این مقاله یک "آغازگر" بسیار مختصر در مورد مطالعات آینده و پیش بینی است. هدف این است که برخی از نقاط شروع و جهت گیری محکم را برای افرادی که تازه وارد این زمینه تحصیلی هستند ، فراهم کنیم. من همچنین می خواهم استفاده از سناریوها و برنامه ریزی سناریو را به عنوان یکی از روشها در یک چارچوب پیش بینی بسیار گسترده تر قرار دهم.
اسم بازی
"زمینه آینده" بسیار گسترده است ، و با نام های مختلفی می رود: "تحقیقات آینده" ، "مطالعات آینده" ، گاهی اوقات "تجزیه و تحلیل آینده" ، "آینده گرایی" ، "آینده شناسی" یا حتی "آینده شناسی". اصطلاحات "آینده نگر" و (اوه!) "آینده شناسی" به ویژه باستانی است ، و امروزه دارای معانی نسبتاً منفی است ، به ترتیب کار شیب دار یا بسیار سطحی ، یا کارهای بیش از حد تجربی و بیش از حد پیش بینی گرا. آنها به طور جدی توسط کسانی که در این زمینه جدی کار می کنند ، دلسرد می شوند. من از اصطلاح پتو "زمینه آتی" یا فقط "آینده" استفاده خواهم کرد. توجه داشته باشید که "آینده" به این معنا هیچ ارتباطی با بازار سهام "معاملات آتی" یا گمانه زنی ها ندارد. درعوض ، آینده نگر از جمع "آینده" استفاده می کنند زیرا مفهوم استاد در زمینه آینده ، وجود بسیاری از آینده های جایگزین بالقوه است ، نه اینکه فقط یک آینده واحد باشد.
سه "قانون" آینده
کار آینده (یا دوراندیشی) برخلاف تصور غلط مردمی ، در مورد پیش بینی یا نگاه کردن به توپ کریستال نیست و سعی در حدس زدن "آینده" خواهد داشت. آینده نگر جدی در تجارت پیش بینی نیستند. روی آمارا ، رئیس جمهور پیشین مؤسسه آینده زمانی (1981) پیشنهاد داد (1981) که سه محل اساسی وجود دارد که زمینه آینده بر اساس آن استراحت می کند. من اینها را تطبیق داده ام و دوست دارم آنها را ، نه خیلی جدی ، "سه قانون" آینده "بنامم.
آینده از پیش تعیین نشده است. در اساسی ترین سطح طبیعت ، فرآیندهای فیزیکی جهان ذاتاً نامشخص هستند (این اصل عدم اطمینان هایزنبرگ فیزیک است). با توجه به این ، چگونه می توان آینده ای را که از فرآیندهای فیزیکی فعلی خارج می شود چیزی غیر از نامشخص باشد؟بنابراین ، هیچ آینده ای از پیش تعیین شده از پیش تعیین شده وجود ندارد و نمی تواند باشد. در عوض ، بی نهایت بسیاری از آینده های جایگزین بالقوه در نظر گرفته می شود.
آینده قابل پیش بینی نیست. اگرچه این به نظر می رسد شبیه به "قانون" قبلی است ، اما به همین دلیل کاملاً متفاوت است. حتی اگر آینده از پیش تعیین شده باشد ، ما هرگز نمی توانیم اطلاعات کافی در مورد آن را به میزان خودسرانه دقت (یعنی تعداد نامحدودی از مکان های اعشاری) جمع آوری کنیم تا یک مدل کامل از نحوه پیشرفت آن را بسازیم. در بعضی از مواقع ، خطاهای ایجاد شده با نداشتن اطلاعات بی نهایت دقیق باعث می شود که مدل از "واقعیت" منحرف شود (هرچه هست). و از آنجا که آینده از پیش تعیین نشده است ، پیش بینی دو برابر غیرممکن است. بنابراین ما قادر هستیم و مجبور هستیم در بین بسیاری از آینده های جایگزین بالقوه انتخاب کنیم.
