که نرخ پس انداز در ایالات متحده و کشورهای اروپای غربی در کشورهای در حال توسعه و فقیر مانند هند بسیار بیشتر از آن است. علاوه بر این ، هرچه نابرابری های درآمد بیشتر باشد ، میزان پس انداز در اقتصاد بیشتر خواهد بود. اگر درآمد ملی به همان اندازه توزیع شود ، بخش اعظم درآمد مصرف می شود و کمی پس انداز می شود. در مقابل ، اگر درآمد ملی به طور نابرابر توزیع شود ، مقدار بیشتری پس انداز توسط افراد ثروتمند انجام می شود.
جدا از قدرت صرفه جویی ، کل پس انداز به اراده پس انداز بستگی دارد. ملاحظات مختلف شخصی ، خانوادگی یا ملی باعث می شود مردم نجات دهند. مردم به منظور فراهم آوردن در برابر پیری و احتمالات پیش بینی نشده ، پس انداز می کنند. برخی از افراد مایل به صرفه جویی در مبلغ زیادی برای شروع کار خود یا گسترش تجارت موجود هستند. علاوه بر این ، مردم می خواهند برای آموزش ، ازدواج و شروع خوب برای فرزندان خود فراهم کنند.
نرخ تورم:
یکی دیگر از عوامل مهم که پس انداز خانوار در کشور را تعیین می کند ، وضعیت قیمت است. در اقتصاد وقتی نرخ تورم بالا وجود دارد یا قیمت ها به طور مداوم در حال افزایش هستند ، ارزش پول کاهش می یابد. افزایش قیمت ها یا کاهش ارزش پول تأثیر منفی بر پس انداز اقتصاد دارد. هنگامی که ارزش پول هر سال به دلیل افزایش قیمت در حال کاهش است ، صرفه جویی در هزینه و بنابراین تمایل به صرفه جویی در کاهش هزینه ها سودآور نیست. علاوه بر این ، تورم یا افزایش قیمت ، ظرفیت صرفه جویی در مردم را کاهش می دهد زیرا بخش بیشتری از درآمد به دلیل افزایش قیمت باید صرف مصرف اساسی شود.
نرخ رشد درآمد سرانه:
علاوه بر سطح فعلی درآمد سرانه ، نرخ رشد درآمد سرانه همانطور که توسط تئوری چرخه زندگی تأکید می شود و پس انداز نیز تعیین کننده مهم پس انداز خانوار است. اگر سرانه درآمد در حال رشد نباشد ، وظیفه افزایش نرخ حاشیه پس انداز احتمالاً دشوار خواهد بود زیرا پس انداز بیشتر در این مورد باید با محدود کردن مصرف فعلی حاصل شود. اگر درآمد سرانه به دلیل افزایش بهره وری در حال افزایش باشد ، امکان صرفه جویی نسبتاً بیشتر از افزایش درآمد امکان پذیر می شود و در نتیجه می توان نرخ پس انداز را افزایش داد در حالی که همزمان مصرف مطلق افزایش می یابد.
قابل توجه است که اگر سرمایه گذاری در سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی یا بهره وری آن افزایش یابد ، رشد درآمد سرانه می تواند رخ دهد. نرخ بالاتر پس انداز ، نرخ سرمایه گذاری بالاتری را تضمین می کند و از این طریق رشد بالاتری در درآمد سرانه ایجاد می کند. اما برعکس نیز صادق است ؛نرخ رشد بالاتر در سرانه باعث می شود با حفظ نرخ حاشیه ای بالاتر از نرخ متوسط پس انداز ، نرخ پس انداز را افزایش دهد.
