در این هفته ، ما در دنیای رمزنگاری وسوسه کننده ارتفاعات جدیدی از تلاطم دیدیم. سرمایه گذاری در بازار به عنوان از دست دادن اعتماد به نفس در یک سکه مردمی - که طراحی شده است به دلار تبدیل شده است - یک اجرای را به وجود آورد که باعث ایجاد مسری گسترده شد. در این نوشتار ، ارزش تخمینی کلیه دارایی های رمزنگاری 1. 1 تریلیون دلار است که تقریباً 60 درصد از اوج 2. 7 تریلیون دلار در اوایل نوامبر کاهش یافته است. پیامدهای گسترده تر برای دنیای رمزنگاری و سیستم مالی سنتی چیست؟آیا ما با چشم انداز دنیای معروف بی ثبات رمزنگاری و دارایی های غیرمتمرکز (DEFI) که باعث تضعیف ثبات سیستم مالی سنتی (TradFI) و اقتصاد واقعی می شود ، روبرو هستیم؟
تا زمانی که همه این دارایی های رمزنگاری محدود به دنیای Defi باشند ، آنها تهدیدی برای Tradfi یا فعالیت های اقتصادی ندارند. مانند دارایی های موجود در یک بازی ویدیویی آنلاین چند نفره (مانند World of Warcraft یا Final Fantasy IV) ، قیمت آنها می تواند بالا و پایین حرکت کند در حالی که سرمایه گذار/بازیکنان تجارت می کنند ، هر دو دارایی رمزنگاری و مشتقات آنها را وام می دهند و وام می دهند. گاهی اوقات ، البته ، کسی پول یا دارایی متعارف را برای تنوع رمزنگاری مبادله می کند و قیمت ها را از نظر پول فیات تعیین می کند. اما اگر تقریباً تمام معاملات در دنیای Defi داخلی باقی بمانند ، این روند نیز ممکن است در مریخ اتفاق بیفتد و Tradfi را بی تأثیر جلوه دهد. در عمل ، این واقعیت که نوسانات عظیم در ارزش با یک کوچک شدن جهانی (حداقل تاکنون) برآورده می شود ، شواهد اصلی است که در حال حاضر دارایی های رمزنگاری شده در حال حاضر از نظر سیستماتیک بی ربط هستند.
اما آیا دارایی های رمزنگاری از Tradfi و از فعالیت های اقتصادی واقعی آنقدر جدا هستند؟سازهای رمزنگاری در حال حاضر از راه های قابل توجه از متاور Defi فرار می کنند. این موارد شامل استفاده از دارایی های رمزنگاری به عنوان وسیله ای برای پرداخت است (به پست قبلی ما در مورد stablecoins مراجعه کنید) ، به عنوان وثیقه وام و وام و به عنوان دارایی در برنامه های بازنشستگی. علاوه بر این ، بسیاری از مشاغل در حال بررسی امکان جایگزینی رمزنگاری و Defi برای Tradfi هستند ، در حالی که بانک ها و دلالان دلال در تلاش برای محافظت از حق رای دادن خود ، امکان تجارت رمزنگاری های رمزنگاری را به مشتریان ارائه می دهند. در نتیجه ، به راحتی می توان تصور کرد که چگونه دنیای رمزنگاری/Defi می تواند سیستم مالی را که فعالیت اقتصادی واقعی را تسهیل می کند ، آلوده کند.
این نگرانی ها باعث می شود که دو سؤال مرتبط بپرسیم: اول ، خطرات ناشی از رمزنگاری و Defi چگونه خواهد بود؟دوم ، چگونه تنظیم کننده ها در صورت انجام و چه زمانی با آنها برخورد خواهند کرد؟این پست برای اولین بار در یک سری است که هدف آن رسیدگی به این سؤالات است. همانطور که از یک آغازگر استفاده می شود ، ما با اصول اولیه شروع می کنیم: توصیف رمزهای رمزنگاری و defi. در این فرآیند ، اصطلاحات مشترک را تعریف می کنیم و قیاس بین Defi و TradFI را برجسته می کنیم. برای خوانندگانی که مایل به عمیق تر شدن هستند ، ما به طیف وسیعی از مطالعات که اطلاعات مفیدی را ارائه می دهند پیوند می دهیم.