نتایج آینده می تواند تحت تأثیر انتخاب های ما در حال حاضر باشد. حتی اگر ما نمی توانیم تعیین کنیم که آینده یک تنوع ممکن بی نهایت رخ خواهد داد ، با این وجود می توانیم بر شکل آینده تأثیر بگذاریم که با انتخاب هایی که در مورد اقدامات خود (یا عدم تحرک) انجام می دهیم در زمان حال انجام می شود (در عمل نیز یک عمل استانتخاب). این گزینه ها عواقب آن را دارند و بنابراین باید به همان اندازه عاقلانه انجام شوند که می دانیم چگونه.
همه این بازتاب ها به نیاز به مسئولیت آینده ما می افزاید. آینده واقعی (مفرد) که اتفاق می افتد ، و در نهایت ما در آن زمان زندگی خواهیم کرد و به عنوان "حال" زندگی خواهیم کرد ، در این زمان با اقدامات ما (یا عدم تحرک) اداره می شود ، به همراه انتخاب هایی که در بین بسیاری انجام داده ایمآینده بالقوه جایگزین (جمع). انتخاب های ما و عبور از زمان ، زمینه بی نهایت پتانسیل ها را به یک واقعیت با تجربه واحد کاهش می دهد ، که سپس به تاریخ منتقل می شود و قابل تغییر نیست. به عبارت دیگر ، و این نکته اصلی است ، ما فقط می توانیم در پتانسیل های "هنوز هم" تأثیر بگذاریم و نمی توانیم در مورد "آنچه قبلاً" بوده است ، کاری انجام دهیم. بنابراین ، اجازه دهید با انتخاب عاقلانه تر و با مسئولیت پذیری در بین آینده های جایگزین بالقوه خود ، لحظه ای بهتر (و در نتیجه تاریخ گذشته) ایجاد کنیم.
انواع آینده های بالقوه
تمایز چهار کلاس از آینده های جایگزین بالقوه مفید است (این طبقه بندی یک شکل قابل توجهی سازگار از یک مورد توصیف شده توسط Henchey 1978 است):
آینده های احتمالیاین دسته از آینده ها شامل همه انواع آینده هایی است که احتمالاً می توانیم تصور کنیم - آنهایی که «ممکن است اتفاق بیفتند» - مهم نیست چقدر دور از ذهن، بعید یا «راه بر» هستند. در نتیجه، آنها ممکن است شامل دانشی باشند که ما هنوز آن را نداریم («پیشتازان فضا» نمونه خوبی است) یا ممکن است شامل تخطی از قوانین یا اصول فیزیکی پذیرفته شده فعلی باشد. من تمایل دارم این آینده ها را به عنوان متکی به وجود برخی دانش های آینده (یعنی دانشی که هنوز در اختیار نداریم) توصیف کنم تا به وجود بیایند.
آینده های قابل قبولاین کلاس شامل آن دسته از آینده هایی می شود که با توجه به دانش کنونی ما (در مقابل دانش آینده) از نحوه کار کردن چیزها، «می توانند اتفاق بیفتند» (یعنی مستثنی نیستند). آنها از درک کنونی ما از قوانین فیزیکی، فرآیندها، علیت، سیستم های تعامل انسانی و غیره ناشی می شوند. این به وضوح زیرمجموعه ای کوچکتر از آینده است.
آینده های احتمالیاین دسته از معاملات آتی شامل مواردی است که "احتمال وقوع" در نظر گرفته می شوند و تا حدی از تداوم روندهای فعلی ناشی می شوند. برخی از آینده های احتمالی محتمل تر از سایرین در نظر گرفته می شوند. موردی که به احتمال زیاد در نظر گرفته می شود اغلب "کسب و کار به طور معمول" نامیده می شود. این یک بسط خطی ساده از زمان حال است. با این حال، روندها لزوماً در دوره های زمانی طولانی پیوسته نیستند و ممکن است ناپیوستگی در روندها رخ دهد. برخی از روندها ممکن است به طور ناگهانی محو شوند، در حالی که گرایش های جدید ممکن است به طور غیر منتظره ظاهر شوند. برخی از مردم فکر می کنند که مطالعه یا «خواندن» روندها کل بازی آینده نگاری یا آینده نگاری است، اما از این توصیف واضح است که صرف مطالعه روندها باعث ایجاد کلاس بسیار کوچک تری از آینده ها نسبت به دو مورد قبلی می شود.