سیاست هایی برای مهار رشد مصرف:
برای افزایش نرخ صرفه جویی در سیاست های عمدی برای مهار رشد مصرف نیز اتخاذ شده است. به عنوان مثال ، در هند قبل از اواسط دهه 1980 ، از مجوزهای صنعتی به طور فعال استفاده می شد تا اطمینان حاصل شود که هیچ سرمایه گذاری بیشتری در کالاهای مصرفی با دوام لوکس مانند خودروها ، تلویزیون های رنگی ، تهویه مطبوع ، یخچال و فریزر به جز در بخش های کوچک و کارخانه های موجود وجود ندارد.
وظایف مالیات غیر مستقیم در مورد کالاهای مصرفی ، به ویژه کارهای بادوام ، برای دلسردی از تولید آنها انجام شد. علاوه بر این ، برای محدود کردن مصرف کالاهای مصرفی با دوام ، تعرفه های سنگین بر واردات این کالاها یا واردات این کالاها ممنوع است. با این وجود ممکن است توجه داشته باشید که سیاست های استفاده از کنترل های فیزیکی و مجوزهای دقیق صنعتی مانع از رشد صنعتی می شود. بنابراین ، در هند در آغاز برنامه ششم (85- 1980) پیش بینی های تولیدی برای دوره های برنامه بر اساس نیازهای مصرف مردم و کنترل های فیزیکی بر تولید و مصرف کالاها برای افزایش رشد اقتصادی آزاد شد.
سیاست نرخ بهره:
برای ارتقاء پس انداز ، سیاست پیروی از نرخ بهره مثبت مثبت توسط چندین اقتصاددان پیشنهاد شده است. نرخ واقعی سود مثبت برای افزایش پس انداز خانوار پیشنهاد شده است. نرخ واقعی نرخ بهره نرخ اسمی نرخ بهره منهای نرخ تورم است. طرفداران سیاست نرخ واقعی علاقه استدلال می کنند که نرخ سود واقعی منفی پس انداز را به بازارهای مالی غیررسمی ، سرمایه گذاری غیرمولد (مانند طلا ، جواهرات ، خانه های مجلل) منحرف می کند و باعث پرواز سرمایه از کشور می شود.
بنابراین ، برای ارتقاء نرخ پس انداز پس انداز باید بالاتر از نرخ تورم باشد. نرخ واقعی علاقه مثبت همچنین استفاده کارآمد از منابع ، به ویژه سرمایه کمیاب را تضمین می کند. اگرچه افزایش نرخ مثبت مثبت سود باعث افزایش پس انداز مالی می شود ، اما هیچ مدرک محکمی در مورد تأثیر مثبت آن در افزایش پس انداز کلی اقتصاد نیست.
II. پس انداز عمومی:
پس انداز عمومی منبع دیگری برای پس انداز است. در پس انداز دولت ، مازاد درآمد حاصل از مالیات و مازاد شرکتهای عمومی بیش از هزینه های فعلی دولت است. با توجه به هزینه مصرف فعلی دولت ، هرچه درآمد حاصل از مالیات و سود حاصل از بنگاه های عمومی جمع آوری شود ، دولت یا پس انداز عمومی بیشتر می شود.
شایان ذکر است که کلیه درآمدهای حاصل از مالیات و غیره، پس انداز عمومی را تشکیل نمی دهد، زیرا بخش قابل توجهی از درآمد مالیاتی صرف هزینه های جاری مصرفی دولت مانند ادارات عمرانی، دفاعی و سایر خدمات غیرمولد می شود. آن قسمت از درآمد یا درآمد دولت که بیش از هزینه های مربوط به امور عمرانی، دفاعی و سایر مصارف جاری باشد، پس انداز عمومی نامیده می شود. پس انداز دولت صرف هزینه های سرمایه گذاری عمومی در ساخت کارخانه ها، جاده ها، تأسیسات آبیاری و دیگر انواع صنایعی می شود که توسط دولت آغاز می شود.
