طبق یک نظرسنجی ، متداول ترین پاسخی که مردم وقتی از آنها سؤال می شود که بیشترین کیفیت زندگی آنها را بهبود می بخشد ، می دهد: درآمد بیشتری کسب کنید. و با این حال ، همه ما افراد ثروتمندی را می شناسیم که ناراضی هستند. کلیشه می گوید: "شما نمی توانید خوشبختی بخرید."
حقیقت موضوع چیست؟این سؤال در آغاز یک قطعه معتبر در مورد رابطه بین پول و خوشبختی منتشر شده توسط افراد خوب در 80،000 ساعت است. آنها تفاوت های ظریف دقیقاً چقدر پول را به خوشبختی اهمیت می دهند. ارزش خواندن دارد
من موضوع را کمی متفاوت قاب می کنم: مبلغ ایده آل پول برای شخص چیست؟این یک چیز است که باید در نظر بگیرید که آیا دلار X افزایشی به خوشبختی شما می افزاید. نکته دیگر در نظر گرفتن اینکه آیا یک دلار X افزایشی بالاتر از مبلغ مشخصی می تواند از طریق دردسر اضافی که ایجاد می کند ، از خوشبختی شما کم می کند.
البته این یک لوکس عالی است که به فکر عدم اهمیت به دنبال چند میلیون دلار ثروت دیگر است. یک میلیارد نفر در جهان با یک دلار در روز یا کمتر زندگی می کنند ، و در آمریکا درآمد متوسط خانوار در آمریکا در سال 2014 بود~54000 دلاربنابراین من در مورد بخش کوچکی از جمعیت جهان صحبت می کنم که در حال حاضر بالاتر از آن سطوح درآمد است.
اما برای این بخش خوب از جمعیت-متخصصان تحصیل کرده که به اندازه کافی خوش شانس بودند که در کشورهای ثروتمند مانند ایالات متحده به دنیا آمدند-این سؤالات در مورد درآمدزایی سنگین و مرتبط است. بسیاری از کارآفرینان ، سرمایه داران و مشاغل عمومی من می شناسم ، خواه آنها را بپذیرند یا نه ، تلاش می کنند (و در واقع فداکاری می کنند) تا تلاش کنند تا پول بیشتری کسب کنند. بیشتر! بیشتر! بیشتر! همانطور که شخصیت شان پارکر مشهور در فیلم شبکه اجتماعی است: "یک میلیون دلار جالب نیست. شما می دانید چه چیزی جالب است؟یک میلیارد دلار. "
بین یک میلیون تا یک میلیارد تفاوت وجود دارد. بیایید تفاوت های ظریف "ثروتمند" را تعریف کنیم. برای ساده کردن یک مدل از ثروت برای این بحث ، فرض کنید سه ردیف وجود دارد:
مرفه - هنوز هم باید کار کند. اگر "راحت" هستید اما هنوز هم باید برای حمایت از سبک زندگی خود تلاش کنید ، خود را مرفه در نظر بگیرید. راحت به معنای برآورده کردن نیازهای اساسی شما ، بیمه درمانی ، ممکن است یک حساب بازنشستگی حتی اگر کوچک باشد ، و اگر خود را بیکار می دانید ، برخی از آنها را بازنشستگی کنید. شما مقداری پول برای تفریح گاه به گاه دارید. برای برخی از انواع اجرایی مرفه ، سبک زندگی آنها یک انتخاب است. اگر آنها به طرز وحشیانه ای زندگی می کردند و نجات می یافتند ، ممکن است بتوانند زود بازنشسته شوند و به سطح "ثروتمند" برسند.
ثروتمند - لازم نیست کار کنید. بعدی افرادی هستند که ارزش خالص آنها ، مطابق با سبک زندگی آنها ، به این معنی است که آنها مجبور نیستند روی چیزهایی که از آنها لذت نمی برند کار کنند. آنها * زمان * دارند و می توانند هر کاری را که می خواهند با آن انجام دهند. در آمریکا ، ارزش خالص آنها احتمالاً در برخی از شهرهای گران قیمت به 10 میلیون دلار یا بالاتر نشان می دهد. آنها ثروتمند هستند.