سه دسته از آینده ها که در بالا توضیح داده شد، همگی عمدتاً به دانش اطلاعاتی یا شناختی مربوط می شوند. طبقه چهارم، آینده های ترجیحی، در مقابل، به آنچه ما «می خواهیم» رخ دهد، مربوط می شود. به عبارت دیگر، این آینده ها تا حد زیادی احساسی هستند تا شناختی. آنها از قضاوت های ارزشی ناشی می شوند و آشکارا ذهنی تر از سه طبقه قبلی هستند. از آنجایی که ارزش ها بین افراد بسیار متفاوت است، این دسته از آینده ها کاملاً متنوع هستند. معاملات آتی ترجیحی (یا ترجیحی) می تواند در هر یک از سه کلاس قبلی باشد.
به عنوان مثال ، فرود آپولو ماه آینده ای ارجح رئیس جمهور کندی بود که صرفاً ممکن بود اما هنوز هم قابل قبول نبود (از دید سال 1961) زیرا دانش در آن زمان برای دستیابی به هدف وجود نداشت. دانش لازم در دهه 1960 ایجاد شد تا اینکه ایده دستیابی به فرود در بازه زمانی مطلوب به قلمرو قابل قبول ، سپس احتمال پذیر منتقل شد و سرانجام در سال 1969 واقعیت یافت. اکنون این است. البته یک رویداد کلیدی در تاریخ بشر.
این مثال نشانگر نکته مهمی در مورد تفکر در مورد آینده است: قضاوت در مورد آنچه ممکن است ، قابل قبول و احتمالی (و حتی شاید ارجح) به "قرار گرفتن در زمان" بستگی دارد و ارزیابی ها ممکن است با گذشت زمان تغییر کند. آینده های ارجح ممکن است آنقدر مطلوب باشند که ما آگاهانه به دنبال این باشیم که آنها را از قلمرو صرفاً ممکن و به قلمرو مشخصه قابل قبول با ایجاد فعال دانش لازم برای تحقق آنها به عنوان واقعیت منتقل کنیم. این توانایی پیش بینی و سپس حرکت به سمت آینده های مطلوب مطلوب (یا آگاهانه از آینده های نامطلوب) است که به بشریت بیشترین فرصت را برای بقای بیشتر می دهد.
شکل 1 نمایش گرافیکی از این چهار نوع آینده جایگزین را با استفاده از یک استعاره شناخته شده نشان می دهد: "مخروط آینده" ، که از زمان حال در سمت چپ به آینده های جایگزین در سمت راست گسترش می یابد (Hancock & Bezold 1994). در نمودار قابل مشاهده است "سناریوها" ، که به عنوان مناطقی در قلمرو قابل قبول به تصویر کشیده شده اند. همچنین "کارتهای وحشی" قابل مشاهده است-رویدادهای کم قابلیت یا مینی سناریو (از این رو آنها خارج از قلمرو احتمالی هستند) که در صورت بروز آنها ، تأثیر بسیار بالایی خواهد داشت. طبق تعاریف فوق ، آنها ممکن است یا ممکن باشند یا قابل قبول باشند. نمونه ها شامل یک سیارک یا دنباله دار با زمین (قابل قبول) یا سفر فضایی بین ستاره ای بسیار پر سرعت (ممکن) است.

(منبع: اقتباس از Hancock & Bezold 1994).
سطح عمق در تفکر آینده
ریچارد کشتار (1989 ، 1999) چهار سطح "عمق" را در تفکر آینده متمایز کرده است. اینها ممکن است به شرح زیر مفهوم سازی شود.