در هند پس انداز عمومی دولت مرکزی و ایالتی حدود 2. 9 درصد از تولید ناخالص داخلی به قیمت بازار در سال های 1970-1971 بود، در سال 1976-1977 به اوج خود یعنی 4. 9 درصد تولید ناخالص داخلی رسید و پس از آن شروع به کاهش کرد و در سال های 1989-1990 کاهش یافت. به 1. 6 درصد G. D. P کاهش یافت. کاهش پس اندازهای بودجه ای دولت که از شرکت های دولتی متمایز می شود، نسبتاً بیشتر بود. قابل ذکر است که روند کسری مالی عملکرد پس انداز عمومی را تعیین می کند.
جدول 7. 1 نشان می دهد که پس انداز عمومی به 2. 0 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 96-1995 افزایش یافته است، سالی که کسری درآمد در آن کمترین میزان در دهه نود بود. متعاقباً با افزایش کسری درآمد، پس انداز عمومی کاهش یافت و حتی منفی شد. اگر پس انداز خانوارها در این دوره افزایش نمی یافت، این امر به کاهش پس انداز ناخالص داخلی (GDS) منجر می شد و بر سرمایه گذاری و رشد اقتصادی در اقتصاد تأثیر منفی می گذاشت.

با این حال، پس از 2003-04 افزایش قابل ملاحظه ای در پس انداز عمومی وجود داشت که از جدول 7. 1 مشاهده می شود. نرخ پس انداز عمومی به عنوان درصد تولید ناخالص داخلی که در سال 2002-2003 - 0. 6 درصد بود، پس از آن مثبت شد. در سال 2003-04 1. 1 درصد بود که به افزایش ادامه داد و در 2007-2008 در اوج 5 درصد تولید ناخالص داخلی بود. این امر باعث افزایش کل پس انداز ناخالص داخلی (GDS) و تشکیل سرمایه ناخالص داخلی (GDCF) می شود.
به دلیل این افزایش زیاد در پس انداز ناخالص داخلی و نرخ رشد سرمایه تولید ناخالص داخلی در سه سال متوالی ، 2005-08 بیش از 9 درصد افزایش یافت و اقتصاد هند به دومین اقتصاد در حال رشد جهان تبدیل شد. شایان ذکر است که برای جلوگیری از بحران مالی جهانی (2008-09) باعث کاهش شدید رشد اقتصادی ، دولت هند چندین مالیات خود را کاهش داده و هزینه های خود را برای تأمین محرک مالی به اقتصاد هند افزایش داده است. در نتیجه ، کسری درآمد افزایش یافته و پس انداز عمومی به میزان چشمگیری به 1. 0 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2008-09 ، 0. 2 درصد در سال 2009-10 کاهش یافت اما در سال 2010-11 به 2. 6 ٪ رسید.
کسری عظیم مالی ترکیبی از مرکز و کشورهایی که در حال حاضر حدود 10 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهند ، بر صرفه جویی و سرمایه گذاری در اقتصاد تأثیر منفی می گذارد و بنابراین میزان رشد اقتصادی اقتصاد هند است. برای نقل قول شانکار آچاریا ، مشاور اقتصادی سابق وزارت دارایی ، "این جالب است که چگونه وخامت حدود 3 درصد از تولید ناخالص داخلی در کسری درآمد تلفیقی بین سالهای 1995-96 و 1998-99 به شدت در بدتر شدن منعکس می شود. نسبت های پس انداز و سرمایه گذاری کل در طول دوره. یافتن شواهد بیشتر در مورد تأثیر منفی کسری مالی بر پس انداز و سرمایه گذاری دشوار خواهد بود. راه دیگر برای بررسی این امر این است که اگر بدتر شدن کسری مالی از سال 1995-96 رخ نداده بود ، ممکن است پس انداز و سرمایه گذاری در سالهای اخیر حدود 3 درصد از تولید ناخالص داخلی بیشتر باشد. "
تجزیه و تحلیل فوق حاکی از اهمیت اقدامات برای کاهش کسری مالی ، به ویژه کسری درآمد ، در صورت افزایش نرخ پس انداز و سرمایه گذاری در اقتصاد هند برای تسریع در نرخ رشد اقتصادی است. برای این منظور ، با برداشت چندین معافیت در مالیات بر درآمد و ثروت ، همانطور که توسط کمیته های مختلف پیشنهاد شده است ، باید پایه مالیات گسترش یابد.
