چرا بانکهای بزرگ نقدینگی کمتری به بازارهای اوراق قرضه ارائه می دهند؟

ساخت وبلاگ

تقریباً هر روز ما در بحث درباره اینکه آیا نقدینگی بازار اوراق قرضه توسط مقررات جدید بانکی آسیب دیده است ، می خوانیم. بر اساس گسترش پیشنهادات و سایر معیارهای نقدینگی استاندارد ، به نظر می رسد که بازارهای اوراق قرضه به همان اندازه مایع هستند که برای مدت طولانی بوده اند. نقدینگی برای معاملات بزرگتر بدتر است. در صورت لزوم برای دستیابی به ثبات مالی ، این هزینه ای است که ارزش تحمل آن را دارد. با این حال ، در اینجا ، من پیشنهاد می کنم که آیین نامه ای به عنوان نسبت اهرم تکمیلی قابل تغییر باشد تا بتواند نقدینگی بازار اوراق بهادار را بهبود بخشد بدون اینکه ثبات مالی را انجام دهد.

میزان نقدینگی که توسط بانکهای بزرگ به بازارهای اوراق قرضه ارائه می شود ، به طور قابل توجهی کاهش می یابد. بانک های بزرگ موجودی های بسیار کوچکتر از اوراق قرضه را ذخیره می کنند. در مواجهه با درخواست تجارت مشتری ، بانک ها اکنون با جستجوی مسابقه با شخص ثالث ، به عنوان یک نماینده پاسخ می دهند تا به عنوان یک مدیر که بلافاصله فضایی را برای تجارت در ترازنامه خود فراهم می کند. فضای ترازنامه مانند املاک و مستغلات گران قیمت رفتار می شود ، فقط در دسترس موقعیت هایی است که می توانند هزینه های اجاره ای را که اکنون بسیار بیشتر است پرداخت کنند.

"اجاره" برای فضای ترازنامه مرتبط با تجارت معین ، هزینه سهامداران بانک هنگام آوردن تجارت به ترازنامه بانک ، بالاتر و فراتر از سود مارک به بازار در تجارت است. منبع اصلی این هزینه "بدهی بیش از حد" است. هنگامی که یک بانک خرید یک دارایی را تأمین می کند ، به طور موثری مقداری از ارزش دارایی را به طلبکاران میراث خود منتقل می کند ، که اکنون بیشتر برای مطالبات بدهی خود حمایت می کنند. به همین ترتیب ، هنگامی که یک بانک به منظور تحقق یک سرمایه نظارتی بالاتر برای موقعیت جدید ، سهام عدالت را صادر می کند ، بنابراین ترازنامه خود را ایمن تر می کند ، طلبکاران از طریق افزایش ایمنی ادعای خود از انتقال ثروت بهره مند می شوند. برای اینکه یک تجارت قابل دوام باشد ، سود مارک به بازار باید از انتقال ثروت مرتبط به طلبکاران فراتر رود. مبلغ بدهی برای بانکهای با سرمایه گذاری بسیار کوچکتر است و به آنها مزیت مهمی در رقابت برای معاملات می دهد.

در مورد توافق نامه های خرید مجدد ، معروف به repos ، "هزینه اجاره" برای فضای ترازنامه به شدت با مقررات افزایش یافته است. در یک تجارت معمولی ، یک بانک به یک طرف مقابل که وام را با اوراق قرضه تأمین می کند ، پول نقد می کند. خزانه های دریافت شده توسط این بانک معمولاً توسط خود بانک در یک بازپرداخت دیگر ، به طور معمول با نرخ تأمین مالی کمتر تأمین می شود. سود بانک از تفاوت بین دو نرخ repo سود می برد. مورد نیاز سرمایه غایب ، این تجارت واسطه گری repo تقریباً خود تأمین مالی است زیرا بانک پول نقد را از یک طرف مقابل به دیگری منتقل می کند و خزانه ها در جهت مخالف. اگر یک طرف مقابل شکست بخورد ، می توان موقعیت را با ریسک بسیار کم در بانک انحلال کرد زیرا تقریباً به طور کامل با پول نقد یا خزانه های ایمن امن است. گذشته از هرگونه افزودنی مورد نیاز سرمایه نظارتی ، این تجارت تقریباً هیچ تغییر خالص در ترازنامه بانک ایجاد نمی کند ، بنابراین هزینه اجاره برای فضای موجود در ترازنامه بانک تقریباً صفر است.(به معنای واقعی کلمه صفر نیست زیرا یک خطر کوچک وجود دارد و همچنین بین ورود و خروج از پول نقد و خزانه ها تاخیر زمان کوتاهی وجود دارد.)