آینده گرایی "پاپ". این کم عمق ترین و سطحی ترین سطح تفکر آینده است. همچنین بسیار گسترده ترین ، مشهور و محبوب ترین است. این معمولاً بسیار رسانه ای است و در بیشتر برنامه های تلویزیونی که با "آینده" سروکار دارد ، در مقالات مجله روزنامه ، کتابهای محبوب ، "نیش های صوتی" در اخبار و غیره یافت می شود. این سطح "روند خواندن" است که به عنوانما قبلاً دیدیم ، فقط بخش بسیار کمی از آینده های بالقوه را که ممکن است در انتظار ما باشد ، نشان می دهد. من اغلب به دلیل دلهره مکرر ضرب و شتم با فناوری ، این نوع آینده را "تکنو-وای!" می نامم. اغلب بینش کمی در این سطح وجود دارد.
تحقیقات آینده مسئله محور جدی تر است و تلاش می شود تا به موضوعات عمیق تر و دلایل آنها نگاه کنیم. این اغلب نگران این است که چگونه سازمانها و جامعه ممکن است یا باید به چالش هایی که در آینده نزدیکتر در مدت زمان طولانی پاسخ داده اند ، پاسخ دهند. این جایی است که بیشتر تفکر استراتژیک شرکتی انجام می شود و در بخش دولتی ، اغلب به مشکلات "تصویر بزرگ" مانند تغییر آب و هوا ، فرسایش خاک ، کاهش ازن لایه ، شوری و غیره می پردازد. این قلمرو
مطالعات انتقادی آتی تلاش می کند تا "در زیر سطح" از دلایل اجتماعی مشکلاتی که در سطح قبلی مورد توجه قرار می گیرد ، بررسی کند. این سطح از عمق به چگونگی ایجاد مشکلات در وهله اول از طریق جهان بینی های خود و فرضیات عمیق و بدون تردید می پردازد. این به چگونگی ایجاد معنا در یک زمینه اجتماعی و با آنچه مهم می دانیم مهم است. دوباره درباره آنچه زندگی اجتماعی را تشکیل می دهد ، وجود دارد ، اغلب از مفاهیم گرفته شده برای اعطاء شده مانند "رشد خوب است" و درمان طبیعت صرفاً به عنوان منبعی که مورد سوء استفاده قرار می گیرد ، سؤال می شود. هنوز کار نسبتاً کمی در این سطح از عمق انجام شده است ، اگرچه اکنون این تغییر می کند.
عمیق ترین سطح مشخص شده توسط کشتار که او آن را تحقیق آینده معرفت شناختی می نامد. این جایی است که زمینه های اساسی زمینه های آینده به کل شرکت های آینده می پردازند: فلسفه ، معرفت شناسی ، هستی شناسی ، کیهان شناسی ، کلان ، مطالعه زمان ، ماهیت و تأثیر آگاهی بر تلاش انسان و غیره. عمیق ترین ، ذبح نشان می دهد که قدرتمندترین و روشنگرترین اشکال و رویکردهای مربوط به کارهای آینده ، "بی ادبی زندگی روزمره ای که ما از آن استفاده می کنیم" و "شناسایی منابع جدید آزادی و راه های جدید پیش رو".
این "لایه بندی" از تفکر آتی برای توسعه یک روش تحلیلی ، تجزیه و تحلیل لایه بندی شده علّی استفاده شده است (Inayatullah ، 1998) ، که در تنظیمات کارگاه نیز بسیار مفید است تا به موضوعات عمیق در زیر "Litany" مشکلات و موضوعاتی که تمایل دارند برسیدبرای جلب و منحرف کردن توجه ما و فلج ما را به عدم تحرک.
رویکردهای اجرای دوراندیشی
کشتار همچنین سه نوع گسترده از اجرای یا کاربرد کار دوراندیشی را پیشنهاد کرده است.