علاوه بر این ، یارانه ها باید به خوبی هدف قرار گیرند تا فقط فقرا از آنها استفاده کنند و یارانه های باقیمانده باید از بین بروند. علاوه بر این ، برای کاهش کسری درآمدی ، باید هزینه های غیر ضروری دولت به همراه اصلاحات در سیستم مالیات کاهش یابد. با این حال ، باید مراقب باشید تا از کاهش هزینه های دولت در زمینه آموزش و سلامت که باعث تجمع سرمایه انسانی می شود و تأثیر مفیدی بر رشد اقتصادی داشته باشد ، جلوگیری شود.
ممکن است ذکر شود که پس انداز ممکن است داوطلبانه یا اجباری باشد. پس انداز داوطلبانه مواردی است که مردم از اراده آزاد خود می سازند. همانطور که در بالا توضیح داده شد ، پس انداز داوطلبانه به قدرت پس انداز و اراده برای نجات مردم بستگی دارد. از طرف دیگر ، مالیات دولت نشان دهنده پس انداز اجباری است.
iiiپس انداز بخش شرکت های خصوصی:
علاوه بر این ، پس انداز نه تنها توسط خانوارها و دولت بلکه توسط شرکتهای تجاری شرکتها نیز انجام می شود که شرکتهای تجاری شرکت ها در هنگام توزیع کل سود خود صرفه جویی می کنند بلکه بخشی از آنها را در قالب سودهای نامشخص حفظ می کنند. آنها سپس از این سودهای توزیع نشده برای سرمایه گذاری در سرمایه واقعی استفاده می کنند. در کشورهای پیشرفته مانند ایالات متحده و انگلیس ، این پس انداز شرکت ها بزرگترین بخش از کل پس انداز را تشکیل می دهند. در ایالات متحده و انگلیس ، پس انداز شرکت ها ، یعنی سودهای توزیع نشده حدود 50 ٪ تا 60 ٪ از کل پس انداز سالانه داخلی را تشکیل می دهد. توجه داشته باشید که پس انداز شرکتهای تجاری غیرقانونی در پس انداز خانوار گنجانده شده است. پس انداز تجاری بخش شرکتهای خصوصی در هند به طور جداگانه در جدول 7. 1 نشان داده شده است.
از این جدول مشاهده می شود که بخش شرکت های خصوصی ، که در بخش سازمان یافته فعالیت می کند ، هرچند که به طور قابل توجهی در محصول ملی ناخالص کمک می کند ، پس انداز آنها تنها سهم کمی در پس انداز ناخالص داخلی دارد. پس انداز بخش شرکت که به طور متوسط سالانه 2. 0 درصد تولید ناخالص داخلی را به پس انداز ناخالص داخلی در سالهای 1990-91 کمک می کند ، در سال 1995-96 به اوج خود رسید که پس انداز آنها 4. 9 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می داد.
پس از آن به 3. 4 درصد از تولید ناخالص داخلی در سالهای 2001-02 و به 3. 9 درصد در 2002-03 کاهش یافت. صرفه جویی در شرکتهای پایین تر به هزینه اجاره بالا سرمایه (از جمله نرخ واقعی بهره واقعی) ، نرخ بالای مالیات شرکتها ، نرخ بالای وظایف مالیات غیر مستقیم ، مالیات بر توزیع سود سهام ، ناکارآمدی در استفاده از صندوق های سرمایه گذاری و کمبود ظرفیت تولید نسبت داده شد. رژیم آزادسازی در هند از سال 1991 با تأمین کاهش نرخ تعرفه در مواد اولیه وارداتی ، کاهش مالیات شرکت ها و وظایف مالیات غیر مستقیم منجر به پس انداز بیشتر شرکت ها در سالهای 1995-96 و 1997-98 شد. به تازگی ، کاهش نرخ بهره وام در نتیجه سیاست نرخ بهره نرم نیز باعث افزایش سود بخش شرکت ها شده است و بنابراین از سال 2002-2003 پس انداز شرکت ها افزایش یافته است (جدول 7. 1).
