اولین چیزی که به شما توجه می کند که چگونه من 2000،000 دلار در بورس سهام ایجاد کردم ، عنوان آن است. چه کسی دوست ندارد راز ساخت 2 میلیون دلار را بداند؟این کتاب که توسط نیکولاس دارواس در سال 1960 نوشته شده است ، از یک سرمایه گذار ساده لوحانه به یک صنعتگر حیرت انگیز استفاده می کند.
دارواس یک رقصنده حرفه ای بود که تا سال 1952 تنها یک تخصص داشت - رقصیدن. او چیزی در مورد بازار سهام یا سرمایه گذاری نمی دانست.
فقط از طریق سکته مغزی خوش شانس بود که وی به بازارها معرفی شد. با این حال ، این یک سرمایه گذاری کوچک علاقه او را به حدی کاهش داد که تصمیم به تسلط بر هنر سرمایه گذاری گرفت.
به گفته این ، چگونگی ساخت 2000،000 دلار در بورس سهام مطمئناً یک داستان جادویی نیست. دروس یک شبه موفق نشد. شش سال طول کشید تا اولین قتل بزرگ خود را انجام دهد. در آن شش سال ، او چندین ضرر را جذب کرد - تعدادی از آنها را به سمت ورشکستگی نزدیک کرد.
همانطور که ناسیم نیکلاس طالب می گوید ، "جای زخم در بازی سیگنال می شود" ، دروس همچنین قبل از رفتن به یک امتیاز بزرگ ، سهم عادلانه خود را از زخم ها جمع کرد.
رقصنده ای که فکر می کرد می تواند بازارها را بازی کند
وقتی داروس شروع کرد ، او خودش بود. او هیچ معلم و مربی نداشت که به آن مراجعه کند. اما او هرگز اجازه نداد که عدم دانش به یک مانع تبدیل شود و حتی در سفرهای خود شروع به خواندن نشریات مالی و گزارش ها کرد.

سرمایه گذاری های اولیه وی نتوانست نتایج ستاره ای را به دست آورد و حدس بزند که دلیل عدم موفقیت وی چیست؟همان مجموعه خطاهایی که تا به امروز صدها هزار سرمایه گذار خرده فروشی را به خود جلب می کند. دارواس بود:
- سرمایه گذاری در حرکات و شنوایی ها
- فروش در وحشت
- خرید هر سهام دیگر در اخبار. با پذیرش خودش ، او در یک زمان 30 سهام داشت. او حتی با داشتن سرنخی در مورد عملیات خود ، او حتی نمی داند چگونه برخی از نام های آن سهام را تلفظ کند.
وی گفت: "سالها طول کشید تا بفهمم وقتی این افراد مالی به اپراتور کوچک توصیه می کنند سهام بخرند ، آن دسته از متخصصانی که سهام را خیلی زودتر از طریق اطلاعات داخلی خریداری کرده اند ، می فروشند."
نیکلاس دارواس
پس از سوزاندن انگشتان خود ، نه یک بار ، نه دو بار ، بلکه یک بار بیش از حد ، دارواس فهمید که اگر بخواهد در بازارهای سهام موفق باشد ، باید خود را آموزش دهد.
رویکرد اساسی که کار نمی کند
یادگیری تجزیه و تحلیل اساسی اولین ضربات او در آموزش خود بود.
او خود را در گزارش های مالی غوطه ور کرد و شروع به نگه داشتن سوابق کرد. ایمان او در مطالعات خود چنان عصبی بود که حتی ملک لاس وگاس را نیز برای خرید بیشتر سهام خاص وام می داد.
اما تمام امیدهای او برای ساختن یک جایزه تبخیر شد وقتی که آن سهام به یک نوجوانان رفت. به عنوان یک سرمایه گذار اساسی ، او را به سمت ورشکستگی نزدیک سوار کرد.
رویکرد فنی که هم کار نکرد
برآمدگی های اولیه ، نیکلاس دارواس را وادار کرد تا در مورد آنچه در رویکرد او اشتباه بوده است و چرا. او فهمید که مسیر دانش او هنوز توسعه نیافته است.
چند ماه بعد ، او رویکرد خود را دوباره ارزیابی کرد و اعتماد خود را به اقدام فنی پارک کرد.
وی اظهار داشت که بیشتر سهام در جعبه های ارتفاعات و پایین حرکت می کنند. بنابراین اگر او می توانست وقتی از گذشته گذشته خود را خراب می کند ، سهام خود را وارد کند ، احتمال این وجود دارد که بتواند یک امتیاز جدید را به دست آورد و او می تواند در این زمینه درآمد کسب کند. این تئوری بعداً باکس تئوری نامیده شد و تا به امروز توسط معامله گران استفاده می شود.