پیش بینی عملی بیشتر در مزیت رقابتی در تجارت و صنعت متمرکز است. این کشور به دنبال بازارهای جدید ، چالش های جدید ، نوآوری است ، بسیار کارآفرینی است و آینده را به عنوان فضایی رقابتی که در آن فرد برای دستیابی به مزیت نیاز به مانور دارد ، نگاه می کند. بیشتر کارهای دوراندیشی که در دنیای شرکت ها انجام شده است از این ماهیت است.
پیش بینی مترقی. در حالی که رویکرد عملی مربوط به رقابت در صنعت است ، رویکرد مترقی به دنبال تعریف مجدد یا تغییر صنعت و نحوه مفهوم سازی و انجام فرآیندهای صنعتی است. به عبارت دیگر ، مفهوم آنچه صنعت (یا رقابت) را تشکیل می دهد زیر سوال می رود. مفاهیم همکاری ، پایداری و توسعه پایدار برخی از جنبه های اصلی این رویکرد برای اجرای دوراندیشی است.
پیش بینی تمدن نه تنها تبدیل به صنعت ، بلکه دوباره مفهوم سازی فعالیت های انسانی و تبدیل کل جامعه است. این کشور به دنبال این است که یک "دیدگاه جهانی" در مقیاس بزرگ و بزرگ از فعالیت های انسانی در سطح جهان را بدست آورد ، و نگران این است که راه هایی برای تغییر مسیر فعلی بشریت به دور از آینده های دیستوپی کابوس به سمت آینده هایی پیدا کند که "افراد عاقلانه می خواهندساکن بودن". این فوریت مورد نیاز بیشترین کاربرد پیش بینی (یعنی در سطح اجتماعی) است ، اما کمترین رایج نیز هست.
بدیهی است ، بنابراین ، جنبه های مختلفی برای کارهای آینده وجود دارد: نوع آینده های مربوطه ، سطح عمق انجام کار و رویکرد اجرای آن. البته بسیاری از جنبه های دیگر برای آینده وجود دارد ، اما این چند پاراگراف مقدمه باید برای شروع به گسترش و تعمیق درک آنچه که هنوز یک رشته دانش کاملاً سوء تفاهم است ، باشد.
پیش بینی ، استراتژی و برنامه ریزی
غالباً در مورد رابطه بین تفکر استراتژیک ، توسعه استراتژی و برنامه ریزی استراتژیک سردرگمی وجود دارد. سردرگمی بین این سه نوع فعالیت اساساً در این عقیده نهفته است که همه آنها یکسان هستند - که اینگونه نیستند. آنها در حقیقت ، سه فعالیت کاملاً جداگانه اما متقابل وابسته هستند که دارای کانون توجه متفاوت هستند و برای اجرای مناسب آنها به سبک های کاملاً متفاوتی نیاز دارند.
کارشناسان استراتژی ، مانند مینتزبرگ (1994) ، تفاوت اساسی بین برنامه ریزی استراتژیک ، توسعه استراتژی و تفکر استراتژیک را مشخص کرده اند. در اصل ، برنامه ریزی استراتژیک در مورد تجزیه و تحلیل است - تجزیه یک هدف یا هدف در مراحل ، طراحی چگونگی اجرای مراحل ، تخمین پیامدهای پیش بینی شده در هر مرحله و اندازه گیری شیوه پیشرفت. این یک فعالیت برنامه ریزی شده و برنامه ریزی شده است که نیاز به تفکر دارد که به شدت تحلیلی ، منطقی و قیاسی است تا اطمینان حاصل شود که همه چیز در مسیر باقی می ماند. از طرف دیگر ، تفکر استراتژیک در مورد سنتز است. این به طور کلی بصری است و تلاش می کند فراتر از آنچه تفکر منطقی می تواند آگاه باشد. از آنجا که اطلاعات مربوط به آینده های بالقوه همیشه ناقص است ، تفکر مورد نیاز برای موفقیت در این فعالیت باید مانند گذشته ، "مصنوعی" باشد ، و القایی ، نه تحلیلی و قیاسی.