فوق العاده ثروتمند - باید کار کنید ... تا پول خود را از دست بدهند. ردیف نهایی شامل کسانی است که ارزش خالص آن را در ده ها و صدها میلیون دلار و بالاتر دارند. آنها به طور قابل توجهی پول بیشتری نسبت به آنچه که می توانند برای سبک زندگی شخصی خود نیاز داشته باشند ، دارند. اکنون آنها این سؤال را دارند که نه فقط با زمان خود چه باید بکنند بلکه با پول اضافی آنها چه کاری انجام می دهند.
باید در کدام اردوگاه بخواهید که در آن حضور داشته باشید؟
از آنجا که بیشتر افراد به طور پیش فرض به "بیشتر بهتر است" ، جالب است که جوانب مثبت و منفی زندگی را در سطح فوق العاده غنی بررسی کنید. من بسیار ثروتمند نیستم ، روشن نیستم ، اما زندگی در دره سیلیکون ، من با افرادی که نیازی به یک ساعت دیگر در زندگی خود ندارند ، برای حفظ یک سبک زندگی لوکس-با تمام مزایای گاهی اوقات فراگیر و بله ، سختی ها ، می شناسم.، این ثروت فوق العاده می تواند درگیر شود.
فواید بسیار ثروتمند بودن چیست؟
بعضی اوقات انواع فکری فقیر نقدی را می شنوید که بسیاری از میلیاردرها احتمالاً مخفیانه بدبخت هستند. بگذارید واضح باشیم: بهتر است ثروتمند باشید تا فقیر باشید ، و بسیار ثروتمند بودن بسیار خوب است. بسیاری از افراد بسیار ثروتمند وجود دارند که خوشحال هستند و صلح داخلی سالم را حفظ می کنند ، از جمله رید هافمن ، که سالها با آنها کار کرده ام. بنابراین بله ، بسیار ثروتمند است. اما شاید به دلایلی که فکر می کنید نیست.
شما جت های خصوصی را پرواز خواهید کرد ، بله. شما همیشه غذای خوب می خورید ، دستیار و خدمتگزارانی خواهید داشت که در وقت شما صرفه جویی می کنند. مشکل این است که ، ما به سرعت با این راحتی های مادی سازگار هستیم - آنچه روانشناسان آن را "تردمیل هیدونیک" می نامند. جت خصوصی بیستمین بار که در آن هستید احساس خاصی نمی کند. به جای اینکه از این واقعیت که در هواپیمای خود هستید شگفت زده شوید ، به احتمال زیاد فقط آن را (اغلب اوقات نامطلوب) با سایر هواپیماهای خصوصی که در آن حضور داشته اید مقایسه کنید. من این حکایات را تشکیل نمی دهم. من یک بار در یک جت خصوصی با یک دسته از افراد (دوباره ، نه رید) در یک جت خصوصی بودم و مالک یک ساعت را صرف صحبت کردن در مورد هواپیماهای بسیار بهتر افراد دیگر کرد. هنگامی که او و دوستانش با آن موضوع انجام شدند ، این گفتگو به پناهگاه های مالیاتی دریایی تبدیل شد که آنها با اخلاص زیادی در مورد آنها صحبت کردند. در آن لحظه بود که من شروع به یادداشت برداری در مورد مکالمه در Eveote کردم تا چنین مبادله ای کلیشه ای خنده دار را فراموش نکنم.
بهترین بخش واقعی در مورد ثروتمند بودن ، تا آنجا که من می توانم بگویم ، این است: شما به احتمال زیاد احساس می کنید زندگی معنا داشته اید. ممکن است شما همیشه یا بیشتر اوقات خوشحال نباشید ، اما احساس خواهید کرد که وقت خود را در این زمین برای چیزی حساب می کنید. یکی از راه های تشخیص خوشبختی از معنا این است که خوشبختی روز به روز گزاف گویی احساسات است در حالی که معنی آن چیزی است که هنگام عقب نشینی ، یک دقیقه وقت بگذارید و به آنچه در زیرزمین شما خواهد رفت ، احساس می کنید.(این پست من در مورد معنی در مقابل خوشبختی است.)