در یک پست آینده ، ما برجسته خواهیم کرد که مشکلاتی که اغلب در Tradfi بوجود می آیند (از کلاهبرداری و سوءاستفاده گرفته تا دویدن ، وحشت و نارسایی عملیاتی) نیز در DEFI ظاهر می شوند ، در حالی که هدف از DEFI برای جلوگیری از هرگونه مداخله اختیاری ، Tradfi Key را تصحیح می کندابزارها (مانند دادگاه دادگاه از قراردادهای ناقص) غیرقابل اجرا است. سرانجام ، ما همچنین در مورد رویکردهای نظارتی که می توانند خطرات ناشی از DEFI را برطرف کنند ، ضمن حمایت از نوآوری مالی مسئول که باعث کاهش هزینه های معاملات و گسترش انتخاب مصرف کننده می شود ، ارسال خواهیم کرد.
Crypto and Defi: اصول اولیه
در اساسی ترین سطح ، Crypto-Assets و Defi مجموعه ای از ورودی ها در یک پایگاه داده دیجیتال ، همراه با الگوریتم ها و پروتکل ها (کد رایانه ای) هستند که این ورودی ها را تغییر می دهند. در کنار هم ، این سیستمی را تشکیل می دهد که استفاده از TradFI از دفترچه ها برای ضبط معاملات و مالکیت (یک پایگاه داده) را به همراه قوانین و رویه های تغییر این سوابق (پروتکل ها) تکرار می کند. با استفاده از این اصول ، دارایی های رمزنگاری مکانیسم هایی را برای پرداخت ، ذخیره ارزش و انتقال ریسک فراهم می کنند ، در حالی که Defi بازارهایی را ارائه می دهد که صاحبان آنها می توانند این دارایی ها را خریداری و بفروشند.
به عبارت دیگر ، هر آنچه که در این دنیای مالی جدید ادامه می یابد ، آنالوگ هایی در سنتی دارد. با این حال ، یک تفاوت بزرگ وجود دارد: بسیار (اما نه همه) دنیای Crypto/Defi همانطور که ما آنها را می شناسیم عاری از موسسات مالی است.
سکه های blockchain و بومی. قبل از رسیدن به هرگونه جزئیات ، باید دو شیء اساسی را در دنیای رمزنگاری توضیح دهیم: یک blockchain و یک سکه بومی. blockchain یک دفترچه دیجیتالی ضد دستکاری است که شامل مجموعه ای از سوابق است (به آغازگر قبلی ما مراجعه کنید). آدرس یک رکورد فردی در این دفتر ممکن است یک یا چند مدخل داشته باشد. در ساده ترین حالت ، مانند blockchain اصلی بیت کوین ، آدرس فقط یک شیء دارد که تعداد سکه های بومی blockchain را مشخص می کند - در این حالت ، بیت کوین.(توجه داشته باشیم که فناوری blockchain دارای برنامه های واقعی یا بالقوه است که فراتر از رمزنگاری به مناطقی از جمله لجستیک ، املاک و مستغلات ، کلکسیون ها و هنر گسترش می یابد.)
برای دسترسی به آدرس خاص آنها در blockchain ، یک مالک بیت کوین از یک کلید رمزنگاری استفاده می کند. این بلوک تغییر وضعیت سیستم را ثبت می کند - یعنی نحوه حرکت بیت کوین ها از یک آدرس به آدرس دیگر را مشخص می کند..
یک سکه بومی دو نقش بازی می کند. اول ، این تلاش برای تقلید از ارز معمولی فیات با خدمت به عنوان وسیله ای برای پرداخت ، یک فروشگاه ارزش و یک واحد حساب در خارج از TradFI است. دوم ، برای حفظ blockchain ، که به طرح های پرهزینه متکی است ، برای اطمینان از مشروعیت هر بلوک جدید ، یکپارچه است.