پس از آن ، به عنوان بخشی از یک تفکر استراتژیک ، برای باز کردن طیف گسترده ای از ادراک از گزینه های استراتژیک موجود طراحی شده است ، به طوری که ساخت استراتژی به طور بالقوه عاقل تر است. تفکر استراتژیک مربوط به اکتشافات (بر اساس اطلاعات محدود و لکه دار) و گزینه ها است ، نه مراحل لازم برای اجرای اقدامات ، که قلمرو برنامه ریزی استراتژیک است.
محل اتصال بین این دو فعالیت "جعبه سیاه" مرموز توسعه استراتژی یا استراتژی است ، که در آن یک هدف یا هدف خاص در واقع تعیین شده است یا تصمیمی گرفته شده است. تمرکز در اینجا بر ارزیابی گزینه ها ، بررسی گزینه ها ، تصمیم گیری و/یا تعیین مقصد است.
بنابراین ، به طور خلاصه ، به عنوان یک فرایند ، تفکر استراتژیک در مورد کاوش در گزینه ها است. توسعه استراتژی در مورد تصمیم گیری و تنظیم دستورالعمل ها است و برنامه ریزی استراتژیک در مورد اجرای اقدامات است. هر سه مورد برای مقابله با موفقیت در محیط استراتژیک مورد نیاز و از نظر حیاتی هستند.
بنابراین ، پیش بینی ، عنصری از تفکر استراتژیک است که استراتژی را آگاه می کند ، که برنامه ریزی و عمل استراتژیک را آگاه می کند. این برنامه ریزی استراتژیک را جایگزین نمی کند ، که یک روش اثبات شده برای اجرای ، نظارت و گزارش استراتژی است. در عوض ، کار دوراندیشی زمینه ای را که استراتژی در آن توسعه ، برنامه ریزی و اجرا می شود غنی می کند.
یک چارچوب فرآیند دوراندیشی عمومی
واحد پیش بینی و برنامه ریزی (FPU) در سال 1999 در Swinbue راه اندازی شد و به اتهام مأموریت توسعه ، اجرای و بهبود مداوم چارچوب برنامه ریزی دانشگاه به روش هایی که نیازهای جامعه دانشگاه را برآورده می کند ، و با توسعه یک پیش بینی قوی و استراتژیک متهم شده است. ظرفیت تفکر برای زیربنایی و آگاهی از توسعه استراتژی دانشگاه.
من در آگوست 2000 به FPU رسیدم و با تطبیق برخی از کارهای قبلی ، در مورد ایجاد یک چارچوب دوراندیشی که نه تنها در چارچوب برنامه ریزی دانشگاه قرار می گیرد ، بلکه برای کارهای پیش بینی غیر سازمانی نیز کاربرد دارد. من جنبه های این چارچوب را در حین سمینارها به کارمندان ، کمیته های اصلی دانشگاه و برخی از نهادهای خارج از کشور مانند Detya ارائه کردم.
پیش بینی در Swinbue برای Swinbue با استفاده از رویکرد عملی - به سؤال استراتژیک نحوه زنده ماندن در یک محیط آموزش به طور فزاینده رقابتی اجرا شد. در حالی که این اجرای با نظم و انضباط محکم و سخت گیری آکادمیک حوزه آینده ، در محدوده واقعیت استراتژیک سوینبورن به عنوان یک سازمان زنده مانده بود. حفظ این تعادل از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.
با استفاده از ، به ویژه ، کار قبلی Slaughter (1999) و Horton (1999) ، در طول سال 2000 یک چارچوب فرآیند دوراندیشی عمومی ایجاد کردم (VOROS 2003). چهار عنصر اصلی فرآیند وجود دارد: ورودی ؛"کار دوراندیشی" ؛خروجی ها؛و استراتژیسه عنصر اول در شکل 2 نشان داده شده است.

شکل 2: برخی از روشهای نماینده در GFP
ورودی هااین جمع آوری اطلاعات و اطلاعات استراتژیک است. بسیاری از روش ها ، تکنیک ها و چارچوب ها وجود دارند که "اسکن محیط زیست" شاید شناخته شده ترین باشد. ابزارها و تکنیک های "هوش رقابتی" نیز در اینجا مرتبط هستند.