پس انداز بخش شرکت از 4. 4 ٪ از تولید ناخالص داخلی در سالهای 2003-04 به 6. 6 ٪ در سال 2004-05 ، به 7. 5 ٪ در 2005-06 و 7. 9 ٪ در 2006-07 رسید و در سال 2007-08 به 9. 4 ٪ رسید. بحران مالی جهانی در سال 2008-09 بر صرفه جویی در بخش شرکتها که در سال 2008-09 به 7. 4 درصد کاهش یافته است ، در سال 2009-10 و 8 درصد در سال 2010-11 کاهش یافته است.
2. سیستم مالی:
مرحله بعدی در روند تشکیل سرمایه این است که پس انداز خانوارها باید بسیج شده و به بازرگانان یا کارآفرینانی که برای سرمایه گذاری به آنها نیاز دارند منتقل شود. در بازار سرمایه ، وجوه توسط سرمایه گذاران انفرادی (که ممکن است اوراق بهادار یا سهام صادر شده توسط شرکت ها بخرند) تأمین می شود. بانک ها ، اعتماد سرمایه گذاری ، شرکت های بیمه عمر ، شرکت های مالی ، سایر موسسات مالی هستند که پس انداز را برای اهداف سرمایه گذاری بسیج می کنند.
در هند همچنین بازار سرمایه سازمان یافته ای وجود دارد که بانکداران بومی و وام دهندگان پول را تشکیل می دهد. یکی از دلایلی که مسئول نرخ پایین تشکیل سرمایه در هند است ، عدم وجود بازار سرمایه به خوبی توسعه یافته است. گفته می شود سرمایه هند بسیار خجالتی است. اگر نرخ تشکیل سرمایه در بخش خصوصی افزایش یابد ، توسعه سیستم مالی بسیار ضروری است. بازار مالی به خوبی توسعه یافته تضمین می کند که پس انداز جامعه بسیج و به کارآفرینان یا بازرگانانی که آنها را برای سرمایه گذاری نیاز دارند ، منتقل می شود.
3. سرمایه گذاری:
برای صرفه جویی در ایجاد سرمایه و رشد اقتصادی آنها باید سرمایه گذاری شوند. برای اینکه سرمایه گذاری پس انداز انجام شود ، باید تعداد خوبی از کارآفرینان صادق و پویا در کشوری وجود داشته باشد که مایل به ریسک پذیری و عدم اطمینان از تولید هستند. با توجه به اینکه یک کشور به اندازه کافی کارآفرینان خوب و سرمایه گذاری داشته است ، سرمایه گذاری توسط آنها تنها در صورت وجود القاء کافی برای سرمایه گذاری انجام می شود. القاء برای سرمایه گذاری بستگی به کارآیی حاشیه سرمایه ، یعنی نرخ بازده یا سود از یک سو و نرخ واقعی بهره از سوی دیگر دارد.
اگر چشم انداز سود کاملاً روشن باشد ، یعنی وقتی کارآفرینان انتظار سود زیادی از سرمایه گذاری را دارند ، سرمایه گذاری در مقیاس بزرگ انجام می شود. اگر انتظار می رود سود کم باشد ، سرمایه گذاری انجام شده نیز اندک خواهد بود. به طور کلی اعتقاد بر این است که با نرخ واقعی کمتر از بهره ، سرمایه گذاری بیشتر و با نرخ واقعی بیشتر بهره ، سرمایه گذاری کمتر است. به عبارت دیگر ، این بدان معنی است که وقتی اعتبار ارزان تر است ، بازرگانان برای اهداف سرمایه گذاری وجوه بیشتری وام می گیرند.
