موانع ورود: درک اینکه چه چیزی رقابت را محدود می کند

ساخت وبلاگ

آدام هیز ، دکتری ، CFA ، یک نویسنده مالی با 15+ سال تجربه وال استریت به عنوان یک معامله گر مشتقات است. علاوه بر تخصص گسترده تجارت مشتق ، آدم متخصص اقتصاد و امور مالی رفتاری است. آدم کارشناسی ارشد خود را در اقتصاد از مدرسه جدید تحقیقات اجتماعی و دکتری خود دریافت کرد. از دانشگاه ویسکانسین-مادیسون در جامعه شناسی. او یک منشور CFA و همچنین مجوزهای FINRA سری 7 ، 55 و 63 است. وی در حال حاضر تحقیق و تدریس جامعه شناسی اقتصادی و مطالعات اجتماعی امور مالی در دانشگاه عبری در اورشلیم است.

مایکل بویل یک متخصص مالی باتجربه است و بیش از 10 سال با برنامه ریزی مالی ، مشتقات ، سهام ، درآمد ثابت ، مدیریت پروژه و تجزیه و تحلیل کار می کند.

سوزان یک بازاریاب محتوا ، نویسنده و حقایق است. وی دارای مدرک لیسانس علوم مالی از دانشگاه ایالتی Bridgewater است و به توسعه استراتژی های محتوا برای مارک های مالی کمک می کند.

Barriers to Entry

Investopedia / جولی بنگ

موانع ورود چیست؟

موانع ورود یک اقتصاد و اصطلاح تجاری است که عواملی را توصیف می کند که می تواند مانع یا مانع از تازه واردان در یک بازار یا بخش صنعت شود و بنابراین رقابت را محدود می کند. این موارد می تواند شامل هزینه های بالا راه اندازی ، موانع نظارتی یا موانعی دیگر باشد که از ورود رقبای جدید به راحتی به یک بخش تجاری جلوگیری می کند. موانع ورود به شرکتهای موجود سود می برد زیرا آنها از سهم بازار و توانایی تولید درآمدها و سود خود محافظت می کنند.

موانع متداول برای ورود شامل مزایای مالیاتی ویژه برای شرکتهای موجود ، حمایت از حق ثبت اختراع ، هویت برند قوی ، وفاداری مشتری و هزینه های بالا در سوئیچینگ مشتری است. سایر موانع شامل نیاز شرکت های جدید برای به دست آوردن مجوزها یا ترخیص نظارتی قبل از عمل است.

غذای اصلی

  • موانع ورود به توصیف هزینه های بالا راه اندازی یا موانعی دیگر که از ورود رقبای جدید به راحتی به یک صنعت یا حوزه تجارت جلوگیری می کند.
  • موانع ورود به شرکتهای فعلی به دلیل محافظت از درآمدها و سود خود و جلوگیری از سرقت سهم بازار.
  • موانع ورود ممکن است به طور طبیعی ، با مداخله دولت یا از طریق فشار بنگاه های موجود ایجاد شود.
  • هر صنعت مجموعه خاصی از موانع خود را برای ورود دارد که استارتاپ ها باید با آن مقابله کنند.
  • موانع ورود ممکن است مالی باشد (هزینه بالایی برای ورود به بازار) ، نظارتی (قوانین محدود کننده تجارت) یا عملیاتی (تلاش برای جذب مشتریان وفادار یا عدم دسترسی کانال های تجاری).

موانع ورود

شناخت موانع ورود

برخی از موانع ورود به دلیل دخالت دولت وجود دارد، در حالی که برخی دیگر به طور طبیعی در بازار آزاد رخ می دهند. اغلب، شرکت ها با دولت لابی می کنند تا موانع جدیدی برای ورود ایجاد کند. ظاهراً این کار برای محافظت از یکپارچگی صنعت و جلوگیری از ورود تازه واردان به معرفی محصولات ضعیف به بازار انجام می شود.