"کار دوراندیشی". این می تواند به عنوان سه مرحله گسترده ای تصور شود که از یک توالی منطقی پیروی می کنند. مرحله اول تجزیه و تحلیل است که به بهترین وجه به عنوان یک مرحله اولیه برای کارهای عمیق تر در نظر گرفته می شود ، نه به عنوان یک تکنیک مستقل. پیش بینی و تجزیه و تحلیل روند بهترین روشهای شناخته شده است. نتایج تجزیه و تحلیل سپس در مرحله دوم ، تفسیر ، که به دنبال "کاوش در زیر سطح" تجزیه و تحلیل است ، برای جستجوی ساختار و بینش های عمیق تر تغذیه می شود. این قلمرو مطالعات انتقادی آتی و تجزیه و تحلیل لایه بندی شده علّی است (پیش از این) ، تفکر سیستم ها و سایر رویکردهای "عمق" برای تفکر آینده. مرحله سوم ایجاد واقعی نماهای رو به جلو است. من این چشم انداز مرحله را می نامم (از "Pro" = Forward ، "SPECT" = نگاه ، و "-tion" = شکل اسم عمل ؛ بنابراین ، "Proc Pec tion" فعالیت نگاه به جلو و ایجاد دیدگاه های رو به جلو است'). این جایی است که نظرات مختلفی از آینده های جایگزین مورد بررسی یا ایجاد قرار می گیرد. این جایی است که برنامه ریزی سناریو ، "چشم انداز" و به اصطلاح "آتی هنجاری" ("آتی ترجیح") در فرایند پیش بینی گسترده تر قرار دارد.
خروجی ها . خروجی های کار دوراندیشی دامنه گزینه های ایجاد شده توسط کار (ملموس) است ، همراه با تغییر در تفکر که توسط کل فرآیند ایجاد می شود ، به ویژه بینش های ایجاد شده در مرحله تفسیر و با ایجاد دیدگاه های رو به جلو در مرحله آینده (نامشهود)خروجی نامشهود ممکن است برای برخی از افراد سرسخت و سرسخت و عینی که می توانند قدردانی یا حتی تشخیص دهند ، تا حدودی دشوار باشد. اما این احتمالاً مهمترین خروجی به دلیل نحوه تغییر مکانیزم توسعه استراتژی است - درک ذهن (های) درگیر در استراتژیک. در این مرحله ، دوراندیشی کار خود را انجام داده است - تولید گزینه ها و (امیدوارم و مهمتر از همه) درک گسترده ای از گزینه های استراتژیک موجود و ممکن.
استراتژیبخش آخر در این چارچوب چهار عنصر ، استراتژی (هم توسعه و هم برنامه ریزی) است که با توجه به بحث قبلی در مورد رابطه بین دوراندیشی ، استراتژی و برنامه ریزی ، در اینجا بسیار کم می گویم. کافی است بگوییم که از آنجا که دوراندیشی کار خود را انجام داده است ، اکنون گزینه های خود را برای تصمیم گیرندگان در تصمیمات نسل و اقدامات استراتژیک برای اجرای (توسعه استراتژی و برنامه ریزی استراتژیک) در نظر گرفته است.
نتایج مرحله استراتژی باید دوباره به ورودی های چارچوب کلی دوراندیشی به روشی مداوم ، بسته شدن حلقه ، به گونه ای که ارزیابی مجدد مداوم و "اصلاحات دوره" در امتداد "سفر استراتژیک امکان پذیر است ، بازگردد.'. هاردین تیبس (1999) از استعاره قدرتمند "چشم انداز استراتژیک" برای محاصره این مفهوم یک بازیگر استراتژیک که یک سفر استراتژیک به آینده را انجام می دهد ، استفاده می کند.