از دو تعیین کننده القاء به سرمایه گذاری ، یعنی بهره وری حاشیه ای سرمایه و نرخ بهره ، این سابق است که از اهمیت بیشتری برخوردار است. کارآیی حاشیه سرمایه به هزینه یا قیمت عرضه سرمایه و همچنین انتظارات سود بستگی دارد. نوسانات در سرمایه گذاری عمدتاً به دلیل تغییر انتظارات در مورد سود است. اما این اندازه بازار (یعنی تقاضا برای کالاها) است که دامنه سرمایه گذاری سودآور را تعیین می کند.
بنابراین عامل اصلی که سطح سرمایه گذاری یا تشکیل سرمایه در یک اقتصاد را تعیین می کند ، اندازه بازار کالاها است. تقاضا برای تجهیزات سرمایه مانند ماشین آلات به تقاضای کالاهایی که به تولید آن کمک می کند بستگی دارد. القاء سرمایه گذاری به اندازه بازار یعنی تقاضای کالا محدود است. هرچه اندازه بازار بیشتر باشد ، القاء سرمایه گذاری بیشتر خواهد بود. اندازه کوچک بازار باعث می شود تا کارآفرینان از سرمایه گذاری استفاده کنند. همه کشورهای فقیر در همه چیز بازار کوچکی دارند و این یک مانع بزرگ در راه تشکیل سرمایه در کشورهای توسعه نیافته است.
ارواح حیوانات و سرمایه گذاری:
J. M. Keynes که تأکید کرد که کارآیی حاشیه سرمایه نقش مهمی در تعیین سرمایه گذاری دارد ، همچنین بر روحیه حیوانات کارآفرینان برای ایجاد نوسانات در سرمایه گذاری استرس داشت. با توجه به ارواح حیوانات ، کینز به معنای امواج خوش بینی و بدبینی است که اغلب کلاس تجاری را می گیرند و بر رفتار سرمایه گذاری آنها تأثیر می گذارد. کینز سقوط شدید سرمایه گذاری های خصوصی را در سالهای 1929-33 به فروپاشی کارآیی حاشیه ای از سرمایه که ناشی از موج بدبینی در بین کلاس تجارت است که منجر به سقوط بورس در انگلیس شد ، نسبت داد. حتی در هند امروز عدم اعتماد به نفس در بین کلاس های تجاری ناشی از روحیه حیوانات آنها از سال 1997 مسئولیت کندی در سرمایه گذاری های خصوصی است.
سرمایه گذاری عمومی در زیرساخت ها:
سرمایه گذاری خصوصی همچنین تحت تأثیر در دسترس بودن زیرساخت ها مانند قدرت ، جاده های خوب و وسایل حمل و نقل ، وسایل خوب ارتباطی ، بنادر خوب و غیره است. کند شدن در اقتصاد هند از سال 1996-97 نیز تا حدودی به دلیل عدم وجود زیرساخت های خوب است. بنابراین پیشنهاد شده است که سرمایه گذاری عمومی در زیرساخت ها نه تنها تقاضا برای محصولات صنعتی ایجاد می کند بلکه منجر به گسترش امکانات زیرساختی مانند قدرت ، بنادر ، جاده ها و غیره می شود. بنابراین ، در زمینه هند سرمایه گذاری عمومی به حل هر دو عرضه کمک می کندمشکلات جانبی و تقاضا سرمایه گذاری در بخش خصوصی. بنابراین ، در هند جمعیت سرمایه گذاری عمومی بیشتر در سرمایه گذاری خصوصی به جای اینکه آن را جمع کند.