به طور کلی، شرکت ها از موانع ورود به منظور محدود کردن رقابت و ادعای سهم بیشتر بازار در زمانی که به راحتی در یک صنعت قرار دارند، حمایت می کنند. موانع دیگر برای ورود به طور طبیعی رخ می دهند، اغلب در طول زمان و با تسلط برخی بازیگران صنعت تغییر می کنند. موانع ورود اغلب به عنوان اولیه یا فرعی طبقه بندی می شوند.

یک مانع اولیه برای ورود به تنهایی به عنوان یک مانع ظاهر می شود (به عنوان مثال، هزینه های زیاد راه اندازی). یک مانع فرعی به خودی خود مانعی نیست. در عوض، همراه با موانع دیگر، توانایی شرکت بالقوه برای ورود به صنعت را تضعیف می کند. به عبارت دیگر، موانع دیگر را تقویت می کند.

موانع ورود ممکن است طبیعی باشد (هزینه های بالای راه اندازی برای حفاری یک چاه نفت جدید)، ایجاد شده توسط دولت ها (هزینه های صدور مجوز یا حق ثبت اختراع در راه است)، یا توسط شرکت های دیگر (انحصار طلبان می توانند استارت آپ ها را خریداری کنند یا با آنها رقابت کنند).

موانع دولتی برای ورود

صنایعی که به شدت توسط دولت تنظیم می شوند معمولاً سخت ترین صنایع برای نفوذ هستند. به عنوان مثال می توان به خطوط هوایی تجاری، پیمانکاران دفاعی و شرکت های کابلی اشاره کرد. دولت به دلایل مختلف موانع بزرگی برای ورود ایجاد می کند. در مورد خطوط هوایی تجاری، نه تنها مقررات سختگیرانه است، بلکه دولت ورودی های جدید را محدود می کند تا ترافیک هوایی را محدود کند و نظارت را ساده می کند. شرکت های کابلی به شدت تحت نظارت و محدود هستند، زیرا زیرساخت های آنها به استفاده گسترده از زمین عمومی نیاز دارد.

گاهی اوقات دولت موانعی را برای ورود نه به دلیل ضرورت بلکه به دلیل فشار لابی از سوی شرکت های موجود ایجاد می کند. به عنوان مثال، یک ایالت برای تبدیل شدن به یک گلفروشی به مجوز دولتی نیاز دارد و چهار ایالت برای تبدیل شدن به یک طراح داخلی، مجوز دولتی را نیاز دارند. منتقدان ادعا می کنند که مقررات مربوط به چنین صنایعی بی نیاز هستند و چیزی جز محدود کردن رقابت و سرکوب کارآفرینی انجام نمی دهند.

موانع طبیعی برای ورود

موانع ورود نیز می تواند به طور طبیعی شکل بگیرد زیرا پویایی یک صنعت شکل می گیرد. هویت برند و وفاداری مشتری به عنوان موانعی برای ورود به شرکت کنندگان بالقوه عمل می کند. برخی از مارک های خاص ، مانند Kleenex و Jell-O ، هویت هایی آنقدر قوی هستند که نام مارک آنها مترادف با انواع محصولاتی است که تولید می کنند.

هزینه های سوئیچینگ بالای مصرف کننده موانعی برای ورود است زیرا ورودی های جدید با مشکل روبرو می شوند که مشتریان آینده نگر را برای پرداخت پول اضافی مورد نیاز برای ایجاد تغییر/سوئیچ ، با مشکل روبرو می کنند.

موانع خاص صنعت برای ورود

بخش های صنعت همچنین موانع خاص خود را برای ورود دارند که ناشی از ماهیت تجارت و همچنین موقعیت افراد قدرتمند است.

صنعت دارویی

قبل از اینکه هر شرکتی بتواند حتی یک داروی دارویی عمومی در ایالات متحده تهیه و به بازار عرضه کند ، باید توسط FDA مجوز ویژه ای دریافت کند. FDA اظهار می دارد که حتی مهمترین داروها برای بهداشت عمومی عمومی ممکن است تا شش ماه طول بکشد. اگرچه جدول زمانی بررسی استاندارد حدود 10 ماه است ، ممکن است داروهای پیچیده تر یا برنامه های کاربردی لازم برای ورود به این چرخه های بررسی چندین بار به دلیل تجدید نظر باشد.