طبق گفته CoinmarketCap ، امروزه بیش از 10،000 سکه بومی وجود دارد ، اما فقط ده ها نفر از سرمایه های بازار بیش از 10 میلیارد دلار دارند. بزرگترین آنها بیت کوین و اتر هستند که به ترتیب 583 میلیارد دلار و 254 میلیارد دلار در بازار فعلی وجود دارد. تعداد زیادی از سکه های بومی این واقعیت را نشان می دهد که ایجاد یک هزینه حداقل هزینه دارد ، در حالی که غلظت کلاه بازار در چند ابزار منعکس کننده بیرونی شبکه است که در بین وسایل پرداخت رایج است: استفاده گسترده آنها را مایع تر می کند و حتی استفاده گسترده تری نیز ایجاد می کند.
در غیاب مؤسساتی که معاملات را با دقت تأیید می کنند ، ترازنامه های خود را به دقت تأیید می کنند ، چگونه تغییر blockchain مانند فروش یا خرید یک سکه بومی ، اجرا و تأیید شده است؟امروزه ، متداول ترین طرح برای به دست آوردن حق اضافه کردن یک بلوک ، مکانیسم اثبات کار (POW) است که نیاز به استفاده از قدرت محاسبات عظیم برای حل مشکلات پیچیده ، اما در غیر این صورت بی فایده ، مشکلات ریاضی قبل از اجازه به روزرسانی در blockchain است. واد"معدنچی" که سوابق مشکل ریاضی را حل می کند ، درخواست تغییر در یک بلوک جدید را داد. برای این سرویس ضبط و اعتبار سنجی ، معدنچی جبران خسارت را به شکل سکه بومی از شخصی که مایل به انجام معامله است (مانند خرید یا فروش سکه بومی) دریافت می کند. در بعضی موارد ، سکه های جدید با هر بلوک اضافی نیز معدنچیان را برای تلاش خود جبران می کنند.
مکانیسم های POW که امروزه در آن استفاده می شود بسیار پر انرژی است. به عنوان مثال ، حفظ blockchain بیت کوین به تنهایی در حال حاضر دارای یک ردپای کربن برابر با جمهوری چک ، کشوری نزدیک به 11 میلیون نفر است (برای تخمین فعلی ، اینجا را ببینید).
نکته مهم این است که دفترچه های دیجیتالی مورد استفاده در دنیای رمزنگاری/Defi نسخه های زیادی دارند ، همه با جایگاه برابر. یعنی هیچ نسخه واحد معتبر نیست. ما این را یک دفترچه توزیع شده می نامیم. برای سازهای پیشرو رمزنگاری ، هرکسی که نیاز به POW پرهزینه را برآورده کند می تواند این دفترچه توزیع شده را به روز کند. یعنی آنها دسترسی آزاد و بدون اجازه دارند. در نتیجه ، هیچ عامل واحد بر صحت دفترچه نظارت نمی کند. در مقابل ، دفترچه های Tradfi اختصاصی و مجوز هستند: به عنوان مثال ، یک بانک تنها توانایی تغییر و اعتبارسنجی سوابق حساب خود را دارد ، حتی اگر نسخه های مختلفی را حفظ کند و به برخی از مشتری ها و پیمانکاران اجازه می دهد تا سوابق را مشاهده کرده و تغییرات پیشنهادی را ارائه دهند.
هنگامی که تغییراتی در یک دفترچه توزیع شده رخ می دهد ، نسخه جدید باید به همه افراد منتقل شود که باید وضعیت فعلی را بشناسد ، از جمله معدنچیان در سراسر جهان که در تلاشند تا تغییرات بیشتری را انجام دهند و مجموعه بعدی معاملات را ثبت کنند. این فرایند ارسال نسخه های دفترچه در سراسر جهان زمان می برد و محدودیت فیزیکی را در سرعت پردازش معاملات قرار می دهد ، حتی اگر این اطلاعات به صورت الکترونیکی با سرعت نور منتقل شود. و از آنجا که هر کسی می تواند به عنوان یک معدنکار عمل کند ، روشهای اتوماتیک وجود دارد تا اطمینان حاصل شود که معاملات متناقض (مانند دستورالعمل انتقال دو بار بیت کوین) اجرا نمی شود. اجتناب از این درگیری ها برای یکپارچگی دنیای رمزنگاری بسیار مهم است ، به ویژه با جلوگیری از فروش کسی که دارای دارایی است که از آن برخوردار نیست.