سیاست های مالیاتی:
سیاست های مالیاتی دولت نیز بر رفتار سرمایه گذاری بخش شرکتها تأثیر می گذارد. مالیات های شرکت بالا سرمایه گذاری خصوصی را دلسرد می کند. به عنوان مثال ، مالیات بر درآمد شرکت بالا ، مالیات بر توزیع سود سهام ، وظایف مالیات غیر مستقیم و تعرفه ها با کاهش سودآوری سرمایه گذاری بر سرمایه گذاری در بخش شرکتها تأثیر منفی می گذارد. بنابراین ، برای افزایش سرمایه گذاری شرکت ها ، سیاست های مالیات دوستانه سرمایه گذاری باید اتخاذ شود.
در دسترس بودن اعتبار:
جدا از پس انداز داخلی ، بخش شرکت ها صندوق های سرمایه گذاری را از بازار سرمایه و بانک ها دریافت می کنند. برای پاسخگویی به نیازهای خود برای سرمایه در گردش ، آنها به اعتبار بانکی متکی هستند. بنابراین ، برای اطمینان از سرمایه گذاری بیشتر سرمایه گذاری خصوصی باید در دسترس باشد.
بهبود بازار سهام:
علاوه بر این ، بخش شرکت سرمایه سهام خود را از بازار سهام بالا می برد. بنابراین ، کار بازار سهام باید بهبود یافته و عادلانه و شفاف باشد ، به طوری که مردم باید در معاملات عادلانه در بازار سهام اطمینان داشته باشند. به عنوان مثال ، سقوط بورس سهام در سال 1992 توسط هارشاد مهتا و بعداً توسط کتان پاریخ و کلاهبرداری با UTI ، اعتماد به نفس سرمایه گذاران کوچک را که از بازار خارج شده اند ، به شدت لرزاند. این مسئله برای بخش خصوصی شرکت ها برای افزایش صندوق های سرمایه گذاری از بازار سهام از طریق صدور سرمایه سهام ، مشکلاتی ایجاد کرده است.
اندازه بازار یا سطح تقاضا:
Ragnar Nurkse در کار مشهور خود ، "مشکلات تشکیل سرمایه در کشورهای توسعه نیافته" تأکید شده بر اندازه بازار (یعنی سطح تقاضا) برای یک کالا تعیین کننده مهم تشکیل سرمایه در کشورهای در حال توسعه است. علاوه بر این ، به گفته وی ، اندازه بازار کالاها با میزان درآمد مردم تعیین می شود.
از آنجا که تولید کالاهای صنعتی در دوران مدرن نیاز به نصب ماشین آلات و سایر تجهیزات سرمایه دارد که از ظرفیت تولیدی زیادی برخوردار هستند. بنابراین ، سرمایه گذاری در آنها برای سودآوری باید اندازه کافی از بازار یا تقاضا برای آن کالای صنعتی باشد.
به گفته نورکس ، از آنجا که به دلیل فقر در کشورهای توسعه نیافته در هر درآمد سرمایه مردم کم است ، تقاضای کافی برای یک محصول صنعتی وجود نخواهد داشت و در نتیجه ظرفیت تولیدی ایجاد شده نیز مورد استفاده قرار نمی گیرد. بنابراین ، سرمایه گذاری در ماشین آلات و سایر تجهیزات سرمایه برای تولید کالا سودآوری نخواهد بود.
بنابراین اندازه محدود بازار در کشورهای توسعه نیافته ، القاء را برای سرمایه گذاری در آنها برای غلبه بر این مشکل در اندازه محدود بازار کالاها کاهش می دهد. نورکس "استراتژی رشد متعادل" را پیشنهاد کرد که تحت آن سرمایه گذاری همزمان در تعداد زیادی از صنایع انجام می شود تا کارگران شاغل در صنایع مختلف تقاضا را برای محصول یکدیگر ایجاد کنند.