علاوه بر این ، فقط 18 ٪ برنامه ها در چرخه اول تصویب می شوند. هر برنامه فوق العاده سیاسی و حتی گرانتر است. در این میان ، شرکت های دارویی مستقر می توانند محصول را در انتظار بررسی تکرار کنند و سپس یک حق ثبت اختراع خاص در بازار 180 روزه را ارائه دهند ، که اساساً محصول را سرقت می کند و یک انحصار موقت را ایجاد می کند.

به طور متوسط ، ممکن است میلیاردها دلار طول بکشد تا یک داروی جدید به بازار عرضه شود. بین سالهای 2009 و 2018 ، هزینه متوسط تولید یک داروی جدید از 314 میلیون دلار تا 2. 8 میلیارد دلار بود. به همان اندازه مهم ، می تواند 10 سال طول بکشد تا یک دارو برای یک نسخه تأیید شود. حتی اگر یک شرکت نوپا سرمایه ای برای توسعه و آزمایش دارو طبق قوانین FDA داشته باشد ، هنوز هم ممکن است 10 سال درآمد دریافت نکند. آخرین ، موفقیت نهایی به دور از تضمین شده است. از سال 2011 تا 2020 ، احتمال تأیید نامزدهای توسعه برای فاز اول 7. 9 ٪ بود.

صنعت الکترونیکی

لوازم الکترونیکی مصرفی با محبوبیت گسترده بیشتر مستعد اقتصاد مقیاس و دامنه به عنوان موانع هستند. اقتصاد مقیاس بدان معنی است که یک شرکت مستقر به راحتی می تواند چند واحد دیگر از محصولات موجود را به راحتی تولید و توزیع کند زیرا هزینه های سربار مانند مدیریت و املاک و مستغلات در تعداد زیادی واحد پخش می شود. یک شرکت کوچک که در تلاش برای تولید همین چند واحد است ، باید هزینه های سربار را با تعداد نسبتاً کمی از واحدهای خود تقسیم کند و باعث می شود هر واحد تولید آن بسیار پرهزینه باشد.

شرکت های الکترونیکی مستقر مانند اپل (AAPL) ممکن است از نظر استراتژیک در تعویض هزینه ها برای حفظ مشتریان ایجاد کنند. این استراتژی ها ممکن است شامل قراردادهایی باشد که برای خاتمه یا نرم افزار و ذخیره سازی داده ها که نمی توانند به دستگاه های الکترونیکی جدید منتقل شوند ، پرهزینه و پیچیده هستند. این امر در صنعت تلفن های هوشمند رواج دارد ، که در آن مصرف کنندگان ممکن است هزینه خاتمه را بپردازند و در هنگام تعویض ارائه دهندگان خدمات تلفنی با هزینه برنامه های کاربردی روبرو شوند.

صنعت نفت و گاز

موانع ورود به بخش نفت و گاز بسیار قوی است و شامل مالکیت منابع بالا ، هزینه های بالا راه اندازی ، حق ثبت اختراعات و حق چاپ در رابطه با فناوری اختصاصی ، مقررات دولت و محیط زیست و هزینه های عملیاتی ثابت است. هزینه های شروع بالا به این معنی است که تعداد بسیار کمی از شرکت ها حتی سعی در ورود به این بخش دارند. این رقابت بالقوه را از ابتدا کاهش می دهد. علاوه بر این ، فن آوری اختصاصی حتی کسانی که سرمایه راه اندازی بالایی دارند ، با ورود به این بخش با یک ضرر عملیاتی فوری روبرو می شوند.

هزینه های عملیاتی ثابت بالا باعث می شود شرکت هایی با سرمایه گذاری سرمایه گذاری با احتیاط از ورود به این بخش احتیاط کنند. دولت های محلی و خارجی همچنین شرکت های درون این صنعت را وادار می کنند که از نزدیک مقررات زیست محیطی را رعایت کنند. این آیین نامه ها اغلب نیاز به رعایت سرمایه دارند و شرکت های کوچکتر را از این بخش بیرون می کشند.