دارایی های رمزنگاری
اکنون توضیحات مربوط به رمزنگاری های رمزنگاری و defi را گسترش می دهیم. آنها چه کارکردهایی را ارائه می دهند و چگونه آنها با سیستم TradFI ارتباط دارند؟
هیئت ثبات مالی (FSB) یک دارایی رمزنگاری را به عنوان یک دارایی دیجیتال بخش خصوصی وابسته به رمزنگاری و استفاده از دفترچه توزیع شده یا فناوری مشابه تعریف می کند. در عمل ، ما می توانیم دارایی های رمزنگاری را به سه دسته تقسیم کنیم: مواردی که دارایی های مالی سنتی را تقلید می کنند. stablecoins ؛و کسانی که پشتوانه صریح ندارند. دسته اول ، نشانه های امنیتی ، بازنمایی های دیجیتالی است - که بر روی یک blockchain - سهام ، اوراق بهادار ، مشتقات و سایر اوراق بهادار معمولی استایل می شود. یک قیاس مفید برای دریافت سپرده گذاری است - ادعایی که توسط یک متولی صادر شده است که مطابق با یک ابزار معمولی اساسی (مانند سهام صادر شده در خارج از کشور) است که در بازداشت به سر می برد.
روی آوردن به stablecoins و با تکیه دوباره به تعریف FSB ، اینها "دارایی رمزنگاری هستند که هدف آن حفظ یک ارزش پایدار نسبت به دارایی مشخص یا استخر یا سبد دارایی است."متداول ترین Stablecoins با هدف حفظ ارزش برابر با واحد ارز فیات ، مانند دلار ایالات متحده یا یورو. در این گروه ، استابلوهای با حمایت از ذخیره وجود دارد که توسط ابزارهای معمولی و stablecoins الگوریتمی پشتیبانی می شوند که به طور معمول توسط سایر دارایی های رمزنگاری پشتیبانی می شوند.
استیبل کوین های با پشتوانه ذخیره، بدهی صادرکننده ای هستند که ترازنامه را با دارایی هایی با ارزش برابر حفظ می کند. ترازنامه این واحد تجاری شبیه ترازنامه یک صندوق بازار پول (که سرمایه سهام ندارد) است. همانطور که در پست قبلی بحث کردیم، دو بزرگترین استیبل کوین با پشتوانه ذخیره عبارتند از Tether (با ارزش فعلی 79 میلیارد دلار آمریکا) و USD Coin (50 میلیارد دلار) که هر دو به دلار آمریکا مرتبط هستند. کیفیت و ماهیت دارایی های ذخیره آنها موضوعی است که مورد بحث است. تتر می گوید که بسیاری از دارایی های آن به شکل اوراق قرضه، وام و اوراق تجاری (که در ایالات متحده نگهداری نمی شوند) است. در مورد Circle که USD Coin منتشر می کند، یک شرکت حسابداری مستقر در ایالات متحده هر ماه تأیید می کند که ذخایر عمدتاً «نقد و معادل نقد» هستند، بدون اینکه ترکیب دقیق آنها را فاش کند.
با روی آوردن به استیبل کوین های الگوریتمی، برای حفظ ثبات ارزش آنها در برابر یک ارز فیات، عرضه به طور خودکار طبق یک قانون از پیش تعیین شده تغییر می کند. اما حتی در این کلاس دارایی های رمزنگاری شده، رویکردهای مختلفی برای تلاش برای حفظ یک میخ وجود دارد. در یک انتهای طیف، DAI توسط MakerDAO صادر می شود و توسط اتر (ETH)، سکه اصلی بلاک چین اتریوم، وثیقه می شود. در حال حاضر، نرخ وثیقه برای DAI 150٪ است، بنابراین شخصی که 150 دلار اتر را واریز می کند، می تواند حداکثر 100 DAI (معادل 100 دلار) را ضرب یا وام بگیرد. ما می توانیم این تراکنش را در ترازنامه ای در نظر بگیریم که در آن دارایی ها 150 دلار ETH و بدهی ها 100 DAI افزایش می یابد که ارزش خالص را در ابتدا 50 دلار افزایش می دهد. حال، اگر ارزش پشتوانه ETH به کمتر از 150 دلار برسد، وثیقه به طور خودکار (با جریمه) برای بازپرداخت وام نقد می شود و فشار نزولی بیشتری بر قیمت ETH وارد می کند. ترتیبات از این نوع (مانند وام های حاشیه ای) می تواند منجر به فروش اجباری و بی ثباتی بازار شود.