چطور؟احساس معنا و ایجاد تغییر به روشهای واقعی و مشخص تجلی می یابد. شخصی مانند مگ ویتمن می تواند در پردیس HP قدم بزند و هزاران کارمند را که به لطف اشتغال در HP از خانواده خود حمایت می کنند ، ببیند. او می تواند داستانهایی را در مورد میلیون ها نفری که هر روز از محصولات HP استفاده می کنند بخواند تا در کار خود بهتر باشد. این زندگی او را با این حس که زندگی او مهم است ، می بخشد. اگر یک دانشگاه شرکتی ندارید که بتوانید در آن قدم بزنید - اگر به عنوان مثال ، شما یک معامله گر گزینه هستید و نه سازنده چیزها - اینطور نیست. با یک حساب بانکی نرم ، هنوز هم می توانید اقداماتی را انجام دهید که معنی ایجاد می کند. چک های بزرگی را برای امور خیریه بنویسید و از کودکان در مدرسه دولتی که به آنها کمک کرده اید ، از یادداشت های تشکر می کنید. شما به اندازه کافی احساس خوبی را از دادن خیرخواهانه خود دریافت خواهید کرد تا یک عمر به شما ادامه دهد. کارآفرین و میلیاردر مارک بنیوف گفته اند: "هیچ چیز نمی تواند احساس بهتری داشته باشد. بشردوستانه کاملاً بهترین دارویی است که تاکنون مصرف کرده ام. "
دومین بخش برتر ثروتمند بودن این است که می توانید با هر کسی در جهان ملاقات کنید. همانطور که اندی وارهول یک بار بیان کرد ، بهترین بخش در مورد مشهور بودن فرصتی برای ملاقات با افراد مشهور دیگر است. شخصی مانند لری الیسون می تواند نویسندگان یا اساتید یا سیاستمداران یا مدیر عاملان را به راحتی در دفتر خود احضار کند. گری بکر ، اقتصاددان فقید اظهار داشت که مردم اعتیاد آور ترین چیز در کره زمین هستند. این یک خارش اعتیاد آور است که افراد غنی فوق العاده می توانند به راحتی خراشیده شوند.
بنابراین ، این چیزی است که من فکر می کنم در پایان جاده نه چندان بعد از آن که با همه مواد پراکنده تنظیم کنید: یک عکس بهتر در معنی و شلیک بهتر در خوشبختی که از توانایی دوست داشتن افراد باحال است. واد
پس چرا بسیاری از مردم هشدار می دهند ، "مراقب آنچه می خواهید باشید؟"
با توجه به این فواید ، در میان دیگران ، چرا افراد خردمند غالباً جوانان را که رویای ثروت عظیم را می بینند ، "مراقب آنچه می خواهید" هستند ، توصیه می کنند؟به عنوان مثال ، ماه دیگر ، کوین کلی ، یکی از جالب ترین مردان جهان ، گفت: "شما نمی خواهید یک میلیارد دلار داشته باشید. شما واقعاً این کار را نمی کنید. "
مطمئناً ، همیشه این سؤال وجود دارد که آیا کلی-و حتی من-فقط خودآزمایی هستند. ما میلیاردرها نیستیم و احتمالاً هرگز نخواهیم بود. ما احتمالاً دوست داریم داستانی را برای خودمان بگوییم که هرگز نمی خواستیم آنچه را که هرگز قادر به بدست آوردن آن نخواهیم بود. اما من معتقدم که توصیه های کلی وجود دارد.
اول ، داشتن پول فقط به آنچه قبلاً بود نبود. این یک واقعیت عصر مدرن است. درست 100 سال پیش ، فوق العاده ثروتمندان از امتیازات متوسط عامیانه هرگز نمی توانستند به آن دسترسی پیدا کنند: غذای تازه ، دارو ، اطلاعات ، زایمان ایمن و غیره. امروز ، از نظر کیفیت زندگی تفاوت کمی بین طبقه متوسط و آمریکایی وجود دارد. امروز ، هیچ آمریکایی در زایمان نخواهد مرد. تقریباً همه به غذاهای ارزان قیمت دسترسی دارند ، می توانند در هر نقطه از جهان برای کمتر از هزار دلار پرواز کنند ، با کلیک ماوس و غیره به دانش و فرهنگ جهان دسترسی پیدا کنند. همانطور که دوست من تایلر کاون خاطرنشان کرده است ، افراد "متوسط" در آمریکا با بیل گیتس فوق العاده غنی به اشتراک می گذارند بسیار مهمتر از آنچه ما با او به اشتراک نمی گذاریم. گیتس یک خانه بزرگتر از من یا من دارد ، اما برای آنچه واقعاً مهم است ، ما یکسان هستیم.