قانون جدید نسبت اهرم اضافی (SLR) همه چیز را برای بازار مخزن تغییر می دهد. برای بزرگ ترین بانک های ایالات متحده، SLR، که برای جلوگیری از نیازهای سرمایه با ریسک تعدیل شده است، اکنون برای همه دارایی ها، صرف نظر از ریسکشان، به ۶ درصد سرمایه نیاز دارد. برای یک بانک فروشنده بزرگ معمولی، SLR یک محدودیت الزام آور است و بنابراین ارزش سهام مورد نیاز بانک را برای یک معامله مخزن 100 میلیون دلاری به اندازه هر موقعیت جدید دیگری با همان اندازه ناخالص افزایش می دهد، به عنوان مثال یک وام مستغلات پرخطر. 100 میلیون دلاراین بدان معناست که سود مورد نیاز بانک در معاملات ریپو باید در مجاورت سود یک وام مستغلات پرخطر باشد تا تجارت ریپو برای حداکثر کردن ارزش سهامداران قابل اجرا باشد. این مانع سود برای واسطه گری ریپو تقریباً غیرقابل تحمل شده است، بنابراین بانک ها نقدینگی کمتری را به بازار رپو ارائه می کنند. در نتیجه، اختلاف بین نرخ های بازپرداختی که توسط غیربانک ها و بانک ها پرداخت می شود تقریباً سه برابر شده است. نرخ های سه ماهه بازپرداخت اوراق بهادار خزانه داری که توسط معامله گران غیربانکی پرداخت می شود، اکنون حتی از نرخ های استقراض سه ماهه بدون وثیقه پرداختی بانک ها نیز بالاتر است، که یک انحراف قابل توجه در بازار است. حجم تجارت در بازار معامله گران بانک به غیر بانک برای مخزن اوراق بهادار دولتی ایالات متحده کمتر از نیمی از سطوح سال 2012 است (آنتوان مارتین، "اصلاحات، مقررات و تغییرات در بازار رپو ایالات متحده"، بانک فدرال رزرو نیویورک،ارائه در RISK USA، 21 اکتبر 2015). بازارهای مخزن اروپایی نیز مقداری نقدینگی را متحمل شده اند، اگرچه بانک های اروپایی نسبت به بانک های ایالات متحده در معرض نسخه ای کمتر از SLR قرار گرفته اند.

نقدینگی بازار رپو یک عنصر مهم در نقدینگی عمومی بازارهای اوراق قرضه است. ریپوها برای تامین مالی معاملات اوراق قرضه، اوراق قرضه کوتاه مدت و پوشش ریسک نرخ بهره استفاده می شوند. یک راه حل طبیعی می تواند کاهش نسبت اهرم تکمیلی برای اشکال بسیار امن واسطه گری مخزن اوراق بهادار دولتی باشد. برای کسانی که طرفدار عدم تغییر در SLR هستند، یک استدلال متقابل این خواهد بود: «استثنا کردن کار لغزنده است. کجا متوقف خواهد شد؟»من استدلال کرده ام که الزامات سرمایه موزون ریسک باید با استفاده از وزن های ریسک قوی تر برای برخی از طبقات دارایی، از جمله اوراق قرضه دولتی، قوی تر شود. راه حل دیگری که برای بازار repo ایالات متحده پیشنهاد شده است، معرفی طرف مقابل مرکزی مخزن در سطح بازار (CCP) است که مقدار مورد نیاز فضای ترازنامه بانکی را کاهش می دهد. اینکه چرا راه اندازی چنین ح ک پی دشوار بوده است موضوعی است که برای یک روز دیگر مطرح می شود.

دارل دافی، استاد ممتاز دین ویتر در امور مالی در دانشکده تحصیلات تکمیلی تجارت در دانشگاه استنفورد است.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 11:00