الگوریتمی Stablecoin Terra که این هفته فرو ریخت ، به یک پروتکل متفاوت (بر اساس Crypto-Asset Luna) اعتماد کرد تا از PEG دلار از Dai و Ether پشتیبانی کند. در مورد Terra ، الگوریتم نیازی به واریز لونا موجود به عنوان وثیقه نداشت. در عوض ، سرمایه گذاران می توانند Terra را برای لونا تازه تغییر یافته مبادله کنند. این مکانیسم برای حمایت از Terra پتانسیل بی ثباتی را بزرگ می کند: از آنجا که از دست دادن اعتماد به نفس سرمایه گذار قیمت لونا را کاهش می دهد ، حتی بیشتر لونا برای هر واحد از Terra که رد و بدل می شوند ، استخراج می شود. افزایش نتیجه قیمت لونا منجر به عرضه روزافزون شد و قیمت دلار آن را به صفر تسریع کرد. این مارپیچ مرگ با بی ارزش بودن لونا و متوقف کردن blockchain Terra در 12 مه 2022 به اوج خود رسید.
دارایی های رمزنگاری نشده (که بعضاً به عنوان "بی نتیجه" گفته می شود) دسته سوم و آخر را تشکیل می دهند ، که شامل همه چیز است که نه یک نشانه اوراق بهادار است و نه پایدار. علاوه بر بسیاری از سکه های بومی که در ابتدا توضیح داده شده است ، این کلاس گسترده شامل نشانه های ابزار (که دسترسی به یک سرویس یا محصول خاص را بر روی یک بستر خاص فراهم می کند) و نشانه های حاکمیتی (که نوعی نشانه ابزار است که قدرت رای گیری را در مورد امور مرتبط با آن اعطا می کند. blockchain). توجه داشته باشیم که برخی از این سکه ها می توانند در چند دسته قرار بگیرند و بیش از یک عملکرد را نشان دهند.
برخلاف نشانه های ابزار و حاکمیت ، بیشتر دارایی های رمزنگاری نشده هیچ ارزش اساسی ندارند. آنها نه ادعاهای مربوط به جریان های نقدی آینده را که توسط یک نهاد تولیدی ایجاد می شود ، نشان می دهد و نه به مالک این حق را می دهند که هر خدمتی را که از هر دارایی ملموس یا نامشهود جریان دارد ، ارائه دهد. در عوض ، ارزش آنها از اعتقاد دارندگان رمزنگاری شده است که می توانند این دارایی ها را به یک ارز فیات تبدیل کنند که می تواند در خارج از دنیای رمزنگاری استفاده شود. به این معنا ، ارزیابی چنین دارایی های رمزنگاری شده بیشتر شبیه به هنرهای زیبا یا کلکسیون ها است ، نه ارزش اساسی مرتبط با سهام معمولی ، اوراق قرضه یا حسابهای سپرده در یک بانک.
سرسری
مالی غیرمتمرکز (DEFI) مجموعه ای از بازارهای مالی ، محصولات و سیستم هایی است که با استفاده از دارایی های رمزنگاری شده و "قراردادهای هوشمند" ساخته شده با استفاده از دفترچه توزیع شده یا فناوری مشابه کار می کنند. یک قرارداد هوشمند یک قطعه کد است که در blockchain ساکن است و در صورت درخواست اجرا می شود.
در ساده ترین سطح ، ما می توانیم از Defi به عنوان داشتن دو لایه اصلی فکر کنیم ، همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است. لایه پایین یا "شهرک" به سادگی blockchain و سکه بومی آن است. به عنوان مثال ، اتر سکه بومی blockchain Ethereum است. بالاتر از این لایه تسویه حساب ، لایه قرارداد هوشمند ، جایی که بیشتر فعالیتهای خالص در آن رخ می دهد قرار دارد. به عنوان مثال ، این جایی است که صادرکنندگان مانند Circle و Tether Mint Stablecoins با حمایت از رزرو و جایی که الگوریتم ها برای تجارت ، صدور بدهی و مشتقات فراهم می کنند.
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
12 اسفند
1401 ساعت: 13:20