دوم ، همانطور که تونی رابینز می گوید ، "کیفیت زندگی شما با کیفیت روابط شما تعیین می شود."هر شخصی که در حالی که در بالای قدرت هستید ، دوست می شوید فقط سعی می کنید چیزی را از شما بدست آورید - یا به این ترتیب مشکوک هستید ، و به تنهایی ظن برای مراقبت از یک رابطه کافی است. دلیلی وجود دارد که بسیاری از روسای جمهور ، از جمله پرزیدنت اوباما ، پس از ورود به کاخ سفید "هیچ دوست جدیدی" اعلام نکردند. دوستان موجود نیز می توانند مورفو شوند: یک پیر قدیمی که شما یک همسالان را در نظر گرفتید ، از شما می خواهد وام برای پرداخت خانه بپردازد ، و ناگهان یک قدرت سخت و ناجوانمردانه پویا وجود دارد. وقتی در نگاه افرادی که می شناسید حسادت می بینید ، چیزی تغییر می کند.
این تغییرات در ماهیت روابط شما می تواند شما را تنها کند. بسیار ثروتمند بودن می تواند تنها باشد زیرا ، همانطور که در آخرین رمان رمان جاناتان فرانزن می گوید: "افراد اطراف شما دائماً خود را بر روی شما قرار می دهند ... به نظر می رسد که شما حتی به عنوان یک شخص در آنجا نیستید. شما صرفاً یک شیء هستید که مردم آرمان گرایی خود را بر روی آن ، یا عصبانیت آنها یا آنچه شما دارید ، ارائه می دهند.[و] اگر سعی کنید در مورد [خطرات ثروتمند بودن و مشهور بودن] صحبت کنید ، برخی از زن جوان در اوکلند ، کالیفرنیا شما را به ترحم خود متهم می کنند. "
سوم ، با قدرت و ثروت فراوان انتظارات زیادی برای رهبری یک زندگی هدفمند دارد."با زندگی خود چه کاری باید انجام دهم؟"سوالی است که هر فرد تفکر با آن دست و پنجه نرم می کند. کوین کلی خاطرنشان می کند که این سؤال سنگین تر از میلیاردرهای خوب و خوب است: "اگر شما یک فرد خوب باشید ، وزن و وظیفه مسئولیت مسئولیت با میلیاردی که شما به عهده دارید ، سنگین می شوید. و پس از آن تقریباً جنایتکار می شود که آن بار را بر روی بچه های خود عبور دهید. بنابراین با آن چه می کنید اما به میلیارد ها بیشتر توجه می کنید. خیلی سخت است که زندگی خود را اجرا کنید. "
چهارم ، پول احساس اخلاق شما را تغییر می دهد و معمولاً بهتر نیست. روانشناس برکلی ، داچر کللنر ، که مطالعات مختلفی را انجام می دهد که رفتار ثروتمندان را بررسی می کند ، می گوید: "وقتی نردبان کلاس را بالا می برید ، به احتمال زیاد قوانین جاده را نقض می کنید ، دروغ می گویند ، تقلب می کنید ، تا آب نبات را از بچه ها بگیرید، به مغازه فروشی ، و در دادن دیگران محکم باشید. "من مطمئن نیستم که چقدر سهام در این مطالعات قرار داده است. آنچه من معتقدم این است که بسیار غنی بودن شما را از روز به روز جدا می کند که تجربیات اکثر همنوعان خود را تعریف می کند. اگر نمی توانید آخرین باری که در فرودگاه منتظر ماندید و با مأمورین Surly TSA برخورد کرده اید ، یا اگر سالهاست که ماشین خود را به یک سوپر مارکت سوار کرده اید ، در دنیای دیگری زندگی می کنید تا بیشتر از بسیاری از افراد خود. هموطنانارتباط آن سخت تر است ؛همدلی پایین می رود. و جای تعجب آور نیست که برای ثروتمندان بسیار سخت تر نسبت به کسانی که چنین زندگی متفاوتی را پشت سر می گذارند ، سخت تر است.
شایان ذکر است که شهرت باعث کاهش نزولی ثروت می شود. دوستان فوق العاده ثروتمند من که عاقلانه نیز هستند ، پیشنهاد می کنند تا حد ممکن از شهرت خودداری کنند. شرکت خود را عمومی نکنید ، که سهام شما را در معرض دید همه قرار می دهد. در لیست های Forbes Rich ظاهر نشوید. کمکهای گسترده بشردوستانه خود را به طور ناشناس انجام دهید. این ممکن است واقعاً ثروتمند و خیلی مشهور باشد ، و به نظر می رسد که این افراد در رسیدن به صعود و جلوگیری از نزولی ثروت بیشتر شانس بیشتری دارند.