پس انداز ، تشکیل سرمایه و رشد اقتصادی در هند:
در هند همچنین ، تشکیل سرمایه یا نرخ سرمایه گذاری نقش مهمی در ایجاد نرخ رشد اقتصادی بالاتر داشته است. نرخ رشد بالاتر سالانه 5. 8 درصد در سال در دهه هشتاد به دلیل بالاتر بودن سرمایه گذاری یا تشکیل سرمایه در مقایسه با دهه های اولیه توسعه برنامه ریزی شده بود که تنها 3. 5 درصد متوسط نرخ رشد در سال را مشاهده می کردند.
دهه 1900 نمایانگر دوره بسیار مهمی در رشد اقتصادی در هند است زیرا در این دوره به اصلاحات اقتصادی آزادسازی و خصوصی سازی رسیده است. همانطور که از جدول 7. 2 مشاهده می شود ، دو سال اول را ترک می کند زیرا آنها نمایانگر دوره انتقال بحران و تنظیم هستند ، در دوره پس از اصلاحات ، نرخ رشد در 1992-93 تا 1996-97 بسیار بیشتر بوده است (6. 6 درصدمیانگین نرخ رشد سالانه) در مقایسه با 5. 8 درصد در دوره قبل از اصلاحات.
این به دلیل افزایش پس انداز و سرمایه گذاری شرکت ها به دنبال لغو مجوزهای صنعتی و کاهش هزینه اجاره سرمایه به دلیل کاهش تعرفه های واردات مواد خام و کاهش مالیات شرکت ها بود که سودآوری سرمایه گذاری خصوصی را افزایش داد.
با این حال، پس از سال 1996، نرخ رشد بالاتر نتوانست حفظ شود و در واقع اقتصاد هند با وجود ادامه اصلاحات اقتصادی وارد رکود شد. دو عامل مسئول آن بودند. اول، به دنبال اصلاحات تعدیل ساختاری و نیاز به مهار کسری مالی سرمایه گذاری عمومی بین سال های 1997-1998 و 2002-03 کاهش یافت. این امر بر رشد کلی تولید ناخالص داخلی و همچنین رشد صنعتی از طریق عوامل نامطلوب طرف عرضه و تقاضا تأثیر منفی گذاشت.
از جدول 7. 2 مشاهده می شود که بین سال های 93-1992 و 97-1996 متوسط نرخ رشد تولید ناخالص داخلی بالاتر از حدود 6. 5 درصد در سال عمدتاً به دلیل نرخ بالاتر تشکیل سرمایه ناخالص داخلی (GDCF) حاصل شده است. در اواخر دهه نود و تا سال 2002-2003 که سرمایه گذاری یا GDCF به ویژه به دلیل کاهش سرمایه گذاری عمومی کمتر بود، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی نیز کاهش یافت.
پس از سال 2003 که هم سرمایه گذاری دولتی و هم سرمایه گذاری خصوصی افزایش یافت، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی طی سه سال (2005-2008) به بیش از 9 درصد در سال افزایش یافت. اکنون در دوره پنج ساله یازدهم (12-2007) میانگین رشد 8 درصدی تولید ناخالص داخلی در سال به دست آمد.
از آنجایی که نرخ پس انداز ناخالص داخلی (GDS) به 36. 4 درصد و تشکیل سرمایه ناخالص داخلی (GDCF) در سال در سال های 2007-2008 رسیده بود، امکان پذیر بود. با این حال، تأثیر بحران مالی جهانی (09-2008) نرخ رشد تولید ناخالص داخلی را به 7/6 درصد در سال های 09-2008 و به 6/8 درصد در سال های 10-2009 و به 9/8 درصد در سال های 11-2010 کاهش داد. با این حال، به دلایلی که در زیر توضیح داده شده است، برای سال 12-2011، برآورد نرخ رشد تولید ناخالص داخلی کمتر از 6. 7 درصد است.
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
13 اسفند
1401 ساعت: 12:33