صنعت خدمات مالی

به طور کلی ایجاد یک شرکت خدمات مالی جدید بسیار گران است. هزینه های ثابت بالا و هزینه های بزرگ غرق شده در تولید خدمات مالی عمده فروشی ، رقابت با شرکتهای بزرگ که دارای راندمان مقیاس هستند ، برای استارتاپ ها دشوار است. موانع نظارتی بین بانکهای تجاری ، بانکهای سرمایه گذاری و سایر موسسات وجود دارد و در بسیاری موارد ، هزینه های انطباق و تهدید به دادخواست برای جلوگیری از ورود محصولات جدید یا شرکت ها از ورود به بازار کافی است.

هزینه های انطباق و صدور مجوز به طور نامتناسبی به شرکت های کوچکتر آسیب می رساند. یک ارائه دهنده خدمات مالی با سرمایه بزرگ مجبور نیست درصد زیادی از منابع خود را تخصیص دهد تا اطمینان حاصل کند که با کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC)، قانون حقیقت در وام دهی (TILA)، شیوه های جمع آوری عادلانه بدهی ها دچار مشکل نمی شود. قانون (FDCPA)، اداره حمایت مالی مصرف کننده (CFPB)، شرکت بیمه سپرده فدرال (FDIC)، یا مجموعه ای از آژانس ها و قوانین دیگر.

برخی از موانع ورود چیست؟

آشکارترین موانع ورود، هزینه های بالای راه اندازی و موانع نظارتی است که شامل نیاز شرکت های جدید برای دریافت مجوزها یا مجوزهای نظارتی قبل از بهره برداری است. همچنین، صنایعی که به شدت توسط دولت تنظیم می شوند، معمولاً سخت ترین صنایع برای نفوذ هستند. سایر اشکال مانع ورود که از ورود آسان رقبای جدید به یک بخش تجاری جلوگیری می کند شامل مزایای مالیاتی ویژه برای شرکت های موجود، حفاظت از حق ثبت اختراع، هویت برند قوی، وفاداری مشتری، و هزینه های بالای تغییر مشتری است.

چرا یک دولت مانعی برای ورود ایجاد می کند؟

دولت ها به دلایل مختلف موانعی برای ورود ایجاد می کنند. در برخی موارد، مانند قوانین حمایت از مصرف کننده، این موانع برای محافظت از امنیت عمومی در نظر گرفته شده است، اما تأثیر ناخواسته ای دارد که به نفع مشاغل فعلی است. در موارد دیگر، مانند مجوزهای پخش یا خطوط هوایی تجاری، موانع به دلیل کمبود ذاتی منابع عمومی مورد نیاز این صنایع است. در برخی موارد، دولت ممکن است موانعی را برای ورود صریحاً برای حمایت از صنایع مورد علاقه اعمال کند.

موانع طبیعی برای ورود چیست؟

موانع ورود نیز می تواند به طور طبیعی با شکل گیری پویایی یک صنعت شکل بگیرد. هویت برند و وفاداری مشتری به عنوان موانعی برای ورود افراد بالقوه عمل می کند. برخی از برندها، مانند کلینکس و ژل-O، هویت آنقدر قوی هستند که نام تجاری آنها مترادف با انواع محصولاتی است که تولید می کنند. هزینه های بالای تعویض مصرف کننده موانعی برای ورود هستند زیرا تازه واردها در جذب مشتریان احتمالی برای پرداخت پول اضافی مورد نیاز برای تغییر/تغییر با مشکل مواجه هستند.

کدام صنایع موانع زیادی برای ورود دارند؟

صنایعی که نیاز به مقررات سنگین یا سرمایه اولیه بالایی دارند، اغلب دارای بالاترین موانع برای ورود هستند. ارتباطات راه دور، حمل و نقل (مانند خودرو یا هواپیما)، کازینو، خدمات تحویل بسته، داروسازی، الکترونیک، نفت و گاز و خدمات مالی اغلب نیاز به سرمایه گذاری اولیه قابل توجهی دارند. هر یک از این صنایع نیز به شدت تحت نظارت هستند یا نیاز به نظارت اساسی از سوی نهادهای حاکم دارند.

آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : Mihayloo بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 9 اسفند 1401 ساعت: 14:49