چه مقدار پول باید تلاش کنید تا درآمد کسب کنید؟
تیم O'Reilly آنچه را که به نظر می رسد زندگی خوبی است ، رهبری کرده است.(در حالی که ما چند بار ملاقات کرده ایم و در همان محافل فرار کرده ایم ، من او را شخصاً نمی شناسم.) او یک بنیانگذار و رهبر بسیار موفق یک شرکت سودآور ، O'Reilly Media است. او به طور پاره وقت در سباستوپول ، یک شهر زیبا در حدود یک ساعت در شمال سانفرانسیسکو زندگی می کند.
تیم استعاره خوبی برای پول ارائه داده است: وی گفت که پول هنگام رانندگی مانند بنزین است. شما هرگز نمی خواهید تمام شود ، اما نکته زندگی این نیست که به تور پمپ بنزین بروید.
فرض کنید لذت واقعی در زندگی، مثلاً پیاده روی در یوسمیتی یا گذراندن وقت با دوستان خوب در نیویورک است. با استعاره تیم، برخی از دیوانه های فوق جاه طلب در یک پمپ بنزین در میانه ناکجاآباد متوقف می شوند و سعی می کنند بنزین کافی دریافت کنند تا بتوانند بدون یک بار شارژ مجدد از یوسمیتی به شهر نیویورک رانندگی کنند. متأسفانه، برای برخی از آنها، سالها و سالها - حتی یک عمر - طول می کشد تا بفهمند چگونه بنزین کافی از پمپ بنزین استخراج کنند، و با زندگی کردن به آنچه تیم فریس آن را "برنامه زندگی معوقه" می نامد به گور خود می روند."آنها طرحی داشتند که برای آنها پول کافی درآورد تا بتوانند در نهایت زندگی ای را که واقعاً می خواهند داشته باشند ... اما آنها هرگز به زندگی ای که واقعاً می خواستند نرسیدند.
بنابراین ما با یک سوال مهم باقی می مانیم: در هر زمان چه مقدار بنزین باید در مخزن داشته باشید؟چه مقدار پول در حساب بانکی نویدبخش تعدادی از جوانب مثبت و نه بیش از حد معایب ثروت است؟
شاید ثروت به داستان فرنی طلایی خود نیاز دارد: شما نه زیاد می خواهید، نه خیلی کم. و من فکر می کنم که حد وسط ایده آل، مقوله «غنی» در سلسله مراتبی است که با آن شروع کردم. به طور خام تر، این مقدار ایده آل پول «لعنت به شما پول» نامیده می شود. با پول لعنت به تو، نمی توانی با یک جت شخصی دور دنیا پرواز کنی (بنابراین به ثروت فوق العاده ثروتمند نیستی) اما آیا این قدرت را داری که به هر کسی یا هر چیزی که به آن علاقه ای ندارد بگوییم لعنت به تو. شما (به این معنی که شما از ثروتمندان صرفاً ثروتمندتر هستید).
به عبارت دیگر، اگر بیش از یک روز در هفته روی چیزهایی کار می کنید که شما را هیجان زده نمی کند، به نظر من شما پول لعنتی ندارید. شما هنوز برای مرد کار می کنید. در طرف دیگر، اگر متوجه شدید که در سال به بیش از چند جشن خیریه دعوت شده اید، نگران امنیت فیزیکی و سایبری خانه خود هستید و از یک فرد روابط عمومی می خواهید که اظهارات عمومی شما را بررسی کند، چیزهای بیشتری خواهید داشت. از پول لعنت به شما و تمام معایب مربوطه.
نسیم طالب تعادل ایده آل را اینگونه بیان می کند: شما می خواهید پولی به اندازه کافی داشته باشید تا بیشتر، اگر نگوییم همه، مزایای ثروت را به دست آورید (مهمترین آنها استقلال و توانایی درگیر کردن ذهن خود با مسائل است. که به شما علاقه دارد) اما نه عوارض جانبی آن، مانند شرکت در یک رویداد خیریه با کراوات سیاه و مجبور شدن به گوش دادن به یک توضیح مودبانه از جزئیات بازسازی خانه غنی از سنگ مرمر. با پول کافی، شما کاملاً با شرایط خود زندگی می کنید.