در حالی که مهارت های فنی وی باعث کاهش ضرر وی شد ، اما موفقیت وحشی هنوز از او فرار کرد. دستور توقف از دست دادن سلاح اصلی وی در برابر متحمل خسارات گسترده شد.
یک تئوری ترکیبی که کار می کرد
هنگامی که تلاش او با اقدامات فنی نیز به این خوبی نرسید ، نیکلاس دارواس متوجه نظریه او شد ، شاید به همان اندازه که در ابتدا فکر می کرد ، ضد آب نبود.
در این مقطع ، او یک رویکرد جدید و ترکیبی را ابداع کرد - او تئوری جعبه (فنی) خود را با تجزیه و تحلیل اساسی جمع کرد ، امیدوار بود که این رویکرد جدید محکومیت خود را به عنوان یک سرمایه گذار محیطی پایان دهد.
اگر من مجبور باشم کل رویکرد فنی و فنی او را خلاصه کنم ، او سهام را انتخاب کرد-
- قیمت آنها بالا می رفت.
- که در آستانه جدا شدن از جعبه های قدیمی آنها و ورود به موارد جدید بودند.
- با پتانسیل EPS قوی.
- که به نظر می رسید آینده ، که در آینده سرمایه گذاری می کردند.
او موقعیت خود را خلاصه می کند ، "خرید بالا ، فروش بالاتر."
بادآورده و یک Ruin نزدیک
نظریه او به زودی شروع به عمل کرد. در سال 1957 ، او اولین قتل بزرگ خود را هنگامی که 250،000 دلار از سهام سود برد ، انجام داد. این همچنین تئوری فنی فند گرایانه وی را تأیید کرد.
با این حال ، پیروزی او به زودی با یک اشتباه بزرگ دنبال شد.
او به جای استفاده از ذهن خود برای یافتن برندگان بعدی ، طعمه وسوسه شد.
تلاش وی برای یافتن سهام بالقوه چند باتلاق که اکنون به آنچه شایعات بازار می گفتند متمرکز شده است. او اجازه داد غرایز گله بر ذهن آرام و محاسبه کننده خود حاکم باشد. او با لحنی عجیب و غریب می نویسد ،
"گوش من دشمن من شد."
در نتیجه ، وی در طی چند هفته تقریباً 100000 دلار از دست داد. او شرح مفصلی از 15 سهام که در آن پول گمشده خود را ارائه می دهد ، می گوید و آن را یک تواریخ Lunatic می نامد.
قطعه گمشده پازل
نیکلاس دارواس پس از اینکه خود را به سمت ویران نزدیک کرد ، دوباره به تخته سیاه برگشت. او می دانست که هیچ مشکلی با روش او وجود ندارد ، اما این احساسات او بود که او مجبور بود کنترل محکم بر آن داشته باشد.

اولین کاری که او برای رفع کارها انجام داد این بود که او از نظر عاطفی خود را از سرمایه گذاری های خود عقب نشینی کرد. اگر یک چیز وجود داشت که اکنون او را تحت تأثیر قرار داد ، این قیمت سهام بود. هیچ چیز دیگر.
دوم ، او تصمیم گرفت تا ساعت 6 بعد از ظهر هر روز ناشنوا به بازار برود. هنگامی که کابل های او (تلگرام) به عصر رسیدند ، فقط در آن زمان ، او کار روز را شروع می کرد.
به زودی ، دارواس ضررهای خود را بازیابی کرد و به سود 2 میلیون دلار سود پرداخت. سرانجام تلاش های پر دردسر او پرداخت شده بود.
دور از یک autodidact
من فداکاری او را پیدا کردم که کاردستی او را هیجان انگیز کند. توجه داشته باشید ، وقایع این کتاب در دهه 50 اتفاق افتاده است. هیچ اینترنتی وجود نداشت و دروس یک رقصنده حرفه ای بود ، همیشه در حال حرکت بود. روشی که او از طریق کابل های معمولی از کارگزارانش در بالای کارها ماند.
هنگامی که او به یک سرمایه گذار بالغ تر فارغ التحصیل شد ، او آگاهانه نمونه کارها خود را کاهش داد.
بازی او سرمایه گذاری در 2-3 سهام بود که به تازگی یک شلیک آدرنالین دریافت کرده بودند و در حال حرکت بودند. پس از آن ، او مانند یک شکارچی اوج منتظر می ماند و تماشای سهام حرکت را به سمت شمال انجام می دهد تا اینکه به نقطه تورم ضرب المثل برخورد کند.
از این رو ، روشی برای جنون او وجود داشت.
به نفع خواننده ، من می خواهم چیزی را کاملاً واضح بیان کنم. دروس هیچ نادانی نبود که به بازارهای سهام گیر افتاد و با خوش شانس و 2 میلیون دلار خوش شانس بود.
او یک اقتصاددان آموزش دیده از قدیمی ترین و بزرگترین دانشگاه مجارستان بود که خود را در دنیای سرمایه گذاری غوطه ور کرد.
نتیجه
اگر شما یک سرمایه گذار محافظه کار خرید و نگهداری هستید ، ممکن است با بسیاری از موارد موجود در کتاب موافق نباشید ، به خصوص ، با مانترا نویسنده "خرید بالا ، فروش بالاتر". گفته می شود ، بسیاری از موارد آماده سازی وجود دارد که می توانید از آنها بهره مند شوید ، صرف نظر از نوع سرمایه گذار شما.
بهترین جنبه چگونگی ساخت 2000،000 دلار در بورس سهام این است که به طور شفاف نوشته شده است.
نیکلاس دارواس یک داستان نویس عالی بود. مهارت های نوشتاری وی به همان اندازه مهارت های تجاری یا مهارت های رقص خود را با شکوه داشت.
هر فصل شما را در چادرها نگه می دارد و بیشتر فصل ها به یک صخره ختم می شوند و شما را برای کسب اطلاعات بیشتر می کنند.
آیا این تئوری به نتیجه رسیده است؟آیا او آن باد بزرگ را به وجود آورد؟این مانند آن فیلم های ایندیانا جونز است که شخصیت اصلی آن را از یک ماجراجویی به دیگری می اندازد.
من با نقل قول او که واقعاً دوستش داشتم از سیستم خارج می شدم.
"سهام تا زمانی که مانند یک رفتار کند قهرمان است."- نیکلاس دارواس
توییت
افکار خود را در مورد این بررسی کتاب در کادر نظرات زیر به من اطلاع دهید. اگر آن را دوست داشتید ، لطفاً آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
آموزش فارکس برای مبتدی ها...
ما را در سایت آموزش فارکس برای مبتدی ها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : Mihayloo
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
7 اسفند
1401 ساعت: 19:38