استفاده از سناریوها در کار دوراندیشی
همانطور که باید از بخش قبلی واضح باشد ، ایجاد سناریوها جز یکی از جنبه های یک فرایند یکپارچه و پیش بینی در حال انجام است. ایجاد سناریوها (به عنوان یکی از ابزارهای ایجاد نماهای رو به جلو) باید در پایان یک فرآیند دقیق و دقیق از جمع آوری اطلاعات گسترده ، تجزیه و تحلیل دقیق و تفسیر انتقادی انجام شود. هرچه تفسیر انجام شده عمیق تر باشد ، دیدگاههای بالقوه قوی تر (در این مورد ، سناریوها) که ایجاد می شوند. همچنین باید واضح باشد که سناریوها فقط بر اساس مرحله تجزیه و تحلیل (به عنوان مثال ، فقط بر اساس روندها و پیش بینی ها) طیف بسیار باریک از آینده های بالقوه جایگزین ایجاد می کنند ، همانطور که در شکل 1 مشخص است. چنین کمبودی از وسعت از نظر جلو، به دلیل عدم عمق تفسیر ، خطر ادامه زنده ماندن یک سازمان را نشان می دهد. به طور مضاعف ، اگر دامنه باریک گزینه های تولید شده دارای اعتبار بالایی از اعتبار در ذهن تصمیم گیرندگان به دلیل استفاده از روشهای کمی "سخت" (و بنابراین "جامد") باشد. در اینجا بسیار ارزشمند است که به یاد داشته باشید زباله های حداکثر ، زباله های خارج از علوم کامپیوتر. بگذارید مراقب باشیم که چه چیزی را در آن قرار داده ایم.
سناریوها بخش ارزشمندی از کار دوراندیشی هستند-آنها تنها بخش نیستند-و باید در چارچوب یک روند دوراندیشی سازمانی در حال انجام ، بلند مدت و "حلقه بسته" مشاهده شوند. با این درک از جایگاه آنها در کار دوراندیشی ، آنها ابزاری مفید برای ایجاد دیدگاه های مشترک به جلو هستند و به تراز کردن اقدامات استراتژیک در یک سازمان در سفر خود به آینده کمک می کنند.
منابع
Amara ، R. (1981) ، "زمینه آینده: جستجوی تعاریف و مرزها" ، آینده نگر ، 15 (1): 25-29.
Hancock ، T. & Bezold ، C. (1994) ، "آینده احتمالی ، آینده های ارجح" ، مجله انجمن بهداشت و درمان ، 37 (2): 23-29.
Henchey ، N. (1978) ، "ایجاد حس مطالعات آینده" ، گزینه های دیگر ، 7: 24-29.
Horton ، A. (1999) ، "یک راهنمای ساده برای پیش بینی موفقیت آمیز" ، پیش بینی ، 1 (1): 5-9.
Inayatullah ، S. (1998) ، "تجزیه و تحلیل لایه بندی شده علیت: پس از ساختاریت به عنوان روش" ، آینده ، 30 (8): 815-30. نسخه در: https://www. metafuture. org/articles/causallayeredanalysis. htm در دسترس است.
Mintzberg ، H. (1994) ، ظهور و سقوط برنامه ریزی استراتژیک ، لندن: سالن Prentice.
Slaughter ، R. (1989) ، "تحقیق در زیر سطح" ، آینده ، 21 (5): 447-65.
——— (1999) ، آینده برای هزاره سوم: فعال کردن نمای رو به جلو ، سیدنی: Prospect Media.
Tibbs ، H. (1999) ، "ایجاد آینده قابل مشاهده: روانشناسی ، سناریوها و استراتژی". موجود در: https://www. hardintibbs. com/s/making-the-future-visible. pdf.
Voros ، J. (2003) ، "یک چارچوب فرآیند پیش بینی عمومی" ، پیش بینی ، 5 (3): 10-21. doi: 10. 1108/1463680310698379.< Span> Inayatullah ، S. (1998) ، "تجزیه و تحلیل لایه بندی شده علیت: پس از ساختار به عنوان روش" ، آینده ، 30 (8): 815-30. نسخه در: https://www. metafuture. org/articles/causallayeredanalysis. htm در دسترس است.
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
8 اسفند
1401 ساعت: 16:44