دقیقا چقدر به عنوان "ثروتمند" به حساب می آید؟در سیلیکون ولی، وقتی واقعاً مستقل هستید، مردم از پس انداز ۱۰ میلیون دلاری صحبت می کنند. من متوجه هستم که برای بسیاری از مردم در مکان هایی که هزینه زندگی کمتری دارند، پوچ به نظر می رسد. تعداد دقیقی که به عنوان "ثروتمند" واجد شرایط هستند به شخص، سبک زندگی و آرزوهای او بستگی دارد. اما احتمالاً این عددی است که برای بسیاری از افراد تحصیل کرده و ممتازی که بر کسب درآمد تمرکز می کنند قابل دستیابی است.
برای برخی از افراد، احتمالاً ارزش آن را دارد که برای کسب درآمد چند میلیون دلاری، اندکی از شادی کوتاه مدت را برای مدتی محدود قربانی کنند. این «فداکاری» می تواند به این معنا باشد که ساعت های طولانی تر از آنچه دوست دارید کار کنید، کارهایی را انجام دهید که کاملاً دوست ندارید، شاید دیدن دوستان و خانواده کمتر از آنچه می خواهید باشد. البته این منطق حیله گر می شود. بسیاری از بانکداران سرمایه گذاری از زندگی خود متنفرند، اما آنها در یکی از مطمئن ترین مسیرهای شغلی برای جمع کردن میلیون ها دو رقمی کم در حساب پس انداز خود هستند. اما سالها طول می کشد. آیا اگر در نهایت با 10 میلی متر دلار در بانک به پایان رسید، 15 سال کار خود را دوست نداشته باشید؟من اینطور فکر نمی کنم.
در واقع، همانطور که افراد 80000 Hours اشاره می کنند، تا آنجا که به حداکثر رساندن شادی اهمیت می دهید، زمانی که به درآمد فردی حدود 40000 دلار رسیدید، عوامل دیگری مانند سلامتی،به نظر می رسد روابط و احساس هدف بسیار مهم تر از درآمد است.
پیچیده استآنچه در ذهن من واضح تر است این است که ثروت بزرگ و پرت - نوعی از ثروت که موفقیت تکشاخ در سیلیکون ولی، دسته فوق ثروتمند است - به اندازه کافی دردسر دارد که نباید کسی را مجبور کند 20 سال از زندگی خود را صرف کار کند. 80 ساعت در هفته، تلاش برای به دست آوردن آن... مگر اینکه واقعاً کار را دوست داشته باشند.
بله، بهتر است در جاده زندگی با یک تسلا رانندگی کنید تا یک هوندا سیویک کوبنده، اما توقف هر چند وقت یک بار با BMW خود در پمپ بنزین خیلی تحمیل کننده نیست، و حتی ممکن است شما را در مواردی غیرمنتظره نجات دهد. سختی.
واقعاً چه چیزی باعث می شود که ثروتمندان از قبل به تلاش ادامه دهند؟
آیا کسانی که به سطح "فوق العاده ثروتمند" دست یافتند، آگاهانه برای انجام این کار تلاش کردند؟آیا میلیاردرها به این دلیل میلیاردر می شوند که می خواستند میلیاردر شوند، یا در مقطعی از سفرشان به سمت ثروت بزرگ، پول در انگیزه هایشان در درجه دوم اهمیت قرار گرفت؟
در مورد افرادی که فقط «ثروتمند» هستند و نیازی به کار ندارند، چطور به کار خود ادامه می دهند؟
اگر مشکوک هستید که چیزی که باعث می شود افراد ثروتمند یا فوق ثروتمند بیشتر شبیه یک اجبار باشد تا اهداف مالی خاص، من باید با شما موافق باشم. و در مقاله همراهم برای این مقاله، که تا یک هفته دیگر منتشر خواهم کرد، نظرات خود را در مورد آنچه که ثروتمندان را در میان ما به تلاش و کوشش ادامه می دهد، به اشتراک خواهم گذاشت و این تلاش چه درس هایی برای هر یک از ما که به دنبال جاه طلبی های خود هستیم، دارد. و در عین حال به خوشبختی واقعی نیز دست یابید.
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
8 اسفند
1401 ساعت: 16:26